«اى خياط! نخ محكم به كار ببر (تا زود پاره نشود)، درزها را نازك وظريف قرار ده، كنار هم كوك بزن، فاصله را كم كن، زيرا من از رسول خدا6شنيدم كه فرمود:
خياط خائن (كه خرده پارچهها را به صاحب برنگرداند وپارچه را خوب ندوزد) در حالى كه لباسهاى آتشين و ردايى از آنچه دوخته و خيانت كرده بر تن دارد محشور مىشود؛ زيرا صاحب پارچه به خردهها سزاوارتر است.»[1]
كاردانى و تخصص و تعهد
افراد ناشى و غيرمجرب نبايد وارد كارى شوند كه از آن سر درنمىآورند؛ زيرا هم به خودشان و هم به جامعه و كشورشان ضرر مىزنند. تخصص و تعهد، شرط ورود در هر كارى است. ورود به هر رشته و فنّى، دو شرط اساسى دارد: يكى تخصص، كه خراب نكند و ديگرى تعهد و خداترسى كه خيانت نكند.
امام صادق7فرمود:
كُلُّ ذِي صِنَاعَةٍ مُضْطَرٌّ إِلَى ثَلَاثِ خِلَالٍ يَجْتَلِبُ بِهَا الْمَكْسَبَ وَ هُوَ أَنْ يَكُونَ حَاذِقاً بِعَمَلِهِ مُؤَدِّياً لِلْأَمَانَةِ فِيهِ مُسْتَمِيلًا لِمَنِ اسْتَعْمَلَه؛[2]هر اهل فنى براى موفقيت در كسب و كار خود (كه كارش بگيرد) به سه مطلب نيازمند است؛
الف- تخصص و باهوشى در فن و حرفه مورد نظر. (مهارت علمى)
ب- امين باشد و در كار و مال مردم، امانت و درستى را حفظ كند. (مهارت اجتماعى)
ج- با كارفرما و صاحب كار، خوشبرخورد و خوشقلب باشد. (مهارت اخلاقى)
بنابراين ورود افراد ناشى به هر فنى، درست نيست. همچنين سپردن كار به افرادناشى نيز درست نيست. چهبسا به جاى درست كردن خراب كنند، بارها ديده شده كه به دليل بىتجربه بودن فرد شاغل، ضررهاى عمدهاى به وجود آمده و
[1]. مستدرك، ج 13، ص 295.
[2]. بحار، ج 75، ص 235.
اگرانسان وارد كارى شود كه از آن سر درنمىآورد، خيانت است؛ مانند فردى كه طبابت نمىداند و دست به كار طبابت بزند.
بازرگان راستگو
رسول خدا6فرمودند: «التّاجِرُ الصّدُوقُ تَحتَ ظِلّ الْعَرشِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛[1]بازرگان راستگو، روز قيامت در سايه حمايت خدا است.»
همچنين فرمودند:«التّاجِرُ الْأمينُ الصّدُوقُ الْمُسلِمُ مَعَ الشّهَداءِ يومَ الْقيامَةِ.بازرگان امين، راستگو و مسلمان، روز قيامت با شهيدان خواهد بود.»[2]
مقام شهيد را در نظر بگيريد، آنگاه عظمت صداقت و امانت و در كسبوكار را خواهيد فهميد.
رسول خدا6فرمودند:
هان اى بازرگانان! بازرگانان در روز قيامت گناهكار برانگيخته مىشوند، مگر كسى كه تقواى الهى پيشه كند، نيكويى كند و راستگو باشد.»[3]
امام صادق7فرمود:
«خداوند سه گروه را در قيامت بدون حساب وارد بهشت مىكند:
1- پيشواى عادل
2- بازرگان راستگو
3- پيرى كه عمر خود را در راه اطاعت خدا سپرى كرده باشد»
رسول خدا6فرمودند: «خداوند به سه گروه نظر رحمت نمىكند ... از جمله كسى كه متاع و كالاى خود را با دروغ، خوب جلوه دهد.»[4]
حضرت در حديث ديگرى فرمودند:
[1]. ميزان الحكمه، ج 1، ص 327.
[2]. همان، ص 329.
[3]. همان، ص 329.
[4].- ميزان الحكمه، ج 1، ص 329.
«بازرگان راستگو و امين، در قيامت با پيامبران و شهيدان است.
