«الصِّدْقُ اقْوى دَعائِمِ الْايمانِ» «1» راستگويى، نيرومندترين پايه ايمان است.
و پيرامون امانت مىفرمايد:
«مَنْ عَمِلَ بِالْامانَةِ فَقَدْ اكْمَلَ الدِّيانَةَ» «2» كسى اخلاق و تربيت اسلامى 104 كاربرد حياتى ص : 100 كه به امانت عمل كند، به تحقيق، ديندارى را تكميل كرده است.
به همين دليل، راستگويى و اداى امانت در ميان مؤمنان، رونق خاصّى دارد و قرآن مجيد، امانتدارى را از ويژگىهاى جامعه ايمانى شمرده و فرموده است:
«وَالَّذينَ هُمْ لِاماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ» «3» مؤمنان (واقعى) كسانى هستند كه امانت و عهد خويش را مراعات مىكنند.
اهميّت اين مسأله به قدرى است كه امام صادق عليه السلام، جامعه اسلامى را با راستگويى و امانتدارى ارزيابى مىكند و مىفرمايد:
«لا تَنْظُرُوا الى كَثْرَةِ صَلاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ كَثْرَةِ الْحَجِّ وَالْمَعْرُوفِ وَ طَنْطَنَتِهِمْ بِاللَّيْلِ وَ لكِنِ انْظُرُوا الى صِدْقِ الْحَديثِ وَ اداءِ الْامانَةِ» «4» به فراوانى نماز، روزه، حج، كارهاى خوب و نالههاى شبانه آنها نگاه نكنيد، بلكه به راستگويى و امانتدارى آنان بنگريد (و آن را ملاك مسلمانى بدانيد).
از اين حديث شريف به دست مىآيد كه بعد اجتماعى اسلام به مراتب مهمتر از بعد فردى آن است و اصولًا امتياز اساسى اسلام نسبت به اديان ديگر همين است كه بيشتر به اداره و تهذيب و تربيت جامعه انسانى نظر دارد، و تربيت و تهذيب فردى و ارتباط انسان با خدا را برترين برنامه براى رسيدن به آن مقصود و هدف مهمتر، مىداند.
ج- رسالت همه پيامبران بسيارى از معارف الهى ميان همه اديان آسمانى، مشترك بوده است؛ مانند، دعوت به توحيد، معاد، عبادت خداى يگانه، تقوا و ... از جمله اين مشتركات، راستگويى و امانتدارى است. امام صادق عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«انَّ اللَّهَ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً قَطُّ الَّا بِصِدْقِ الْحَديثِ وَ اداءِ الْامانَةِ» «1» خداوند، هيچ پيامبرى را جز به راستى سخن و اداى امانت، مبعوث نكرد.
سخن گهربار پيشواى ششم حاكى از آن است اولًا: همه پيامبران الهى راستگو و امانتدار بودهاند، آنچه گفتهاند، واقعيت داشته و عين صواب بوده است و هرگز لب به گزافه و ياوه نگشودهاند و سخن ناحق نگفتهاند و در امانتهاى خدا و مردم، كمترين خيانتى نورزيدهاند و هر چه را به عنوان امانت به عهده گرفتهاند، در زمان خود به خوبى ادا كردهاند.
ديگر آن كه پيروان خويش را هم به راستى و امانتدارى فرا خواندهاند و به همين دليل بر همه پيروان اديان الهى است كه به اين دو فضيلت پايبند باشند.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آنچنان راستگو و امانتگزار بود كه حتى پيش از بعثت و در دوران جاهليت، لقب «امين» گرفت. امامان و جانشينان واقعى پيامبر صلى الله عليه و آله نيز چنين بودند:
«... دينُهُمُ الْوَرَعُ وَالصِّدْقُ وَالصَّلاحُ وَالْاجْتِهادُ وَ اداءُ الْامانَةِ الَى الْبَرِّ وَالْفاجِرِ» «2» آيين آنان، پارسايى، راستگويى، نيكى و خيرانديشى، تلاش (در راه خدا) و اداى امانت به انسانهاى نيك و بد است.
كاربرد حياتى آرامش و امنيّت هيچ گاه بر جوامع انسانى سايه نخواهد افكند، مگر آن كه دو خصلت ارزشمند «صداقت و امانت» جايگاه اصلى خويش را بازيابند و هم مردم و هم سازمانها
و هم- مهمتر از همه- هيأت حاكمه، راستگو، صادق و امين باشند؛ صداقت و امانتدارى دولت، بدين جهت مهمتر از ديگران است كه موجب مىشود اين صفات در سازمانها و در بين مردم نيز گسترش يابد.
