بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 13

مقدمه‌

از مهم‌تريناركان هر نظام و حكومتى مسأله اقتصاد و پرداخت‌هاى مالى است، به طورى كه از جنبه ظاهر، دوام و استقلال حكومت بستگى تامّ به آن دارد.

امروزه قدرت‌هاى بزرگ دنيا مى‌كوشند تا از جهت اقتصادى بر اقران خود برترى يابند و لذا با بى شرمى تمام و تا سرحدّ جنون به كشورهاى ضعيف ظلم مى‌كنند و با تطميع و يا تهديدِ سران كشورهاى مستضعف، دست به چپاول مخازن آنها زده، سرمايه‌هاى ملّى آنان را غارت مى‌كنند

حكومت‌هاى ضعيف هم با تعيين عوارض گوناگون و بستن ماليات‌هاى سنگين و بهره‌كشى از مردم بيچاره، جور حاكمان جهانخوار را مى‌كشند و جيب آنان را پر مى‌كنند تا مگر از اين حكومت پوشالى و زودگذر دنيا طرفى ببندند و بهره‌اى ببرند.

لذا هر روز به اسمى جديد و سازى نو، مردم نگون‌بخت را سر كيسه مى‌كنند و با سوء استفاده از غفلت و بى خبرى آنان سرمايه‌هاى آنان را به تاراج مى‌برند.

اين وضع حكومت‌هاى بزرگ و دست نشانده‌هاى آنان است اما اسلام عزيز كه بهترين نظام را به خود اختصاص داده، با برنامه‌هاى مردمى و متين به دور از هر گونه ظلم و تجاوز، حكومت خود را بر اساس صدق و صفا و محبت، پايه ريزى كرده و افراد را براى برپايى يك نظام اقتصادى ملّى به يك بسيج عمومى دعوت فرموده است.

اساس اين برنامه بر دو محور «وجوب» و «استحباب» استوار است. يعنى: بعضى از پرداخت‌هاى مالى را اجبارى و برخى را اختيارى قرار داده است. ولى نكته قابل‌


صفحه 14

توجه آن است كه اسلام در اين مسأله همه مردم را از فقير و غنى به يك چشم نگاه نمى‌كند، بلكه پرداخت‌هاى اجبارى را تنها از افراد ثروتمند طلب مى‌نمايد و پرداخت‌هاى اختيارى را از عموم مردم مى‌خواهد. لذا بر آن شديم تا با يارى خداوند متعال و عنايات خاصه امام عصر (ارواحنا فداه) مجموعه‌اى از آداب و احكام خريد و فروش و كسب و كار را جمع آورى نموده؛ باشد كه مورد توجه مؤمنين، اهل كسب و تجار محترم قرار گيرد.

و من الله التوفيق‌

امير محسن فاطمى مهر

15 شوال 1431


صفحه 15

ضرورت آشنايى با آداب معامله‌

اولين انديشه فرد مسلمان اين بايد باشد كه كارش چگونه مورد رضايت خدا قرار گيرد، و لازمه‌ى چنين هدفى آن است كه احكام و وظايف خود را در زمينه كار خود بشناسد تا بتواند در عمل آنها را اجرا كند. از اين رو، اميرمؤمنان7فرمود:

«يَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَر؛[1]

اى جامعه تجار و معامله‌گر! اوّل يادگيرى مسائل شرعى تجارت، بعد تجارت»

و اين جمله را سه بار تكرار كرد.

پس اولين وظيفه در تجارت و معامله، آموختن احكام شرعى و بعد تلاش براى عمل به آن است تا داد و ستد به صورت صحيح انجام گيرد و اموالى كه از آن راه به دست مى‌آيد، حلال باشد و بتوان در آنها تصرف كرد. اما چنانچه فرد دقت كافى در ياد گرفتن احكام شرعى نداشته باشد و معامله به صورت باطل انجام گيرد، اموال به دست آمده نيز حرام خواهد بود و تصرف و استفاده از آن جايز نيست و اگر خود يا خانواده‌اش از آن مال حرام استفاده كند، اثر سوء خود را خواهد گذاشت. به علاوه، در قيامت هم مورد بازخواست خواهد بود.

از اين رو، امام راحل و بنيان‌گذار جمهورى اسلامى در اين زمينه مى‌فرمايد:

«واجب است بر هر كسى كه تجارت مى‌كند و ساير معاملات را انجام مى‌دهد، احكام‌

[1]. كافى، ج 5، ص 150، ح 1.


صفحه 16

شرعى آنها را و مسائل مربوط به آنها را ياد بگيرد تا معاملات و تجارت‌هاى صحيح و باطل را بشناسد».[1]

آداب و دستورهايى نيز در اين باره بيان شده است كه شايسته است مسلمان آنها را مراعات كند تا رنگ عبادت و بندگى به معامله بدهد و خداوند مهربان از او راضى و خشنود باشد.

