بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 49

سخنان امير مؤمنان عليه السلام در اين راستا بهترين رهنمون است كه مى‌فرمايد:
«لا تُودِعْ سِرَّكَ الَّا عِنْدَ كُلِّ ثِقَةٍ» «1» رازت را جز به فردى موثّق مسپار.
«وَ لا تُودِعَنَّ سِرَّكَ مَنْ لا امانَةَ لَهُ» «2» رازت را به كسى كه امانتدار نيست، مسپار.
افراد امين و با وفا تمام تلاش خود را در نگهدارى اسناد محرمانه به كار مى‌برند و به هيچ قيمتى حاضر به افشاى آن نيستند، گر چه جان خويش را بر سر آن نهند.
در جريان نهضت مقدّس عاشورا، پيك امينى به نام «قيس بن مسهّر صيداوى» با پيامى از امام حسين عليه السلام راهى كوفه شد، ولى پيش از رسيدن به كوفه در دست نيروهاى دشمن گرفتار شد. قيس كه خود را در ميان اسارت يا شهادت يافت و رساندن پيام امام را غير ممكن ديد، پيش از آنكه پيام آن حضرت به دست مأموران دشمن بيفتد آن را در دهان گذاشت و بلعيد و بدين سان از دستيابى دشمن به پيام امام جلوگيرى كرد. «3» ب- توجه به فوايد رازدارى‌ ناآگاهى از اهمّيت رازدارى و عدم توجه به فوايد حياتى آن، ممكن است زمينه افشاى اسرار را فراهم كند. اگر افراد از آثار گرانقدر رازدارى آگاه شوند، تلاش مى‌كنند كه اسرار را افشا نسازند. در اين جا به برخى از آن آثار اشاره مى‌كنيم:
امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
«جُمِعَ خَيْرُ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ فى‌ كِتمانِ السِّرِّ وَ مُصادَقَةِ الْاخْيارِ» «4» نيكى‌هاى دنيا و آخرت در پنهان داشتن راز و دوستى نيكان، گرد آمده است.



صفحه 50

و نيز فرمود:
«سِرُّكَ سُرُورُكَ انْ كَتَمْتَهُ، وَ انْ اذَعْتَهُ كانَ ثُبُورُكَ» «1» رازت را اگر پنهان دارى، شادمانى توست و اگر برملايش سازى (هلاكت و) اندوه تو است.
همچنين فرمود:
«مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كانَتِ الْخِيَرَةُ بِيَدِهِ» «2» هر كس رازش را پنهان دارد، اختيار [خير و نيكى‌] به دست خود اوست.
امام كاظم عليه السلام نيز مى‌فرمايد:
«احْفَظْ لِسانَكَ تَعِزَّ» «3» زيانت را نگه دار تا عزّت يابى.
ج- دانستن زيان‌هاى راز افشانى‌ دانستن زيانهاى «اطلاع‌دهى» نيز مكمّل فوايد رازدارى است و نگاهى گر چه گذرا، به خسارت‌هاى افشاى راز، هر انسان عاقلى را وامى‌دارد كه اسرار را حفظ كند. برخى از آن زيان‌ها بدين قرار است:
1- عدم امنيّت: امير مؤمنان عليه السلام در اين باره فرمود:
«لا يَسْلَمُ مَنْ اذاعَ سِرَّهُ» «4» كسى كه رازش را فاش سازد، سالم نمى‌ماند.
و در سخنى ديگر فرمود:



