بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 27

به او برمى‌گردانم».[1]

* تضييع مال يتيم‌

خداوند مى‌فرمايد:

﴿وَ آتُوا الْيَتامى‌ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى‌ أَمْوالِكُمْ إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيرا؛﴾[2]

«و اموال يتيمان را (هنگامى كه به حد رشد رسيدند) به آنها بدهيد و اموال بد (خود) را با اموال خوب (آنان) عوض نكنيد و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط كردن يا تبديل كردن) نخوريد؛ زيرا اين گناه بزرگى است».

و در آيه ديگر چنين آمده:

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‌ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً؛﴾[3]

«كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى‌خورند، (در حقيقت) تنها آتش مى‌خورند و به زودى در شعله‌هاى آتش (دوزخ) مى‌سوزند».

از اين آيه چنين استفاده مى‌شود كه اعمال ما علاوه بر چهره‌ى ظاهرى خود، چهره واقعى نيز دارد كه در اين جهان از نظر ما پنهان است، اما در جهان ديگر ظاهر مى‌شود و اين همان «تجسم اعمال» است. يكى از دلايلى كه مردان خدا حتى فكر معصيت به خود راه نمى‌دهند، همين است كه آنها بر اثر قدرت علم و ايمان و پرورش‌هاى اخلاقى، چهره‌هاى واقعى اعمال را مى‌بينند و هرگز فكر انجام كار بد را نمى‌كنند.[4]

روايات در نكوهش تجاوز به اموال يتيمان بسيار زياد و تكان دهنده است و حتى كمترين تعدّى به اموال آن‌ها مشمول اين حكم شمرده شده است.[5]

[1]. همان.

[2]. نساء/ 4.

[3]. همان/ 10.

[4]. تفسير نمونه، ج 3، ص 359.

[5]. كافى، ج 5، ص 128- وسائل الشيعه، ج 17، ص 234- بحار، ج 76، ص 266.


صفحه 28

در حديثى از امام باقر7يا امام صادق7آمده: «كسى سؤال كرد: اين مجازات آتش درباره چه مقدار از غصب مال يتيم است؟ حضرت فرمود: در برابر دو درهم».[1]

* ربا

رباخوارى صورت‌هاى مختلفى دارد. صورت رايج آن، اين است كه پولى را به كسى بدهد و بعد از مدتى آن پول را با اضافه بگيرد. خداوند مى‌فرمايد:

﴿الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا﴾...[2]

«كسانى كه ربا مى‌خورند (در قيامت) برنمى‌خيزند، مگر مانند كسى كه بر اثر تماس شيطان ديوانه شده (و نمى‌تواند تعادل خود را حفظ كند، گاهى زمين مى‌خورد و گاهى به پا مى‌خيزد) اين بدان سبب است كه گفتند: داد و ستد هم مانند رباست (و تفاوتى ميان آن دو نيست)؛ در حالى كه خدا بيع را حلال كرده و ربا را حرام (زيرا فرق ميان اين دو بسيار است)».

در تفسير شريف الميزان آمده است:

در اين آيات، سخت‌گيرى خداوند متعال در مورد ربا چنان است كه مانند آن در هيچ يك از فروع دين جز «دوستى با دشمنان دين» نيست. تعبيراتى كه در مورد ساير گناهان كبيره مانند زنا، شراب‌خوارى، قمار و حتى قتل نفس آورده، گرچه لحن شديدى دارند، ولى به پايه اين دو گناه (رباخوارى و دوستى با دشمنان دين) نمى‌رسند و اين نيست،

مگر آنكه آثار شوم ساير گناهان از يك يا چند نفر تجاوز نمى‌كند، ولى آثار شوم اين دو گناه بنياد دين را ويران و اثر آن را محو و نظام زندگى را فاسد مى‌كند و روى فطرت‌

[1]. وسائل الشيعه، ج 27، ص 260- بحار، ج 72، ص 8.

[2]. بقره/ 276.


صفحه 29

انسانى پرده مى‌افكند و جلو چشمش را مى‌گيرد.»[1]

امام صادق7مى‌فرمايد:

«دِرْهَمُ رِبا أشَدُّ عِنْدَاللهِ مِنْ سَبْعينَ زَنِيةٍ كُلُّها بِذاتِ مَحْرَم[2]

(عذاب) يك درهم ربا، از هفتاد زنا با زنى كه محرم اوست، شديدتر است».