همچنين آن حضرت فرمودند: بازرگانان همانا گناهكاران هستند!
از رسول خدا6پرسيدند: يا رسولالله! مگر خداوند خريد و فروش را حلال نكرده؟
حضرت فرمودند:
«و لكِنّهُمْ يحَدّثُونَ فَيكْذِبُونَ وَ يحْلِفُونَ وَ يحْلِفُونَ فَيأثِمُونَ؛[1]آرى! زيرا آنها در فروش اجناس خود دروغ مىگويند وقسم مىخورند، پس گناهكارند.»
اميرالمؤمنان7هر روز در بازار مىگشتند و سفارشهايى مىفرمودند از جمله «
وَ جَانِبُوا الْكَذِب...»[2]از دروغ پرهيز كنيد.
آداب تجارت
يكى از دوستان اهلبيت:نزد امام باقر7آمد و گفت: من تصميم گرفته ام دنبال كار بازرگانى و تجارت بروم و با خود عهد بستهام كه دست به اين كار نزنم تا شما را زيارت و با شما مشورت كنم و بخواهم در حقم دعا كنى. آنگاه حضرت ضمن دعا در حق او فرمود:
«عَلَيْكَ بِصِدْقِ اللِّسَانِ فِي حَدِيثِكَ وَ لَا تَكْتُمْ عَيْباً يَكُونُ فِي تِجَارَتِك ...هميشه در سخن گفتن راستگو باش و عيب و ايراد كالاى خود را پنهان مكن،
از اعتماد مشترى سوء استفاده مكن كه اين كار حلال نيست و براى مردم مپسند مگر آنچه براى خود مىپسندى، حق بگير و حق بده، نترس و خيانت مكن؛ زيرا بازرگانان راستگو در قيامت با ملائكه مقرّب خدا هستند، سوگند مخور؛ زيرا سوگندِ دروغ، آتش قيامت را در پى دارد و تاجر گناهكار است، مگر حق بگيرد و حق بدهد، و هرگاه خواستى براى تجارت به مسافرت بروى، زياد دعا كن واز خداوند طلب خير نما.»[3]
[1]. همان.
[2]. وسائل، ج 17، ص 382.
[3]. وسائل، ج 17، ص 385.
ما دراينجا در صدد بيان كردن عظمت گناه دروغ نيستيم؛ چراكه به بحث مفصلى نياز دارد؛ ولى همين قدر بايد دانست كه دروغ با ايمان سازگار نيست و انسان دروغگو، ايمان ندارد. ممكن نيست كسى خدا را قبول داشته باشد و او را عالم به اسرار بداند و در حضور او به بندگان او دروغ بگويد و اين عمل هنگامى بيشتر زشت و قبيح مىشود كه براى به دست آوردن ثروت به ناحق يا براى تحميل جنس خود به مشترى و گرفتن پول او باشد، آيا اين پول خوردن دارد؟! آيا خيرو بركت دارد؟! آيا عبادت با آن قبول است؟! آيا بچهها با چنين نانى، نمازخوان و درستكار مىشوند؟! پس بياييم با همه روراست باشيم، راست بگوييم و نان حلال بخوريم.
* سوگند خوردن
بيمارى ديگرى كه در بازار مسلمانان به ويژه در بازار شيعيان رواج دارد، سوگند خوردن است، چه دروغ وچه راست؛ البته بازاريان شيعه بيش از فرقههاى ديگر قسم مىخورند. ديگران ممكن است فقط به خدا و قرآن قسم بخورند؛ ولى شيعهها اضافه بر خدا و قرآن، به حضرت عباس7، امام حسين7، حضرت على7، حضرت زهرا3و بالاخره جان شما و ريش و سبيل و ... نيز قسم مىخورند. آنجا كه با چربزبانى و دروغ نتوانند مشترى را به دام اندازند، با چاشنى قسم به مقدسات، اعتماد مشترى را جلب مىكنند.
قسم خوردن در معامله در عصر امامان:نيز رايج بوده و در احاديث نيز به شدت از آن نهى شده است و گفته شده كه سوگند، سرمايه را تباه كرده، بركت رامىبرد، به ويژه اگر دروغ باشد كه در آن صورت گناه دروغ نيز بر آن اضافه مىشود.
