خداوند مىفرمايد:
﴿وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ؛﴾[1]
«اى قوم من! پيمانه و وزن را با عدالت، تمام دهيد و بر اشياى مردم عيب نگذاريد و از حق آنان نكاهيد و در زمين به فساد نكوشيد».
پيامبر اكرم6فرمود:
«هر كس در كيل و وزن خيانت كند، فردا او را به قعر دوزخ فرو برند و در ميان دو كوه آتش جايش دهند و به او گويند: اين كوههاى آتش را وزن كن و او هميشه به اين عمل (دردناك و سوزان) مشغول خواهد بود».[2]
در حديث ديگرى آن حضرت مىفرمايد:
«پنج خصلت ناپسند است كه با پنج مصيبت و بلا همراه است؛ از آن جمله: هيچ گروهى كمفروشى را پيشه خود نساختند، مگر اينكه از روييدنىها و غذاى مورد نيازشان محروم گرديدند و به قحطى و گرانى گرفتار شدند ...»[3]
* دزدى
مؤمن دزدى نمىكند. پيامبر اكرم6فرمود:
«وَ لَا يَسْرِقُ السَّارِقُ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ؛[4]
هيچ كسى در حالى كه مؤمن باشد، دزدى نمىكند»؛ يعنى اگر مؤمنى به دزدى مشغول شود، در آن حال از ايمان، جدا و ايمان از او سلب شده است.
خداوند مىفرمايد:
﴿وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيم﴾؛[5]
[1]. هود/ 85.
[2]. تفسير منهج الصادقين ذيل آيه 85 سوره هود.
[3]. همان.
[4]. وسائل الشيعه، ج 18، ص 482.
[5]. مائده/ 28.
«دست مرد و زن دزد را، به كيفر عملى كه انجام دادهاند، به عنوان مجازات الهى قطع كنيد. خداوند توانا و حكيم است».
حضرت على بن موسى الرّضا7فرمود:
«علت قطع كردن دست دزد اين است كه دست او مؤثرترين عضو در سرقت است و بريدن دست او براى عقوبت و عبرت ديگران است تا ديگران جرأت بر دزدى نداشته باشند. دزدى و غصب اموال مردم از اين جهت حرام گرديده كه امنيت اقتصادى فرد و جامعه را از بين مىبرد و موجب تنازع، قتل و كشتار، ترك داد و ستد و تجارت و بىرغبتى به صنعت و نيز باعث به وجود آمدن انواع مفاسد مىشود».[1]
امام صادق7فرمود:
«از پيامبر گرامى اسلام6نقل است كه فرمود: چهار چيز داخل هيچ خانهاى نشد، مگر اينكه آن را ويران ساخت و بركت از آن خانه رخت بربست: خيانت، دزدى، شرابخوارى و زنا».[2]
بعضى اقدامات افراد به ظاهر دزدى نيست، امّا بنابر روايات ملحق به دزدى شده است. امام صادق7فرمود:
«سه دسته از افراد به عنوان دزد قلمداد مىشوند:
1. كسانى كه زكات اموالشان را نمىپردازند؛ 2. افرادى كه خوردن مهريه همسرانشان را براى خود جايز مىدانند و به آنها تحويل نمىدهند؛ 3. اشخاصى كه از كسى مالى را به عنوان قرض مىگيرند، ولى قصد بازپرداخت آن را ندارند».[3]
* خيانت
خداوند مىفرمايد:
﴿وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ
[1]. وسائل الشيعه، ج 18، ص 482.
[2]. همان.
[3]. همان، ص 522.
ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُون؛﴾[1]
«ممكن نيست هيچ پيامبرى خيانت ورزد و هر كس خيانت كند، روز رستاخيز آنچه را در آن خيانت كرده، با خود به صحنه محشر مىآورد. سپس به هر كس، آنچه را فراهم كرده (و انجام داده) است، به طور كامل داده مىشود (و به همين دليل) به آنها ستم نخواهد شد (چرا كه محصول اعمال خود را خواهند ديد)».
اين آيه به دنبال آيات «غزوه احد» نازل شده و پاسخ به كسانى است كه گفتند:
مىترسيم پيامبر در تقسيم غنايم ما را از نظر دور بدارد.
