جان كلام اين جاست: «سَلَّطَهُمْ عَلى ذلِك فِرارُكُمْ مِنَ الْمَوت» آنچه موجب شد اين ها بر شما مسلط شوند و شما هم اجازه داديد اين ها بر دوش شما سوار شوند اين بود كه از مرگ فرار كرديد، اگر از مرگ فرار نمىكرديد و استقامت به خرج مىداديد، اگر شما در مقابل دشمن ايستادگى مىكرديد، آن ها عقب نشينى مىكردند. ببينيد ايام عاشوراى امسال چگونه عقب نشينى كردند! شما چه كرديد؟ مگر آدم كشتيد؟ مگر به جايى حمله كرديد؟ مگر آشوبى به پا كرديد؟ با اين پيراهن هاى سياهتان، با نوحه هاى خود و با سر و سينه زدن هاى خود نشان داديد كه ما اسلام را مىخواهيم، با همين حركت شما آن ها عقب نشينى كردند و ديگر در اين ايام به سيدالشهداء(عليه السلام)جسارت نكردند.
الحمد للّه، به كورى چشم دشمنانِ امام حسين(عليه السلام)، امسال مراسم عزادارى در تمام شهرها و دهات خيلى بهتر از سال هاى گذشته برگزار شده است. آن ها به واسطه همين حركت شما عقب نشينى كردند. اگر در ساير مراحل زندگى، موقعيت هاى سياسى و اجتماعى نيز شما حضور خود را در صحنه نشان دهيد، لازم نيست كسى را بكشيد يا مثل آشوبگران ساختمان هاى دولتى را خراب كنيد، اين گونه اعمال در شأن شما و شأن حسينيان نيست، بلكه اظهار ارادت به دين و سيدالشهداء(عليه السلام)در شأن و وظيفه شماست. بايد بگوييد ما آماده ايم براى حفظ دين خود از مال، جان، خويشاوندان و فرزندانمان بگذريم، اين آمادگى مهم است. بارها عرض كرده ام، اين كه قرآن مىفرمايد: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ ما أسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة»1هر قوه نظامى و جنگى كه مىتوانيد به دست بياوريد، نمىفرمايد به خاطر اين است كه همه آن ها را به كار ببريد، سرّ اين امر در اين است كه «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّكُم»2اين نيروها و تجهيزات را فراهم كنيد تا دشمن بترسد؛ شما آمادگى خود را براى شهادت اعلام كنيد تا دشمن عقب نشينى كند. آن ها كه حاضر نيستند جان خود را به خطر بيندازند. كسانى كه براى يك شيشه مشروب آشوب به پا مىكنند حاضر نيستند جان خود را به خطر بيندازند. اگر شما مردانه به ميدان بياييد، آنان تا آن جايى كه عرب نى انداخت فرار مىكنند، به شرط اين كه احساس كنند شما كسانى هستيد كه ميدان را رها نمىكنيد. اين مطلب مهم است. امام حسين(عليه السلام)هم مىفرمايد مردم اگر بخواهند تحت تأثير بنى اميه قرار نگيرند و دينشان محفوظ بماند، سه
1 انفال، 60.
2 همان.
عامل را بايد داشته باشند، اموال خود را در راه دين صرف كنند، جانشان را در راه خدا به خطر انداخته و آماده شهادت باشند و دست از باندبازى برداشته و به دنبال حق باشند. اهل اين محل، اين خط، اين حزب و مطالبى از اين قبيل برايشان مطرح نباشد. ببينند خدا و پيغمبر(صلى الله عليه وآله)و امروز ولى فقيه چه مىفرمايند؛ هر چه او گفت بايد بر روى چشم بگذاريم، اين عامل حافظ امنيت و وحدت ما و مانع نفوذ دشمنان و بيگانه پرستان در داخل صفوف ما خواهد شد. «سَلَّطَهُمْ عَلى ذلِك» آنچه سلطه را به امويان بخشيد: «فِرارُكُمْ مِن الْمَوتِ وَ اِعْجابُكُمْ بِالْحَياةِ الَّتى هِى مُفارِقَتُكُم» دلبستگى شما به اين زندگى دنيا كه روزى از شما جدا خواهد شد، بود؛ اين دلبستگى مانع از اين مىشود كه مردانه به ميدان بياييد و در نتيجه دشمنان در شما طمع مىكنند. اما اگر دل به اين زندگى نبستيد، زندگى آخرت را باور داشتيد و براى اين كه خدا راضى باشد و سعادت ابدى نصيب شما بشود، حاضر شديد دست از لذايذ اين زندگى برداريد، هيچگاه دشمن بر شما مسلط نخواهد شد.
