بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 39

پولش را هم صدقه بدهد، كفاره گناه احتكارش نخواهد شد.»[1]

حضرت اميرالمؤمنين7در نامه‌اش به مالك‌اشتر نوشت:

«اى مالك! از احتكار جلوگيرى كن؛ زيرا رسول خدا6از آن منع فرمود و بايد داد و ستد، عادلانه و آسان باشد كه به هيچ يك از فروشنده يا خريدار ظلم نشود و هركس دست به احتكار زد، او را بعد از نهى، تنبيه كن و كيفرعادلانه‌اش ده.»[2]

حضرت على7فرمود:

«الْاحتِكارُ داعِيةُ الْحِرْمانِ؛[3]

احتكار، محروميت و بى‌بركتى مى‌آورد.»

همچنين فرمود:

الِاحْتِكَارُ شِيمَةُ الْفُجَّارِ؛[4]

احتكار، شيوه مردم گناهكار و فاجر است.»

رسول خدا6فرمودند: «اگر كسى خدا را در حال دزدى ملاقات كند، نزد من از كسى كه طعامى را چهل روز احتكار كند بهتر است.»[5]

ايشان در حديث ديگرى فرمودند: «محتكر، بوى بهشت را استشمام نخواهد كرد.»

همچنين فرمودند: «كسى كه براى گران شدن، طعامى را چهل روز پنهان كند، خداوند از او بيزار خواهد بود.»

و نيز فرمودند: «هركس غذاى مسلمانان را احتكار كند، خداوند او به جذام و ورشكستگى گرفتار خواهد كرد.»[6]

همچنين از آن حضرت نقل شده است: «شب هنگام بر بنى‌اسرائيل عذاب نازل شد، صبح‌گاه ديدند چهار طايفه نابود شده‌اند؛ طبل زن‌ها، آوازخوان‌ها، احتكاركنندگان و رباخواران.»

[1]. همان.

[2]. نهج البلاغه، نامه 53

[3]. غرر الحكم، ص 361.

[4]. همان.

[5]. من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 158.

[6]. مستدرك، ج 13، ص 275.


صفحه 40

على7فرمود:

«الْاحتِكارُ رَذيلَةٌ؛[1]

احتكار، روش پستى است.»

رسول خدا6فرمودند:

«كُلُّ حُكْرَةٍ تُضِرُّ بِالنَّاسِ وَ تَغْلِي السِّعْرَ عَلَيْهِمْ فَلَا خَيْرَ فِيهَا؛[2]

هر احتكارى كه به ضرر و زيان مردم باشد و باعث گران شدن جنس شود، خير و بركتى در آن نيست.»

پيامبر6در حديث ديگرى فرمودند:

«الْمُحتَكِرُ فى سُوقِنا كَالْمُلْحِدِ فى كِتابِ اللهِ؛[3]

كسى كه در بازار مسلمانان احتكار كند مانند كسى است كه به كتاب خدا كفر مى‌ورزد.»

همچنين در حديث ديگرى فرمودند:

«يقُومُ الْمُحْتَكِرُ مَكْتُوبٌ بَينَ عَينيهِ يا كافِرٌ تُبّوا مَقْعَدَكَ مِنَ النّارِ؛[4]

وقتى محتكر از قبر بيرون آيد بر پيشانى او نوشته شده است: اى كافر! جايگاهت پر از آتش است.»

همچنين فرمودند: «شخص احتكاركننده بد آدمى است! اگر جنس ارزان شود، غصه‌دار و اگر گران شود» خوشحال مى‌شود. و نيز فرمودند: «در قيامت جايگاه محتكر و آدم‌كشان يكى است.»

بنابراين محتكر و هر نوع بازى با نرخ اجناس مورد نياز جامعه، جلوه دادن كمبود ساختگى، ايجاد فشار روانى بر مردم و اختلال در مسائل اقتصادى، يكى از گناهان كبيره و كارهاى زشتى است كه هر آدم با وجدانى از آن بيزار است. «كسى كه اندكى حس نوع دوستى، محبت به انسان‌ها و ترحم در دلش باشد حاضرنيست براى سود مادى خود، آه و ناله هزاران هم‌نوع خود را بشنود و باعث غصه و ناراحتى ديگران شود. اگر كسى مسلمان و شيعه امير المومنين هم نباشد نبايد دست به اين كار زشت‌

[1]. غرر الحكم، ص 361.

[2]. مستدرك، ج 13 ف ص 274.

[3]. ميزان الحكمه، ج 1، ص 666.

[4]. همان.


