پرسش 1- چرا ضرورت رازدارى براى نيروهاى مسلّح، بيشاز ديگر اقشار و سازمانهاى كشوراست؟
2- راهها و انگيزههاى افشاى اسرار كدام است؟
3- راههاى حفظ اسرار چيست؟
4- عامل تقوا و ايمان را در حفظ اسرار، شرح دهيد.
5- بر اثر افشاى اسرار چه زيانهايى به فرد يا نيروهاى مسلح و كشور وارد مىشود؟
درس ششم: نظم و انضباط هستى عالم بر پايه نظم استوار است؛ هر پديدهاى در دستگاه آفرينش جاى خاصّ و نقش ويژهاى را دارد؛ كُرات آسمانى با سرعتى حساب شده و دقيق، در مدار معيّنى حركت مىكنند، فصلهاى سال و شب و روز با نظم شگفتآورى در پى هم مىآيند و هر چيزى به اندازه و كيفيت مناسبى آفريده شده است. خداوند مىفرمايد:
«انَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ» «1» ما همه چيز را به اندازه آفريديم.
اهميت نظم و انضباط نظم شگفتآور عالم هستى كه هر انديشمندى را به حيرت وامىدارد، معلول تدبير خداوند حكيم و مدبّر است؛ خداى حكيم و توانايى كه «نظم» را در دستگاه پهناور و عظيم آفرينش مقرر داشته، در زندگى فردى انسان و روابط اجتماعى او نيز آن را مىپسندد.
قرآن كريم، علاوه بر تشريح چگونگى نظم حاكم بر جهان و استناد آن به وجود آفرينندهاى دانا و حكيم، حاوى دستورات و برنامههاى انسانساز براى بندگان خدا و اجتماع بشرى در جهت نظم بخشيدن و سامان دادن به افكار و اعتقادات، گفتار و كردارشان است. امير مؤمنان عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«الا انَّ فيهِ عِلْمَ ما يَأْتى وَالْحدَيثَ عَنِ الْماضى وَ دَواءَ دائِكُمْ وَ نَظْمَ ما بَيْنَكُمْ» «2»
همانا در قرآن، دانش آينده، اخبار گذشته، داروى درد شما و [آيين] نظم و انضباط ميان شما، نهفته است.
تمامى آياتى كه درباره قوانين و مقرّرات حاكم بر فرد و جامعه اسلامى نازل شده، برقرار كننده نظم و انضباط در زندگى فردى و اجتماعى مسلمانان است. اين آيات نشان مىدهد كه اسلام همواره پيروان خويش را به داشتن يك برنامه صحيح و منظّم دعوت مىكند و از آنان مىخواهد كه به اصول و موازين دين پايبند بوده، طبق برنامهاى كه خداوند برايشان تنظيم كرده، زندگى كنند.
اولياى بزرگوار اسلام، رعايت نظم و انضباط در كارها را بسيار مهم دانسته، آن را مورد تأكيد قرار دادهاند.
على عليه السلام در ضمن وصيتنامهاى خطاب به دو فرزند بزرگوارش امام حسن و امام حسين عليهما السلام مىفرمايد:
«اوصيكُما وَ جَميعَ وَلَدى وَ اهْلى وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتابى بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ امْرِكُمْ» «1» شما و همه فرزندانم و هر كس كه نامهام بدو رسد، به تقواى الهى و نظم در كارهايتان، سفارش مىكنم.
نظم در برنامههاى دينى اسلام به عنوان دينى جامع و جهانى، بر نظم و برنامهريزى در زندگى فردى و اجتماعى پيروانش تأكيد كرده، به آنان سفارش مىكند كه تمامى كارهاى خود را طبق برنامه و بطور منظّم انجامدهند و از بىنظمى بپرهيزند. در همين زمينه، مهمترين احكام و مقرّرات خود را با نظم حاكم بر جهان، هماهنگ ساخته، مسلمانان را به رعايت دقيق آن فراخوانده است، تا آنجا كه آنان بايستى اوقات نمازهاى روزانه را با توجه به گردش منظم منظومه شمسى و حركت زمين تعيين كنند، به حدى كه (براى مثال) اگر نماز ظهر را حتّى يك دقيقه پيش از رسيدن نيمروز يا نماز صبح را پيش از طلوع فجر اقامه كنند، از ايشان پذيرفته نيست.
آغاز و پايان ماه مبارك رمضان نيز بايستى از گردش اعجابانگيز و دقيق كره ماه بر گِرد زمين مشخص شود و آغاز و پايان روزه نيز با طلوع فجر و مغرب هماهنگ گردد.