بنابراين قسم خوردن در خريد و فروش، كارى ناپسند است، چه راست باشد و چه دروغ. اكنون به سخن امامان معصوم:توجه كنيد:
حضرت على7ضمن گردش در بازار كوفه و نصيحت به آنان مىفرمود:
«تَنَاهَوْا عَنِ الْيَمِين؛از سوگند خوردن پرهيز كنيد.»[1]
[1]. 1- كافى، ج 5، ص 151.
يكى از ياران رسول خدا6گفت: شنيدم پيامبر مىفرمود:
«أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ طَابَ مَكْسَبُهُ إِذَا اشْتَرَى لَمْ يَعِبْ وَ إِذَا بَاعَ لَمْ يَحْمَدْ وَ لَا يُدَلِّسُ وَ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ لَا يَحْلِفُ؛هركس چهار چيز را رعايت كند، كسب و كارش پاكيزه و حلال خواهد بود؛ هنگام خريد [از جنس مورد نظر] مذمت نكند، هنگام فروش از كالاى خود تعريف نكند، عيب جنس را نپوشاند و در هيچ حال قسم نخورد.»[1]
2- امام صادق7از رسول خدا6نقل مىكند كه حضرت فرمودند:
هركس مىخواهد خريد و فروش كند:
1- از ربا و نزولخوارى دورى كند.
2- سوگند نخورد.
3- عيب جنس را پنهان نكند.
4- هنگام فروش، از جنس خود تعريف نكند.
5- هنگام خريد، مذمّت نكند (عيب روى جنس نگذارد).[2]
3- امام باقر7فرمود:
«از قسم خوردن پرهيز كن؛ زيرا قسم دروغ، صاحبش را به آتش دوزخ مىكشاند.»[3]
4- حضرت على7در بازار شتر فروشان ايستاد و فرمود:«يَا مَعَاشِرَ السَّمَاسِرَةِ أَقِلُّوا الْأَيْمَانَ فَإِنَّهَا مَنْفَقَةٌ لِلسِّلْعَةِ مَمْحَقَةٌ لِلرِّبْحِ؛اى جماعت دلالان! كمتر سوگند بخوريد؛ زيرا سوگند، سرمايه را تباه و سود را نابود مىكند.»[4]
5- امام موسىبنجعفر7فرمود:
[1]. همان، ص 153.
[2]. 1- كافى، ج 5، ص 150
[3]. وسائل، ج 17، ص 385.
[4]. همان.
«سه دستهاند كه خداوند به آنان نظر رحمت نمىكند، اولين آنها كسى است كه بدون قسم خوردن، خريد و فروش نمىكند.»[1]
6- از رسول خدا6نقل شده است كه فرمود:
«هر انسانى كه با سوگند خدا، مال مسلمانى را صاحب شود، خداوند بهشت را بر او حرام و جهنم را بر او واجب مىگرداند. پرسيدند: اى رسول خدا! اگرچه كم باشد؟
فرمودند: اگر چه فقط يك چوب مسواك باشد.»[2]
امروز و فردا كردن
متأسفانه يكى از كارهاى زشت رايج در جامعه اين است كه هنگام تحول اجناس يا انجام خدمات، امروز و فردا مىكنند؛ براى مثال بنّايى كه كارى را دست مىگيرد، همزمان چند كار ديگر را نيز قبول مىكند. يك روز اينجا و يك روز آنجا كار مىكند و هر وقت به او مراجعه مىشود، مىگويد: چشم، چشم، فردا مىآيم، به خدا وقت نكردم. يا تعميركارى كه قرار است راديوى شما را تعمير كند؛ و مانند اينها بسيارند كه كارشان شده امروز و فردا كردن.
رسول خدا6فرمودند:
«واى به حال تجار و بازرگانان امت من از قسم خوردن (نه به خدا، آره به خدا) و واى به حال صنعتگران امت من از امروز و فردا گفتن (و مردم را سرگردان و بلاتكليف كردن)!»[3]
راستى! آيا كارى از اين زشتتر هست كه با سوگند خود، اعتماد مردم را جلب كنيم و سر آنها كلاه بگذاريم؟ آيا كارى پستتر از اين هست كه كار مردم را سر وقت انجام ندهيم و آنها را با امروز و فردا كردن سربگردانيم؟
آيا بهتر نيست صداقت پيشه كنيم و با مردم رو راست باشيم و اگر وقت نداريم
[1]. همان، ص 430.
