امام صادق عليه السلام، در سخنى، خوشخويى و سه فضيلت ديگر را كامل كننده ايمان دانسته و فرموده است:
«ارْبَعٌ مَنْ كُنَّ فيهِ كَمُلَ ايمانُهُ ... الصِّدْقُ وَ اداءُ الْامانَةِ وَالْحَياءُ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ» «1» چهار ويژگى اگر در كسى باشد، ايمانش كامل است: راستگويى، امانتدارى، حيا و خوشخويى.
و در سخن ديگرى، آن را همراه سه خصلت ديگر، از اخلاق پيامبران معرفى كرده و فرموده است:
«انَّ الصَّبْرَ وَالْبِرَّ وَالْحِلْمَ وَ حُسْنَ الْخُلْقِ مِنْ اخْلاقِ الْانْبِياءِ» «2» همانا صبر، نيكى، بردبارى و خوش اخلاقى از صفات پيامبران است.
دستاوردها علاوه بر آنچه گذشت، خوش خلقى، تأثير بسزايى در بهبودى جوّ اجتماع مىگذارد و آثار ارزندهاى نيز براى شخص خوشخو دارد كه برخى از آنها را در زير توضيح مىدهيم:
الف- آثار اجتماعى 1- جلب دوستى و محبّت ديگران: انسانها تشنه محبتند و دلهاى آنان اسير كمند مهربانى است؛ و طبعاً از ديگران انتظار برخ اخلاق و تربيت اسلامى 99 ب - شرط لازم ايمان ص : 98 وردى خوش و انساندوستانه دارند و تحت تأثير عواطف ديگران نيز قرار مىگيرند و بلافاصله عواطف انسانى خويش را بروز مىدهند. پس چه خوب است همه افراد اجتماع با زبان نرم، روى گشاده و دوستانه با همديگر برخورد كنند و فضاى زندگى را عطر محبت بزنند و با همنوعان خود صميمى باشند؛ امام صادق عليه السلام فرمود:
«حُسْنُ الْخُلْقِ مَجْلَبَةٌ لِلْمَوَدَّةِ» «1» خوش خلقى، دوستى ديگران را جلب مىكند.
2- آبادى شهرها و درازى عمرها: با صميمى شدن انسانها نسبت به يكديگر طبعاً دغدغهها، جنگ اعصاب، بىاعتمادى، اضطراب و دلهره و ... رخت برمىبندد و افراد جامعه در امنيت روحى و اعتماد متقابل به كار و تلاش مىپردازند، همديگر را در كارها يارى مىدهند، براى همنوعان دلسوزى مىكنند، غمخوار هم مىشوند و در چنين فضايى، هر كسى زندگى راحتى خواهد داشت، شهرها آباد مىگردد و بيمارىها كم مىشود و عمرها نيز طولانى مىشود؛ علاوه بر آن خداوند نيز بر چنين اجتماعى نظر لطف خواهد داشت و آنها را يارى خواهد داد. امام صادق عليه السلام فرمود:
«الْبِرُّ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ يَعْمُرانِ الدِّيارَ وَ يَزيدانِ فِى الْاعْمارِ» «2» نيكى و خوشخويى، شهرها را آباد و عمرها را زياد خواهد كرد.
ب- فردى كارهاى نيك و صفات زيبا، بيش از سودى كه به ديگران مىرسانند، صاحب خويش را نفع مىبخشند و مىتوان گفت؛ سود فردى حسن خلق به مراتب از آثار اجتماعى آن بيشتر است، و اين در حالى است كه فرد خوش اخلاق، در آثار اجتماعى آن صفت پسنديده نيز شريك است:
1- روزى فراوان: امير مؤمنان عليه السلام فرمود:
«حُسْنُ الْخُلْقِ يَزيدُ فِى الرِّزْقِ» «3» 2- خير دنيا و آخرت: رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«انَّ حُسْنَ الْخُلْقِ ذَهَبَ بِخَيْرِ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ» «1» خوشخويى، خير دنيا و آخرت را با خود همراه دارد.
3- پاداش مجاهد: حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«انَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى لَيُعْطِى الْعَبْدَ مِنَ الثَّوابِ عَلى حُسْنِ الْخُلْقِ كَما يُعْطِى الُمجاهِدَ فى سَبيلِ اللَّهِ ...» «2» خداوند متعال در برابر حسن خلق بنده، به او پاداش مجاهد در راه خدا را عطا مىفرمايد.