حجّ، اين فريضه بزرگ عبادى- سياسى در موسمى خاص از سال و در مكانى معيّن اجرا مىشود، هر يك از آداب نمازهاى جمعه و جماعت با نظم و انضباط ويژهاى به جا آورده مىشود و در رفت و آمدها، وعدهها، ملاقاتها، تعليم و تعلّمها و در يك كلام در تمامى شؤون زندگى، بايد پايبند به نظم بود و با جدّيت هر چه بيشترى آن را به اجرا درآورد.
آثار نظم و انضباط نظم و انضباط در كارها، آثار و بركات فراوانى براى فرد و جامعه در پى دارد كه برخى از آنها عبارتند از:
1- بهرهگيرى بيشتر از زندگى: استفاده بهتر و بيشتر از زندگى و جلوگيرى از هدر رفتن سرمايه و استعداد، نيازمند برنامهريزى دقيق و رعايت نظم در تمامى فعاليتهاست. فردى كه براى اوقات شبانهروز خود برنامهاى تنظيم كرده و كارهاى شخصى و اجتماعىاش را در زمان مورد نظر انجام مىدهد، بهره بيشترى را از آن خود و ديگران خواهد ساخت.
از اين رو، امام كاظم عليه السلام به برنامهريزى، تنظيم كارها و بهرهگيرى صحيح از وقت اشاره كرده، مىفرمايد:
بكوشيد كه وقت خود را چهار قسمت كنيد: بخشى براى مناجات با خدا، بخش ديگر براى امرار معاش، بخش سوم براى معاشرت با برادران و معتمدانى كه عيوبتان را به شما مىگويند و در دل به شما اخلاص مىورزند و بخش چهارم براى لذّتها و كامجويىهاى مشروع؛ تا براى سه بخش ديگر نيرو بگيريد. «1» با مطالعه زندگى امام خمينى قدس سره به روشنى مىتوان دريافت كه از جمله عوامل مؤثّر در زندگى، تحصيل و مبارزاتشان برنامهريزى صحيح و پايبندى به نظم بوده است. يكى از شاگردان ايشان در اين باره مىگويد:
نظم دقيق در زندگى، از ويژگيهاى معروف امام است كه شايد از زبان ديگران مكرر شنيده باشيد، به راستى عجيب بود كه حتى براى مطالعه و قرائت قرآن و كارهاى مستحب و حتى زيارتها و دعاهايى كه در وقت خاصى هم وارد نشده بود، وقت خاصى را تنظيم كرده بودند و هر كارى را بر طبق همان زمانبندى و تنظيم خاص انجام مىدادند. بهطورى كه براى هر كس كه مدتى با ايشان مأنوس و معاشر مىشد، مشخص بود كه در چه ساعتى، مشغول چه كارى و انجام چه عملند، اگر چه در حضور ايشان نباشد و فرسنگها از محضرشان دور و جدا باشد. «1» 2- نتيجه بخشى كارها: حاكم كردن نظم و انضباط در كارها، موجب مىشود كه هر كارى بجا و بموقع انجام پذيرفته، نتيجه بخش و سودمند باشد. فردى كه در جلسات، سخنرانىها، رفت و آمدها، وعدهها و ... نظم را رعايت مىكند، فعاليتهايش از نتيجه بهتر و بيشترى برخوردار خواهد شد.
امير مؤمنان عليه السلام با توجه به تأثير نظم در نتيجه بخشى كارها، بر انجام امور روزانه در وقت خود سفارش كرده، مىفرمايد:
«وَ أَمْضِ لِكُلِّ يَوْمٍ عَمَلَهُ، فَانَّ لِكُلِّ يَوْمٍ ما فيهِ» «2» كار هر روز را در همان روز انجام ده (و آن را به روز بعد موكول مكن)؛ زيرا براى هر روز كار خاصّى است (كه مجال انجام عقبافتادگىها را نمىدهد).
امام امت قدس سره در صورتى كارها را نتيجه بخش و الهى مىداند كه نظم نيز در كنار اخلاص، مورد توجه قرار گرفته باشد:
كارها بايد روى نظم و قاعده صورت گيرد، تكرار مىكنم؛ كارها وقتى روى نظم و قاعده و براى خدا بود، ديگر خوفى نيست، چه كسى كشته شد، چه كسى كشت. «3»
3- تنظيم افكار: از جمله عوامل مؤثّر در نظم فكرى انسان، رعايت نظم در رفتار فردى و اجتماعى است. كسى كه در تمامى كارهايش پايبند به نظم است، افكار گوناگونش نيز از يك طبقهبندى و تنظيم خاصى برخوردار شده، با داشتن اين ويژگى برجسته و پسنديده، پلههاى رشد و كمال را بهتر و سريعتر طى خواهد كرد.
