124- أبو سمط بن جون اموى 282
125- ابن ابى شوارب عبشمىّ 282
126- صفّين 282
127- هجر 283
128- هزار ماه (الف شهر) 283
129- شجرهى ملعونه 284
130- عبد الرّحمن بن حكم 284
131- ابو دهبل جمحى 284
132- طف 285
133- سليمان بن قتّه 285
134- خالد بن عبد اللّه قسرى 286
135- ابن رومى 286
136- معتصم 287
137- ابراهيم بن عبّاس صولى 287
138- ابن ابى مريم مدينى 288
139- ابراهيم موصلّى 288
140- ابن جامع سهمى 288
141- زلزل 288
142- برموصا 288
143- بختيشوع نصرانى 288
144- بغاتركى 289
145- افشين اشروسنى 289
146- مخارق 290
147- علّويه 290
148- زرزر 290
149- عمرو بن بانه 290
150- ابراهيم بن مهدى 290
151- معتزّ 291
152- امين 291
153- منتصر 291
154- موسى بن مهدى 292
155- معتضد 292
156- حرّه 292
157- مروان بن حكم 293
158- وليد 294
159- قرّة بن شريك 294
160- يزيد بن عبد الملك 294
161- حبابه و سلّامه 295
162- يوسف بن عمر 295
163- جزيره 295
164- ثغرين 296
165- جبال 296
166- يغارين 297
167- حشويّة 297
168- حروريّه 297
169- واقفيّه 297
170- حنفيّه 297
171- شافعيّه 298
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درآمد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ*الحمد للّه ربّ العالمين و السّلام على محمّد و آله الطّاهرين اين دفتر، با نام «ادبيات سياسى تشيّع» زندگى و شعر شاعرانى را مورد بررسى قرار داده كه در صحنهى سياسى حضور داشته، به وقايع و حوادث مربوط به شيعه باورمند بوده، موضع گرفته و واكنش نشان دادهاند.
در زبان عربى پژوهندگان نامدارى به گردآورى، تدوين، تأليف و تفسير اشعار شعراى شيعه پرداختهاند.
محمّد بن عمران بن موسى مرزبانى، در گذشته به سال 384 هجرى، كتاب «أخبار شعراء الشّيعة» را تصنيف كرده و از اين حيث خدمتى بزرگ به انجام رسانده است.
ضياء الدّين يوسف بن يحيى حسنى صنعانى، در گذشته به سال 1121 هجرى با تأليف كتاب «نسمة السّحر بذكر من تشيّع و شعر» در 3 مجلّد، كارى در خور كرده است. از ميان پژوهشگران معاصر علّامه شيخ عبد الحسين امينى در مجموعهى ماندگار «الغدير» به مناسبت، از شاعران غدير ياد كرده، زندگى و اشعار آنها را ذكر كرده است.
علّامه سيّد محسن امين در كتاب گرانسنگ «أعيان الشّيعة» شاعران شيعة و اشعارشان را آورده است. اديب و محقّق عرب، جواد شبّر در مجموعهى 10 مجلّدى خويش كه به نام «أدب الطّف» تأليف كرده، اشعار و زندگىنامهى شاعرانى را كه به مناسبت واقعهى جانسوز كربلاء و شهادت امام حسين عليه السّلام، شعرى سروده و مرثيهاى گفتهاند، آورده است.
يكى از محقّقان معاصر، دكتر طيّب العشّاش، كتاب سودمند «ديوان أشعار التّشيّع» را اخيرا به رشتهى تحرير درآورده و منتشر كرده است.
پژوهندهى لبنانى، خانم دكتر ثريّا عبد الفتّاح ملحس، كتابى به نام «حزب الشّيعة في أدب العصر الأموي» تأليف كرده و به اقتضاء كتاب، نمونههايى از نظم و نثر شيعه را به همراه
زندگىنامهى شاعران مشهور شيعه، شرح و تفسير كرده است.