صفحه 41

بزند، چه رسد به اين كه دم از خدا و قرآن هم بزند! به اميد روزى كه جامعه ما اصلاح و بيمارى‌هاى اقتصادى برطرف گردد و بازاريان عزيز، خودشان به اصلاح خود و ديگران اقدام كرده و اين ننگ را از چهره بازار مسلمانان پاك كنند.

يكى از اشكال‌هاى كار و كاسبى، به ويژه در امور صنعت و مشاغل فنى، كار را درست وصحيح انجام ندادن ومحكم‌كارى نكردن است كه يك عيب اقتصادى بزرگ و يك ضعف اخلاقى به شمارمى‌رود. رسول خدا6قبر مرده‌اى را درست كردند و اين كار را بسيار با دقت انجام دادند. شخصى پرسيد: اى رسول خدا! قبر مرده كه اين قدر محكم كارى ندارد!

حضرت فرمودند:

«وَ لَكِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ عَمَلًا أَحْكَمَهُ‌؛ خداوند دوست دارد هرگاه بنده‌اى كارى انجام مى‌دهد آن را درست و محكم انجام دهد.»[1]

متأسفانه غير مسلمان‌ها به اين حديث بهتر عمل مى‌كنند، جنسى را كه آنان توليد مى‌كنند، درست، محكم و بى‌اشكال است؛ ولى متأسفانه جنسى كه در كشورمسلمان خودمان توليد مى‌شود گاهى نادرست، بى‌كيفيت و غيرقابل استفاده است. مردم و اهل مشاغل، اين موضوع را خوب درك كرده‌اند و بايد وجدان‌هاى بيدارو دلسوز اين ننگ را برطرف كنند.

حضرت على7خياطى را ديد كه مشغول خياطى بود، آن حضرت ايستاد و فرمود:

- لحن خطاب حضرت، نشان مى‌دهد كه كار خياطى درست نبوده، كوك‌ها را درشت مى‌زده، در برش پارچه اسراف مى‌كرده، محكم و درست نمى‌دوخته و خلاصه مانند بنّاى بساز و بفروش كار مى‌كرده، به طورى كه هنوز لباس بر تن نكرده كوك‌ها شكافته مى‌شدند؛ از اين رو حضرت از باب نصيحت فرمود-:

[1]. وسائل، ج 3، ص 230.


صفحه 42

«اى خياط! نخ محكم به كار ببر (تا زود پاره نشود)، درزها را نازك وظريف قرار ده، كنار هم كوك بزن، فاصله را كم كن، زيرا من از رسول خدا6شنيدم كه فرمود:

خياط خائن (كه خرده پارچه‌ها را به صاحب برنگرداند وپارچه را خوب ندوزد) در حالى كه لباس‌هاى آتشين و ردايى از آنچه دوخته و خيانت كرده بر تن دارد محشور مى‌شود؛ زيرا صاحب پارچه به خرده‌ها سزاوارتر است.»[1]

كاردانى و تخصص و تعهد

افراد ناشى و غيرمجرب نبايد وارد كارى شوند كه از آن سر درنمى‌آورند؛ زيرا هم به خودشان و هم به جامعه و كشورشان ضرر مى‌زنند. تخصص و تعهد، شرط ورود در هر كارى است. ورود به هر رشته و فنّى، دو شرط اساسى دارد: يكى تخصص، كه خراب نكند و ديگرى تعهد و خداترسى كه خيانت نكند.

امام صادق7فرمود:

كُلُّ ذِي صِنَاعَةٍ مُضْطَرٌّ إِلَى ثَلَاثِ خِلَالٍ يَجْتَلِبُ بِهَا الْمَكْسَبَ وَ هُوَ أَنْ يَكُونَ حَاذِقاً بِعَمَلِهِ مُؤَدِّياً لِلْأَمَانَةِ فِيهِ مُسْتَمِيلًا لِمَنِ اسْتَعْمَلَه؛[2]هر اهل فنى براى موفقيت در كسب و كار خود (كه كارش بگيرد) به سه مطلب نيازمند است؛

الف- تخصص و باهوشى در فن و حرفه مورد نظر. (مهارت علمى)

ب- امين باشد و در كار و مال مردم، امانت و درستى را حفظ كند. (مهارت اجتماعى)

ج- با كارفرما و صاحب كار، خوش‌برخورد و خوش‌قلب باشد. (مهارت اخلاقى)

بنابراين ورود افراد ناشى به هر فنى، درست نيست. همچنين سپردن كار به افرادناشى نيز درست نيست. چه‌بسا به جاى درست كردن خراب كنند، بارها ديده شده كه به دليل بى‌تجربه بودن فرد شاغل، ضررهاى عمده‌اى به وجود آمده و

[1]. مستدرك، ج 13، ص 295.