آنگاه كه صداقت و امانت بر خانواده، بازار، اداره، كارخانه، مدرسه، كوچه و خيابان، سياست داخلى و خارجى، صحنههاى فرهنگى، اقتصاد و ... حاكم شود؛ و همه به هم راست بگويند، امانتهاى گوناگون را ادا كنند، راست بنويسند، صادقانه طرح بدهند، در تدريس، طرّاحى، سياستگذارى، برنامهريزى، قانونگذارى، مصاحبه، اجرا، توليد و توزيع و ... امين و راستگو باشند، كل جامعه، راه تكامل و پيشرفت را به سرعت خواهد پيمود و بسيارى از كاستىها و كژىها از بين خواهد رفت؛ نزاع و كينه، بدبينى، ناامنى، تزوير و ريا جاى خود را به دوستى و مهربانى، اطمينان، امنيت و يك رنگى مىدهد و خير و صفا و صميميت بر جامعه حكمفرما مىشود:
«لا تَزالُ امَّتى بِخَيْرٍ ما تَحابُّوا وَ تَهادَوْا وَ ادَّوُا الْامانَةَ» «1» (پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:) امّت من، همواره در خير و خوبى است مادامى كه به يكديگر مودت بورزند و هديه بدهند و امانت را ادا كنند.
رهنمودهاى زير مىتواند به سربازان- اين جوانان صادق و امين- كمك كند تا در صدق و امانت خويش استوارتر باشند:
الف- راستگويى 1- هيچگاه و به هيچ كس، به جد يا شوخى دروغ نگوييم، گر چه ممكن- و گاهى لازم- مىشود كه سخنان راست را نگوييم! «2» 2- چنان كه دروغ مخالف با ايمان و اعتقاد به وجود و صفات خداوند هست، آن را توهين به شخصيت خود نيز بدانيم!
3- هرگز ديگران را بدون دليل به دروغگويى متهم نكنيم، و نيز آنان- به ويژه كودكان- را به دروغگويى وادار ننماييم.
4- نوشتن و انتشار مطالب دروغ، گزارش كذب، شايعهسازى و شايعه پراكنى و مانند آن را نيز ممنوع بدانيم.
5- راستگويان را تشويق كنيم و از آنان در برابر دروغگويان حمايت كنيم. همچنين دروغگويان را از منكر دروغگويى نهى نماييم.
6- همواره با كردار صحيح خويش، گفتار و افكارمان را تصديق كنيم و در ظاهر و باطن، صادق باشيم.
ب- امانتدارى 1- دامنه امانت، بسيار گسترده است. جان، بدن، زن و فرزند، خانه و ثروت، پست و مقام، علم و اطلاعات، دين و قانون، انقلاب و ولايت و ... امانتهايى هستند كه همگى موظف به رعايت آن هستيم.
2- در اداى امانت هيچگونه استثنايى وجود ندارد و حتماً بايد به صاحبش مسترد گردد. امام صادق عليه السلام فرمود:
«امانت را به صاحبش برگردانيد گر چه [صاحب امانت،] قاتل حسين بن على عليه السلام باشد!» «1» 3- اسلحه، لوازم انفرادى، زمان و مكان مأموريت، خبر و گزارش مأموريت، اطلاعات گوناگون پايگاه و ... همه امانتهايى است كه بايد محترم شمرده شود و فقط در اختيار اهلش قرار گيرد.
4- تشكيلات نظامى، نظام جمهورى اسلامى، اركان نظام- بويژه مقام معظم رهبرى و ولايت فقيه، حضور و پشتيبانى مردم، صندوق آرا و انتخابات و مانند آن نيز از امانتهاى خدايى است كه بايد محترم شمرده شوند.
5- همواره تأييد كننده مسؤولان امين باشيم، به آنان رأى بدهيم و از اين طريق همه را به امانتدارى تشويق كنيم چنان كه با زبان نيز امر به اين معروف خواهيم كرد.
6- در مورد امانتهايى چون زن و فرزند و پدر و مادر، دقت بيشترى بكنيم، حقوقشان را ادا نماييم، حرمت سالخوردگان را نگه داريم، و فرزندانمان را خوب تربيت كنيم و اطلاعات و تجربيات صحيح خود از اسلام و انقلاب را به آنان منتقل كنيم.
7- نعمت بىهمتاى مكتب و اهل بيت، مهمترين امانت الهى در نزد ماست و بايد با عمل و فكر و زبان از آنها حمايت كنيم و سيره و سخن بزرگان معصوم را در زندگى، اسوه قرار دهيم.
خلاصه درس راستگويى و امانتدارى از اصول اخلاق اسلامى هستند كه در روايات متعددى در كنار يكديگر ذكر شده و نقش مهمّى در تكامل روحى انسان ايفا مىكنند؛ اين دو خصلت ارزنده، گاه جزو پايههاى اخلاق ذكر شدهاند كه خير دنيا و آخرت را به ارمغان مىآورند. گاه شرط لازم ايمان شمرده شدهاند كه سبب تكميل ايمان مىشوند. همچنين بخشى از رسالت همه پيامبران الهى محسوب مىشوند و هر يك از آن بزرگواران، خود را پايبند به آنها دانسته و امّت و پيروان خود را نيز به آن فرامىخواندند.