4- درجه عالى: همان حضرت فرمود:
«انَّ حُسْنَ الْخُلْقِ يَبْلُغُ بِصاحِبِهِ دَرَجَةَ الصَّائِمِ الْقائِمِ» «3» خوشخويى، صاحبش را به مقام روزهگير شبزندهدار مىرساند.
5- نابودى گناهان: همان امام فرمود:
«انَّ الْخُلْقَ الْحَسَنَ يُميثُ الْخَطيئَةَ كَما تُميثُ الشَّمْسُ الْجَليدَ» «4» همانا خلق نيكو خطاها را ذوب مىكند چنانكه خورشيد، يخ را آب مىكند.
6- بهشت جاويدان: امام رضا عليه السلام از پدرانش از رسول اكرم صلى الله عليه و آله چنين نقل مىكند:
«عَلَيْكُمْ بِحُسْنِ الْخُلْقِ فَانَّ حُسْنَ الْخُلْقِ فِى الْجَنَّةِ لا مُحالَةً ...» «5» بر شما باد به خوشخويى كه جاى خوشخويى در نهايت، بهشت است.
خلاصه درس حسن خلق به معناى عام، همه كردار، گفتار و صفات نيكو را شامل مىشود ولى بيشتر به معناى خاصى به كار مىرود كه به نرمخويى، زيباگويى و خوشبرخوردى معنا مىشود و در فرهنگ اسلام از جايگاه والايى برخوردار است و در سخنان حكيمانه اهل بيت عليهم السلام مورد ستايش قرار گرفته است.
خردورزى، بزرگوارى خانوادگى، خوش طينتى و حيا منشأ حسن خلق معرفى شده است. همچنين ميان خوشخويى و ديندارى رابطه ناگسستنى است و هر چه فرد ايمانش قوىتر باشد، خوش خوتر است.
خوشخويى بهطور معمول با فضايل ديگرى چون تقوا، صبر، نيكى، بردبارى، راستگويى، حيا و امانتدارى همراه است كه ارزش آن را افزون مىسازد.
دستاوردهاى خوش خلقى عبارت است از: دوستى و محبت، آبادانى شهرها، درازى عمرها، روزى فراوان، خير دنيا و آخرت، پاداش مجاهد، درجه عالى، نابودى گناهان و بهشت جاويدان.
بيشتر آثار مفيد حسن خلق، فردى است كه نصيب صاحب خويش مىكند و برخى نيز اجتماعى است كه همگان از آن برخوردار مىشوند.
پرسش 1- امام صادق عليه السلام حسن خلق را چگونه تفسير كرده است؟
2- رابطه دين و حسن خلق را توضيح دهيد.
3- همراهان حسن خلق چه سجايايى است؟
4- دستاوردهاى حسن خلق را برشمريد.
درس يازدهم: راستگويى و امانتدارى «صدق» و «امانتدارى» دو اصل از اصول اخلاق اسلامى هستند كه ارتباط نزديكى با يكديگر دارند؛ امانتدارى، نتيجه راستگويى است و راستگويى، نتيجه امانتدارى است. امير مؤمنان عليه السلام در مورد ارتباط اين دو فضيلت مىفرمايد:
«اذا قَوِيَتِ الْامانَةُ كَثُرَ الصِّدْقُ» «1» هر چه امانتدارى، قوىتر گردد، راستى، بيشتر مىشود.
آن حضرت، در سخن ديگرى، راستگويى را با امانتدارى مساوى دانسته است. «2» «راستگويى» و «امانتدارى» دو فضيلتاند كه بايد در دو مبحث جداگانه بررسى شوند، ولى در اين درس بيشتر به نقش مشترك آن دو بسنده مىكنيم. در روايات شريفه، اين دو، پايههاى اخلاق، شرط ايمان و هدف از رسالت پيامبران، شمرده شدهاند.
