ج- راست و همراه با عمل باشد. ملاك زيبايى كلام، تنها زيبايى لفظى و ظاهرى نيست، بلكه لازم است، عمل انسان نيز گفتهاش را تصديق كند و اين زمانى است كه گوينده به وسيله كلام، ادّعايى را مطرح كند. براى مثال در قالب زيباترين الفاظ، دم از وفا و محبّت بزند. چنين سخنى را اگر عمل او تصديق نكند، سخنى از سر نفاق و تزوير خواهد بود و ديگر نمىتوان آن را كلام زيبا ناميد. قرآن در اين باره مىفرمايد:
«يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَاللَّهِ انْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ» «1» اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چرا سخنانى مىگوييد كه انجام نمىدهيد. اين گناه بزرگى است در نزد خدا، كه بگوييد آنچه را كه به جا نمىآوريد.
و نيز سخن بايد از روى صدق و راستى بوده و با واقع مطابقت داشته باشد و اين در جايى است كه گوينده در مقام ارائه خبر باشد. خبر دروغ را هر چند فصيح و زيبا بيان كنند، زشتى آن، زيبايى ظاهرىاش را تحتالشعاع قرار خواهدداد. امام على عليه السلام فرمود:
«شَرُّ الْقَوْلِ الْكِذْبُ» «2» بدترين سخن، دروغ است.
و نيز سخن بايد مبتنى بر حق باشد. سخنى كه باطلى را ترويج مىكند، يا درصدد كتمان حقيقتى است، هر اندازه هم با كلمات جذاب بيان شود، چون دربردارنده پيام پليدى است، زيبا نخواهد بود.
در ماجراى جنگ صفّين وقتى خوارج گمراه، از غوغاى حكميّت، طرفى نبستند و حَكَم تحميلى آنان- ابوموسى اشعرى- در مذاكره با عمرو عاص شكست خورد، شعار «لا حُكْمَ الَّا لِلَّه» «3» را سر دادند. وقتى اين شعار خوارج به گوش امير مؤمنان عليه السلام رسيد، فرمود:
«كَلِمَةُ حَقٍّ يُرادُ بِهَا الْباطِلُ» «1» سخن حقى است كه از آن، اراده باطل شده است.
بدزبانى و آثار آن آفتها و آسيبهاى زبان يكى از مسائل مهمّى است كه بايد بطور جدّى به آن توجّه كرد و بد زبانى يكى از عمدهترين آنهاست و نشانه پستى و انحطاط اخلاقى است. در لابهلاى كلمات اولياى دين به آثار روانى- اجتماعى و عقوبت اخروى اين صفت نك اخلاق و تربيت اسلامى 92 دستاوردها ص : 92 وهيده تصريح شده است. حضرت على عليه السلام در اين باره فرمود:
«ايَّاكَ وَ ما يُسْتَهْجَنُ مِنَ الْكَلامِ فَانَّهُ يَحْبِسُ عَلَيْكَ اللِّئامَ وَ يُنَفِّرُ عَنْكَ الْكِرامَ» «2» از سخن زشت و ركيك بپرهيز، زيرا زشتگويى، فرومايگان را در اطرافت نگاه مىدارد و عناصر شريف و بزرگوار را از گردت پراكنده مىكند.
متأسفانه بعضى از افراد بر اثر معاشرت با اشخاص بد زبان و فحّاش، چنان به بدزبانى و دشنامگويى خو مىگيرند، كه حتّى در ملاقاتهاى عادّى و در ضمن احوالپرسى، سخن خود را با لغات زشت مىآميزند. به اينان بايد توجّه داد كه تمام كلماتى كه مىگويند در نامه عملشان ثبت مىشود و در قيامت مورد بازخواست قرار مىگيرند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«مَنْ لَمْ يَحْسَبْ كَلامَهُ مِنْ عَمَلِهِ كَثُرَتْ خَطاياهُ وَ حَضَرَ عَذابُهُ» «3» كسى كه سخن خود را جزء اعمالش به حساب نياورد (و بىپروا حرف بزند)، لغزشهايش بسيار و عذابش نزديك شده است.