همهى آنچه بيان شد به غير از چاپ محققّانهى ديوانهاى شاعران شيعه است كه خوشبختانه اخيرا به همّت اديبان و پژوهشگران جهان اسلام، خصوصا عرب، منتشر شده است.
با اين همه، بايد افزود كه هنوز شاعرانى از شيعه هستند كه تاكنون آثارشان چاپ نشده است.
اميدواريم محقّقان بلند همّت، دستى برآرند و اين نقيصه را برطرف كنند.
شاعرانى توانا مثل، «مفجّع بصرى»، «عونى»، «سليمان بن قتّه»، «اعشى همدان»، «كثيّر سهمى»، «عبدى كوفى» و «سديف بن ميمون»، هنوز ديوانشان تبويب و تدوين نشده است.
ما در اين دفتر، ادبيّات سياسى شيعه را از نيمهى اوّل قرن اوّل هجرى تا پايان قرن سوم، بررسى كردهايم. بخش اوّل، به اشعار نامداران غيرمشهور به شاعر كه به مناسبتهاى تاريخى شيعه در وقايع عصر امير المؤمنين على عليه السّلام و واقعهى كربلا شعرى سرودهاند، اختصاص يافته و داراى سه بهره است.
بهرهى اوّل از سال 36 هجرى تا سال 40 هجرى را دربرمىگيرد و صرفا به اشعارى مىپردازد كه در عصر امير المؤمنين- عليه السّلام- و بهطور غالب در وقايع جمل و صفّين و نهروان، انشاد شده است.
بهرهى دوم، به اشعار واقعهى كربلا در سال 61 هجرى، اختصاص يافته است.
بهرهى سوم بخش اوّل، مربوط به زنان شاعر شيعه است كه دربارهى عصر امير المؤمنين (ع) و واقعهى عاشورا، اشعارى از آنان صادر شده است.
بخش دوم كتاب به بررسى شعر و زندگى ده تن از شاعران برجستهى شيعه اختصاص دارد.
اين ده تن عبارتاند از: ابو الأسود دؤلى (متوفّاى 69 هجرى)، كثيّر عزّه (متوفّاى 105 هجرى)، فرزدق (متوفّاى 110 هجرى)، كميت بن زيد اسدى (متوفّاى 126 هجرى)، سيّد حميرى (متوفّاى 173 هجرى)، منصور نمرى (متوفّاى 190 هجرى)، ديك الجنّ حمصى (متوفّاى 235 هجرى)، دعبل خزاعى (متوفّاى 246 هجرى)، ابن رومى (متوفّاى 283 هجرى) و حمّانى علوى (متوفّاى 301 هجرى)
اين شعراء هريك صاحب چند ويژگىاند: اشتهار شعرى دارند، شاعر عقيدهاند، سياسى و
فعّالاند، ديوانشان مورد نقد و بررسى ادباء و نقّاد قرار گرفته، نقش مؤثّر در شاعران عصر خود داشته و در آخر، ويژگى مهمّ ارتباط با ائمّه- سلام اللّه عليهم- را بايد برشمرد كه همگى از آن برخوردارند.
در بخش پايانى، يعنى بخش سوم، به شرح ادبى و تاريخى نامهى ابو بكر خوارزمى به شيعيان نيشابور پرداخته شده و دربارهى اين نامهى ارزشمند و معتبر تاريخى كه به اقرار مورّخان و محقّقان معاصر، سندى است از هويّت تاريخى و مبارزاتى شيعه، بحث شده است. در نقل اين نامه از «رسائل أبي بكر الخوارزميّ» كه در سال 1970 توسط انتشارات «مكتبة الحياة» بيروت منتشر شده استفاده كرديم. متأسّفانه، اغلاط فراوانى در نامه آمده كه با كمك منابع تاريخى تصحيح شد، متن نامه مشوّش است، احتمال دست بردن در آن به ذهن مىرسد. چون نسخهى خطّىاى از اصل رسائل در دست نبود، نمىتوان بهطور يقين نظر داد، ولى با توجّه به اطّلاعات وسيع تاريخى، ادبى و جامعيّت علمى كسى چون خوارزمى، بعيد به نظر مىرسد كه اينگونه تشويش در نامهاى كه براساس ترتيب وقوع حوادث در تاريخ، تنظيم شده، اتّفاق افتاده باشد.
