بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 61

4- هدر رفتن سرمايه‌ها: از بين رفتن امكانات مادى نيز يكى از پيامدهاى بى‌نظمى است.
امام على عليه السلام با توجه به تأثير بى‌برنامگى و بى‌نظمى در از دست دادن سرمايه‌هاى مادى، مى‌فرمايد:
«سُوءُ التَّدْبيرِ مِفْتاحُ الْفَقْرِ» «1» بى‌برنامگى [و بى‌نظمى در كارها] كليد فقر و تهيدستى است.



صفحه 62

خلاصه درس‌ نظم و انضباط در زندگى بشر نقش بسيار سازنده و ثمربخشى در فعاليتهاى فردى و اجتماعى انسان ايفا مى‌كند؛ اسلام كه دينى جامع و جهانى است، احكام و مقرّراتش را با نظم حاكم بر جهان، هماهنگ ساخته و به پيروانش نيز سفارش مى‌كند كه تمامى كارهاى خود را طبق برنامه و بطور منظم انجام دهند و از بى‌نظمى بپرهيزند.
نظم و انضباط در كارها، آثار فراوان و ارزشمندى در پى دارد كه برخى از آنها عبارتند از: نتيجه بخشى كارها، تنظيم افكار ... جلوگيرى از اتلاف عمر ديگران و نظم‌دهى به ساير افراد.
بى‌نظمى در فعاليت‌هاى فردى و اجتماعى نيز داراى پيامدهاى ناگوارى است كه از جمله آنها:
ايجاد هرج و مرج، خدشه‌دار شدن شخصيت اجتماعى، پايمال شدن حقوق و هدر رفتن سرمايه‌هاست.
پرسش‌ 1- اهميت نظم و انضباط در زندگى بشر را بيان كنيد.
2- آثار نظم و انضباط كدام است؟
3- امام كاظم عليه السلام درباره تنظيم وقت و بهره‌گيرى از آن چه فرمود؟
4- پيامدهاى بى‌نظمى چيست؟
5- چرا امير مؤمنان عليه السلام بى‌برنامگى و بى‌نظمى را كليد فقر مى‌داند؟



صفحه 63

درس هفتم: اعتدال و ميانه‌روى‌ اعتدال از ريشه عدل، به معنى ميانه‌گيرى ما بين دو حالت يك چيز از نظر كمّى و كيفى و تناسب برقرار كردن ميان آن دو است، چنانكه به روزها و شب‌هاى بهارى و پاييزى كه اندازه يكديگرند، «اعتدال بهارى و پاييزى» گفته مى‌شود. «1» برگردان فارسى اعتدال «ميانه‌روى» است‌كه بر پرهيز از افراط و تفريط در هركارى اطلاق مى‌شود و واژه معادل عربى آن «اقتصاد» است كه در فرهنگ اسلامى كاربرد بيشترى دارد.
ضرورت اعتدال‌ نظام عالم براساس هندسه‌اى دقيق پى‌ريزى گشته است.
جهان چون چشم و گوش و خدّ و ابروست كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست‌ آفريننده حكيم «عالم تكوين» فرمانده تواناى «عالم تشريع» نيز هست؛ «وَ هُوَ الَّذى‌ فِى السَّماءِ الهٌ وَ فِى الْارْضِ الهٌ وَ هُوَ الْحَكيمُ الْعَليمُ» «2» و او كسى است كه در آسمان خداست و در زمين نيز خداست و او بسيار با حكمت و دانش است.
آفرينش انسان نيز از چنين قانونى پيروى مى‌كند و هرگز نارسايى و نوسان در اصل خلقت او وجود ندارد از او نيز خواسته شده كه هماهنگ با عالم آفرينش در صراط مستقيم «عدالت و اعتدال» گام نهد و هيچ‌گاه به افراط و تفريط نگرايد. امير مؤمنان عليه السلام مى‌فرمايد:



صفحه 64

«عَلَيْكَ بِالْقَصْدِ فِى الْامُورِ فَمَنْ عَدَلَ عَنِ الْقَصْدِ جارَ وَ مَنْ اخَذَ بِهِ عَدَلَ» «1» بر تو باد به ميانه‌روى در كارها؛ هر كس از ميانه‌روى روى گرداند، ستم مى‌كند و هر كس به آن چنگ زند، عدالت ورزد.
حيطه كاربرد اصل اعتدال، بايد به شكل كلّى و فراگير بر سراسر زندگى فردى و اجتماعى انسان حاكم باشد و هميشه و همه جا افكار، كردار و گفتار او را دربرگيرد. در اين جا در حدّ گنجايش درس، سه محور ياد شده را توضيح مى‌دهيم.
الف- افكار منشأ همه تصميمات آدمى، فكر و انديشه اوست؛ اگر فكر معتدل و مستقيم باشد، رفتار فرد راه اعتدال مى‌پويد و اگر انديشه به بيمارى عدم اعتدال گرفتار شود، اعمال انسان نيز به آفت افراط و تفريط دچار مى‌شود. امير مؤمنان عليه السلام در سخنى نغز و حكيمانه به سنجش راستگرايى و چپگرايى با اعتدال انديشه پرداخته، مى‌فرمايد:
«الَيمينُ وَالشِّمالُ مَضَلَّةٌ وَالطَّريقُ الْوُسْطى‌ هِىَ الْجادَّةُ» «2» راست روى و چپ روى، گمراهى است و راه ميانه، جادّه زندگى است.
اين راه ميانه، همان تفكّر ناب توحيدى است كه در ميان كلاف‌هاى سر در گم انديشه‌هاى خرافى كفر، شرك، دوگانه پرستى، تثليث، رهبانيّت، جبر و تفويض، تناسخ، تجسم، مادّيگرى، گزافه پرستى و ... با عنوان «صراط مستقيم» خودنمايى مى‌كند و همه موحّدان حقجو را در خويش جاى مى‌دهد و به سر منزل مقصود- يعنى قرب الهى- مى‌رساند.
تندروهاى افراطى، به كلى منكر آفريدگار جهان و نظم و حكمت حاكم بر آن مى‌شوند. حتى واقعيت‌هاى محسوس را منكر مى‌شوند و به تعبير قرآن:



صفحه 65

«وَ اذا قيلَ لَهُمْ ما ذا انْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا اساطيرُ الْاوَّلينَ» «1» و هنگامى كه از آنان پرسش شود: پروردگارتان، چه فرو فرستاده، پاسخ دهند: افسانه گذشتگان را! ولى‌همين پرسش اگر ازصاحبان انديشه معتدل و مستقيم پرسيده‌شود، چنين پاسخ‌مى‌دهند:
«وَ قيلَ لِلَّذينَ اتَّقَوْا ماذا انْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا خَيْراً لِلَّذينَ أَحْسَنُوا فِى هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ لَدارُ الْاخِرَةِ خَيْرٌ ...» «2» از متقيان مى‌پرسند: پروردگار شما چه چيز نازل كرده؟ پاسخ دهند: خير و خوبى؛ براى كسانى كه نيكى كردند، در اين دنيا نيكى است و سراى آخرت از آن هم بهتر است.
تفريط گرايان كندرو نيز هر موجود ناتوان و ناقصى را به خدايى مى‌گيرند و از كهكشان‌ها گرفته تا سنگ و چوب را مى‌پرستند و اف اخلاق و تربيت اسلامى 70 حيطه كاربرد ص : 64 راد ضعيف را برابر خدا فرمان مى‌برند و تا آنجا پيش مى‌روند كه مانند يهوديان معتقد مى‌شوند كه خدا در صحنه آفرينش بيكاره و دست بسته در گوشه‌اى نشسته ناظر كاركرد ديگران در ملك خويش است؛ «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ ايْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ ...» «3» يهوديان گفتند: دست خدا بسته است، دست‌هاى خودشان بسته باد و به سبب آنچه گفتند لعنت شدند! بلكه دست‌هاى خدا باز است.
امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه فرمود:
يهود گفتند: خداوند [با آفرينش نخستين‌] دست از آفرينش كشيد و فزونى و كاستى ايجاد نمى‌كند ولى خداوند با اين آيه اظهارات آنان را تكذيب كرد. «4»


صفحه 66

ب- كردار رفتار عادلانه، نتيجه انديشه معتدل است و مؤمنان با تصحيح افكار و عقايد خويش، به تعديل كردار خود مى‌پردازند و در هيچ كارى به افراط و تفريط نمى‌گرايند. رهنمود كلى قرآن مجيد در اين مورد چنين است:
«وَ لا تُطيعُوا امْرَ الْمُسْرِفينَ الَّذينَ يُفْسِدُونَ فِى الْارْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ» «1» فرمان مسرفان را اجرا نكنيد؛ همان‌ها كه در زمين فساد مى‌كنند و اصلاح نمى‌كنند.
امير مؤمنان على عليه السلام نيز در اين باره مى‌فرمايد:
«وَلْيَكُنْ احَبُّ الْامُورِ الَيْكَ اوْسَطَها فِى الْحَقِّ وَ اعَمَّها فِى الْعَدْلِ» «2» بايد دوست داشتنى‌ترين كارها نزد تو، ميانه‌ترين آنها در حق و گسترده‌ترين آنها در عدالت باشد.
آيات و روايات و احكام و مقررات اسلامى نيز به‌طور گسترده و پيگير درصدد تنظيم همه امور فردى و اجتماعى مسلمانان بر محور حق و اعتدال و پيشگيرى از ناميزانى و افراط و تفريطاند گاه نيز به خاطر اهميت موضوع يا شاخص بودن آن به تعيين مصداق مى‌پردازد كه چند نمونه را در زير عنوان مى‌كنيم:
1- خواب و خوراك: خرد آدمى حكم مى‌كند كه هر موجود زنده‌اى بايد به اندازه نياز خويش از منابع غذايى بهره ببرد و در عين حال هرگونه افراط و تفريط در خورد و خوراك، زيان‌آور و نامعقول است.
قرآن مجيد در اين زمينه مى‌فرمايد:
«... كُلُوا وَاشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا انَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ» «3» بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد كه خدا اسرافكاران را دوست ندارد.