الف- پايههاى اخلاق يك فضيلت اخلاقى از دو زاويه مىتواند در علم اخلاق مورد بررسى قرار گيرد؛ نخست آن كه خود در كنار ديگر فضايل، بخشى از اخلاق محسوب شود و ديگر اين كه اساس و مبناى ديگر فضايل اخلاقى قرار گيرد. صدق و امانت از هر دو ويژگى برخوردارند. امام على عليه السلام مىفرمايد:
«ارْبَعٌ مَنْ اعْطِيَهُنَّ فَقَدْ اعْطِىَ خَيْرَ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ؛ صِدْقُ حَديثٍ وَ اداءُ امانَةٍ وَ عِفَّةُ بَطْنٍ وَ حُسْنُ خُلْقٍ» «1» چهار چيز به هر كس داده شود، خير دنيا و آخرت به او ارزانى شده؛ راستگويى، امانتپردازى، حلالخورى و نيك خلقى.
همچنين آن بزرگوار، راستگويى و امانتدارى را اساس و پايه ايمان دانسته، مىفرمايد:
«عَلَى الصِّدْقِ وَالْامانَةِ مَبْنَى الْايمانِ» «2» از زبان فردى چنين نقل كردهاند:
«خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدم و عرض كردم: اخلاقى به من بياموز كه خير دنيا و آخرت را برايم فراهم سازد. آن حضرت فرمود: «دروغ نگو.» پس از شنيدن اين موعظه، هرگاه تصميم به انجام كار زشتى مىگرفتم، به ياد سخن پيامبر صلى الله عليه و آله مىافتادم و فورى منصرف مىشدم. زيرا با خود مىگفتم: اگر اين كار زشت را مرتكب شوم و كسى از من بپرسد آيا تو چنين كارى را انجام دادهاى؟ يا بايد راست بگويم و به گناه اعتراف كنم و رسوا شوم و يا بايد دروغ بگويم كه در اين صورت با سخن حكيمانه پيامبر صلى الله عليه و آله مخالفت كردهام.» «3» ب- شرط لازم ايمان دو فضيلت گران سنگ «راستگويى» و «امانتدارى» ارتباط مستقيم و ضرورى با ايمان و اعتقاد به خدا دارند و هر جا ايمان هست، اين دو بايد باشند و در مقابل، نبودن اين دو صفت در وجود كسى، نشان از نبودن ايمان واقعى در وجود او دارد. امير مؤمنان عليه السلام درباره راستگويى مىفرمايد:
«الصِّدْقُ اقْوى دَعائِمِ الْايمانِ» «1» راستگويى، نيرومندترين پايه ايمان است.
و پيرامون امانت مىفرمايد:
«مَنْ عَمِلَ بِالْامانَةِ فَقَدْ اكْمَلَ الدِّيانَةَ» «2» كسى اخلاق و تربيت اسلامى 104 كاربرد حياتى ص : 100 كه به امانت عمل كند، به تحقيق، ديندارى را تكميل كرده است.
به همين دليل، راستگويى و اداى امانت در ميان مؤمنان، رونق خاصّى دارد و قرآن مجيد، امانتدارى را از ويژگىهاى جامعه ايمانى شمرده و فرموده است:
«وَالَّذينَ هُمْ لِاماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ» «3» مؤمنان (واقعى) كسانى هستند كه امانت و عهد خويش را مراعات مىكنند.
اهميّت اين مسأله به قدرى است كه امام صادق عليه السلام، جامعه اسلامى را با راستگويى و امانتدارى ارزيابى مىكند و مىفرمايد:
«لا تَنْظُرُوا الى كَثْرَةِ صَلاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ كَثْرَةِ الْحَجِّ وَالْمَعْرُوفِ وَ طَنْطَنَتِهِمْ بِاللَّيْلِ وَ لكِنِ انْظُرُوا الى صِدْقِ الْحَديثِ وَ اداءِ الْامانَةِ» «4» به فراوانى نماز، روزه، حج، كارهاى خوب و نالههاى شبانه آنها نگاه نكنيد، بلكه به راستگويى و امانتدارى آنان بنگريد (و آن را ملاك مسلمانى بدانيد).
از اين حديث شريف به دست مىآيد كه بعد اجتماعى اسلام به مراتب مهمتر از بعد فردى آن است و اصولًا امتياز اساسى اسلام نسبت به اديان ديگر همين است كه بيشتر به اداره و تهذيب و تربيت جامعه انسانى نظر دارد، و تربيت و تهذيب فردى و ارتباط انسان با خدا را برترين برنامه براى رسيدن به آن مقصود و هدف مهمتر، مىداند.