اميرالمؤمنين7فرمود: «رسول خدا6ربا و رباخوار، داد و ستد ربوى، نويسنده معامله و شاهدهاى آن را لعن كرده است».[3]

در علل الشرايع آمده است كه حضرت امام رضا7به ابن سنان نوشت: «خداوند متعال ربا را حرام فرمود؛ به دليل اين‌كه رباخوارى موجب فساد اموال مى‌شود ...».[4]

شكى نيست رباخوارى معامله‌اى ظالمانه، ناعادلانه، برخلاف وجدان و فطرت انسانى و برهم زننده نظام اجتماعى است؛ چون از طرفى، طلبكار هر روز بدون هيچ تلاشى بر ثروت خود مى‌افزايد و از طرف ديگر، بدهكار گرفتار فقر و تنگدستى زيادى مى‌گردد.

از پيامدهاى رباخوارى، ايجاد فاصله طبقاتى، نفرت و بغض شديد فقرا به اغنياست و آسيب آن براى نظام اجتماعى بشر، بسيار آشكار است و حتى موجب انقلاب‌هاى خونينى مى‌شود؛ چنان‌كه بعضى از دانشمندان و محققين، يكى از اسباب پيدايش جنگ‌هاى جهانى را همين اختلاف طبقاتى دانسته‌اند.[5]

مفاسد عظيم مادى و معنوى رباخوارى علاوه بر اعلام جنگ با خدا و پيامبر اعظم6بسيار است؛ از آن جمله:

1. محروميت از آثار خير و بركات معنوى كه در كسب و كار و حركت براى تحصيل معاش است؛ چنان‌كه پيامبر خدا فرمود: «عبادت هفتاد قسم است كه برترين آن طلب روزى حلال است».[6]

[1]. تفسير الميزان، ج 2، ص 433.

[2]. تفسير صافى، ج 5، ص 302.

[3]. همان.

[4]. وسائل الشيعه، ج 12، ص 425.

[5]. تفسير الميزان، ج 12، ص 433.

[6]. وسائل الشيعه، ج 12، ص 433.


صفحه 30

2. محروميت از صفت توكل به خدا و بركت خواستن از درگاه الهى؛ زيرا فرد رباخوار تمام اميدش به همان سودى است كه مى‌خواهد از بدهكار بيچاره بگيرد.

3. محروميت از پاداش بزرگى كه براى قرض الحسنه قرار داده شده است.

خداوند مى‌فرمايد:

«اى كسانى كه‌ايمان آورده‌ايد! از مخالفت با خداوند بپرهيزيد و آنچه از مال ربا نزد شما باقى مانده، رها كنيد، اگر ايمان داريد. اگر فرمان نبريد و ربا را ترك نكنيد، بدانيد خدا و رسولش با شما پيكار خواهند كرد».[1]

از آن‌جا كه اسلام، كامل‌ترين دين و جامع‌ترين مكتب است، در تمامى زمنيه‌ها و مسائل، دستورالعمل‌هاى متناسب دارد. براى انسان هم كه هستى براى او آفريده شده، از ولادت تا پس از مرگ، دستور و قانون دارد كه براى سعادتمند شدن بايد همه آن‌ها را به كار بگيرد.

به اين منظور، اسلام از مسائل اقتصادى نيز غافل نبوده و بايدها و نبايدهاى فروانى را در امور اقتصاد فراهم آورده است. يك اقتصاد يا يك بازار اسلامى وقتى مى‌تواند موفق و سالم باشد كه تمام دستورات اسلام در آن به كار گرفته شود، به بايدها و نبايدها عمل شود، همچنين يك كاسب، تاجر و صنعت‌گر وقتى موفق است كه به آن موازين و مقررات پاى‌بند باشد و آن‌ها را مو به مو اجرا كند و براى اجراى هر قانون، نخست علم به آن و دانستن آن شرط اساسى است.

بنابراين كسى كه مى‌خواهد بر اساس دستور اسلام عمل كند و كسب و كارش، خريد و فروشش، اجاره و رهنش، نقد و نسيه‌اش، هديه و صلحش و ... طبق موازين اسلام باشد بايد نخست به دنبال آموختن مسائل شرعى و حلال و حرام آن برود، و گرنه بدون توجه به مسائل شرعى، گرفتار گناه اقتصادى مى‌شود كه زيان‌هاى مادى و معنوى بسيارى را در پى خواهد داشت.

[1]. بقره/ 278 و 27.


