بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 67

خوردن و آشاميدن بيش از حد، سبب ويرانى جسم و روح آدمى مى‌شود. امام صادق عليه السلام درباره پرخورى مى‌فرمايد:
«لَيْسَ شَىْ‌ءٌ اضَرَّ عَلى‌ قَلْبِ الْمُؤْمِنِ مِنْ كَثْرَةِ الْاكْلِ وَ هِىَ مُورِثَةٌ لِشَيْئَيْنِ قَسْوَةِ الْقَلْبِ وَ هَيَجانِ الشَّهْوَةِ» «1» براى قلب مؤمن، چيزى زيانبارتر از پرخورى نيست، چنين كارى سبب سنگدلى و تحريك شهوت مى‌شود.
دو پديده شوم سنگدلى و شهوترانى منشأ بسيارى از مفاسد فردى و اجتماعى مى‌شود كه به طور يقين قابل مهار و كنترل نيستند. همين طور خواب بيش از اندازه و يا كم خوابى، مذموم و زيان‌آور است.
2- كار و عبادت: انسان، موجودى دو بعدى است و بايستى نيازمندى‌هاى جسمى و روحى خود را از راه‌هاى مشروع و معقول تأمين كند؛ هم به جسم و نيازهاى مادى آن توجه كند و هم در پرورش روح و تهذيب آن بكوشد، هم آخرت خود را مدّ نظر داشته باشد و هم دنياى خويش را ضايع نسازد.
براى تأمين نيازمندى‌هاى زندگى و مشاركت در رفع نيازهاى اجتماعى بايد به كار و تلاش بپردازد و براى خودسازى و تأمين سعادت اخروى به دريافت معارف دينى و پرستش و نيايش با پروردگار همت گمارد. قرآن مجيد، در اين باره مى‌فرمايد:
«وَابْتَغِ فيما اتيكَ اللَّهُ الدَّارَ الْاخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا ...» «2» در آنچه كه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب و بهره دنيايى‌ات را فراموش نكن.
مؤمنان واقعى، عمر خود را ميان دنيا و آخرت تقسيم مى‌كنند و براى هر يك به اندازه لازم وقت مى‌گذارند، هم زندگى دنيايى خود را به شكلى ساده و آبرومند اداره مى‌كنند و هم با عشق و علاقه، به عبادت و آمادگى براى سراى آخرت مى‌پردازند و هيچ يك را فداى ديگرى نمى‌كنند، چنان كه امام كاظم عليه السلام فرمود:



صفحه 68

«لَيْسَ مِنَّا مَنْ تَرَكَ دُنْياهُ لِدينِهِ وَ دينَهُ لِدُنْياهُ» «1» كسى كه دنيايش را براى دينش و دينش را براى دنيايش ترك كند، از ما نيست.
3- مصرف و هزينه: مؤمن موظف است در حد توان و نيروى خويش به گردش چرخ اقتصادى جامعه مدد رساند و علاوه بر تأمين هزينه‌هاى زندگى در رونق و سازندگى ميهن اسلامى سهيم شود. در اسلام، راه‌هاى درآمد حلال و مجاز، از راه‌هاى حرام و ممنوع مشخص شده و هر كس درآمد مشروعى به دست آورد، مالك آن مى‌شود و مجاز است طبق نظر عقل و شرع آن را به مصرف برساند در اين ميان افراط و تفريط در مصرف و هزينه، امرى نامعقول است. قرآن مجيد در اين باره چنين رهنمود مى‌دهد:
«وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً الى‌ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً» «2» دستت را به گردنت زنجير نكن (انفاق و بخشش را ترك منما) و به‌طور كامل آن را مگشا تا سرزنش شده و حسرت زده، در گوشه‌اى بنشينى! سياست اقتصادى فردى و اجتماعى مسلمانان بايد براساس اين آيه تنظيم گردد و در هر برنامه‌اى از خسّت و تنگ‌نظرى از يك سو و تبذير و زياده‌روى از سوى ديگر، بايد اجتناب كنند و با برنامه‌ريزى دقيق و حساب شده، حد اعتدال و ميانه را برگزينند كه به طور قطع موفق‌تر خواهد بود.
ج- گفتار زبان يكى از فعّال‌ترين اعضاى بدن آدمى است و به نمايندگى از همه اعضا با ديگران ارتباط برقرار مى‌كند، پيمان مى‌بندد، خريد و فروش مى‌كند، مى‌بخشد، جنگ و صلح راه مى‌اندازد، ايمان و كفر او را برملا مى‌سازد و ... به همين دليل بايد به دقت كنترل شده، تربيت گردد تا به ميانه‌روى و اعتدال عادت كند به اين معنى كه جز در مواقع ضرورى سخن نگويد و سخن حق و صواب بگويد، ذكر بگويد، نصيحت كند، تعليم دهد و تعليم‌


صفحه 69

ببيند. از سوى ديگر، ياوه نبافد، دروغ نگويد، تهمت نزند، فتنه‌گرى نكند، فحش و ناسزا نگويد، سخنان كفرآميز و شرك آلود اظهار نكند و ... به تعبير اميرالمؤمنين عليه السلام:
«الْعاقِلُ مَنْ عَقَلَ لِسانَهُ» «1» خردمند آن است كه زبانش را در بند كشد.
زيرا:
«اللِّسانُ سَبُعٌ انْ اطْلَقْتَهُ عَقَرَ» «2» زبان، درنده‌ى است كه اگر رهايش سازى، بگزد.
مهم‌ترين امر در سخن گفتن نيز رعايت اعتدال و نيز به‌جا سخن گفتن است به اين معنا كه بايد حكيمانه توأم با فصاحت و بلاغت سخن گفت تا مؤثر و كارآمد واقع شود. به قول سعدى:
سخن كم گوى تا در كار گيرند كه در بسيار، بد بسيار گيرند امام متقيان على عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«الْاكْثارُ يُزِلُّ الْحَكيمَ وَ يُمِلُّ الْحَليمَ فَلا تُكْثِرْ فَتُضْجِرْ وَ لا تُفَرِّطْ فَتُهَنْ» «3» زياده‌گويى، حكيم را مى‌لغزاند و حليم را ملول مى‌سازد پس بسيار مگو كه (ديگران را) دلگير كنى و تفريط نكن كه خوار شوى.
همچنين نبايد موقع سخن گفتن بر سر ديگران فرياد كشيد يا آن قدر آهسته سخن گفت كه شنونده به زحمت بيفتد. در قرآن مجيد مى‌خوانيم كه لقمان حكيم به فرزندش چنين نصيحت كرد:
«وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ انَّ انْكَرَ الْاصْواتِ لَصَوْتُ الْحَميرِ» «4» از صدايت بكاه، چرا كه زشت‌ترين آهنگ‌ها صداى الاغ است.



صفحه 70

خلاصه درس‌ اعتدال و ميانه‌روى به پرهيز از افراط و تفريط در هر كارى گفته مى‌شود. اصل اعتدال بايد به شكل فراگير بر سراسر زندگى فردى و اجتماعى انسان حاكم باشد و همه‌جا افكار، كردار و گفتار آدمى را دربرگيرد.
نمونه‌هاى كاربردى ميانه‌روى در افكار به اين صورت است كه اگر فكر، معتدل و مستقيم باشد رفتار فرد نيز راه اعتدال مى‌پويد. راه ميانه، جاده زندگى است. اين راه ميانه در ا سلام همان تفكر ناب توحيدى است كه در ميان كلاف‌هاى سر در گم انديشه‌هاى خرافى كفر، شرك، دوگانه‌پرستى، تثليث، رهبانيت، جبر و تفويض و ... با عنوان «صراط مستقيم» خودنمايى مى‌كند و همه موحّدان حقجو را در خود جاى مى‌دهد و به سر منزل مقصود مى‌رساند.
نمودهاى كاربردى ميانه‌روى در كردار، پرهيز از افراط و تفريط در همه امور فردى و اجتماعى است. احكام و مقرّرات اسلامى‌ اخلاق و تربيت اسلامى 75 آثار نيكى به پدر و مادر ص : 75 نيز به‌طور گسترده درصدد تنظيم امور بر محور حق و اعتدال و دورى از افراط و تفريطاند. ميانه‌روى در خواب و خوراك، كار و عبادت، مصرف و هزينه نمود پيدا مى‌كند.
از آنجا كه زبان نيز از فعال‌ترين اعضاى بدن آدمى است و به نمايندگى از همه آنها با ديگران ارتباط برقرار مى‌كند، پيمان مى‌بندد و ... به اعتدال نيازمند است و بايد به آن عادت كند، تا در مواقع ضرورى سخن بگويد، سخن حق و صواب بگويد، ذكر بگويد، نصيحت كند، تعليم دهد و تعليم ببيند.
از سوى ديگر يا سكوت كند يا جز حق نگويد، ياوه نبافد، دروغ نگويد، تهمت نزند و پرسش‌ 1 اعتدال و ميانه‌روى را معنا كنيد.
2- ميانه‌روى براى انسان چه ضرورتى دارد؟
3- منظور از اعتدال افكار چيست؟
4- راه ميانه‌اى را كه نمودار تفكر ناب توحيدى است بيان كنيد.
5- نمودهاى كاربردى ميانه‌روى در كردار را بيان كنيد.
6- ميانه‌روى در گفتار را توضيح دهيد.



