امور مكروه در معامله
در معامله برخى امور هم مكروه است؛ يعنى بهتر است آنها را ترك كند كه تعدادى از آنها از اين قرار است:
1. فروشنده جنس خود را تعريف كند (البته بيش از آنچه كه هست).
2. مشترى «در معاملات جنس به جنس كالا به كالا» از جنس خود (بيش از اندازه) تعريف كند.
3. قَسَم راست براى خريد و فروش بخورد. روشن است كه قسم دروغ، حرام است و جايز نيست.
4. فروختن جنس، در جايى كه عيب جنس را پنهان مىكند.
5. گرفتن سود از شخص مؤمن مگر به مقدار ضرورى.
6. دريافت سود از كسى كه به او وعده احسان داده است، مگر به مقدار ضرورى.
7. عرضه كردن كالا بين طلوع فجر و طلوع آفتاب.
8. ورود به بازار قبل از همه و خروج از بازار بعد از همه.
9. معامله با افرادى كه به حرف و وعده خود اهميت نمىدهند.
10. تقاضاى پايين آوردن قيمت بعد از بستن قرارداد.
11. وارد شدن در معاملهى كسى كه مشغول معامله است كه بعضى آن را حرام دانستهاند.
12. رفتن به استقبال كاروان بازرگانان كه كالاى تجارى وارد مىكنند، با شرايط خاص آن.[1]
دو نكته:
در اينجا لازم است دو نكته اساسى و مهم مورد توجه قرار گيرد:
اول- اينكه علاوه بر اين دستورها و وظايف ويژهاى كه بايد در معاملات رعايت
[1]. تحرير الوسيله، ج 1، ص 500، مسئله 20.
شوند، انسان به دستورهاى عمومى و واجبات شرعى ديگر نيز در جاى خود عمل كند تا اين اعمال ويژه معامله نيز به عنوان عبادت به حساب آيند و به اجر و پاداش الهى دست يابد.
دوم- اينكه در معاملات و فعاليتهاى خود برخورد اسلامى و انسانى را در هر حال و با همه كس به كار بندد و از هر گونه كار حرام از قبيل دروغگويى، تهمت، بهتان، چاپلوسى، كلاهبردارى، حقهبازى و قسم خوردن بپرهيزد و با صداقت و خوشرويى و متانت عمل كند و روزى و بركت معامله را از خدا بخواهد.
بازار اسلامى:
اميرمؤمنان7وقتى در بازار مىگشت، اين چنين مىفرمود:
«اى تاجران! از خدا طلب خير كنيد، و با سهل و آسانگيرى بركت بجوييد، و در جايگاه به خريداران نزديك شويد، و به حلم و بردبارى خود را زينت دهيد و از سوگند خوردن بپرهيزيد و از دروغگويى كنارهگيرى كنيد، و از ستم به ديگران بترسيد، و حق مظلومان را بپردازيد، و به ربا نزديك نشويد، و پيمانه و ترازو را كامل كنيد، و از اموال مردم و حق آنان كم نگذاريد، و در زمين مايه فساد نشويد».[1]
آن حضرت در بيان ديگر فرمود:
«أيها الناس إياكم و حب الدنيا فإنها رأس كل خطيئة و باب كل بلية و قران كل فتنة و داعي كل رزية؛[2]
اى مردم! از حبّ دنيا و علاقه به آن برحذر باشيد كه حبّ دنيا سرآغاز هر گناه و خطايى است و درب ورودى هر بلا و گرفتارى است و موجب نزديكى به هر فتنهاى است و انسان را به بلا و مصيبت فرامىخواند».
آرى، برادر عزيز مواظب باش از دنيا فقط به عنوان ابزار و وسيله استفاده كنى، نه
[1]. بحار، ج 78، ص 54، ح 100.
[2]. همان، ح 97.
اينكه آن را هدف قرار دهى تا تو را از همه چيز غافل كند و وقتى بيدار شوى كه كار از كار گذشته باشد. بكوش از معاملهگرانى باشى كه پيامبر اكرم6فرمود: «تاجر و معاملهگر امين و راستگو و مسلمان، روز قيامت با شهيدان خواهد بود». و در حديث ديگرى فرمود: «او در قيامت در سايه حمايت و عرش خدا خواهد بود».[1]
نه در زمره كسانى كه خداوند در قرآن مىگويد:
﴿حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُون﴾[2]
«آن گاه كه وقت مرگ رسد، (با پشيمانى) گويد: بارالها! مرا به دنيا باز گردان تا شايد به تدارك گذشته، عملى صالح به جاى آورم. به او خطاب مىشود كه هرگز چنين نخواهد شد. و اين سخنى است كه او به زبان مىگويد؛ در حالى كه پشت سر آنان عالم برزخ است تا روزى كه برانگيخته شوند».