خلاصه درس از مهمترين نعمتهاى خداوند به انسان قدرت بيان و نيروى تكلّم است. كلام از اين جهت كه اصلىترين وسيله ارتباط انسانها با يكديگر است از اهميت و ارزش بسيارى برخوردار است.
كلام به همان ميزان كه در ترقّى و كمال انسان اثر مثبت دارد، در صورت عدم كنترل نيز موجب سقوط و تباهى او مىگردد.
كلام زيبا در ميان همه زيبايىهاى جهان جايگاه ويژهاى دارد، زيرا هم به لحاظ نظم ظاهرى كلمات و تركيب آنها در كنار هم مىتواند زيبا باشد و هم ساير زيبايىها به وسيله آن بيان مىشود.
قرآن كريم و سخنان معصومين عليهم السلام نمونههاى والايى از كلام زيبا هستند و به ما نيز دستور دادهاند كه زيبا سخن بگوييم.
كلام زيبا سخنى است كه علاوه بر زيبايى ظاهرى، برخاسته از فكر و انديشه، همراه با ادب اسلامى، راست و توأم با عمل باشد.
بدزبانى از صفات نكوهيدهاى است كه موجب مىشود افراد بزرگوار، انسان را ترك گويند و فرومايگان گرد او را بگيرند.
پرسش 1- چرا «كلام» و «سخن» از ارزش بسيار والايى برخوردار است؟
2- جايگاه كلام زيبا را در منابع اسلامى توضيح دهيد. چگونه كلام هم زيباترين و هم زشتترين مخلوق خدا است؟
3- سفارش امام صادق عليه السلام به پيروانش در خصوص زيبايى سخن چيست؟
4- ويژگىهاى كلام زيبا را بيان كنيد.
5- آثار بدزبانى را نام ببريد.
درس دهم: حسن خلق واژه «حسن خلق» گاه، كاربردى عام و فراگير دارد و همه كردار، گفتار و صفات نيكو را در برمىگيرد «1» ولى بيشتر به معناى خاص و محدود يعنى نرمخويى، زيباگويى و خوش برخوردى به كار مىرود. شخصى از امام صادق عليه السلام درباره حسن خلق توضيح خواست، آن حضرت در پاسخ فرمود:
«تُلَيِّنُ جَناحَكَ وَ تُطَيِّبُ كَلامَكَ وَ تَلْقى اخاكَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ» «2» رفتارت را ملاطفتآميز و سخنت را پاكيزه كرده با خوشرويى برادرت را ملاقات كنى.
ارزش خوشخويى اين صفت زيبا در كلام آسمانى رسول اكرم صلى الله عليه و آله به عنوان سنگينترين عمل در ترازوى قيامت آمده است:
«ما يُوضَعُ فى ميزانِ امْرِءٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ افْضَلُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ» «3» روز قيامت، در ترازوى (اعمال) شخص، چيزى برتر از خوشخويى قرار نمىگيرد.
حضرت امير عليه السلام نيز آن را بهترين همنشين دانسته و فرموده است:
«حُسْنُ الْخُلْقِ خَيْرُ قَرينٍ» «4»
و در سخن ديگرى آن را سر رشته هر كار نيكى دانسته و فرموده است:
«حُسْنُ الْخُلْقِ رَأْسُ كُلِّ بِرٍّ» «1» امام صادق عليه السلام نيز اظهار فرموده كه زندگى بدون خوش خلقى، شيرين و گوارا نخواهد بود:
«لا عَيْشَ اهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ» «2» اين گونه ارجگذارى و ستايش از «حسن خلق»، اين خوى پسنديده را در رديف مهمترين فضايل انسانى قرار مىدهد. و هر انسانى را موظّف مىكند تا خود را بدان آراسته سازد و به سهم خود فضاى زيست اجتماعى را گوارا و معطر گرداند و بدينسان همه مردم در محيطى گرم و صميمى به زندگى خويش ادامه دهند.