امام خمينى قدس سره، نظم فكرى را نتيجه نظم در رفتار دانسته، مىفرمايد:
اگر در زندگىمان، در رفتار و حركاتمان نظم بدهيم، فكرمان هم بالطبع نظم مىگيرد، وقتى فكر، نظم گرفت يقيناً از آن نظم فكرى كامل الهى برخوردار خواهد شد. «1» 4- جلوگيرى از اتلاف عمر ديگران: كسى كه در زندگى خود منظّم است و كارهايش را براساس يك برنامهريزى حساب شده انجام مىدهد، در برخورد با ديگران نيز نظم را رعايت كرده، از تلف شدن وقت و عمر آنان جلوگيرى مىكند، زيرا ب اخلاق و تربيت اسلامى 65 حيطه كاربرد ص : 64 ا اجراى نظم و سامان دادن فعاليتهايش، موجب خواهد شد كه ديگران در مدّت زمانى كه با او هستند، بيشترين بهره را برده، عمرشان پربارتر گردد.
5- نظم دهى به ديگران: فردى كه زندگى، رفتار و حتى فكرش را منظم كرده و به اين ويژگى پسنديده، آراسته شده است، الگوى مؤثرى براى ديگران بوده، از همين راه آنان را به اجراى نظم و انضباط در كارها وامىدارد.
پيامدهاى بىنظمى به همان اندازه كه نظم و انضباط منشأ آثار و بركاتى است، بىنظمى نيز پيامدها و نتايج ناهنجارى را در پى دارد كه برخى را به اختصار برمىشمريم:
1- ايجاد هرج و مرج: رعايت نكردن نظم در رفتار فردى و اجتماعى، هرج و مرج و نابسامانى كارها را به دنبال دارد و انسان را از دستيابى به نتيجه مطلوب بازمىدارد؛ كسى كه به برنامهريزى اهميتى نمىدهد، رفت و آمدش با ديگران را به نظم درنمىآورد، به
موقع در جلسات سخنرانى و درس حاضر نمىشود، بدون هماهنگى و وقت قبلى مزاحم ديگران، بويژه شخصيتهاى برجسته- كه هر لحظه عمرشان براى جامعه مفيد است- مىشود و ... چنين شخصى به دليل بىنظمى در كارهايش به نتيجه مطلوب دست نمىيابد و همواره در زندگى دچار هرج و مرج و سردرگمى بوده، جامعه را نيز بهاين سو خواهد كشاند.
امام امت قدس سره بى نظمى را آفت بزرگى مىداند كه موجب فساد در كارهاست:
بدون نظم يك امرى تحقق پيدا نمىكند يعنى فاسد مىشود. «1» 2- خدشهدار شدن شخصيت اجتماعى: انسان موجودى اجتماعى است و نيازمند داد و ستد، رفت و آمد، نشست و برخاست و ... با ديگران است و براى اينكه بتواند عضو مفيد و مؤثرى در جامعه باشد، بايد مواظب عملكرد خود- بويژه در ارتباط با جامعه- بوده، شخصيت و اعتبار اجتماعىاش را حفظ كند.
از جمله عواملى كه شخصيت اجتماعى انسان را خدشهدار مىكند، بىنظمى در كارها و در برخورد با ديگران است، چرا كه افراد جامعه به روشنى درمىيابند كه فرد بىانضباط و نامنظم، موجب هرج و مرج در كارها و هدر رفتن وقت و عمر آنان شده، از پيشرفت و ترقىشان جلوگيرى مىكند. به همين دليل او را از ميان خود رانده، برايش ارزش چندانى قائل نمىشوند.
3- پايمال شدن حقوق ديگران: بىنظمى موجب پايمال شدن حقوق افراد و ستم بر آنان است. كسى كه كارهاى مردم را به تأخير مىاندازد و به بعضى اجازه مىدهد كه ساعتها وقتش را بگيرند، در نتيجه فرصت ملاقات با ديگران و انجام كارشان را از دست مىدهد و نمىتواند به موقع جهت تدريس در كلاس درس، جهت انجام كار در محل كار و غيره حضور يابد، ... چنين فردى به دليل بىنظمى در كارها، حقوق ديگران را پايمال كرده و به آنان ستم روا داشته است.
4- هدر رفتن سرمايهها: از بين رفتن امكانات مادى نيز يكى از پيامدهاى بىنظمى است.
امام على عليه السلام با توجه به تأثير بىبرنامگى و بىنظمى در از دست دادن سرمايههاى مادى، مىفرمايد:
«سُوءُ التَّدْبيرِ مِفْتاحُ الْفَقْرِ» «1» بىبرنامگى [و بىنظمى در كارها] كليد فقر و تهيدستى است.