آرى، دنيا بازارى است كه به قول امام هادى7: «جمعى در آن سود مىبرند و گروهى زيان مىبرند».[3]
چنانچه تحت جاذبه و زرق و برق سكهها قرار گيريم و همهى همّ خود را به جمع مال اندوزى صرف كنيم، آنگاه است كه مال و ثروت ما را به سوى هلاكت و تباهى مىكشاند. از اين رو، پيشوايان دينى ما در احاديث فراوانى به ما هشدار دادهاند. رسول خدا6فرمود:
«إِنَّ الدِّينَارَ وَ الدِّرْهَمَ أَهْلَكَا مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ وَ هُمَا مُهْلِكَاكُم؛[4]
دينار و درهم، كسانى را كه پيش از شما بودند، نابود كرد و آن دو شما را هم به نابودى مىكشند».
[1]. چهل حديث بازار، حديث 8 و 2.
[2]. مؤمنون، آيات 99 و 100.
[3]. تحف العقول، ص 774.
[4]. كافى، ج 2، ص 316.
در بيانى ديگر فرمود:
«إنَّ لكل امة عِجْل و عجل هذه الامّة الدِّينارِ و الدِّرْهَمِ؛[1]
هر امتى گوسالهاى دارد (كه آن را منحرف مىكند) و گوساله اين امت، دينار و درهم است».
امام صادق7نيز فرمود:
«ابليس ملعون مىگويد: در مورد بنى آدم، هر چه مرا خسته و ناتوان كند، يكى از اين سه چيز مرا در برابر آدمىزاد ناتوان نمىكند: يكى به دست آوردن مال از راه غير حلال، و ديگرى جلوگيرى كردن او از پرداخت واجب مالى، و سوم، مصرف كردن آن در راه ناروا و حرام».[2]
آثار مال حرام و حرامخوارى
1. پيامبر اكرم6فرمود:
«مَنِ اكْتَسَبَ مَالًا مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ كَانَ زَادَهُ إِلَى النَّار؛[3]
هر كس مالى را از غير راه حلالش به دست آورد، توشهاش در آتش است».
2. امام باقر7فرمود:
«وقتى كسى مالى از راه حرام به دست آورد، خداوند حج و عمره و صله رحم را از او قبول نمىكند، بلكه ازدواج با آن مال هم مشكل خواهد بود».[4]
3. رسول خدا6فرمود:
«كسى كه مال مؤمنى را به ناحق از او بگيرد و به او ندهد، خداوند از او روىگردان شده، كارهاى او را سرزنش كرده، آنها را در نامه اعمال او نمىنويسد تا توبه كند و مالى را كه از
[1]. محجه البيضاء، ج 7، ص 328.
[2]. خصال، ص 132، ح 2.
[3]. بحار، ج 103، ص 11، ح 48.
[4]. همان.
آن مؤمن گرفته، به او برگرداند».[1]
4. پيامبر اكرم6فرمود:
«لَا يَدْخُلُ الْجَنَّة جَسَد غُذّى بِحَرام؛[2]
پيكرى كه از حرام تغذيه شده باشد، وارد بهشت نمىشود».
5. امام صادق7فرمود:
«اميرمؤمنان7بارها فرمود: كسى كه مال مؤمن را به حرام بخورد، از دوستان ما نيست».[3]
همچنين آن حضرت فرمود: «هنگامى كه لقمه حرام در شكم انسانى قرار گيرد، هر فرشتهاى كه در آسمانها و زمين است، او را لعنت مىكند و تا وقتى كه آن لقمه در شكم اوست، خدا به او نگاه نمىكند، و هر كس كه لقمه حرام بخورد، به سوى خشم خدا رفته است. پس اگر توبه كند، خدا مىپذيرد و اگر قبل از توبه بميرد، آتش به او سزاوارتر است».[4]
نيز فرمود:
«كسى كه لقمه حرام بخورد تا چهل شب نمازش قبول نمىشود، و دعايش تا چهل روز مستجاب نمىشود، و گوشتى كه آن لقمه حرام مىروياند، به آتش سزاوارتر است. آرى، يك لقمه هم گوشت مىروياند».[5]
آثار لقمه حلال
1. پيامبر گرامى6فرمود:
«مَنْ أَكَلَ الْحَلَالَ أَرْبَعِينَ يَوْماً نَوَّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ؛[6]
[1]. بحار، ج 104، ص 294، ح 8.
[2]. جامع الاحاديث، ص 289.
[3]. بحار، ج 104، ح 17.
[4]. مكارم الاخلاق، ص 150.
[5]. بحار، ج 66، ص 313، ح 7.
[6]. همان، ج 103، ص 16، ح 71.
كسى كه چهل روز مال حلال بخورد، خداوند قلب او را نورانى مىكند»
2. در حديث ديگرى فرمود:
«مَنْ أَكَلَ الْحَلَالَ قَامَ عَلَى رَأْسِهِ مَلَكٌ يَسْتَغْفِرُ لَهُ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ أَكْلِه؛[1]
كسى كه روزى حلال بخورد، فرشتهاى بالاى سرش قرار مىگيرد و براى او طلب آمرزش مىكند تا وقتى كه از خوردن آن فارغ شود».