منشأ خوش خلقى شكوفههاى زيباى نرمخويى بر درخت تنومند و شاداب عقل و خرد مىشكفد و از منبع اصيل بزرگوارى خاندان تغذيه مىشود؛ در سخنان مولاى متقيان عليه السلام سرچشمههاى اين خصلت خداپسند، اين گونه معرفى شده است:
ميوه خرد: «الْخُلْقُ الَمحْمُودُ مِنْ ثِمارِ الْعَقْلِ» «3» بزرگوارى خاندان: «حُسْنُ الْاخْلاقِ بُرْهانُ كَرَمِ الْاعْراقِ» «4» و نيز: «حُسْنُ السّيرَةِ عُنْوانُ حُسْنِ السَّريرَةِ» «5» در تورات نيز خوشخويى را منشعب از حيا مىشمرد:
«يَتَشَعَّبُ مِنَ الْحَياءِ ... حُسْنُ الْخُلْقِ» «6»
رابطه با دين خوش اخلاقى يك خوى زيباى انسانى است و در وجود هر كس- صرف نظر از آيين و مرامش- ممكن است يافت شود، با اين وصف، ارتباطى ناگسستنى با شريعت مقدس الهى دارد. پيامآوران خدا، بدون استثنا، خوشخو بودهاند، «1» و خوش اخلاقى نه تنها علامت تديّن است بلكه به تعبير رهبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله، نصف دين را تشكيل مىدهد:
«حُسْنُ الْخُلْقِ نِصْفُ الدّينِ» «2» از سخن حضرت امام باقر عليه السلام نيز برمىآيد كه هر چه مؤمن خوشخوتر باشد، ايمانش كاملتر است:
«انَّ اكْمَلَ الْمُؤْمِنينَ ايماناً احْسَنُهُمْ خُلْقاً» «3» همراهان سجاياى اخلاقى در يكديگر تأثير متقابل دارند و گاه به طور مجموعى، آثار ارزشمندى را خلق مىكنند؛ در روايات اهل بيت عليهم السلام همانگونه كه حسن خلق بهطور انفرادى مورد بحث قرار گرفته، گاهى نيز با فضايل ديگر همراه شده است كه علاوه بر اثبات مطلب فوق، خوشخويى را با آن فضايل همسنگ مىداند:
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله، خوشخويى را همرديف تقوا دانسته و آن دو را قوىترين عامل ورود به بهشت معرفى كرده است:
«اكْثَرُ ما تَلِجُ بِهِ امَّتِى الْجَنَّةَ؛ تَقْوَى اللَّهِ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ» «4» امّت من، بيشتر به وسيله تقوا و خوش خلقى وارد بهشت مىشوند.
امام صادق عليه السلام، در سخنى، خوشخويى و سه فضيلت ديگر را كامل كننده ايمان دانسته و فرموده است:
«ارْبَعٌ مَنْ كُنَّ فيهِ كَمُلَ ايمانُهُ ... الصِّدْقُ وَ اداءُ الْامانَةِ وَالْحَياءُ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ» «1» چهار ويژگى اگر در كسى باشد، ايمانش كامل است: راستگويى، امانتدارى، حيا و خوشخويى.
و در سخن ديگرى، آن را همراه سه خصلت ديگر، از اخلاق پيامبران معرفى كرده و فرموده است:
«انَّ الصَّبْرَ وَالْبِرَّ وَالْحِلْمَ وَ حُسْنَ الْخُلْقِ مِنْ اخْلاقِ الْانْبِياءِ» «2» همانا صبر، نيكى، بردبارى و خوش اخلاقى از صفات پيامبران است.
دستاوردها علاوه بر آنچه گذشت، خوش خلقى، تأثير بسزايى در بهبودى جوّ اجتماع مىگذارد و آثار ارزندهاى نيز براى شخص خوشخو دارد كه برخى از آنها را در زير توضيح مىدهيم:
الف- آثار اجتماعى 1- جلب دوستى و محبّت ديگران: انسانها تشنه محبتند و دلهاى آنان اسير كمند مهربانى است؛ و طبعاً از ديگران انتظار برخ اخلاق و تربيت اسلامى 99 ب - شرط لازم ايمان ص : 98 وردى خوش و انساندوستانه دارند و تحت تأثير عواطف ديگران نيز قرار مىگيرند و بلافاصله عواطف انسانى خويش را بروز مىدهند. پس چه خوب است همه افراد اجتماع با زبان نرم، روى گشاده و دوستانه با همديگر برخورد كنند و فضاى زندگى را عطر محبت بزنند و با همنوعان خود صميمى باشند؛ امام صادق عليه السلام فرمود: