عبارتى كوتاه و تشبيهى جالب بيان كرده است:
«وَ انَّا لَامَراءُ الْكَلامِ وَ فينا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَ عَلَيْنا تَهَدَّلَتْ غُصُونُهُ» «1» ما (اهل بيت رسول خدا صلى الله عليه و آله) فرمانروايان سخن هستيم، درخت سخن در وجود ما ريشه دوانده و شاخ و برگش بر ما آويخته است.
سليمان بن مهران مىگويد: روزى حضرت صادق عليه السلام به تعدادى از پيروان خود كه نزد ايشان حاضر بودند، چنين فرمود:
«مَعاشِرَ الشّيعَةِ، كُونُوا لَنا زَيْناً وَ لا تَكُونُوا عَلَيْنا شَيْناً، قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً، وَاحْفَظُوا الْسِنَتَكُمْ عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبيحِ الْقَوْلِ» «2» اى گروه شيعه! (بكوشيد تا) زينت ما باشيد، و (مايه) عيب و عار ما نباشيد، با مردم نيكو سخن بگوييد، زبانهايتان را نگه داريد و آن را از پرگويى و سخن زشت بازداريد.
ويژگىهاى كلام زيبا اكنون به بيان پارهاى از ويژگىهاى كلام زيبا مىپردازيم. باشد كه آنها را در سخن گفتن مورد توجه قرار دهيم، تا از آثار و بركات آن در زندگى بهرهمند گرديم. كلام زيبا، سخنى است با خصوصيات زير:
الف- برخاسته از فكر و انديشه باشد. قدرت تفكّر و انديشه يكىاز گرانبهاترين نعمتهاى الهى بوده و شايسته است كه انسان قبل از هر كارى درباره پيامدهاى آن بخوبى بينديشد و جوانب نيك و بد آن را ارزيابى كند و چنانچه انجام آن را مصلحت ديد، اقدام نمايد و گرنه از انجام آن چشم بپوشد. روشن است كه سخن گفتن نيز از اين قاعده مستثنا نيست.
نسنجيده سخن گفتن، علاوه بر زشتى ظاهرى چه بسا موجب بىآبرويى و رسوايى گوينده شده، نشانه حماقت و نادانى او به حساب آيد و خطراتى را برايش به بار آورده يا
ضررى را متوجّه او سازد. از اين رو على عليه السلام فرمود:
«فَكِّرْ ثُمَّ تَكَلَّمْ تَسْلَمْ مِنَ الزَّلَلِ» «1» بينديش، سپس سخن بگو تا از لغزشها در امان باشى.
در سخنى ديگر انديشه پيش از سخن را نشانه خردمندى و ناپخته سخن گفتن را علامت بىخردى دانسته، مىفرمايد:
«لِسانُ الْعاقِلِ وَراءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْاحْمَقِ وَراءَ لِسانِهِ» «2» زبان خردمند در پس قلبش قرار دارد، ولى قلب ابله در پس زبانش.
آوردهاند كه مردى پارچهاى زربفت و گرانبها بافته بود. با خود انديشيد كه بهتر است اين طاقه زربفت را به سلطان هديه كنم و جايزهاى بگيرم. از اين رو، به دربار سلطان شتافت و اجازه ورود خواست و طاقه زربفت را ارائه داد. سلطان كه از آن اثر هنرى خوشحال و شگفت زده شده بود، از اطرافيان خود براى چگونگى استفاده از آن نظر خواست. يكى از آنان گفت: «اين پارچه براى انداختن روى مركب شما مناسب است.» ديگرى آن را براى پوشش تخت سلطنت مناسبتر دانست. سومى گفت: «براى پرده درب كاخ سلطنتى بهتر است.» سلطان گفت: «بهتر است نظر بافنده هنرمند را نيز جويا شويم، شايد نظر بهترى داشته باشد.» آن گاه رو به مرد پارچه باف كرد و پرسيد: «اين پارچه زربفت براى چه مصرفى مناسبتر است؟» مرد بيچاره! بدون آنكه عاقبت كار خويش و موقعيّت مجلس را بسنجد، گفت: «قربان! به نظر حقير، اين پارچه فقط براى انداختن روى جنازه پادشاه مناسب است!» «3» بدين ترتيب نهتنها خود را از گرفتن جايزه سلطان بىبهره ساخت كه خطرى بزرگ نيز براى جان خود آفريد.
به پاى شمع شنيدم ز قيچى پولاد زبان سرخ سر سبز مىدهد بر باد ب- همراه با ادب اسلامى باشد. ادب يعنى انجام عمل مشروع اختيارى توأم با ظرافت و زيبايى. «1» شايسته است كه انسان در هنگام سخن گفتن، ادب اسلامى را رعايت كند، يعنى طورى حرف بزند كه در سخن او نهتنها به شخصيّت ديگران اهانتى نشود، بلكه مقصود خود را در نهايت احترام و فروتنى ابراز كند. از عباس عموى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پرسيدند:
شما بزرگتريد يا رسول خدا صلى الله عليه و آله؟ عبّاس كه سنّش از پيامبر صلى الله عليه و آله بيشتر بود، در پاسخ گفت:
«رسول خدا بزرگتر است، ولى من پيش از ايشان متولّد شدهام.» «2» گاهى لازم مىشود كه انسان سخن حقّى را بگويد كه ذهن شنونده آمادگى شنيدن آن را ندارد و يا زمينه برداشت منفى در سخن او هست. در اين صورت نيز انسان بايد كلام را بهگونهاى ادا كند و الفاظ را در قالبى بريزد كه ميزان بازتاب منفى و تنش ايجاد شده به حدّاقل برسد.
نقل شده كه يكى از خلفاى عبّاسى، خواب وحشتناكى ديد. معبّرى را احضار كرد و خواب خود را براى او باز گفت و درخواست كرد كه خوابش را تعبير كند. معبّر گفت:
تعبير اين خواب آن است كه قبل از فرا رسيدن زمان مرگ خليفه، همه خويشاوندانش خواهند مُرد و مرگ خليفه بعد از مرگ آنان واقع خواهد شد.» خليفه از اين سخن برآشفت، او را از نزد خود راند و معبّر ديگرى را احضار كرد. معبّر دوم پس از شنيدن خواب خليفه گفت: «تعبير خواب شما اين است كه خداوند به شما عمرى طولانى عطا مىكند، بطورى كه عمر شما از همه خويشاوندانتان طولانىتر مىشود.» خليفه او را مورد نوازش قرار داد و جايزهاى بدو بخشيد.
چنان كه ملاحظه كرديد، محتواى سخن هر دو يكى است، ليكن دوّمى چون در گفتار خود ادب را مراعات كرد سخنش مقبول واقع شد.
ج- راست و همراه با عمل باشد. ملاك زيبايى كلام، تنها زيبايى لفظى و ظاهرى نيست، بلكه لازم است، عمل انسان نيز گفتهاش را تصديق كند و اين زمانى است كه گوينده به وسيله كلام، ادّعايى را مطرح كند. براى مثال در قالب زيباترين الفاظ، دم از وفا و محبّت بزند. چنين سخنى را اگر عمل او تصديق نكند، سخنى از سر نفاق و تزوير خواهد بود و ديگر نمىتوان آن را كلام زيبا ناميد. قرآن در اين باره مىفرمايد:
«يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَاللَّهِ انْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ» «1» اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چرا سخنانى مىگوييد كه انجام نمىدهيد. اين گناه بزرگى است در نزد خدا، كه بگوييد آنچه را كه به جا نمىآوريد.
و نيز سخن بايد از روى صدق و راستى بوده و با واقع مطابقت داشته باشد و اين در جايى است كه گوينده در مقام ارائه خبر باشد. خبر دروغ را هر چند فصيح و زيبا بيان كنند، زشتى آن، زيبايى ظاهرىاش را تحتالشعاع قرار خواهدداد. امام على عليه السلام فرمود:
«شَرُّ الْقَوْلِ الْكِذْبُ» «2» بدترين سخن، دروغ است.
و نيز سخن بايد مبتنى بر حق باشد. سخنى كه باطلى را ترويج مىكند، يا درصدد كتمان حقيقتى است، هر اندازه هم با كلمات جذاب بيان شود، چون دربردارنده پيام پليدى است، زيبا نخواهد بود.
در ماجراى جنگ صفّين وقتى خوارج گمراه، از غوغاى حكميّت، طرفى نبستند و حَكَم تحميلى آنان- ابوموسى اشعرى- در مذاكره با عمرو عاص شكست خورد، شعار «لا حُكْمَ الَّا لِلَّه» «3» را سر دادند. وقتى اين شعار خوارج به گوش امير مؤمنان عليه السلام رسيد، فرمود:
«كَلِمَةُ حَقٍّ يُرادُ بِهَا الْباطِلُ» «1» سخن حقى است كه از آن، اراده باطل شده است.