از سخنان بزرگان دين برمىآيد كه اين دو خصلت ارزنده، كاربردى حياتى در زندگى اجتماعى انسان دارند و وجود آنها در سراسر زندگى، ضرورى است و براى تحقّق آنها بايد تدبيرى انديشيد كه:
هيچگاه دروغ نگوييم و در امانت خيانت نورزيم، همانطور كه دروغ نمىگوييم، دروغ ننويسيم و دروغگو را از خود طرد كنيم و راستگويان را تقويت كنيم و كردارمان، زبانمان را تصديق كند.
همينطور امانتها را بشناسيم مانند نظام جمهورى اسلامى، اركان نظام، ولايت فقيه و ... با جان و دل از آنها پاسدارى كنيم.
پرسش 1- به چه دليل راستگويى و امانتدارى از پايههاى اخلاقى هستند؟
2- چ اخلاق و تربيت اسلامى 109 حقوق برادرى ص : 108 گونه صدق و امانت شرط لازم ايمان است؟
3- امانتدارى و راستگويى چه تأثيراتى در جامعه دارند؟
4- برخى از امانتها را نام ببريد.
درس دوازدهم: اخوّت و برادرى تضادمنافع، برترىطلبى، تنگچشمى، محدوديت نعمتها و ثروتها و ... انگيزههايى است كه از روزهاى نخستين زندگى بشر، طعم شيرين صلح و همزيستى مسالمتآميز را در ذائقه انسانها تلخ كرده و آنان را- كه بر اثر خلقت و طبيعت، همزاد، همراه و هم هدف هستند- در مقابل هم قرار دادهاست ازسوى ديگر آدمىزادگان، هيچ چارهاى جز زندگى آدمگونه در كنار يكديگر ندارند و همزيستى، همكارى، هميارى و غمخوارى با سرشت آنان عجين شده است.
شريعت جاويداسلام، براى پاياندادن به برادركشى و نجات انسان از ورطه خودمحورى، بهترين طرح زندگى را در قالب برادرى و اخوّت، ارائه داد؛ همان برادرى كه از ايمان به خدا سرچشمه مىگيرد. و براى اجراى اين طرح، ابتدا وضعيت سابقشان را به آنان يادآورى كرد:
«وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ اذْ كُنْتُمْ اعْداءًا فَالَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَاصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ اخْواناً ...» «1» نعمت خدا را بر خويشتن بهياد آوريد كه دشمن يكديگر بوديد و او ميان دلهاىتان، الفت ايجاد كرد و به بركت نعمت او برادر شديد.
آنگاه فرمود:
«انَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اخْوَةٌ فَاصْلِحُوا بَيْنَ اخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» «2» تنها مؤمنان برادر يكديگرند. پس ميان دو برادر خويش را آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه سازيد شايد مشمول رحمت (خدا) واقع شويد.
حقيقت نه شعار بنابر تعليمات دين مبين اسلام، «اخوّت» يك حقيقت جارى در همه ابعاد زندگى مؤمنان است و با ماهيت ايمانى آنان گره خورده است و يك پديده تشريفاتى و شعارى نيست، امام صادق عليه السلام، برادر دوستى را بخشى از دين دوستى دانسته و فرموده است:
«مِنْ حُبِّ الرَّجُلِ دينَهُ حُبُّهُ اخاهُ» «1» برادر دوستىِ مرد، از دين دوستى اوست.
حضرت باقر عليه السلام آن را پرتوى از نور الهى قلمداد كرده و فرموده است:
«مَنِ اسْتَفادَ اخاً فِى اللَّهِ عَلى ايمانٍ بِاللَّهِ وَ وَفاءٍ بِاخائِهِ طَلَباً لِمَرْضاتِ اللَّهِ فَقَدِ اسْتَفادَ شُعاعاً مِنْ نُورِ اللَّهِ ...» «2» هر كس براى جلب رضايت خدا، فردى را براساس ايمان به خدا و رعايت پيمان برادرى انتخاب كند در واقع، پرتوى از نور خدا را يافته است.
رعايت پيمان برادرى، وظيفه خطيرى است كه برعهده مؤمن قرار مىگيرد و بخشى از اعمال دينى او را تشكيل مىدهد و بدين ترتيب «اخوّت» جايگاه خويش را در متن زندگى اسلامى پيدا مىكند. سرآمد مؤمنان- امام على عليه السلام- انجام وظيفه نسبت به برادران ايمانى را سرلوحه كردار متقيان معرفى كرده، مىفرمايد:
«قَضاءُ حُقُوقِ الْاخْوانِ اشْرَفُ اعْمالِ الْمُتَّقينَ؛ يَسْتَجْلِبُ مَوَدَّةَ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبينَ وَ شَوْقَ الْحُورِ الْعينِ» «3» برآوردن حقوق برادران، شريفترين كردار با تقوايان است كه دوستى فرشتگان مقرّب و حورالعين را به خود جلب مىكند.