صفحه 51

«لا حِرْزَ لِمَنْ لا يَسَعُ سِرَّهُ صَدْرُهُ» «1» كسى كه سينه‌اش گنجايش رازش را نداشته باشد، پناهى ندارد.
اين موضوع بسيار روشن و بديهى است، چرا كه برملا ساختن اسناد محرمانه، اطلاعات كافى در اختيار دشمن مى‌گذارد و او با آگاهى كامل از وضعيت نظامى، اقتصادى، سياسى و غيره همه خاكريزهاى ما را فتح كرده، زندگى را برايمان غير ممكن مى‌سازد.
2- ذلّت و خوارى: افشاى اسرار، در واقع همسو شدن با دشمن در ذلت و خوارى نيروهاى خودى است، زيرا دشمن به وسيله اطلاعات به دست آمده، بهتر و سريع‌تر مى‌تواند به ما ضربه كارى وارد كرده، از هستى ساقط كند. حضرت امام كاظم عليه السلام پس از توصيه به رازدارى فرمود:
«وَ لا تُمَكِّنِ النَّاسَ مِنْ قِيادِ رَقَبَتِكَ فَتَذِلَّ» «2» زمام گردن (اسرار) خويش را به دست مردم نده كه خوار خواهى شد.
3- اسارت و بيچارگى: افشاى اسناد محرمانه، برابر با امضاى سند اسارت و بيچارگى ملّت است. امام على عليه السلام در اين باره فرمود:
«سِرُّكُ اسيرُكَ فَانْ افْشَيْتَهُ صِرْتَ اسيرَهُ» «3» راز تو اسير توست، ولى اگر افشايش نمايى، تو اسير آن مى‌شوى.
تاريخ، فراوان به ياد دارد كه ملّتى به سبب برملا شدن اسناد محرمانه و طبقه‌بندى شده‌اش، مجبور شده سال‌ها ننگ و رنج اسارت را تحمّل كند و تن به خوارى و بيچارگى و بدبختى بدهد.
4- شرّ و بدى: امير مؤمنان عليه السلام بدى‌ها و بديُمنى‌ ملّت را در افشاى اسرار و دوستى با اشرار خلاصه كرده و فرموده است:



صفحه 52

«جُمِعَ الشَّرُّ فِى الْاذاعَةِ وَ مُؤاخاةِ الْاشْرارِ» «1» شرّ (دنيا و آخرت) در افشاگرى و دوستى با بدان گرد آمده است.
د- ايمان و تقوا عامل چهارم و مهم‌ترين عامل حفظ اسرار، ايمان و تقواى الهى است. انسان مؤمن و با تقوا هرگز به خود اجازه نمى‌دهد كه اسرار مملكت خويش را فاش سازد و به دين و دنياى هموطنانش آسيب برساند. او به خدايى ايمان دارد كه حاضر و ناظر بر كردار و گفتار بندگان خويش است و روز جزايى را مدّ نظر دارد كه به كارنامه عمل او رسيدگى شده، مورد بازخواست قرار مى‌گيرد و معتقد به قرآنى است كه مى‌فرمايد:
«ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ الَّا لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ» «2» هيچ كلامى نمى‌گويد، مگر آنكه در كنار او مراقبى حاضر است.
اين مأمور نامرئى خداوند، همه گفتارها و كرده‌هاى او را براى پاسخگويى روز بازپسين ضبط مى‌كند و چه كسى مى‌تواند در برابر زيان‌هاى ناشى از افشاى اسرار مردم، چون به يغما رفتن منابع مملكت، ريخته شدن خون بى‌گناهان، به خطر افتادن مال و ناموس مسلمانان، آسيب ديدن حكومت اسلامى و ... جوابگو باشد؟
افراد با تقوا و مؤمن با دلهره و نگرانى از سرنوشت شوم و وحشتناكى كه در انتظار افراد خائن و بى‌ظرفيت است، سينه خود را با وسعت فوق‌العاده، جايگاه حفظ اسرار ساخته، همواره سنجيده و فهميده، لب به سخن مى‌گشايند، تا دچار انحراف و خيانت و در نتيجه عذاب الهى و شرمندگى ابدى نگردند.



صفحه 53

خلاصه درس‌ هر فرد، خانواده، تشكيلات و سازمانى، اسرار و اطلاعاتى در اختيار دارد كه ديگران نبايد از آن آگاه شوند. يك مجموعه نظامى نيز چنين اسرار مهمّ و حياتى را بدون ترديد داراست كه بايد آن را حفاظت كرده، از دسترس نامحرمان دو اخلاق و تربيت اسلامى 59 آثار نظم و انضباط ص : 57 ر نگه دارد. از نظر پيشوايان اسلام نيز موفّق‌ترين كارها با پنهان داشتن اسرار به انجام مى‌رسد و در برابر، افشاى راز باعث سقوط است.
عوامل چندى سبب افشاى راز مى‌شود، از جمله: پر حرفى، خودنمايى، دوستى و رفاقت، احساسات و عصبانيت، علايم، آمار و وسائل ارتباطى. در مقابل، راه‌هاى متعددى نيز براى جلوگيرى رازافشانى وجود دارد، از جمله: انتخاب افراد امين و درستكار، توجيه نيروها نسبت به فوايد رازدارى و خسارت‌هاى ناشى از پرده درى، با ايمان بودن افرادى كه به اسناد طبقه‌بندى شده و محرمانه دسترسى دارند.



