بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 64

«عَلَيْكَ بِالْقَصْدِ فِى الْامُورِ فَمَنْ عَدَلَ عَنِ الْقَصْدِ جارَ وَ مَنْ اخَذَ بِهِ عَدَلَ» «1» بر تو باد به ميانه‌روى در كارها؛ هر كس از ميانه‌روى روى گرداند، ستم مى‌كند و هر كس به آن چنگ زند، عدالت ورزد.
حيطه كاربرد اصل اعتدال، بايد به شكل كلّى و فراگير بر سراسر زندگى فردى و اجتماعى انسان حاكم باشد و هميشه و همه جا افكار، كردار و گفتار او را دربرگيرد. در اين جا در حدّ گنجايش درس، سه محور ياد شده را توضيح مى‌دهيم.
الف- افكار منشأ همه تصميمات آدمى، فكر و انديشه اوست؛ اگر فكر معتدل و مستقيم باشد، رفتار فرد راه اعتدال مى‌پويد و اگر انديشه به بيمارى عدم اعتدال گرفتار شود، اعمال انسان نيز به آفت افراط و تفريط دچار مى‌شود. امير مؤمنان عليه السلام در سخنى نغز و حكيمانه به سنجش راستگرايى و چپگرايى با اعتدال انديشه پرداخته، مى‌فرمايد:
«الَيمينُ وَالشِّمالُ مَضَلَّةٌ وَالطَّريقُ الْوُسْطى‌ هِىَ الْجادَّةُ» «2» راست روى و چپ روى، گمراهى است و راه ميانه، جادّه زندگى است.
اين راه ميانه، همان تفكّر ناب توحيدى است كه در ميان كلاف‌هاى سر در گم انديشه‌هاى خرافى كفر، شرك، دوگانه پرستى، تثليث، رهبانيّت، جبر و تفويض، تناسخ، تجسم، مادّيگرى، گزافه پرستى و ... با عنوان «صراط مستقيم» خودنمايى مى‌كند و همه موحّدان حقجو را در خويش جاى مى‌دهد و به سر منزل مقصود- يعنى قرب الهى- مى‌رساند.
تندروهاى افراطى، به كلى منكر آفريدگار جهان و نظم و حكمت حاكم بر آن مى‌شوند. حتى واقعيت‌هاى محسوس را منكر مى‌شوند و به تعبير قرآن:



صفحه 65

«وَ اذا قيلَ لَهُمْ ما ذا انْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا اساطيرُ الْاوَّلينَ» «1» و هنگامى كه از آنان پرسش شود: پروردگارتان، چه فرو فرستاده، پاسخ دهند: افسانه گذشتگان را! ولى‌همين پرسش اگر ازصاحبان انديشه معتدل و مستقيم پرسيده‌شود، چنين پاسخ‌مى‌دهند:
«وَ قيلَ لِلَّذينَ اتَّقَوْا ماذا انْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا خَيْراً لِلَّذينَ أَحْسَنُوا فِى هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ لَدارُ الْاخِرَةِ خَيْرٌ ...» «2» از متقيان مى‌پرسند: پروردگار شما چه چيز نازل كرده؟ پاسخ دهند: خير و خوبى؛ براى كسانى كه نيكى كردند، در اين دنيا نيكى است و سراى آخرت از آن هم بهتر است.
تفريط گرايان كندرو نيز هر موجود ناتوان و ناقصى را به خدايى مى‌گيرند و از كهكشان‌ها گرفته تا سنگ و چوب را مى‌پرستند و اف اخلاق و تربيت اسلامى 70 حيطه كاربرد ص : 64 راد ضعيف را برابر خدا فرمان مى‌برند و تا آنجا پيش مى‌روند كه مانند يهوديان معتقد مى‌شوند كه خدا در صحنه آفرينش بيكاره و دست بسته در گوشه‌اى نشسته ناظر كاركرد ديگران در ملك خويش است؛ «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ ايْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ ...» «3» يهوديان گفتند: دست خدا بسته است، دست‌هاى خودشان بسته باد و به سبب آنچه گفتند لعنت شدند! بلكه دست‌هاى خدا باز است.
امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه فرمود:
يهود گفتند: خداوند [با آفرينش نخستين‌] دست از آفرينش كشيد و فزونى و كاستى ايجاد نمى‌كند ولى خداوند با اين آيه اظهارات آنان را تكذيب كرد. «4»