[2]. بحار، ج 75، ص 235.


صفحه 43

اگرانسان وارد كارى شود كه از آن سر درنمى‌آورد، خيانت است؛ مانند فردى كه طبابت نمى‌داند و دست به كار طبابت بزند.

بازرگان راستگو

رسول خدا6فرمودند: «التّاجِرُ الصّدُوقُ تَحتَ ظِلّ الْعَرشِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛[1]بازرگان راستگو، روز قيامت در سايه حمايت خدا است.»

همچنين فرمودند:«التّاجِرُ الْأمينُ الصّدُوقُ الْمُسلِمُ مَعَ الشّهَداءِ يومَ الْقيامَةِ.بازرگان امين، راستگو و مسلمان، روز قيامت با شهيدان خواهد بود.»[2]

مقام شهيد را در نظر بگيريد، آن‌گاه عظمت صداقت و امانت و در كسب‌وكار را خواهيد فهميد.

رسول خدا6فرمودند:

هان اى بازرگانان! بازرگانان در روز قيامت گناهكار برانگيخته مى‌شوند، مگر كسى كه تقواى الهى پيشه كند، نيكويى كند و راستگو باشد.»[3]

امام صادق7فرمود:

«خداوند سه گروه را در قيامت بدون حساب وارد بهشت مى‌كند:

1- پيشواى عادل‌

2- بازرگان راستگو

3- پيرى كه عمر خود را در راه اطاعت خدا سپرى كرده باشد»

رسول خدا6فرمودند: «خداوند به سه گروه نظر رحمت نمى‌كند ... از جمله كسى كه متاع و كالاى خود را با دروغ، خوب جلوه دهد.»[4]

حضرت در حديث ديگرى فرمودند:

[1]. ميزان الحكمه، ج 1، ص 327.

[2]. همان، ص 329.

[3]. همان، ص 329.

[4].- ميزان الحكمه، ج 1، ص 329.


صفحه 44

«بازرگان راستگو و امين، در قيامت با پيامبران و شهيدان است.

همچنين آن حضرت فرمودند: بازرگانان همانا گناهكاران هستند!

از رسول خدا6پرسيدند: يا رسول‌الله! مگر خداوند خريد و فروش را حلال نكرده؟

حضرت فرمودند:

«و لكِنّهُمْ يحَدّثُونَ فَيكْذِبُونَ وَ يحْلِفُونَ وَ يحْلِفُونَ فَيأثِمُونَ؛[1]آرى! زيرا آن‌ها در فروش اجناس خود دروغ مى‌گويند وقسم مى‌خورند، پس گناهكارند.»

اميرالمؤمنان7هر روز در بازار مى‌گشتند و سفارش‌هايى مى‌فرمودند از جمله «

وَ جَانِبُوا الْكَذِب‌...»[2]از دروغ پرهيز كنيد.

آداب تجارت‌

يكى از دوستان اهل‌بيت:نزد امام باقر7آمد و گفت: من تصميم گرفته ام دنبال كار بازرگانى و تجارت بروم و با خود عهد بسته‌ام كه دست به اين كار نزنم تا شما را زيارت و با شما مشورت كنم و بخواهم در حقم دعا كنى. آن‌گاه حضرت ضمن دعا در حق او فرمود:

«عَلَيْكَ بِصِدْقِ اللِّسَانِ فِي حَدِيثِكَ وَ لَا تَكْتُمْ عَيْباً يَكُونُ فِي تِجَارَتِك ...هميشه در سخن گفتن راستگو باش و عيب و ايراد كالاى خود را پنهان مكن،

از اعتماد مشترى سوء استفاده مكن كه اين كار حلال نيست و براى مردم مپسند مگر آنچه براى خود مى‌پسندى، حق بگير و حق بده، نترس و خيانت مكن؛ زيرا بازرگانان راستگو در قيامت با ملائكه مقرّب خدا هستند، سوگند مخور؛ زيرا سوگندِ دروغ، آتش قيامت را در پى دارد و تاجر گناهكار است، مگر حق بگيرد و حق بدهد، و هرگاه خواستى براى تجارت به مسافرت بروى، زياد دعا كن واز خداوند طلب خير نما.»[3]

[1]. همان.

[2]. وسائل، ج 17، ص 382.

[3]. وسائل، ج 17، ص 385.


