«لا حِرْزَ لِمَنْ لا يَسَعُ سِرَّهُ صَدْرُهُ» «1» كسى كه سينهاش گنجايش رازش را نداشته باشد، پناهى ندارد.
اين موضوع بسيار روشن و بديهى است، چرا كه برملا ساختن اسناد محرمانه، اطلاعات كافى در اختيار دشمن مىگذارد و او با آگاهى كامل از وضعيت نظامى، اقتصادى، سياسى و غيره همه خاكريزهاى ما را فتح كرده، زندگى را برايمان غير ممكن مىسازد.
2- ذلّت و خوارى: افشاى اسرار، در واقع همسو شدن با دشمن در ذلت و خوارى نيروهاى خودى است، زيرا دشمن به وسيله اطلاعات به دست آمده، بهتر و سريعتر مىتواند به ما ضربه كارى وارد كرده، از هستى ساقط كند. حضرت امام كاظم عليه السلام پس از توصيه به رازدارى فرمود:
«وَ لا تُمَكِّنِ النَّاسَ مِنْ قِيادِ رَقَبَتِكَ فَتَذِلَّ» «2» زمام گردن (اسرار) خويش را به دست مردم نده كه خوار خواهى شد.
3- اسارت و بيچارگى: افشاى اسناد محرمانه، برابر با امضاى سند اسارت و بيچارگى ملّت است. امام على عليه السلام در اين باره فرمود:
«سِرُّكُ اسيرُكَ فَانْ افْشَيْتَهُ صِرْتَ اسيرَهُ» «3» راز تو اسير توست، ولى اگر افشايش نمايى، تو اسير آن مىشوى.
تاريخ، فراوان به ياد دارد كه ملّتى به سبب برملا شدن اسناد محرمانه و طبقهبندى شدهاش، مجبور شده سالها ننگ و رنج اسارت را تحمّل كند و تن به خوارى و بيچارگى و بدبختى بدهد.
4- شرّ و بدى: امير مؤمنان عليه السلام بدىها و بديُمنى ملّت را در افشاى اسرار و دوستى با اشرار خلاصه كرده و فرموده است:
«جُمِعَ الشَّرُّ فِى الْاذاعَةِ وَ مُؤاخاةِ الْاشْرارِ» «1» شرّ (دنيا و آخرت) در افشاگرى و دوستى با بدان گرد آمده است.
د- ايمان و تقوا عامل چهارم و مهمترين عامل حفظ اسرار، ايمان و تقواى الهى است. انسان مؤمن و با تقوا هرگز به خود اجازه نمىدهد كه اسرار مملكت خويش را فاش سازد و به دين و دنياى هموطنانش آسيب برساند. او به خدايى ايمان دارد كه حاضر و ناظر بر كردار و گفتار بندگان خويش است و روز جزايى را مدّ نظر دارد كه به كارنامه عمل او رسيدگى شده، مورد بازخواست قرار مىگيرد و معتقد به قرآنى است كه مىفرمايد:
«ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ الَّا لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ» «2» هيچ كلامى نمىگويد، مگر آنكه در كنار او مراقبى حاضر است.
اين مأمور نامرئى خداوند، همه گفتارها و كردههاى او را براى پاسخگويى روز بازپسين ضبط مىكند و چه كسى مىتواند در برابر زيانهاى ناشى از افشاى اسرار مردم، چون به يغما رفتن منابع مملكت، ريخته شدن خون بىگناهان، به خطر افتادن مال و ناموس مسلمانان، آسيب ديدن حكومت اسلامى و ... جوابگو باشد؟
افراد با تقوا و مؤمن با دلهره و نگرانى از سرنوشت شوم و وحشتناكى كه در انتظار افراد خائن و بىظرفيت است، سينه خود را با وسعت فوقالعاده، جايگاه حفظ اسرار ساخته، همواره سنجيده و فهميده، لب به سخن مىگشايند، تا دچار انحراف و خيانت و در نتيجه عذاب الهى و شرمندگى ابدى نگردند.
خلاصه درس هر فرد، خانواده، تشكيلات و سازمانى، اسرار و اطلاعاتى در اختيار دارد كه ديگران نبايد از آن آگاه شوند. يك مجموعه نظامى نيز چنين اسرار مهمّ و حياتى را بدون ترديد داراست كه بايد آن را حفاظت كرده، از دسترس نامحرمان دو اخلاق و تربيت اسلامى 59 آثار نظم و انضباط ص : 57 ر نگه دارد. از نظر پيشوايان اسلام نيز موفّقترين كارها با پنهان داشتن اسرار به انجام مىرسد و در برابر، افشاى راز باعث سقوط است.