صفحه 54

پرسش‌ 1- چرا ضرورت رازدارى براى نيروهاى مسلّح، بيش‌از ديگر اقشار و سازمان‌هاى كشوراست؟
2- راه‌ها و انگيزه‌هاى افشاى اسرار كدام است؟
3- راههاى حفظ اسرار چيست؟
4- عامل تقوا و ايمان را در حفظ اسرار، شرح دهيد.
5- بر اثر افشاى اسرار چه زيان‌هايى به فرد يا نيروهاى مسلح و كشور وارد مى‌شود؟



صفحه 55

درس ششم: نظم و انضباط هستى عالم بر پايه نظم استوار است؛ هر پديده‌اى در دستگاه آفرينش جاى خاصّ و نقش ويژه‌اى را دارد؛ كُرات آسمانى با سرعتى حساب شده و دقيق، در مدار معيّنى حركت مى‌كنند، فصل‌هاى سال و شب و روز با نظم شگفت‌آورى در پى هم مى‌آيند و هر چيزى به اندازه و كيفيت مناسبى آفريده شده است. خداوند مى‌فرمايد:
«انَّا كُلَّ شَىْ‌ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ» «1» ما همه چيز را به اندازه آفريديم.
اهميت نظم و انضباط نظم شگفت‌آور عالم هستى كه هر انديشمندى را به حيرت وامى‌دارد، معلول تدبير خداوند حكيم و مدبّر است؛ خداى حكيم و توانايى كه «نظم» را در دستگاه پهناور و عظيم آفرينش مقرر داشته، در زندگى فردى انسان و روابط اجتماعى او نيز آن را مى‌پسندد.
قرآن كريم، علاوه بر تشريح چگونگى نظم حاكم بر جهان و استناد آن به وجود آفريننده‌اى دانا و حكيم، حاوى دستورات و برنامه‌هاى انسان‌ساز براى بندگان خدا و اجتماع بشرى در جهت نظم بخشيدن و سامان دادن به افكار و اعتقادات، گفتار و كردارشان است. امير مؤمنان عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«الا انَّ فيهِ عِلْمَ ما يَأْتى‌ وَالْحدَيثَ عَنِ الْماضى‌ وَ دَواءَ دائِكُمْ وَ نَظْمَ ما بَيْنَكُمْ» «2»


صفحه 56

همانا در قرآن، دانش آينده، اخبار گذشته، داروى درد شما و [آيين‌] نظم و انضباط ميان شما، نهفته است.
تمامى آياتى كه درباره قوانين و مقرّرات حاكم بر فرد و جامعه اسلامى نازل شده، برقرار كننده نظم و انضباط در زندگى فردى و اجتماعى مسلمانان است. اين آيات نشان مى‌دهد كه اسلام همواره پيروان خويش را به داشتن يك برنامه صحيح و منظّم دعوت مى‌كند و از آنان مى‌خواهد كه به اصول و موازين دين پايبند بوده، طبق برنامه‌اى كه خداوند برايشان تنظيم كرده، زندگى كنند.
اولياى بزرگوار اسلام، رعايت نظم و انضباط در كارها را بسيار مهم دانسته، آن را مورد تأكيد قرار داده‌اند.
على عليه السلام در ضمن وصيتنامه‌اى خطاب به دو فرزند بزرگوارش امام حسن و امام حسين عليهما السلام مى‌فرمايد:
«اوصيكُما وَ جَميعَ وَلَدى‌ وَ اهْلى‌ وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتابى‌ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ امْرِكُمْ» «1» شما و همه فرزندانم و هر كس كه نامه‌ام بدو رسد، به تقواى الهى و نظم در كارهايتان، سفارش مى‌كنم.
نظم در برنامه‌هاى دينى‌ اسلام به عنوان دينى جامع و جهانى، بر نظم و برنامه‌ريزى در زندگى فردى و اجتماعى پيروانش تأكيد كرده، به آنان سفارش مى‌كند كه تمامى كارهاى خود را طبق برنامه و بطور منظّم انجام‌دهند و از بى‌نظمى بپرهيزند. در همين زمينه، مهم‌ترين احكام و مقرّرات خود را با نظم حاكم بر جهان، هماهنگ ساخته، مسلمانان را به رعايت دقيق آن فراخوانده است، تا آنجا كه آنان بايستى اوقات نمازهاى روزانه را با توجه به گردش منظم منظومه شمسى و حركت زمين تعيين كنند، به حدى كه (براى مثال) اگر نماز ظهر را حتّى يك دقيقه پيش از رسيدن نيمروز يا نماز صبح را پيش از طلوع فجر اقامه كنند، از ايشان پذيرفته نيست.