[2]. بحار، ج 101، ص 208.
[3]. وسائل، ج 17، ص 420.
كارى را قبول نكنيم؟ اگر ديگرى با ما اينگونه رفتار كند و براى وقت و قول و قرارش ارزش قائل نشود ما ناراحت نمىشويم؟ آيا حرص داشتن، كار زياد قبول كردن و بىاعتمادى در مردم ايجاد كردن، كار شايستهاى است؟
آيا بدقولى و خلاف وعده عمل كردن، ناجوانمردى نيست؟ پس چرا مىگويند قول مردانه؟ آيا وقت آن نرسيده است كه جامعه اسلامى ما از اينگونه اخلاق زشت، پاك و پاكيزه شود؟
سفارش اميرالمؤمنان7به بازاريان
حضرت على7در بازار قدم مىزد و مىفرمود:
«يَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ قَدِّمُوا الِاسْتِخَارَةَ وَ تَبَرَّكُوا بِالسُّهُولَةِ وَ اقْتَرِبُوا مِنَ الْمُبْتَاعِينَ وَ تَزَيَّنُوا بِالْحِلْمِ وَ تَجَافَوْا عَنِ الظُّلْمِ وَ أَنْصِفُوا الْمَظْلُومِينَ وَ لَا تَقْرَبُوا الرِّبَا وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزَانَ وَ لَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ؛[1]
اى كسبه بازار و اى تجّار!
1- خيرخواهى از خدا را مقدم بداريد.
2- با آسان گرفتن در معامله به كار خود بركت دهيد.
3- با خريداران نزديك شويد [و تواضع كنيد].
4- خود را به داشتن حلم و بردبارى [و پرهيز از عصبانيت] زينت دهيد.
5- از قسم خوردن پرهيز كنيد.
6- از دروغ گفتن فاصله بگيريد.
7- از ستم كردن بترسيد.
8- در حق مظلوم با انصاف باشيد.
[1]. وسائل، ج 75، ص 54.
9- به رباخوارى نزديك نشويد.
10- در وزن و كيل، درست و تمام وزن كنيد (كمفروشى نكنيد).
11- اموال مردم را به حرام نستانيد.
12- زمين خدا را با كارهاى بد اقتصادىتان به فساد و تباهى نكشيد.»
اميد است دوستان حضرت على7و مدعيان تشيّع، اين دستورات نورانى وزندگىساز را جدىتر گرفته، با عمل كردن به آن، زندگى دنيا و آخرت خويش را آباد سازند.
بىگمان پنهان كردن عيب كالا در معاملات، اثر بدى مىگذارد و مردم را نسبت به جنس توليد شده يا كالاى در معرض فروش بىاعتماد مىكند. كسى كه جنسى را مىخرد، به قصد سالم بودن خريدارى مىكند و قيمت جنس سالم را مىپردازد؛ از اين رو در ابواب فقهى يكى از جاهايى كه مشترى مىتواند معامله را بر هم زند جايى است كه كالاى خريدارى شده معيوب باشد كه به آن «خيار عيب» مىگويند. روشن است كه جنس سالم با جنس معيوب تفاوت قيمت دارد و به همين دليل شيطان وسوسه مىكند كه صاحب كالا، عيب كالاى خود را نگويد و از مشترى پنهان كند تا پول بيشترى بگيرد. اين كار، غير از اينكه خلاف اخلاق انسانى، شرافت و كرامت نوع دوستى است، خلاف شرع و حرام نيز هست.
چه زيبا است كه انسان با صداقت برخورد كند و جنس و كالاى خود را همانگونه كه هست عرضه نمايد و اگر اشكال و ايرادى داشته باشد به خريدار بگويد تا هم وجدانش آرام باشد و هم نانش حلال شود، همچنين اعتبار بازار را از بين نمىبرد و از مردم سلب اعتماد نمىكند.
رسول خدا6فرمودند: «كسى كه قصد دارد وارد كار خريد و فروش شود از پنج چيز دورى كند، وگرنه حق خريد و فروش ندارد؛ از جمله:
«وَ كِتْمَانَ الْعَيْبِ؛
مواظب باشد عيب كالاى خود را پنهان نكند.»[1]
[1]. وسائل، ج 100، ص 95.