خداوند متعال در اين آيه اوّل ساحت مقدس انبيا را به طور كلّى از خيانت منزه داشته است، سپس به طور عام مىفرمايد: هر كس خيانت كند، در روز رستاخيز چيزى را كه خيانت كرده به عنوان مدرك جرم بر دوش خويش حمل مىكند و با خود مىآورد و در برابر همگان رسوا مىشود[2]و خداوند، خيانت كنندگان را دوست ندارد: إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِين[3].
پيامبر اكرم6فرمود: «كسى كه در دنيا در امانت خيانت كند و آن را به صاحبش ندهد تا بميرد، بر غير دين اسلام مرده، و خدا را در حالى كه بر او خشمناك است، ملاقات مىكند».[4]
و نيز فرمود: «دستور داده مىشود شخص خائن را در آتش افكنند. پس تا ابد در گودالهايى از آتش دوزخ فرو مىرود».[5]
همچنين آن حضرت فرمود:
«الْأَمَانَةُ تَجْلِبُ الْغِنَى وَ الْخِيَانَةُ تَجْلِبُ الْفَقْرَ؛[6]
امانتدارى، موجب ثروت و خيانتكارى، سبب تهيدستى است».
امام صادق7نيز مىفرمايد: «از عذاب خدا بترسيد و امانت را به صاحبش برگردانيد. اگر كشنده حضرت على7، مرا بر چيزى امين قرار دهد، حتماً امانتش را
[1]. ال عمران/ 161.
[2]. تفسير نمونه، ج 3، ص 197 و 198.
[3]. انفال/ 60.
[4]. وسائل الشيعه، كتاب الوديعه، باب 3 ص 4.
[5]. همان، باب 2، ص؟
[6]. وسائل الشيعه، كتاب والوديعه، باب 3 ص 641.
به او برمىگردانم».[1]
* تضييع مال يتيم
خداوند مىفرمايد:
﴿وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيرا؛﴾[2]
«و اموال يتيمان را (هنگامى كه به حد رشد رسيدند) به آنها بدهيد و اموال بد (خود) را با اموال خوب (آنان) عوض نكنيد و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط كردن يا تبديل كردن) نخوريد؛ زيرا اين گناه بزرگى است».
و در آيه ديگر چنين آمده:
﴿إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً؛﴾[3]
«كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مىخورند، (در حقيقت) تنها آتش مىخورند و به زودى در شعلههاى آتش (دوزخ) مىسوزند».
از اين آيه چنين استفاده مىشود كه اعمال ما علاوه بر چهرهى ظاهرى خود، چهره واقعى نيز دارد كه در اين جهان از نظر ما پنهان است، اما در جهان ديگر ظاهر مىشود و اين همان «تجسم اعمال» است. يكى از دلايلى كه مردان خدا حتى فكر معصيت به خود راه نمىدهند، همين است كه آنها بر اثر قدرت علم و ايمان و پرورشهاى اخلاقى، چهرههاى واقعى اعمال را مىبينند و هرگز فكر انجام كار بد را نمىكنند.[4]
روايات در نكوهش تجاوز به اموال يتيمان بسيار زياد و تكان دهنده است و حتى كمترين تعدّى به اموال آنها مشمول اين حكم شمرده شده است.[5]
[1]. همان.
[2]. نساء/ 4.
[3]. همان/ 10.
[4]. تفسير نمونه، ج 3، ص 359.
[5]. كافى، ج 5، ص 128- وسائل الشيعه، ج 17، ص 234- بحار، ج 76، ص 266.
در حديثى از امام باقر7يا امام صادق7آمده: «كسى سؤال كرد: اين مجازات آتش درباره چه مقدار از غصب مال يتيم است؟ حضرت فرمود: در برابر دو درهم».[1]
* ربا
رباخوارى صورتهاى مختلفى دارد. صورت رايج آن، اين است كه پولى را به كسى بدهد و بعد از مدتى آن پول را با اضافه بگيرد. خداوند مىفرمايد:
﴿الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا﴾...[2]
«كسانى كه ربا مىخورند (در قيامت) برنمىخيزند، مگر مانند كسى كه بر اثر تماس شيطان ديوانه شده (و نمىتواند تعادل خود را حفظ كند، گاهى زمين مىخورد و گاهى به پا مىخيزد) اين بدان سبب است كه گفتند: داد و ستد هم مانند رباست (و تفاوتى ميان آن دو نيست)؛ در حالى كه خدا بيع را حلال كرده و ربا را حرام (زيرا فرق ميان اين دو بسيار است)».