صفحه 66

ب- كردار رفتار عادلانه، نتيجه انديشه معتدل است و مؤمنان با تصحيح افكار و عقايد خويش، به تعديل كردار خود مى‌پردازند و در هيچ كارى به افراط و تفريط نمى‌گرايند. رهنمود كلى قرآن مجيد در اين مورد چنين است:
«وَ لا تُطيعُوا امْرَ الْمُسْرِفينَ الَّذينَ يُفْسِدُونَ فِى الْارْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ» «1» فرمان مسرفان را اجرا نكنيد؛ همان‌ها كه در زمين فساد مى‌كنند و اصلاح نمى‌كنند.
امير مؤمنان على عليه السلام نيز در اين باره مى‌فرمايد:
«وَلْيَكُنْ احَبُّ الْامُورِ الَيْكَ اوْسَطَها فِى الْحَقِّ وَ اعَمَّها فِى الْعَدْلِ» «2» بايد دوست داشتنى‌ترين كارها نزد تو، ميانه‌ترين آنها در حق و گسترده‌ترين آنها در عدالت باشد.
آيات و روايات و احكام و مقررات اسلامى نيز به‌طور گسترده و پيگير درصدد تنظيم همه امور فردى و اجتماعى مسلمانان بر محور حق و اعتدال و پيشگيرى از ناميزانى و افراط و تفريطاند گاه نيز به خاطر اهميت موضوع يا شاخص بودن آن به تعيين مصداق مى‌پردازد كه چند نمونه را در زير عنوان مى‌كنيم:
1- خواب و خوراك: خرد آدمى حكم مى‌كند كه هر موجود زنده‌اى بايد به اندازه نياز خويش از منابع غذايى بهره ببرد و در عين حال هرگونه افراط و تفريط در خورد و خوراك، زيان‌آور و نامعقول است.
قرآن مجيد در اين زمينه مى‌فرمايد:
«... كُلُوا وَاشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا انَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ» «3» بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد كه خدا اسرافكاران را دوست ندارد.



صفحه 67

خوردن و آشاميدن بيش از حد، سبب ويرانى جسم و روح آدمى مى‌شود. امام صادق عليه السلام درباره پرخورى مى‌فرمايد:
«لَيْسَ شَىْ‌ءٌ اضَرَّ عَلى‌ قَلْبِ الْمُؤْمِنِ مِنْ كَثْرَةِ الْاكْلِ وَ هِىَ مُورِثَةٌ لِشَيْئَيْنِ قَسْوَةِ الْقَلْبِ وَ هَيَجانِ الشَّهْوَةِ» «1» براى قلب مؤمن، چيزى زيانبارتر از پرخورى نيست، چنين كارى سبب سنگدلى و تحريك شهوت مى‌شود.
دو پديده شوم سنگدلى و شهوترانى منشأ بسيارى از مفاسد فردى و اجتماعى مى‌شود كه به طور يقين قابل مهار و كنترل نيستند. همين طور خواب بيش از اندازه و يا كم خوابى، مذموم و زيان‌آور است.
2- كار و عبادت: انسان، موجودى دو بعدى است و بايستى نيازمندى‌هاى جسمى و روحى خود را از راه‌هاى مشروع و معقول تأمين كند؛ هم به جسم و نيازهاى مادى آن توجه كند و هم در پرورش روح و تهذيب آن بكوشد، هم آخرت خود را مدّ نظر داشته باشد و هم دنياى خويش را ضايع نسازد.
براى تأمين نيازمندى‌هاى زندگى و مشاركت در رفع نيازهاى اجتماعى بايد به كار و تلاش بپردازد و براى خودسازى و تأمين سعادت اخروى به دريافت معارف دينى و پرستش و نيايش با پروردگار همت گمارد. قرآن مجيد، در اين باره مى‌فرمايد:
«وَابْتَغِ فيما اتيكَ اللَّهُ الدَّارَ الْاخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا ...» «2» در آنچه كه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب و بهره دنيايى‌ات را فراموش نكن.
مؤمنان واقعى، عمر خود را ميان دنيا و آخرت تقسيم مى‌كنند و براى هر يك به اندازه لازم وقت مى‌گذارند، هم زندگى دنيايى خود را به شكلى ساده و آبرومند اداره مى‌كنند و هم با عشق و علاقه، به عبادت و آمادگى براى سراى آخرت مى‌پردازند و هيچ يك را فداى ديگرى نمى‌كنند، چنان كه امام كاظم عليه السلام فرمود:



صفحه 68

«لَيْسَ مِنَّا مَنْ تَرَكَ دُنْياهُ لِدينِهِ وَ دينَهُ لِدُنْياهُ» «1» كسى كه دنيايش را براى دينش و دينش را براى دنيايش ترك كند، از ما نيست.
3- مصرف و هزينه: مؤمن موظف است در حد توان و نيروى خويش به گردش چرخ اقتصادى جامعه مدد رساند و علاوه بر تأمين هزينه‌هاى زندگى در رونق و سازندگى ميهن اسلامى سهيم شود. در اسلام، راه‌هاى درآمد حلال و مجاز، از راه‌هاى حرام و ممنوع مشخص شده و هر كس درآمد مشروعى به دست آورد، مالك آن مى‌شود و مجاز است طبق نظر عقل و شرع آن را به مصرف برساند در اين ميان افراط و تفريط در مصرف و هزينه، امرى نامعقول است. قرآن مجيد در اين باره چنين رهنمود مى‌دهد:
«وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً الى‌ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً» «2» دستت را به گردنت زنجير نكن (انفاق و بخشش را ترك منما) و به‌طور كامل آن را مگشا تا سرزنش شده و حسرت زده، در گوشه‌اى بنشينى! سياست اقتصادى فردى و اجتماعى مسلمانان بايد براساس اين آيه تنظيم گردد و در هر برنامه‌اى از خسّت و تنگ‌نظرى از يك سو و تبذير و زياده‌روى از سوى ديگر، بايد اجتناب كنند و با برنامه‌ريزى دقيق و حساب شده، حد اعتدال و ميانه را برگزينند كه به طور قطع موفق‌تر خواهد بود.
ج- گفتار زبان يكى از فعّال‌ترين اعضاى بدن آدمى است و به نمايندگى از همه اعضا با ديگران ارتباط برقرار مى‌كند، پيمان مى‌بندد، خريد و فروش مى‌كند، مى‌بخشد، جنگ و صلح راه مى‌اندازد، ايمان و كفر او را برملا مى‌سازد و ... به همين دليل بايد به دقت كنترل شده، تربيت گردد تا به ميانه‌روى و اعتدال عادت كند به اين معنى كه جز در مواقع ضرورى سخن نگويد و سخن حق و صواب بگويد، ذكر بگويد، نصيحت كند، تعليم دهد و تعليم‌


صفحه 69

ببيند. از سوى ديگر، ياوه نبافد، دروغ نگويد، تهمت نزند، فتنه‌گرى نكند، فحش و ناسزا نگويد، سخنان كفرآميز و شرك آلود اظهار نكند و ... به تعبير اميرالمؤمنين عليه السلام:
«الْعاقِلُ مَنْ عَقَلَ لِسانَهُ» «1» خردمند آن است كه زبانش را در بند كشد.
زيرا:
«اللِّسانُ سَبُعٌ انْ اطْلَقْتَهُ عَقَرَ» «2» زبان، درنده‌ى است كه اگر رهايش سازى، بگزد.
مهم‌ترين امر در سخن گفتن نيز رعايت اعتدال و نيز به‌جا سخن گفتن است به اين معنا كه بايد حكيمانه توأم با فصاحت و بلاغت سخن گفت تا مؤثر و كارآمد واقع شود. به قول سعدى:
سخن كم گوى تا در كار گيرند كه در بسيار، بد بسيار گيرند امام متقيان على عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«الْاكْثارُ يُزِلُّ الْحَكيمَ وَ يُمِلُّ الْحَليمَ فَلا تُكْثِرْ فَتُضْجِرْ وَ لا تُفَرِّطْ فَتُهَنْ» «3» زياده‌گويى، حكيم را مى‌لغزاند و حليم را ملول مى‌سازد پس بسيار مگو كه (ديگران را) دلگير كنى و تفريط نكن كه خوار شوى.
همچنين نبايد موقع سخن گفتن بر سر ديگران فرياد كشيد يا آن قدر آهسته سخن گفت كه شنونده به زحمت بيفتد. در قرآن مجيد مى‌خوانيم كه لقمان حكيم به فرزندش چنين نصيحت كرد:
«وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ انَّ انْكَرَ الْاصْواتِ لَصَوْتُ الْحَميرِ» «4» از صدايت بكاه، چرا كه زشت‌ترين آهنگ‌ها صداى الاغ است.