صفحه 45

ما دراين‌جا در صدد بيان كردن عظمت گناه دروغ نيستيم؛ چراكه به بحث مفصلى نياز دارد؛ ولى همين قدر بايد دانست كه دروغ با ايمان سازگار نيست و انسان دروغگو، ايمان ندارد. ممكن نيست كسى خدا را قبول داشته باشد و او را عالم به اسرار بداند و در حضور او به بندگان او دروغ بگويد و اين عمل هنگامى بيشتر زشت و قبيح مى‌شود كه براى به دست آوردن ثروت به ناحق يا براى تحميل جنس خود به مشترى و گرفتن پول او باشد، آيا اين پول خوردن دارد؟! آيا خيرو بركت دارد؟! آيا عبادت با آن قبول است؟! آيا بچه‌ها با چنين نانى، نمازخوان و درستكار مى‌شوند؟! پس بياييم با همه روراست باشيم، راست بگوييم و نان حلال بخوريم.

* سوگند خوردن‌

بيمارى ديگرى كه در بازار مسلمانان به ويژه در بازار شيعيان رواج دارد، سوگند خوردن است، چه دروغ وچه راست؛ البته بازاريان شيعه بيش از فرقه‌هاى ديگر قسم مى‌خورند. ديگران ممكن است فقط به خدا و قرآن قسم بخورند؛ ولى شيعه‌ها اضافه بر خدا و قرآن، به حضرت عباس7، امام حسين7، حضرت على7، حضرت زهرا3و بالاخره جان شما و ريش و سبيل و ... نيز قسم مى‌خورند. آن‌جا كه با چرب‌زبانى و دروغ نتوانند مشترى را به دام اندازند، با چاشنى قسم به مقدسات، اعتماد مشترى را جلب مى‌كنند.

قسم خوردن در معامله در عصر امامان:نيز رايج بوده و در احاديث نيز به شدت از آن نهى شده است و گفته شده كه سوگند، سرمايه را تباه كرده، بركت رامى‌برد، به ويژه اگر دروغ باشد كه در آن صورت گناه دروغ نيز بر آن اضافه مى‌شود.

بنابراين قسم خوردن در خريد و فروش، كارى ناپسند است، چه راست باشد و چه دروغ. اكنون به سخن امامان معصوم:توجه كنيد:

حضرت على7ضمن گردش در بازار كوفه و نصيحت به آنان مى‌فرمود:

«تَنَاهَوْا عَنِ الْيَمِين؛از سوگند خوردن پرهيز كنيد.»[1]

[1]. 1- كافى، ج 5، ص 151.


صفحه 46

يكى از ياران رسول خدا6گفت: شنيدم پيامبر مى‌فرمود:

«أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ طَابَ مَكْسَبُهُ إِذَا اشْتَرَى لَمْ يَعِبْ وَ إِذَا بَاعَ لَمْ يَحْمَدْ وَ لَا يُدَلِّسُ وَ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ لَا يَحْلِفُ؛هركس چهار چيز را رعايت كند، كسب و كارش پاكيزه و حلال خواهد بود؛ هنگام خريد [از جنس مورد نظر] مذمت نكند، هنگام فروش از كالاى خود تعريف نكند، عيب جنس را نپوشاند و در هيچ حال قسم نخورد.»[1]

2- امام صادق7از رسول خدا6نقل مى‌كند كه حضرت فرمودند:

هركس مى‌خواهد خريد و فروش كند:

1- از ربا و نزول‌خوارى دورى كند.

2- سوگند نخورد.

3- عيب جنس را پنهان نكند.

4- هنگام فروش، از جنس خود تعريف نكند.

5- هنگام خريد، مذمّت نكند (عيب روى جنس نگذارد).[2]

3- امام باقر7فرمود:

«از قسم خوردن پرهيز كن؛ زيرا قسم دروغ، صاحبش را به آتش دوزخ مى‌كشاند.»[3]

4- حضرت على7در بازار شتر فروشان ايستاد و فرمود:«يَا مَعَاشِرَ السَّمَاسِرَةِ أَقِلُّوا الْأَيْمَانَ فَإِنَّهَا مَنْفَقَةٌ لِلسِّلْعَةِ مَمْحَقَةٌ لِلرِّبْحِ؛اى جماعت دلالان! كمتر سوگند بخوريد؛ زيرا سوگند، سرمايه را تباه و سود را نابود مى‌كند.»[4]

5- امام موسى‌بن‌جعفر7فرمود:

[1]. همان، ص 153.

[2]. 1- كافى، ج 5، ص 150

[3]. وسائل، ج 17، ص 385.

[4]. همان.