صفحه 31

اصبغ بن نباته مى‌گويد: شنيدم اميرمؤمنان 7 روى منبر سه مرتبه فرمود:

«يَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ وَ اللَّهِ لَلرِّبَا فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ أَخْفَى مِنْ دَبِيبِ النَّمْلِ عَلَى الصَّفَا:

اى تجار! اى كسبه! اول مسئله بعد كسب و كار، اول مسئله و فقه بعد كسب و كار؛ زيرا به خدا قسم ربا در اين امت مخفى‌تر از صداى پاى مورچه روى سنگ صاف است».[1]

مقصود اين است كه اگر كسى مسائل خريد و فروش را نداند، بدون آن كه بخواهد گرفتار گناه بزرگ رباخوارى مى‌شود. از امام جواد7نقل شده است:

مَن عَمِلَ عَلى غَيرِ عِلْمٍ افْسَدَ اكْثَرَ مِمّا يصْلِحُ.

هر كس بدون آگاهى از مسائل مربوط به موضوعى، در آن گام نهد، آنچه خراب مى‌كند بيشتر از چيزى است كه به دست مى‌آورد.[2]امام صادق7فرمودند:

«مَنْ أَرَادَ التِّجَارَةَ فَلْيَتَفَقَّهْ فِي دِينِهِ لِيَعْلَمَ بِذَلِكَ مَا يَحِلُّ لَهُ مِمَّا يَحْرُمُ عَلَيْهِ وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فِي دِينِهِ ثُمَّ اتَّجَرَ تَوَرَّطَ الشُّبُهَاتِ؛[3]

هر كس تصميم دارد به تجارت و كسب و كار بپردازد، نخست بايد مسائل و احكام فقهى آن را ياد بگيرد تا حرام‌ها و حلال‌ها را تشخيص دهد و هركس بدون يادگيرى مسائل شرعى به كسب و كار مشغول شود، گرفتار گناه و ناهنجارى‌ها نخواهد شد.

نقل شده است كه حضرت اميرمؤمنان مى‌فرمود:

«لَا يَقْعُدَنَّ فِي السُّوقِ إِلَّا مَنْ يَعْقِلُ الشِّرَاءَ وَ الْبَيْعَ.[4]

نبايد كسى وارد ميدان كار رود، مگر آن كه احكام و آداب خريد و فروش را بداند.»

امام صادق7از حضرت على7نقل كرده‌اند:

[1]. وسائل، 17، ص 381.

[2]. كافى، ج 6، ص 44.

[3]. وسائل الشيعه، ج 12، ص 283.

[4]. تهذيب، ج 7، ص 5.


صفحه 32

«مَنِ اتَّجَرَ بِغَيْرِ عِلْمٍ ارْتَطَمَ فِي الرِّبَا ثُمَّ ارْتَطَمَ.[1]

هر كس بدون علم و آگاهى به مسائل شرعى به تجارت بپردازد در ورطه رباخوارى خواهد افتاد.»

گاهى افراد بزرگ‌تر، يك جوان يا نوجوان ناآگاه به مسائل شرعى و دينى را در مغازه خود مى‌گذارند و او ممكن است به دليل ناآشنايى با مسائل شرعى، دچار خلاف‌هايى شود و كسب و كار وى را خراب و زندگى او را دچار حرام سازد.

گماشتن شاگرد ناآگاه به مسائل، مى‌تواند پيامدهاى ناگوارى در پى داشته باشد.

بنابراين بايسته است كه افراد، نخست مسائل شرعى معامله، كار و كاسبى و تجارت را بياموزند، آن‌گاه وارد كار شوند تا همه چيز را به حرام آلوده نكنند.

* غش:

يكى ديگر از آفت‌هاى كسب و كار، غشّ در معامله است كه در احاديث به شدت از آن نهى شده است.

غش؛ يعنى خيانت و اين معناى جامعى است كه شامل: كلاه‌بردارى، تقلب، جعل‌سند، جعل‌امضا، دادن چك بدون محل و ساير راه‌هاى شيطانى مى‌شود كه متأسفانه عده‌اى از مردم به آن گرفتار هستند. بسيارى از دعاوى حقوقى و مالى كه وقت گران‌بهاى دستگاه قضايى را مى‌گيرند از همين مقوله است.

تأسيس شركت‌هاى به اصطلاح مضاربه‌اى و ناگهان فرار و اعلان ورشكستگى دروغين، فروختن زمين و يا خانه يا ملك ديگرى و خانواده‌اى را به بدبختى كشاندن، درست كردن مشكل واهى و بى مورد براى فردى، جنس بد را با جنس خوب مخلوط كردن و به جاى جنس خوب يا خارجى و درجه يك فروختن، ظاهر جنس را مرغوب و باطن و ته آن را نامرغوب قرار دادن، روى جعبه جنس درجه يك ريختن و ته جعبه يا گونى را جنس نامرغوب ريختن، ظاهرخانه را رنگ زدن و عيب‌هاى آن را پوشاندن‌

[1]. وسائل، ج 17، ص 381.