صفحه 70

خلاصه درس‌ اعتدال و ميانه‌روى به پرهيز از افراط و تفريط در هر كارى گفته مى‌شود. اصل اعتدال بايد به شكل فراگير بر سراسر زندگى فردى و اجتماعى انسان حاكم باشد و همه‌جا افكار، كردار و گفتار آدمى را دربرگيرد.
نمونه‌هاى كاربردى ميانه‌روى در افكار به اين صورت است كه اگر فكر، معتدل و مستقيم باشد رفتار فرد نيز راه اعتدال مى‌پويد. راه ميانه، جاده زندگى است. اين راه ميانه در ا سلام همان تفكر ناب توحيدى است كه در ميان كلاف‌هاى سر در گم انديشه‌هاى خرافى كفر، شرك، دوگانه‌پرستى، تثليث، رهبانيت، جبر و تفويض و ... با عنوان «صراط مستقيم» خودنمايى مى‌كند و همه موحّدان حقجو را در خود جاى مى‌دهد و به سر منزل مقصود مى‌رساند.
نمودهاى كاربردى ميانه‌روى در كردار، پرهيز از افراط و تفريط در همه امور فردى و اجتماعى است. احكام و مقرّرات اسلامى‌ اخلاق و تربيت اسلامى 75 آثار نيكى به پدر و مادر ص : 75 نيز به‌طور گسترده درصدد تنظيم امور بر محور حق و اعتدال و دورى از افراط و تفريطاند. ميانه‌روى در خواب و خوراك، كار و عبادت، مصرف و هزينه نمود پيدا مى‌كند.
از آنجا كه زبان نيز از فعال‌ترين اعضاى بدن آدمى است و به نمايندگى از همه آنها با ديگران ارتباط برقرار مى‌كند، پيمان مى‌بندد و ... به اعتدال نيازمند است و بايد به آن عادت كند، تا در مواقع ضرورى سخن بگويد، سخن حق و صواب بگويد، ذكر بگويد، نصيحت كند، تعليم دهد و تعليم ببيند.
از سوى ديگر يا سكوت كند يا جز حق نگويد، ياوه نبافد، دروغ نگويد، تهمت نزند و پرسش‌ 1 اعتدال و ميانه‌روى را معنا كنيد.
2- ميانه‌روى براى انسان چه ضرورتى دارد؟
3- منظور از اعتدال افكار چيست؟
4- راه ميانه‌اى را كه نمودار تفكر ناب توحيدى است بيان كنيد.
5- نمودهاى كاربردى ميانه‌روى در كردار را بيان كنيد.
6- ميانه‌روى در گفتار را توضيح دهيد.



صفحه 71

درس هشتم: نيكى به پدر و مادر همچنان كه فرزندان بر پدر و مادر حقوقى دارند پدر و مادر نيز بر فرزندان حقوقى دارند. در اينجا به اختصار پاره‌اى از حقوق پدر و مادر بر فرزند را بيان مى‌كنيم. يكى از مسائل مهم اخلاقى مورد توجه اسلام، رعايت حقوق پدر و مادر است كه انسان مى‌تواند در سايه آن به كمالات معنوى برسد.
رهنمودهاى قرآن‌ خداوند حكيم احترام به پدر و مادر و فرمانبردارى از دستورات مشروع آنان را در آيات متعددى از قرآن يادآورى كرده است، از جمله:
1- «وَ قَضى‌ رَبُّكَ الَّا تَعْبُدُوا الَّا ايَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ احْساناً» خداى تو حكم كرد كه جز او هيچ كس را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.
در ادامه آيه، فرزندان را به مهربانى، برخورد نيك و سخن و رفتار متواضعانه نسبت به پدر و مادر فرمان مى‌دهد:
2- «فَلا تَقُلْ لَهُما افٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلًا كَريماً وَاخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانى‌ صَغيراً» «1» ... به آنان اف (اوه) نگو و آزار به آنان نرسان و با ايشان از روى تكريم سخن بگو، پيوسته پر و بال تواضع و كوچكى را با رحمت و مهربانى برايشان بگستر و بگو پروردگارا، چنان كه آنان مرا در كودكى پرورش دادند، تو در حق آنان رحمت و مهربانى فرما.