مىبينم كه در اين كار در حق مسلمانان، غش و خيانت كردهاى!
حضرت در مورد ديگرى به يك خواربارفروش فرمود:
يا صاحِبَ الطَّعامِ اسْفَلُ هذا مثلُ اعلاهِ؟ مَن غَشَّ الْمُسلِمينَ فَلَيسَ مِنْهُم.[1]
اى خواربارفروش! آيا زير اين كالا همانند روى آن است؟ هركس به مسلمانان خيانت كند مسلمان نيست.
10/ نقل شده است كه حضرت على7وارد بازار شد و به صنف قصاب فرمود:
يَا مَعْشَرَ اللَّحَّامِينَ مَنْ نَفَخَ مِنْكُمْ فِي اللَّحْمِ فَلَيْسَ مِنَّا.[2]
اى گوشتفروشان! هركس در گوشت بدمد و آن را چاق نشان دهد از ما نيست.
آب روى جنس ريختن و آن را مرطوب و سنگين ساختن از همين باب است!
از امام صادق7سؤال شد: شخصى دو جنس دارد، هر دو مثل هم و داراى يك قيمت، آيا مىتواند آنها را با هم مخلوط كند و بفروشد؟ حضرت فرمود: خير، اين كار غش در حق مسلمانان است، مگر اينكه به خريدار بگويد.[3]
رسول خدا6فرمودند:
«مَنْ غَشَّ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ نَزَعَ اللَّهُ عَنْهُ بَرَكَةَ رِزْقِهِ وَ أَفْسَدَ عَلَيْهِ مَعِيشَتَهُ وَ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ.[4]
هركس در حق برادر مسلمانش نيرنگ كند، خداوند بركت را از روزىاش برمىدارد، زندگى را بر او تباه مىكند و او را به خودش وامىگذارد.»
بنابراين شايسته است كه مسلمانان در همه كارها به ويژه در بازار و در امرخريد و فروش مراقب باشند كه تقلب نكنند، سر يكديگر كلاه نگذارند، حق همديگر را به باطل نخورند و بازار مسلمانان را اصلاح نمايند. اين كار در درازمدت به اعتبار بازار مىافزايد و بدبينى، سوءظن و بىاعتمادى مشترى را كاهش مىدهد و سرانجام به نفع
[1]. كنز العمال، ج 4، ص 60.
[2]. بحار، ج 100، ص 103.
[3]. كافى، ج 5، ص 183.
[4]. بحار، ج 73، ص 364.
بازار خواهد بود.
بزرگترين خيانت
اميرالمؤمنين7براى يكى از فرمانداران خود نوشت:
«إِنَّ أَعْظَمَ الْخِيَانَةِ خِيَانَةُ الْأُمَّةِ وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّةِ.
به راستى كه بزرگترين خيانت، خيانت در حق امت اسلام و زشتترين غشّ، فريب پيشوايان است.»[1]
كسانى كه جنس سهميهاى مىآورند و موظف هستند عادلانه توزيع كنند، مواظب باشند در حق مردم خيانت نكنند، به دوستان وفاميلهاى خود زودتر خبر ندهند كه حق مردم ضايع شود. جواب حق مردم را دادن، در صحراى محشر و از عهده حقوق مردم بيرون آمدن دشوار است؛ از اين رو لازم است بازاريان محترم ظاهر و باطن جنس را در معرض ديد مشترى بگذارند و جنس خوب و بد را با هم مخلوط نكنند، و با روحيه قناعتپذيرى و انصاف، بركت وخير و عافيت را از خالق و رازق بخواهند و مردم را شريك خالق ندانند و برخدا توكل كنند نه دست مردم.
از جمله آفتهاى بازار كسب و كار، احتكار و سوء استفاده از كمبود اجناس در جامعه است.
تاجرى كه به تعهدهاى اخلاقى و وجدان انسانى پاىبند نباشد و ثروتاندوزى و عشق به ثروتهاى بادآورده و سودهاى كلان يكشبه، چشم و عقل و وجدان انسانى او را كور كرده باشد، خيلى راحت دست به احتكار اجناس مورد نياز جامعه مىزند و با شايعه در جامعه، كمبود مصنوعى ايجاد مىكند. حرص در مردم ايجاد مىكند تا به خريد روى آورند و او نيز با سوء استفاده از كمبود واقعى يا مصنوعى و نياز خريداران، قيمت را بالا برده، جنس را چند برابرقيمت واقعى، عرضه مىكند. اين افراد، گناه گران فروشى و احتكار را براى خود ثبت مىكنند.