صفحه 33

كه مشترى چشمش بگيرد و خلاصه تمام كارهاى غيرواقعى، ظاهرسازى‌ها، گول زدن و فريفتن ديگران از مصاديق غش و خيانت در معامله است كه كسب و كار را حرام و آلوده مى‌كند.

اين حيله‌ها بيمارى خطرناك و زشتى است كه در شأن مسلمان و بازار مسلمانان نيست. بعضى بيگانگان از مسلمانان پيشى گرفته و در معاملات خود كمتر كلاه‌بردارى و خيانت در قراردادها مى‌كنند؛ ولى جاى تأسف است كه بازارمسلمانان از اين بيمارى در امان نيست با اين كه اسلام به شدت با آن مخالف است. اكنون به بخشى از احاديث در اين باره توجه كنيد.

1/ رسول خدا6فرمودند:

«مَنْ غَشَّ مُسْلِماً فِي شِرَاءٍ أَوْ بَيْعٍ فَلَيْسَ مِنَّا وَ يُحْشَرُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ الْيَهُودِ لِأَنَّهُمْ أَغَشُّ الْخَلْقِ لِلْمُسْلِمِين.[1]

هركس در خريد و فروش در حق مسلمانى خيانت كند از ما نيست و روزقيامت با يهود محشور مى‌شود؛ چون يهوديان از هركس بيشتر به مسلمانان خيانت كرده‌اند.»

2/ همچنين فرمودند:

«مَنْ بَاتَ وَ فِي قَلْبِهِ غِشٌّ لِأَخِيهِ الْمُسْلِمِ بَاتَ فِي سَخَطِ اللَّهِ وَ أَصْبَحَ كَذَلِكَ حَتَّى يَتُوب.

هركس بخوابد و در دل، قصد خيانت به برادر مسلمانش را داشته باشد مورد غضب خداوند است، مگر وقتى كه توبه كند.»[2]

3/ امام رضا7از رسول خدا6نقل مى‌كند كه فرمودند:

«لَيْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً أَوْ ضَرَّهُ أَوْ مَاكَرَهُ.[3]

[1]. من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 13.

[2]. وسائل، ج 17، ص 283.

[3]. همان.


صفحه 34

هر كس در حق مسلمانى خيانت كند، يا به او زيانى وارد سازد، يا به او نيرنگ زند از ما نيست.»

4/ حضرت اميرالمؤمنين على7فرمود:

«الْمُؤْمِنُ لَا يَغُشُّ أَخَاهُ وَ لَا يَخُونُهُ وَ لَا يَخْذُلُهُ وَ لَا يَتَّهِمُهُ (وَ لَا يَقُولُ لَهُ أَنَا مِنْكَ بَرِي‌ء.[1]

مؤمن در حق برادر مؤمن خود تقلب نمى‌كند، خيانت نمى‌كند، او را خوار نمى‌سازد، او را متهم نمى‌كند و نمى‌گويد من از تو بيزارم.»

5/ موسى‌بن‌بكير مى‌گويد: خدمت امام رضا7بودم، ديدم مقدارى دينار (سكه) نزد حضرت است، آن‌گاه يكى از آن‌ها را خوب نگاه كرد و دريافت كه آن تقلبى است، سپس آن را شكست و فرمود:

أَلْقِهِ فِي الْبَالُوعَةِ حَتَّى لَا يُبَاعَ شَيْ‌ءٌ فِيهِ غِشٌّ[2]

اين را در جاه بينداز تا مبادا چيزى كه در آن غش و تقلب است، در بازار رد و بدل شود.

پول تقلبى يكى از گرفتارى‌هاى روز دنيا است. اسكناس يا هر چيز تقلبى ديگر ارزش مالى و مادى ندارد و اگر در مقام داد وستد از آن استفاده شود ازمصاديق غش در معامله به شمار مى‌رود و حرام است و اگر كسى چيزى در برابرش بگيرد، مال او نمى‌شود.

6/ شخص آرد فروشى حضور امام صادق7رسيد، گويا در كار خود تقلب مى‌كرده است! حضرت به او فرمود:

«إِيَّاكَ وَ الْغِشَّ فَإِنَّ مَنْ غَشَّ غُشَّ فِي مَالِهِ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مَالٌ غُشَّ فِي أَهْلِهِ.[3]

[1]. مستدرك، ج 9، ص 82.

[2]. وسائل، ج 17، ص 280.

[3]. همان، ص 281.