عوامل چندى سبب افشاى راز مىشود، از جمله: پر حرفى، خودنمايى، دوستى و رفاقت، احساسات و عصبانيت، علايم، آمار و وسائل ارتباطى. در مقابل، راههاى متعددى نيز براى جلوگيرى رازافشانى وجود دارد، از جمله: انتخاب افراد امين و درستكار، توجيه نيروها نسبت به فوايد رازدارى و خسارتهاى ناشى از پرده درى، با ايمان بودن افرادى كه به اسناد طبقهبندى شده و محرمانه دسترسى دارند.
پرسش 1- چرا ضرورت رازدارى براى نيروهاى مسلّح، بيشاز ديگر اقشار و سازمانهاى كشوراست؟
2- راهها و انگيزههاى افشاى اسرار كدام است؟
3- راههاى حفظ اسرار چيست؟
4- عامل تقوا و ايمان را در حفظ اسرار، شرح دهيد.
5- بر اثر افشاى اسرار چه زيانهايى به فرد يا نيروهاى مسلح و كشور وارد مىشود؟
درس ششم: نظم و انضباط هستى عالم بر پايه نظم استوار است؛ هر پديدهاى در دستگاه آفرينش جاى خاصّ و نقش ويژهاى را دارد؛ كُرات آسمانى با سرعتى حساب شده و دقيق، در مدار معيّنى حركت مىكنند، فصلهاى سال و شب و روز با نظم شگفتآورى در پى هم مىآيند و هر چيزى به اندازه و كيفيت مناسبى آفريده شده است. خداوند مىفرمايد:
«انَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ» «1» ما همه چيز را به اندازه آفريديم.
اهميت نظم و انضباط نظم شگفتآور عالم هستى كه هر انديشمندى را به حيرت وامىدارد، معلول تدبير خداوند حكيم و مدبّر است؛ خداى حكيم و توانايى كه «نظم» را در دستگاه پهناور و عظيم آفرينش مقرر داشته، در زندگى فردى انسان و روابط اجتماعى او نيز آن را مىپسندد.
قرآن كريم، علاوه بر تشريح چگونگى نظم حاكم بر جهان و استناد آن به وجود آفرينندهاى دانا و حكيم، حاوى دستورات و برنامههاى انسانساز براى بندگان خدا و اجتماع بشرى در جهت نظم بخشيدن و سامان دادن به افكار و اعتقادات، گفتار و كردارشان است. امير مؤمنان عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«الا انَّ فيهِ عِلْمَ ما يَأْتى وَالْحدَيثَ عَنِ الْماضى وَ دَواءَ دائِكُمْ وَ نَظْمَ ما بَيْنَكُمْ» «2»
همانا در قرآن، دانش آينده، اخبار گذشته، داروى درد شما و [آيين] نظم و انضباط ميان شما، نهفته است.
تمامى آياتى كه درباره قوانين و مقرّرات حاكم بر فرد و جامعه اسلامى نازل شده، برقرار كننده نظم و انضباط در زندگى فردى و اجتماعى مسلمانان است. اين آيات نشان مىدهد كه اسلام همواره پيروان خويش را به داشتن يك برنامه صحيح و منظّم دعوت مىكند و از آنان مىخواهد كه به اصول و موازين دين پايبند بوده، طبق برنامهاى كه خداوند برايشان تنظيم كرده، زندگى كنند.
اولياى بزرگوار اسلام، رعايت نظم و انضباط در كارها را بسيار مهم دانسته، آن را مورد تأكيد قرار دادهاند.
على عليه السلام در ضمن وصيتنامهاى خطاب به دو فرزند بزرگوارش امام حسن و امام حسين عليهما السلام مىفرمايد:
«اوصيكُما وَ جَميعَ وَلَدى وَ اهْلى وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتابى بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ امْرِكُمْ» «1» شما و همه فرزندانم و هر كس كه نامهام بدو رسد، به تقواى الهى و نظم در كارهايتان، سفارش مىكنم.
نظم در برنامههاى دينى اسلام به عنوان دينى جامع و جهانى، بر نظم و برنامهريزى در زندگى فردى و اجتماعى پيروانش تأكيد كرده، به آنان سفارش مىكند كه تمامى كارهاى خود را طبق برنامه و بطور منظّم انجامدهند و از بىنظمى بپرهيزند. در همين زمينه، مهمترين احكام و مقرّرات خود را با نظم حاكم بر جهان، هماهنگ ساخته، مسلمانان را به رعايت دقيق آن فراخوانده است، تا آنجا كه آنان بايستى اوقات نمازهاى روزانه را با توجه به گردش منظم منظومه شمسى و حركت زمين تعيين كنند، به حدى كه (براى مثال) اگر نماز ظهر را حتّى يك دقيقه پيش از رسيدن نيمروز يا نماز صبح را پيش از طلوع فجر اقامه كنند، از ايشان پذيرفته نيست.