بدزبانى و آثار آن آفتها و آسيبهاى زبان يكى از مسائل مهمّى است كه بايد بطور جدّى به آن توجّه كرد و بد زبانى يكى از عمدهترين آنهاست و نشانه پستى و انحطاط اخلاقى است. در لابهلاى كلمات اولياى دين به آثار روانى- اجتماعى و عقوبت اخروى اين صفت نك اخلاق و تربيت اسلامى 92 دستاوردها ص : 92 وهيده تصريح شده است. حضرت على عليه السلام در اين باره فرمود:
«ايَّاكَ وَ ما يُسْتَهْجَنُ مِنَ الْكَلامِ فَانَّهُ يَحْبِسُ عَلَيْكَ اللِّئامَ وَ يُنَفِّرُ عَنْكَ الْكِرامَ» «2» از سخن زشت و ركيك بپرهيز، زيرا زشتگويى، فرومايگان را در اطرافت نگاه مىدارد و عناصر شريف و بزرگوار را از گردت پراكنده مىكند.
متأسفانه بعضى از افراد بر اثر معاشرت با اشخاص بد زبان و فحّاش، چنان به بدزبانى و دشنامگويى خو مىگيرند، كه حتّى در ملاقاتهاى عادّى و در ضمن احوالپرسى، سخن خود را با لغات زشت مىآميزند. به اينان بايد توجّه داد كه تمام كلماتى كه مىگويند در نامه عملشان ثبت مىشود و در قيامت مورد بازخواست قرار مىگيرند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«مَنْ لَمْ يَحْسَبْ كَلامَهُ مِنْ عَمَلِهِ كَثُرَتْ خَطاياهُ وَ حَضَرَ عَذابُهُ» «3» كسى كه سخن خود را جزء اعمالش به حساب نياورد (و بىپروا حرف بزند)، لغزشهايش بسيار و عذابش نزديك شده است.
خلاصه درس از مهمترين نعمتهاى خداوند به انسان قدرت بيان و نيروى تكلّم است. كلام از اين جهت كه اصلىترين وسيله ارتباط انسانها با يكديگر است از اهميت و ارزش بسيارى برخوردار است.
كلام به همان ميزان كه در ترقّى و كمال انسان اثر مثبت دارد، در صورت عدم كنترل نيز موجب سقوط و تباهى او مىگردد.
كلام زيبا در ميان همه زيبايىهاى جهان جايگاه ويژهاى دارد، زيرا هم به لحاظ نظم ظاهرى كلمات و تركيب آنها در كنار هم مىتواند زيبا باشد و هم ساير زيبايىها به وسيله آن بيان مىشود.
قرآن كريم و سخنان معصومين عليهم السلام نمونههاى والايى از كلام زيبا هستند و به ما نيز دستور دادهاند كه زيبا سخن بگوييم.
كلام زيبا سخنى است كه علاوه بر زيبايى ظاهرى، برخاسته از فكر و انديشه، همراه با ادب اسلامى، راست و توأم با عمل باشد.
بدزبانى از صفات نكوهيدهاى است كه موجب مىشود افراد بزرگوار، انسان را ترك گويند و فرومايگان گرد او را بگيرند.
پرسش 1- چرا «كلام» و «سخن» از ارزش بسيار والايى برخوردار است؟
2- جايگاه كلام زيبا را در منابع اسلامى توضيح دهيد. چگونه كلام هم زيباترين و هم زشتترين مخلوق خدا است؟
3- سفارش امام صادق عليه السلام به پيروانش در خصوص زيبايى سخن چيست؟
4- ويژگىهاى كلام زيبا را بيان كنيد.
5- آثار بدزبانى را نام ببريد.
درس دهم: حسن خلق واژه «حسن خلق» گاه، كاربردى عام و فراگير دارد و همه كردار، گفتار و صفات نيكو را در برمىگيرد «1» ولى بيشتر به معناى خاص و محدود يعنى نرمخويى، زيباگويى و خوش برخوردى به كار مىرود. شخصى از امام صادق عليه السلام درباره حسن خلق توضيح خواست، آن حضرت در پاسخ فرمود:
«تُلَيِّنُ جَناحَكَ وَ تُطَيِّبُ كَلامَكَ وَ تَلْقى اخاكَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ» «2» رفتارت را ملاطفتآميز و سخنت را پاكيزه كرده با خوشرويى برادرت را ملاقات كنى.
ارزش خوشخويى اين صفت زيبا در كلام آسمانى رسول اكرم صلى الله عليه و آله به عنوان سنگينترين عمل در ترازوى قيامت آمده است:
«ما يُوضَعُ فى ميزانِ امْرِءٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ افْضَلُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ» «3» روز قيامت، در ترازوى (اعمال) شخص، چيزى برتر از خوشخويى قرار نمىگيرد.
حضرت امير عليه السلام نيز آن را بهترين همنشين دانسته و فرموده است:
«حُسْنُ الْخُلْقِ خَيْرُ قَرينٍ» «4»