[1]. نهج البلاغه، نامه 26.
اين كار صرفنظر از مسئله شرعى و عذاب الهى، يك عمل ضدانسانى و ضداخلاقى است. اگر كسى دين هم نداشته باشد و تنها اخلاق اجتماعى و وجدان بيدارداشته باشد بايد زشتى آن را درك كند و به اين كار دست نزند. زيان رساندن به همنوع خود و پولدار شدن به قيمت اشك چشم كودكان يك خانواده، ثروتاندوزى شيرينى نيست. اين پول، خير و بركت نخواهد داشت و سرانجام، آتشى خواهد شد كه بنيان زندگى، عمر و خوشبختى گيرنده آن را مىسوزاند؛ البته اينگونه سودجويىها مخصوص بازار نيست و ممكن است در هر صنفى وجود داشته باشد؛ مثلًا ممكن است رانندگان ماشينهاى سرويس بين شهرى متوجه شوند كه مسافر زياد و ماشين كم است و كرايه خود را دو برابر بيشتر كنند و از پريشانى مسافر، سرما، برف، تعطيلى و ... سوء استفاده كنند، اين عمل نيز شبيه احتكار است.
* احتكار وسيله نقليه، احتكار دارو، حتى احتكار علم و دانش و آنچه نياز جامعه باشد، در گناه و زشتى فرقى ندارند.
امام صادق7از رسول خدا6نقل مىكند كه حضرت فرمودند:
«الْجَالِبُ مَرْزُوقٌ وَ الْمُحْتَكِرُ مَلْعُونٌ[1]
كسى كه ارزاق مردم را مىآورد و در اختيار مصرفكننده قرار مىدهد روزى مىخورد و كارش بركت دارد؛ ولى محتكر، نفرين شده و ملعون است.»
همچنين از آن حضرت نقل شده است كه فرمودند:
«جايى را در جهنم ديدم كه در غليان بود، از جبرئيل پرسيدم: اين وادى پرآتش براى كيست؟ گفت: براى سه گروه: احتكار كننده، مشروبخوار و واسطهگران فحشا.[2]
ايشان در حديث ديگرى فرمودند:
«كسى كه طعامى را چهل روز به قصد گران شدن نگهدارد، اگر پس از فروش تمام
[1]. وسائل، ج 17، ص 424.
[2]. همان، ص 426.
پولش را هم صدقه بدهد، كفاره گناه احتكارش نخواهد شد.»[1]
حضرت اميرالمؤمنين7در نامهاش به مالكاشتر نوشت:
«اى مالك! از احتكار جلوگيرى كن؛ زيرا رسول خدا6از آن منع فرمود و بايد داد و ستد، عادلانه و آسان باشد كه به هيچ يك از فروشنده يا خريدار ظلم نشود و هركس دست به احتكار زد، او را بعد از نهى، تنبيه كن و كيفرعادلانهاش ده.»[2]
حضرت على7فرمود:
«الْاحتِكارُ داعِيةُ الْحِرْمانِ؛[3]
احتكار، محروميت و بىبركتى مىآورد.»
همچنين فرمود:
الِاحْتِكَارُ شِيمَةُ الْفُجَّارِ؛[4]
احتكار، شيوه مردم گناهكار و فاجر است.»
رسول خدا6فرمودند: «اگر كسى خدا را در حال دزدى ملاقات كند، نزد من از كسى كه طعامى را چهل روز احتكار كند بهتر است.»[5]
ايشان در حديث ديگرى فرمودند: «محتكر، بوى بهشت را استشمام نخواهد كرد.»
همچنين فرمودند: «كسى كه براى گران شدن، طعامى را چهل روز پنهان كند، خداوند از او بيزار خواهد بود.»
و نيز فرمودند: «هركس غذاى مسلمانان را احتكار كند، خداوند او به جذام و ورشكستگى گرفتار خواهد كرد.»[6]
همچنين از آن حضرت نقل شده است: «شب هنگام بر بنىاسرائيل عذاب نازل شد، صبحگاه ديدند چهار طايفه نابود شدهاند؛ طبل زنها، آوازخوانها، احتكاركنندگان و رباخواران.»
[1]. همان.
[2]. نهج البلاغه، نامه 53
[3]. غرر الحكم، ص 361.
[4]. همان.
[5]. من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 158.