امام خمينى قدس سره مى‌فرمايد:

«تجارت و كسب، آدابى دارد كه بعضى از آنها مستحب است كه بهتر است آنها را انجام دهد و بعضى مكروه است كه بهتر است آنها را ترك كند».

«مستحبات معامله»

مهم‌ترين آداب مستحب تجارت چنين مى‌باشد:

1. در معامله ميانه‌رو باشد؛ يعنى از طرفى حريص نباشد و از طرف ديگر، سهل‌انگار و بى‌تفاوت و بى‌حال هم نباشد؛ به طورى كه در تنگنا قرار گيرد.

2. اگر طرف معامله پشيمان شد، معامله را فسخ كند و سخت‌گيرى نكند.

3. از نظر قيمت با همه خريداران يكسان برخورد كند و با يك قيمت بفروشد، نه اين‌كه به كسى كه چانه مى‌زند، ارزان‌تر بفروشد و به كسى كه چانه نمى‌زند، گران‌تر بفروشد. به تعبير ديگر، قيمت مقطوع داشته باشد تا در نتيجه نه خود را اذيت كند، نه ديگران را. امام اضافه مى‌كند: «آرى، مانعى ندارد كه در مورد كسى كه داراى تقوا و فضيلت اخلاقى است، فرق بگذارد و از او كمتر بگيرد».

4. هنگامى كه جنس را تحويل مى‌گيرد، كم بگيرد و موقعى كه جنس را به كسى مى‌دهد، بيشتر تحويل دهد و يا به تعبير ديگر، جنس را كامل‌تر تحويل دهد.

[1]. تحرير الوسيله، ج 1، ص 500، مسئله 20.


صفحه 17

امور مكروه در معامله‌

در معامله برخى امور هم مكروه است؛ يعنى بهتر است آنها را ترك كند كه تعدادى از آن‌ها از اين قرار است:

1. فروشنده جنس خود را تعريف كند (البته بيش از آنچه كه هست).

2. مشترى «در معاملات جنس به جنس كالا به كالا» از جنس خود (بيش از اندازه) تعريف كند.

3. قَسَم راست براى خريد و فروش بخورد. روشن است كه قسم دروغ، حرام است و جايز نيست.

4. فروختن جنس، در جايى كه عيب جنس را پنهان مى‌كند.

5. گرفتن سود از شخص مؤمن مگر به مقدار ضرورى.

6. دريافت سود از كسى كه به او وعده احسان داده است، مگر به مقدار ضرورى.

7. عرضه كردن كالا بين طلوع فجر و طلوع آفتاب.

8. ورود به بازار قبل از همه و خروج از بازار بعد از همه.

9. معامله با افرادى كه به حرف و وعده خود اهميت نمى‌دهند.

10. تقاضاى پايين آوردن قيمت بعد از بستن قرارداد.

11. وارد شدن در معامله‌ى كسى كه مشغول معامله است كه بعضى آن را حرام دانسته‌اند.

12. رفتن به استقبال كاروان بازرگانان كه كالاى تجارى وارد مى‌كنند، با شرايط خاص آن.[1]

دو نكته:

در اينجا لازم است دو نكته اساسى و مهم مورد توجه قرار گيرد:

اول- اينكه علاوه بر اين دستورها و وظايف ويژه‌اى كه بايد در معاملات رعايت‌

[1]. تحرير الوسيله، ج 1، ص 500، مسئله 20.


صفحه 18

شوند، انسان به دستورهاى عمومى و واجبات شرعى ديگر نيز در جاى خود عمل كند تا اين اعمال ويژه معامله نيز به عنوان عبادت به حساب آيند و به اجر و پاداش الهى دست يابد.

دوم- اينكه در معاملات و فعاليت‌هاى خود برخورد اسلامى و انسانى را در هر حال و با همه كس به كار بندد و از هر گونه كار حرام از قبيل دروغ‌گويى، تهمت، بهتان، چاپلوسى، كلاه‌بردارى، حقه‌بازى و قسم خوردن بپرهيزد و با صداقت و خوش‌رويى و متانت عمل كند و روزى و بركت معامله را از خدا بخواهد.

بازار اسلامى:

اميرمؤمنان7وقتى در بازار مى‌گشت، اين چنين مى‌فرمود:

«اى تاجران! از خدا طلب خير كنيد، و با سهل و آسان‌گيرى بركت بجوييد، و در جايگاه به خريداران نزديك شويد، و به حلم و بردبارى خود را زينت دهيد و از سوگند خوردن بپرهيزيد و از دروغ‌گويى كناره‌گيرى كنيد، و از ستم به ديگران بترسيد، و حق مظلومان را بپردازيد، و به ربا نزديك نشويد، و پيمانه و ترازو را كامل كنيد، و از اموال مردم و حق آنان كم نگذاريد، و در زمين مايه فساد نشويد».[1]

آن حضرت در بيان ديگر فرمود:

«أيها الناس إياكم و حب الدنيا فإنها رأس كل خطيئة و باب كل بلية و قران كل فتنة و داعي كل رزية؛[2]

اى مردم! از حبّ دنيا و علاقه به آن برحذر باشيد كه حبّ دنيا سرآغاز هر گناه و خطايى است و درب ورودى هر بلا و گرفتارى است و موجب نزديكى به هر فتنه‌اى است و انسان را به بلا و مصيبت فرامى‌خواند».