آغاز و پايان ماه مبارك رمضان نيز بايستى از گردش اعجابانگيز و دقيق كره ماه بر گِرد زمين مشخص شود و آغاز و پايان روزه نيز با طلوع فجر و مغرب هماهنگ گردد.
حجّ، اين فريضه بزرگ عبادى- سياسى در موسمى خاص از سال و در مكانى معيّن اجرا مىشود، هر يك از آداب نمازهاى جمعه و جماعت با نظم و انضباط ويژهاى به جا آورده مىشود و در رفت و آمدها، وعدهها، ملاقاتها، تعليم و تعلّمها و در يك كلام در تمامى شؤون زندگى، بايد پايبند به نظم بود و با جدّيت هر چه بيشترى آن را به اجرا درآورد.
آثار نظم و انضباط نظم و انضباط در كارها، آثار و بركات فراوانى براى فرد و جامعه در پى دارد كه برخى از آنها عبارتند از:
1- بهرهگيرى بيشتر از زندگى: استفاده بهتر و بيشتر از زندگى و جلوگيرى از هدر رفتن سرمايه و استعداد، نيازمند برنامهريزى دقيق و رعايت نظم در تمامى فعاليتهاست. فردى كه براى اوقات شبانهروز خود برنامهاى تنظيم كرده و كارهاى شخصى و اجتماعىاش را در زمان مورد نظر انجام مىدهد، بهره بيشترى را از آن خود و ديگران خواهد ساخت.
از اين رو، امام كاظم عليه السلام به برنامهريزى، تنظيم كارها و بهرهگيرى صحيح از وقت اشاره كرده، مىفرمايد:
بكوشيد كه وقت خود را چهار قسمت كنيد: بخشى براى مناجات با خدا، بخش ديگر براى امرار معاش، بخش سوم براى معاشرت با برادران و معتمدانى كه عيوبتان را به شما مىگويند و در دل به شما اخلاص مىورزند و بخش چهارم براى لذّتها و كامجويىهاى مشروع؛ تا براى سه بخش ديگر نيرو بگيريد. «1» با مطالعه زندگى امام خمينى قدس سره به روشنى مىتوان دريافت كه از جمله عوامل مؤثّر در زندگى، تحصيل و مبارزاتشان برنامهريزى صحيح و پايبندى به نظم بوده است. يكى از شاگردان ايشان در اين باره مىگويد:
نظم دقيق در زندگى، از ويژگيهاى معروف امام است كه شايد از زبان ديگران مكرر شنيده باشيد، به راستى عجيب بود كه حتى براى مطالعه و قرائت قرآن و كارهاى مستحب و حتى زيارتها و دعاهايى كه در وقت خاصى هم وارد نشده بود، وقت خاصى را تنظيم كرده بودند و هر كارى را بر طبق همان زمانبندى و تنظيم خاص انجام مىدادند. بهطورى كه براى هر كس كه مدتى با ايشان مأنوس و معاشر مىشد، مشخص بود كه در چه ساعتى، مشغول چه كارى و انجام چه عملند، اگر چه در حضور ايشان نباشد و فرسنگها از محضرشان دور و جدا باشد. «1» 2- نتيجه بخشى كارها: حاكم كردن نظم و انضباط در كارها، موجب مىشود كه هر كارى بجا و بموقع انجام پذيرفته، نتيجه بخش و سودمند باشد. فردى كه در جلسات، سخنرانىها، رفت و آمدها، وعدهها و ... نظم را رعايت مىكند، فعاليتهايش از نتيجه بهتر و بيشترى برخوردار خواهد شد.
امير مؤمنان عليه السلام با توجه به تأثير نظم در نتيجه بخشى كارها، بر انجام امور روزانه در وقت خود سفارش كرده، مىفرمايد:
«وَ أَمْضِ لِكُلِّ يَوْمٍ عَمَلَهُ، فَانَّ لِكُلِّ يَوْمٍ ما فيهِ» «2» كار هر روز را در همان روز انجام ده (و آن را به روز بعد موكول مكن)؛ زيرا براى هر روز كار خاصّى است (كه مجال انجام عقبافتادگىها را نمىدهد).
امام امت قدس سره در صورتى كارها را نتيجه بخش و الهى مىداند كه نظم نيز در كنار اخلاص، مورد توجه قرار گرفته باشد:
كارها بايد روى نظم و قاعده صورت گيرد، تكرار مىكنم؛ كارها وقتى روى نظم و قاعده و براى خدا بود، ديگر خوفى نيست، چه كسى كشته شد، چه كسى كشت. «3»