3. امام صادق7فرمود:
«يكى از سختترين واجبات بر بندگان خدا، ذكر زياد و ياد اوست». سپس فرمود:
«مقصودم ذكر سبحان الله و الحمدلله و لا اله الّا الله و الله اكبر نيست، گر چه آن هم ذكر و ياد خداست، بلكه مقصود من، اين است كه در برخورد با آنچه خدا حلال يا حرام كرده، خدا را ياد كند تا اگر اطاعت خدا بود، به آن عمل كند و اگر معصيت الهى بود، آن را رها سازد».[2]
4. آن حضرت در حديث ديگرى فرمود:
«تَرْكُ لُقْمَةِ حَرَامٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ صَلَاةِ أَلْفَيْ رَكْعَةٍ تَطَوُّعا؛[3]
رهاكردن لقمه حرام، نزد خدا از دو هزار ركعت نماز مستحبى محبوبتر است».
5. در بيان ديگر فرمود:
«لَرَدُّ دَانِقٍ مِنْ حَرَامٍ يَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ سَبْعِينَ أَلْفَ حَجَّةٍ مَبْرُورَةٍ؛[4]
رها كردن و گذشتن از يك دانگ از حرام (يك ششم دينار يا درهم)، نزد خدا معادل هفتاد هزار حج مقبول است».
[1]. مكارم الاخلاق، ص 150.
[2]. كافى، ج 2، ص 80، ح 4.
[3]همان.
[3]همان.
[3]. تفسير معين، ص 26.
[4]. جامع الاخبار، ص 442.
لقمههاى آتشين
در آيين پاك اسلام، درآمد و كسب حلال جايگاه ارزشمندى دارد و در مقابل، درآمد و لقمه حرام امرى بسيار نكوهيده دانسته شده كه عواقب سوء دنيوى و اخروى در پى خواهد داشت. در اين مقاله پارهاى از درآمدهاى نامشروع را كه در آيات و روايات بدانها اشاره شده، برمىشمريم.
* رشوه
يكى از راههاى درآمد حرام، رشوه خوارى است. امام صادق7فرمود:
«إِيَّاكُمْ وَ الرِّشْوَةَ فَإِنَّهَا مَحْضُ الْكُفْرِ وَ لَا يَشَمُّ صَاحِبُ الرِّشْوَةِ رِيحَ الْجَنَّةِ؛[1]
از رشوه خوارى بپرهيزيد؛ زيرا اين كار در حقيقت كفر محض است و رشوهخوار بوى بهشت را استشمام نمىكند».
پيامبر اكرم6فرمود: «رشوه دهنده، رشوه گيرنده و واسطه بين آنها، ملعون هستند».[2]
* كمفروشى
در قرآن كريم آمده است:
﴿وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ الَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُون﴾...
«واى بر كم فروشان؛ آنان كه وقتى براى خود پيمانه مىكنند، حق خود را به طور كامل مىگيرند. اما هنگامى كه مىخواهند براى ديگران پيمانه كنند، كم مىگذارند».[3]
كمفروشى، نظم اجتماع و امنيت اقتصادى مردم را به خطر مىاندازد و موجب فساد خواهد شد.
[1]. سفينه البحار، ج 1، ص 523.
[2]. بحار الانوار، ج 104، ص 274.
[3]. مطففين، 1- 7.
خداوند مىفرمايد:
﴿وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ؛﴾[1]
«اى قوم من! پيمانه و وزن را با عدالت، تمام دهيد و بر اشياى مردم عيب نگذاريد و از حق آنان نكاهيد و در زمين به فساد نكوشيد».
پيامبر اكرم6فرمود:
«هر كس در كيل و وزن خيانت كند، فردا او را به قعر دوزخ فرو برند و در ميان دو كوه آتش جايش دهند و به او گويند: اين كوههاى آتش را وزن كن و او هميشه به اين عمل (دردناك و سوزان) مشغول خواهد بود».[2]
در حديث ديگرى آن حضرت مىفرمايد:
«پنج خصلت ناپسند است كه با پنج مصيبت و بلا همراه است؛ از آن جمله: هيچ گروهى كمفروشى را پيشه خود نساختند، مگر اينكه از روييدنىها و غذاى مورد نيازشان محروم گرديدند و به قحطى و گرانى گرفتار شدند ...»[3]
* دزدى
مؤمن دزدى نمىكند. پيامبر اكرم6فرمود:
«وَ لَا يَسْرِقُ السَّارِقُ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ؛[4]
هيچ كسى در حالى كه مؤمن باشد، دزدى نمىكند»؛ يعنى اگر مؤمنى به دزدى مشغول شود، در آن حال از ايمان، جدا و ايمان از او سلب شده است.
خداوند مىفرمايد:
﴿وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيم﴾؛[5]
[1]. هود/ 85.
[2]. تفسير منهج الصادقين ذيل آيه 85 سوره هود.
[3]. همان.
[4]. وسائل الشيعه، ج 18، ص 482.
[5]. مائده/ 28.