صفحه 67

خوردن و آشاميدن بيش از حد، سبب ويرانى جسم و روح آدمى مى‌شود. امام صادق عليه السلام درباره پرخورى مى‌فرمايد:
«لَيْسَ شَىْ‌ءٌ اضَرَّ عَلى‌ قَلْبِ الْمُؤْمِنِ مِنْ كَثْرَةِ الْاكْلِ وَ هِىَ مُورِثَةٌ لِشَيْئَيْنِ قَسْوَةِ الْقَلْبِ وَ هَيَجانِ الشَّهْوَةِ» «1» براى قلب مؤمن، چيزى زيانبارتر از پرخورى نيست، چنين كارى سبب سنگدلى و تحريك شهوت مى‌شود.
دو پديده شوم سنگدلى و شهوترانى منشأ بسيارى از مفاسد فردى و اجتماعى مى‌شود كه به طور يقين قابل مهار و كنترل نيستند. همين طور خواب بيش از اندازه و يا كم خوابى، مذموم و زيان‌آور است.
2- كار و عبادت: انسان، موجودى دو بعدى است و بايستى نيازمندى‌هاى جسمى و روحى خود را از راه‌هاى مشروع و معقول تأمين كند؛ هم به جسم و نيازهاى مادى آن توجه كند و هم در پرورش روح و تهذيب آن بكوشد، هم آخرت خود را مدّ نظر داشته باشد و هم دنياى خويش را ضايع نسازد.
براى تأمين نيازمندى‌هاى زندگى و مشاركت در رفع نيازهاى اجتماعى بايد به كار و تلاش بپردازد و براى خودسازى و تأمين سعادت اخروى به دريافت معارف دينى و پرستش و نيايش با پروردگار همت گمارد. قرآن مجيد، در اين باره مى‌فرمايد:
«وَابْتَغِ فيما اتيكَ اللَّهُ الدَّارَ الْاخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا ...» «2» در آنچه كه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب و بهره دنيايى‌ات را فراموش نكن.
مؤمنان واقعى، عمر خود را ميان دنيا و آخرت تقسيم مى‌كنند و براى هر يك به اندازه لازم وقت مى‌گذارند، هم زندگى دنيايى خود را به شكلى ساده و آبرومند اداره مى‌كنند و هم با عشق و علاقه، به عبادت و آمادگى براى سراى آخرت مى‌پردازند و هيچ يك را فداى ديگرى نمى‌كنند، چنان كه امام كاظم عليه السلام فرمود:



صفحه 68

«لَيْسَ مِنَّا مَنْ تَرَكَ دُنْياهُ لِدينِهِ وَ دينَهُ لِدُنْياهُ» «1» كسى كه دنيايش را براى دينش و دينش را براى دنيايش ترك كند، از ما نيست.
3- مصرف و هزينه: مؤمن موظف است در حد توان و نيروى خويش به گردش چرخ اقتصادى جامعه مدد رساند و علاوه بر تأمين هزينه‌هاى زندگى در رونق و سازندگى ميهن اسلامى سهيم شود. در اسلام، راه‌هاى درآمد حلال و مجاز، از راه‌هاى حرام و ممنوع مشخص شده و هر كس درآمد مشروعى به دست آورد، مالك آن مى‌شود و مجاز است طبق نظر عقل و شرع آن را به مصرف برساند در اين ميان افراط و تفريط در مصرف و هزينه، امرى نامعقول است. قرآن مجيد در اين باره چنين رهنمود مى‌دهد:
«وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً الى‌ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً» «2» دستت را به گردنت زنجير نكن (انفاق و بخشش را ترك منما) و به‌طور كامل آن را مگشا تا سرزنش شده و حسرت زده، در گوشه‌اى بنشينى! سياست اقتصادى فردى و اجتماعى مسلمانان بايد براساس اين آيه تنظيم گردد و در هر برنامه‌اى از خسّت و تنگ‌نظرى از يك سو و تبذير و زياده‌روى از سوى ديگر، بايد اجتناب كنند و با برنامه‌ريزى دقيق و حساب شده، حد اعتدال و ميانه را برگزينند كه به طور قطع موفق‌تر خواهد بود.
ج- گفتار زبان يكى از فعّال‌ترين اعضاى بدن آدمى است و به نمايندگى از همه اعضا با ديگران ارتباط برقرار مى‌كند، پيمان مى‌بندد، خريد و فروش مى‌كند، مى‌بخشد، جنگ و صلح راه مى‌اندازد، ايمان و كفر او را برملا مى‌سازد و ... به همين دليل بايد به دقت كنترل شده، تربيت گردد تا به ميانه‌روى و اعتدال عادت كند به اين معنى كه جز در مواقع ضرورى سخن نگويد و سخن حق و صواب بگويد، ذكر بگويد، نصيحت كند، تعليم دهد و تعليم‌