[6]. مستدرك، ج 13، ص 275.
على7فرمود:
«الْاحتِكارُ رَذيلَةٌ؛[1]
احتكار، روش پستى است.»
رسول خدا6فرمودند:
«كُلُّ حُكْرَةٍ تُضِرُّ بِالنَّاسِ وَ تَغْلِي السِّعْرَ عَلَيْهِمْ فَلَا خَيْرَ فِيهَا؛[2]
هر احتكارى كه به ضرر و زيان مردم باشد و باعث گران شدن جنس شود، خير و بركتى در آن نيست.»
پيامبر6در حديث ديگرى فرمودند:
«الْمُحتَكِرُ فى سُوقِنا كَالْمُلْحِدِ فى كِتابِ اللهِ؛[3]
كسى كه در بازار مسلمانان احتكار كند مانند كسى است كه به كتاب خدا كفر مىورزد.»
همچنين در حديث ديگرى فرمودند:
«يقُومُ الْمُحْتَكِرُ مَكْتُوبٌ بَينَ عَينيهِ يا كافِرٌ تُبّوا مَقْعَدَكَ مِنَ النّارِ؛[4]
وقتى محتكر از قبر بيرون آيد بر پيشانى او نوشته شده است: اى كافر! جايگاهت پر از آتش است.»
همچنين فرمودند: «شخص احتكاركننده بد آدمى است! اگر جنس ارزان شود، غصهدار و اگر گران شود» خوشحال مىشود. و نيز فرمودند: «در قيامت جايگاه محتكر و آدمكشان يكى است.»
بنابراين محتكر و هر نوع بازى با نرخ اجناس مورد نياز جامعه، جلوه دادن كمبود ساختگى، ايجاد فشار روانى بر مردم و اختلال در مسائل اقتصادى، يكى از گناهان كبيره و كارهاى زشتى است كه هر آدم با وجدانى از آن بيزار است. «كسى كه اندكى حس نوع دوستى، محبت به انسانها و ترحم در دلش باشد حاضرنيست براى سود مادى خود، آه و ناله هزاران همنوع خود را بشنود و باعث غصه و ناراحتى ديگران شود. اگر كسى مسلمان و شيعه امير المومنين هم نباشد نبايد دست به اين كار زشت
[1]. غرر الحكم، ص 361.
[2]. مستدرك، ج 13 ف ص 274.
[3]. ميزان الحكمه، ج 1، ص 666.
[4]. همان.
بزند، چه رسد به اين كه دم از خدا و قرآن هم بزند! به اميد روزى كه جامعه ما اصلاح و بيمارىهاى اقتصادى برطرف گردد و بازاريان عزيز، خودشان به اصلاح خود و ديگران اقدام كرده و اين ننگ را از چهره بازار مسلمانان پاك كنند.
يكى از اشكالهاى كار و كاسبى، به ويژه در امور صنعت و مشاغل فنى، كار را درست وصحيح انجام ندادن ومحكمكارى نكردن است كه يك عيب اقتصادى بزرگ و يك ضعف اخلاقى به شمارمىرود. رسول خدا6قبر مردهاى را درست كردند و اين كار را بسيار با دقت انجام دادند. شخصى پرسيد: اى رسول خدا! قبر مرده كه اين قدر محكم كارى ندارد!
حضرت فرمودند:
«وَ لَكِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ عَمَلًا أَحْكَمَهُ؛ خداوند دوست دارد هرگاه بندهاى كارى انجام مىدهد آن را درست و محكم انجام دهد.»[1]
متأسفانه غير مسلمانها به اين حديث بهتر عمل مىكنند، جنسى را كه آنان توليد مىكنند، درست، محكم و بىاشكال است؛ ولى متأسفانه جنسى كه در كشورمسلمان خودمان توليد مىشود گاهى نادرست، بىكيفيت و غيرقابل استفاده است. مردم و اهل مشاغل، اين موضوع را خوب درك كردهاند و بايد وجدانهاى بيدارو دلسوز اين ننگ را برطرف كنند.
حضرت على7خياطى را ديد كه مشغول خياطى بود، آن حضرت ايستاد و فرمود:
- لحن خطاب حضرت، نشان مىدهد كه كار خياطى درست نبوده، كوكها را درشت مىزده، در برش پارچه اسراف مىكرده، محكم و درست نمىدوخته و خلاصه مانند بنّاى بساز و بفروش كار مىكرده، به طورى كه هنوز لباس بر تن نكرده كوكها شكافته مىشدند؛ از اين رو حضرت از باب نصيحت فرمود-:
[1]. وسائل، ج 3، ص 230.