در تفسير شريف الميزان آمده است:
در اين آيات، سختگيرى خداوند متعال در مورد ربا چنان است كه مانند آن در هيچ يك از فروع دين جز «دوستى با دشمنان دين» نيست. تعبيراتى كه در مورد ساير گناهان كبيره مانند زنا، شرابخوارى، قمار و حتى قتل نفس آورده، گرچه لحن شديدى دارند، ولى به پايه اين دو گناه (رباخوارى و دوستى با دشمنان دين) نمىرسند و اين نيست،
مگر آنكه آثار شوم ساير گناهان از يك يا چند نفر تجاوز نمىكند، ولى آثار شوم اين دو گناه بنياد دين را ويران و اثر آن را محو و نظام زندگى را فاسد مىكند و روى فطرت
[1]. وسائل الشيعه، ج 27، ص 260- بحار، ج 72، ص 8.
[2]. بقره/ 276.
انسانى پرده مىافكند و جلو چشمش را مىگيرد.»[1]
امام صادق7مىفرمايد:
«دِرْهَمُ رِبا أشَدُّ عِنْدَاللهِ مِنْ سَبْعينَ زَنِيةٍ كُلُّها بِذاتِ مَحْرَم[2]
(عذاب) يك درهم ربا، از هفتاد زنا با زنى كه محرم اوست، شديدتر است».
اميرالمؤمنين7فرمود: «رسول خدا6ربا و رباخوار، داد و ستد ربوى، نويسنده معامله و شاهدهاى آن را لعن كرده است».[3]
در علل الشرايع آمده است كه حضرت امام رضا7به ابن سنان نوشت: «خداوند متعال ربا را حرام فرمود؛ به دليل اينكه رباخوارى موجب فساد اموال مىشود ...».[4]
شكى نيست رباخوارى معاملهاى ظالمانه، ناعادلانه، برخلاف وجدان و فطرت انسانى و برهم زننده نظام اجتماعى است؛ چون از طرفى، طلبكار هر روز بدون هيچ تلاشى بر ثروت خود مىافزايد و از طرف ديگر، بدهكار گرفتار فقر و تنگدستى زيادى مىگردد.
از پيامدهاى رباخوارى، ايجاد فاصله طبقاتى، نفرت و بغض شديد فقرا به اغنياست و آسيب آن براى نظام اجتماعى بشر، بسيار آشكار است و حتى موجب انقلابهاى خونينى مىشود؛ چنانكه بعضى از دانشمندان و محققين، يكى از اسباب پيدايش جنگهاى جهانى را همين اختلاف طبقاتى دانستهاند.[5]
مفاسد عظيم مادى و معنوى رباخوارى علاوه بر اعلام جنگ با خدا و پيامبر اعظم6بسيار است؛ از آن جمله:
1. محروميت از آثار خير و بركات معنوى كه در كسب و كار و حركت براى تحصيل معاش است؛ چنانكه پيامبر خدا فرمود: «عبادت هفتاد قسم است كه برترين آن طلب روزى حلال است».[6]
[1]. تفسير الميزان، ج 2، ص 433.
[2]. تفسير صافى، ج 5، ص 302.
[3]. همان.
[4]. وسائل الشيعه، ج 12، ص 425.
[5]. تفسير الميزان، ج 12، ص 433.
[6]. وسائل الشيعه، ج 12، ص 433.
2. محروميت از صفت توكل به خدا و بركت خواستن از درگاه الهى؛ زيرا فرد رباخوار تمام اميدش به همان سودى است كه مىخواهد از بدهكار بيچاره بگيرد.
3. محروميت از پاداش بزرگى كه براى قرض الحسنه قرار داده شده است.