آرى، برادر عزيز مواظب باش از دنيا فقط به عنوان ابزار و وسيله استفاده كنى، نه‌

[1]. بحار، ج 78، ص 54، ح 100.

[2]. همان، ح 97.


صفحه 19

اين‌كه آن را هدف قرار دهى تا تو را از همه چيز غافل كند و وقتى بيدار شوى كه كار از كار گذشته باشد. بكوش از معامله‌گرانى باشى كه پيامبر اكرم6فرمود: «تاجر و معامله‌گر امين و راست‌گو و مسلمان، روز قيامت با شهيدان خواهد بود». و در حديث ديگرى فرمود: «او در قيامت در سايه حمايت و عرش خدا خواهد بود».[1]

نه در زمره كسانى كه خداوند در قرآن مى‌گويد:

﴿حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‌ يَوْمِ يُبْعَثُون﴾[2]

«آن گاه كه وقت مرگ رسد، (با پشيمانى) گويد: بارالها! مرا به دنيا باز گردان تا شايد به تدارك گذشته، عملى صالح به جاى آورم. به او خطاب مى‌شود كه هرگز چنين نخواهد شد. و اين سخنى است كه او به زبان مى‌گويد؛ در حالى كه پشت سر آنان عالم برزخ است تا روزى كه برانگيخته شوند».

آرى، دنيا بازارى است كه به قول امام هادى7: «جمعى در آن سود مى‌برند و گروهى زيان مى‌برند».[3]

چنانچه تحت جاذبه و زرق و برق سكه‌ها قرار گيريم و همه‌ى همّ خود را به جمع مال اندوزى صرف كنيم، آن‌گاه است كه مال و ثروت ما را به سوى هلاكت و تباهى مى‌كشاند. از اين رو، پيشوايان دينى ما در احاديث فراوانى به ما هشدار داده‌اند. رسول خدا6فرمود:

«إِنَّ الدِّينَارَ وَ الدِّرْهَمَ أَهْلَكَا مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ وَ هُمَا مُهْلِكَاكُم؛[4]

دينار و درهم، كسانى را كه پيش از شما بودند، نابود كرد و آن دو شما را هم به نابودى مى‌كشند».

[1]. چهل حديث بازار، حديث 8 و 2.

[2]. مؤمنون، آيات 99 و 100.

[3]. تحف العقول، ص 774.

[4]. كافى، ج 2، ص 316.


صفحه 20

در بيانى ديگر فرمود:

«إنَّ لكل امة عِجْل و عجل هذه الامّة الدِّينارِ و الدِّرْهَمِ؛[1]

هر امتى گوساله‌اى دارد (كه آن را منحرف مى‌كند) و گوساله اين امت، دينار و درهم است».

امام صادق7نيز فرمود:

«ابليس ملعون مى‌گويد: در مورد بنى آدم، هر چه مرا خسته و ناتوان كند، يكى از اين سه چيز مرا در برابر آدمى‌زاد ناتوان نمى‌كند: يكى به دست آوردن مال از راه غير حلال، و ديگرى جلوگيرى كردن او از پرداخت واجب مالى، و سوم، مصرف كردن آن در راه ناروا و حرام».[2]

آثار مال حرام و حرام‌خوارى‌

1. پيامبر اكرم6فرمود:

«مَنِ اكْتَسَبَ مَالًا مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ كَانَ زَادَهُ إِلَى النَّار؛[3]

هر كس مالى را از غير راه حلالش به دست آورد، توشه‌اش در آتش است».

2. امام باقر7فرمود:

«وقتى كسى مالى از راه حرام به دست آورد، خداوند حج و عمره و صله رحم را از او قبول نمى‌كند، بلكه ازدواج با آن مال هم مشكل خواهد بود».[4]

3. رسول خدا6فرمود:

«كسى كه مال مؤمنى را به ناحق از او بگيرد و به او ندهد، خداوند از او روى‌گردان شده، كارهاى او را سرزنش كرده، آنها را در نامه اعمال او نمى‌نويسد تا توبه كند و مالى را كه از

[1]. محجه البيضاء، ج 7، ص 328.

[2]. خصال، ص 132، ح 2.

[3]. بحار، ج 103، ص 11، ح 48.

[4]. همان.