رسائل خوارزمى با اين مكانت و مقامى كه صاحب آن دارد، مورد بىمهرى تاريخى قرار گرفته، نه چاپ محقّقانهاى از آن صورت گرفته و نه حتّى مشكول شده است.
ما متن نامه را اعراب نهاديم و تا آنجاكه ميسّر بود و اجازه داشتيم، معنى را مستقيم كرديم. با اينهمه نامهايى براى ما مبهم ماند و در كتب تاريخى و رجالى خبرى و اثرى از آنها نيافتيم.
در قسمت مربوط به شرح تاريخى، آن نامها را با علامت سؤال مشخّص كردهايم.
اميدواريم كه اين دفتر مقبول طبع دانشوران افتد.
و الحمد للّه أوّلا و آخرا
تهران اسفندماه 1386 صادق آيينهوند
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقدّمه
معنى ادبيّات و شمول آن
كلمهى «ادب»، نزد عرب، بر معانى گوناگون دلالت دارد. در جاهليّت اين كلمه براى دعوت به مهمانى بهكار مىرفت. به روزگار جاهليّت و اسلام، اين واژه بر خلق كريم و شريف و اثرات آن در زندگى عام و خاصّ اطلاق مىشد. سپس، بر تهذيب نفس و آموزش معارف و شعر اطلاق شد. در قرن نهم و بعد از آن، اين لفظ، شامل همهى علوم و فنون از فلسفه و رياضى و نجوم و شيمى و طب و اخبار و علم انساب و معارف مىشد.
در قرن دوازدهم لفظ ادب، بر شعر و نثر و نحو و علم لغت و عروض و بلاغت و نقد ادبى، مشتمل بود.
امروز، مراد از لفظ ادب، دو چيز است: فنّ نويسندگى و آثارى كه اين فنّ در آن نمايانگر مىشود. با عنايت به اين حدود، ادب را چنين تعريف مىكنيم: «ادب مجموعهى آثار نگارشيافتهاى است كه عقل انسانى در آن بهوسيلهى انشاء و نويسندگى، نمايان مىشود.
(نقل از تاريخ الأدب العربي، حنّاء الفاخوري، ص 34)
نيز گفتهاند:
ادب، ورزيدنهاى ستودهاى (و دگرگون ساختن حالت نفسى بد به حالت نيك) است كه انسان در پى آن، صاحب يكى از فضيلتها (ى اخلاقى و نفسى) گردد. و اين رياضت (ورزيدن، رام ساختن و دگرگون كردن اخلاق و حالات نفسى) چنانكه با تمرين و تأمّل- خردورى و چيزيابى- و شباهت به همرساندن (با دارندگان ملكات خوب و تقليد از آنان) تواند بود، با خواندن و بررسى سخنان حكيمانهاى كه در زبان هرقومى هست، نيز تواند بود. ادبيات هرقوم، گنجينهى نثر و شعر آن قوم است.
(ادبيّات و تعهّد در اسلام، محمد رضا حكيمى، ص 39 و 40 به نقل از الوسيط)
انواع علوم ادبى: علوم ادبى، شانزده نوع است، بدينشرح: 1- علم لغت 2- علم اشتقاق 3- علم صرف 4- علم نحو (اعراب) 5- علم معانى 6- علم بيان 7- علم بديع 8- علم انشاء 9- علم نقد النّثر (نثرشناسى، و از فروع آن سبكشناسى) 10- علم عروض 11- علم قافيه