«اى خياط! نخ محكم به كار ببر (تا زود پاره نشود)، درزها را نازك وظريف قرار ده، كنار هم كوك بزن، فاصله را كم كن، زيرا من از رسول خدا6شنيدم كه فرمود:
خياط خائن (كه خرده پارچهها را به صاحب برنگرداند وپارچه را خوب ندوزد) در حالى كه لباسهاى آتشين و ردايى از آنچه دوخته و خيانت كرده بر تن دارد محشور مىشود؛ زيرا صاحب پارچه به خردهها سزاوارتر است.»[1]
كاردانى و تخصص و تعهد
افراد ناشى و غيرمجرب نبايد وارد كارى شوند كه از آن سر درنمىآورند؛ زيرا هم به خودشان و هم به جامعه و كشورشان ضرر مىزنند. تخصص و تعهد، شرط ورود در هر كارى است. ورود به هر رشته و فنّى، دو شرط اساسى دارد: يكى تخصص، كه خراب نكند و ديگرى تعهد و خداترسى كه خيانت نكند.
امام صادق7فرمود:
كُلُّ ذِي صِنَاعَةٍ مُضْطَرٌّ إِلَى ثَلَاثِ خِلَالٍ يَجْتَلِبُ بِهَا الْمَكْسَبَ وَ هُوَ أَنْ يَكُونَ حَاذِقاً بِعَمَلِهِ مُؤَدِّياً لِلْأَمَانَةِ فِيهِ مُسْتَمِيلًا لِمَنِ اسْتَعْمَلَه؛[2]هر اهل فنى براى موفقيت در كسب و كار خود (كه كارش بگيرد) به سه مطلب نيازمند است؛
الف- تخصص و باهوشى در فن و حرفه مورد نظر. (مهارت علمى)
ب- امين باشد و در كار و مال مردم، امانت و درستى را حفظ كند. (مهارت اجتماعى)
ج- با كارفرما و صاحب كار، خوشبرخورد و خوشقلب باشد. (مهارت اخلاقى)
بنابراين ورود افراد ناشى به هر فنى، درست نيست. همچنين سپردن كار به افرادناشى نيز درست نيست. چهبسا به جاى درست كردن خراب كنند، بارها ديده شده كه به دليل بىتجربه بودن فرد شاغل، ضررهاى عمدهاى به وجود آمده و
[1]. مستدرك، ج 13، ص 295.
[2]. بحار، ج 75، ص 235.
اگرانسان وارد كارى شود كه از آن سر درنمىآورد، خيانت است؛ مانند فردى كه طبابت نمىداند و دست به كار طبابت بزند.
بازرگان راستگو
رسول خدا6فرمودند: «التّاجِرُ الصّدُوقُ تَحتَ ظِلّ الْعَرشِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛[1]بازرگان راستگو، روز قيامت در سايه حمايت خدا است.»
همچنين فرمودند:«التّاجِرُ الْأمينُ الصّدُوقُ الْمُسلِمُ مَعَ الشّهَداءِ يومَ الْقيامَةِ.بازرگان امين، راستگو و مسلمان، روز قيامت با شهيدان خواهد بود.»[2]
مقام شهيد را در نظر بگيريد، آنگاه عظمت صداقت و امانت و در كسبوكار را خواهيد فهميد.
رسول خدا6فرمودند:
هان اى بازرگانان! بازرگانان در روز قيامت گناهكار برانگيخته مىشوند، مگر كسى كه تقواى الهى پيشه كند، نيكويى كند و راستگو باشد.»[3]
امام صادق7فرمود:
«خداوند سه گروه را در قيامت بدون حساب وارد بهشت مىكند:
1- پيشواى عادل
2- بازرگان راستگو
3- پيرى كه عمر خود را در راه اطاعت خدا سپرى كرده باشد»
رسول خدا6فرمودند: «خداوند به سه گروه نظر رحمت نمىكند ... از جمله كسى كه متاع و كالاى خود را با دروغ، خوب جلوه دهد.»[4]
حضرت در حديث ديگرى فرمودند:
[1]. ميزان الحكمه، ج 1، ص 327.
[2]. همان، ص 329.
[3]. همان، ص 329.
[4].- ميزان الحكمه، ج 1، ص 329.