خداوند مىفرمايد:
«اى كسانى كهايمان آوردهايد! از مخالفت با خداوند بپرهيزيد و آنچه از مال ربا نزد شما باقى مانده، رها كنيد، اگر ايمان داريد. اگر فرمان نبريد و ربا را ترك نكنيد، بدانيد خدا و رسولش با شما پيكار خواهند كرد».[1]
از آنجا كه اسلام، كاملترين دين و جامعترين مكتب است، در تمامى زمنيهها و مسائل، دستورالعملهاى متناسب دارد. براى انسان هم كه هستى براى او آفريده شده، از ولادت تا پس از مرگ، دستور و قانون دارد كه براى سعادتمند شدن بايد همه آنها را به كار بگيرد.
به اين منظور، اسلام از مسائل اقتصادى نيز غافل نبوده و بايدها و نبايدهاى فروانى را در امور اقتصاد فراهم آورده است. يك اقتصاد يا يك بازار اسلامى وقتى مىتواند موفق و سالم باشد كه تمام دستورات اسلام در آن به كار گرفته شود، به بايدها و نبايدها عمل شود، همچنين يك كاسب، تاجر و صنعتگر وقتى موفق است كه به آن موازين و مقررات پاىبند باشد و آنها را مو به مو اجرا كند و براى اجراى هر قانون، نخست علم به آن و دانستن آن شرط اساسى است.
بنابراين كسى كه مىخواهد بر اساس دستور اسلام عمل كند و كسب و كارش، خريد و فروشش، اجاره و رهنش، نقد و نسيهاش، هديه و صلحش و ... طبق موازين اسلام باشد بايد نخست به دنبال آموختن مسائل شرعى و حلال و حرام آن برود، و گرنه بدون توجه به مسائل شرعى، گرفتار گناه اقتصادى مىشود كه زيانهاى مادى و معنوى بسيارى را در پى خواهد داشت.
[1]. بقره/ 278 و 27.
اصبغ بن نباته مىگويد: شنيدم اميرمؤمنان 7 روى منبر سه مرتبه فرمود:
«يَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ وَ اللَّهِ لَلرِّبَا فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ أَخْفَى مِنْ دَبِيبِ النَّمْلِ عَلَى الصَّفَا:
اى تجار! اى كسبه! اول مسئله بعد كسب و كار، اول مسئله و فقه بعد كسب و كار؛ زيرا به خدا قسم ربا در اين امت مخفىتر از صداى پاى مورچه روى سنگ صاف است».[1]
مقصود اين است كه اگر كسى مسائل خريد و فروش را نداند، بدون آن كه بخواهد گرفتار گناه بزرگ رباخوارى مىشود. از امام جواد7نقل شده است:
مَن عَمِلَ عَلى غَيرِ عِلْمٍ افْسَدَ اكْثَرَ مِمّا يصْلِحُ.
هر كس بدون آگاهى از مسائل مربوط به موضوعى، در آن گام نهد، آنچه خراب مىكند بيشتر از چيزى است كه به دست مىآورد.[2]امام صادق7فرمودند:
«مَنْ أَرَادَ التِّجَارَةَ فَلْيَتَفَقَّهْ فِي دِينِهِ لِيَعْلَمَ بِذَلِكَ مَا يَحِلُّ لَهُ مِمَّا يَحْرُمُ عَلَيْهِ وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فِي دِينِهِ ثُمَّ اتَّجَرَ تَوَرَّطَ الشُّبُهَاتِ؛[3]
هر كس تصميم دارد به تجارت و كسب و كار بپردازد، نخست بايد مسائل و احكام فقهى آن را ياد بگيرد تا حرامها و حلالها را تشخيص دهد و هركس بدون يادگيرى مسائل شرعى به كسب و كار مشغول شود، گرفتار گناه و ناهنجارىها نخواهد شد.
نقل شده است كه حضرت اميرمؤمنان مىفرمود:
«لَا يَقْعُدَنَّ فِي السُّوقِ إِلَّا مَنْ يَعْقِلُ الشِّرَاءَ وَ الْبَيْعَ.[4]
نبايد كسى وارد ميدان كار رود، مگر آن كه احكام و آداب خريد و فروش را بداند.»
امام صادق7از حضرت على7نقل كردهاند:
[1]. وسائل، 17، ص 381.
[2]. كافى، ج 6، ص 44.
[3]. وسائل الشيعه، ج 12، ص 283.
[4]. تهذيب، ج 7، ص 5.