صفحه 71

درس هشتم: نيكى به پدر و مادر همچنان كه فرزندان بر پدر و مادر حقوقى دارند پدر و مادر نيز بر فرزندان حقوقى دارند. در اينجا به اختصار پاره‌اى از حقوق پدر و مادر بر فرزند را بيان مى‌كنيم. يكى از مسائل مهم اخلاقى مورد توجه اسلام، رعايت حقوق پدر و مادر است كه انسان مى‌تواند در سايه آن به كمالات معنوى برسد.
رهنمودهاى قرآن‌ خداوند حكيم احترام به پدر و مادر و فرمانبردارى از دستورات مشروع آنان را در آيات متعددى از قرآن يادآورى كرده است، از جمله:
1- «وَ قَضى‌ رَبُّكَ الَّا تَعْبُدُوا الَّا ايَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ احْساناً» خداى تو حكم كرد كه جز او هيچ كس را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.
در ادامه آيه، فرزندان را به مهربانى، برخورد نيك و سخن و رفتار متواضعانه نسبت به پدر و مادر فرمان مى‌دهد:
2- «فَلا تَقُلْ لَهُما افٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلًا كَريماً وَاخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانى‌ صَغيراً» «1» ... به آنان اف (اوه) نگو و آزار به آنان نرسان و با ايشان از روى تكريم سخن بگو، پيوسته پر و بال تواضع و كوچكى را با رحمت و مهربانى برايشان بگستر و بگو پروردگارا، چنان كه آنان مرا در كودكى پرورش دادند، تو در حق آنان رحمت و مهربانى فرما.



صفحه 72

3- «وَ وَصَّيْنَا الْانْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً» «1» و انسان را به نيكى به پدر و مادرش سفارش كرديم.
در مكتب تربيتى معصومين عليهم السلام‌ 1- پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
«رِضَى الرَّبِّ فى‌ رِضَى الْوالِدَيْنِ وَ سَخَطُ الرَّبِّ فى‌ سَخَطِ الْوالِدَيْنِ» «2» خشنودى خدا درخشنودى پدر و مادر و نارضايتى پروردگار درناخرسندى پدر و مادراست.
2- شخصى به ديدار رسول خدا صلى الله عليه و آله شرفياب شد و گفت: از شهر و ديار و پدر و مادر خويش بريده و به سوى شما آمده‌ام تا مسلمان شوم و با شما بيعت كنم. در آن لحظه كه عازم سفر بودم پدر و مادرم مى‌گريستند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: برگرد و پدر و مادرت را شاد كن، سپس پيش ما بيا و در كنار ما باش. آن مرد نيز به دستور آن حضرت عمل كرد. «3» 3- شخص ديگرى خدمت آن حضرت رسيد و درخواست نصيحت كرد، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«وَ والِدَيْكَ فَاطِعْهُما وَ بِرَّهُما حَيَّيْنِ كانا اوْ مَيِّتَيْنِ» «4» پدر و مادرت را اطاعت كن و به ايشان نيكى نما چه زنده باشند و چه مرده.
البته خدمت پس از مرگ به اين معنا است كه آنان را فراموش نكنيم و به نيت آنان، كار نيك كرده و پاداش آن را به روانشان هديه كنيم و نيز كارى نكنيم كه مردم را رنجانده، بر پدر و مادر ما نفرين كنند! 4- منصور بن حازم مى‌گويد: خدمت امام ششم عرض كردم: كدام اعمال ارزش بيشترى دارد؟ فرمود:



صفحه 73

«الصَّلوةُ لِوَقْتِها وَ بِرُّالْوالِدَيْنِ وَالْجِهادُ فى‌ سَبيلِ اللَّهِ» «1» خواندن نماز در اول وقت، نيكى به پدر و مادر و جهاد در راه خدا.
5- حضرت سجاد عليه السلام در بيان حقوق پدر و مادر، چنين مى‌فرمايد:
حق مادرت اين است كه بدانى تو را در جايگاهى جا داده و حمل كرده كه هيچ كس، ديگرى را آنجا حمل نمى‌كند و از ثمره قلب خويش چيزى به تو خورانده است كه هيچ كس اين چنين از شيره جان خود به ديگرى نمى‌خوراند.
او با گوش، چشم، دست، پا، مو، پوست و تمام اعضايش با خوشحالى و خرمى تو را نگهدارى كرده و همه ناملايمات، دردها، غصه‌ها و سختى‌هاى دوران باردارى را تحمل كرده، تا اينكه دست قدرت الهى تو را از او جدا كرده و به دنيا آورده است.
اما حق پدرت اين است كه بدانى او اصل و ريشه توست و تو شاخه وجود اويى و اگر او نبود تو هم نبودى، آنچه از نعمتها در وجود خويش مى‌يابى از وجود او سرچشمه گرفته است، پس خدا را سپاس گو و از او تشكر و قدردانى نما. «2» در برابر پدر و مادر چه بايد كرد؟
سزاوار است كه انسان نيازهاى پدر و مادر را تأمين كند و آنها را در مشكلات زندگى يارى نمايد و هر گاه مى‌خواهد چيزى به آنها بدهد، دست خود را بالاتر از دست آنان نگيرد، جلوتر از ايشان راه نرود و در هنگام نشستن به آنها تكيه نكند.
حضرت سجاد عليه السلام فرزندى را ديد كه به پدرش تكيه كرده بود. امام به خاطر اين جسارت، تا زنده بود با او صحبت نكرد. «3» در وصيت رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله به امير مؤمنان عليه السلام آمده است:



صفحه 74

«حَقُّ الْوالِدِ عَلى‌ وَلَدِهِ انْ لا يُسَمِيَّهُ بِاسْمِهِ وَ لا يَمْشِىَ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لا يَجْلِسَ امامَهُ وَ لا يَدْخُلَ مَعَهُ الْحَمَّامَ» «1» حق پدر بر فرزند اين است كه او را به نام صدا نزند، پيشاپيش او راه نرود، جلو او ننشيند، همراه او حمام نرود.
احترام پس از مرگ‌ وظيفه انسان نسبت به پدر و مادر با مرگشان پايان نمى‌پذيرد، زيرا مرگ، نيستى و نابودى نيست كه رسالت انسان نيز پايان پذيرد، بلكه آنان از منزلى به منزل ديگر قدم گذاشته و در جهان بزرخ به سر مى‌برند و نيكى‌هاى فرزندان به آنان مى‌رسد. فرزندان بايد برايشان توشه‌اى بفرستند و اگر تكليف واجبى از آنان ترك شده يا بدهى به ديگران دارند، براى انجام و پرداخت آن اقدام كنند و آنان را از گرفتارى نجات دهند. براى پدر و مادر و به نيت آنان نماز بخوانند و روزه بگيرند و برايشان صدقات و خيرات بدهند، گرسنگان را از طرف آنان سير كنند و برهنگان را بپوشانند و به مشكلات خانواده‌هاى محروم و گرفتار رسيدگى كرده، به نيابت از آنان زيارت و حج كنند و ثواب كارهاى خود را به روح آنان هديه نمايند و گاهى به زيارت قبر آنان رفته و برايشان قرآن بخوانند. پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:
«سَيِّدُ الْابْرارِ يَوْمَ الْقِيمَةِ رَجُلٌ بَرَّ والِدَيْهِ بَعْدَ مَوْتِهِما» «2» در روز قيامت سرور نيكوكاران كسى است كه پس از مرگ پدر و مادر به آنها نيكى كرده باشد.
مردى از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد: آيا بعد از مرگ پدر و مادر نيز از نيكوكارى در حقشان چيزى مانده است؟ فرمود، آرى، درود فرستادن بر آنها، استغفار كردن در حقشان، به‌