راه هاى مقابله با عوامل انحراف در جامعه
حال اگر ما بخواهيم ضعفى كه در مردم آن زمان بود و زمينه را براى تسلط امويان فراهم كرد در ما پديد نيايد و اگر آمده است برطرف شود، چه اقداماتى بايد انجام دهيم؟ گفتيم آن ها سه نوع فعاليت داشتند، تبليغات فريبنده و گمراه كننده، تهديدها و تطميع ها.
بالا بردن سطح شناخت
در مقابل تبليغات فريبنده چه بايد بكنيم؟ بايد شناخت، معرفت نسبت به اسلام، تشيع، خط امام حسين(عليه السلام)و امروزه خط امام خمينى(قدس سره)را تقويت كنيم. بايد معرفت خود را تقويت كنيم تا دشمنان امان نيابند افكار ضد امامرحمة الله عليهرا به نام خط امامرحمة الله عليهمعرفى كنند. اين كارى بود كه معاويه كرد، ديگران كردند، امروز هم اتباع معاويه همين كارها را انجام مىدهند. مواردى كه امامرحمة الله عليهصددرصد با آن مبارزه مىكرد، امروز به دروغ مىگويند امامرحمة الله عليهدنبال همين ها بوده و همين ها را مىخواسته است، آزادى را، آزادى غربى را، آزادى بى بندوبارى را،! و مىبينيد جوان هايى كه تحت تأثير اين حرف ها واقع شده اند چه كارهايى مىكنند. روزى من در سخنرانى پيش از خطبه ها گفتم اين ها دنبال چه مىگردند؟ ده ها مقاله عليه من نوشتند كه اين
آقا دروغ مىگويد، ما فقط آزادى سياسى مىخواهيم. جريان چهارشنبه سورى را ديديد كه چه آزادى هايى را مىخواستند. كسانى كه به برگزارى جشن هاى چهارشنبه سورى تشويق كردند، دنبال چه مىگشتند؟ مىخواستند جشن تخت جمشيد را هم تشكيل دهند، بودجه كلانى هم براى اين كار گذاشته بودند؛ در مورد اين كار ادعا مىكنند همان چيزى است كه امام(قدس سره)مىخواست، مىگويند مگر امامرحمة الله عليهنفرمود آزادى، استقلال؟ پس معلوم مىشود كه امام(قدس سره)هم همين ها را مىخواست! ببينيد چه مغالطه اى؟ امامرحمة الله عليهآزادى از دست دشمنان اسلام را مىخواست، نه آزادى از خدا و دين و ارزش ها را. آنچه عمر شريف امامرحمة الله عليهاز دوران طفوليت تا پايان عمر صرف آن شد حفظ ارزش هاى اسلامى بود، قيام امامرحمة الله عليهبراى حفظ ارزش ها بود، نه براى آزاد كردن مردم از ارزش ها. امروز بعضى از مسؤولان كشور بر ما منت مىگذارند، اگر بگوييم شما ارزش ها را در امور فرهنگى رعايت نمىكنيد، مىگويند چه ارزشى بالاتر از آزادى، ما آزادى به مردم داده ايم و اين بالاترين ارزش است! اين همان است كه امامرحمة الله عليهمىخواست! اين سخن از همان مقوله است كه معاويه به امام حسين(عليه السلام)مىگفت تو دارى از يزيد غيبت مىكنى! يزيد از تو بهتر است براى اين كه او از تو غيبت و بدگويى نكرده است! اين كه مىگويى يزيد شارب الخمر است غيبت اوست!! مغالطه اين گونه است.
اگر بخواهيم تحت تأثير اين مغالطات واقع نشويم، بايد شناخت خود را نسبت به دين تقويت كنيم. عزيزان من! جوانان عزيز! بايد در شبانه روز وقتى را براى مطالعه و بحث در امور دينى و معارف دينى بگذاريد. دين از شكم، رفاه و ورزش كم ارزش تر نيست. برنامه اى بگذاريد، جلسات مذهبى و مطالعات دينى داشته باشيد، بحمد اللّه بعد از انقلاب كتاب هاى دينى زياد نوشته شده است؛ جلسات بحث بگذاريد و با هم گفتگو كنيد، حتماً لازم نيست مُبلغ يا معلمى را دعوت كنيد، مثل كتاب هاى مرحوم استاد شهيد مطهرى ـرضوان الله عليهـ را به بحث بگذاريد، در مورد آن ها گفتگو كنيد، مطالب آن را حلاجى كنيد، آن گونه كه طلبه ها كتاب هاى درسى را مباحثه مىكنند؛ سطر به سطر بخوانيد، بررسى كنيد تا مفهوم هر بخش را به دست آوريد، توضيح بدهيد، بحث كنيد، اگر در موردى هم ابهامى بود، فرد مناسبى را هفته اى يك مرتبه يا ماهى يك مرتبه دعوت كنيد، تا براى شما توضيح دهد. اگر مطالعات دينى نداشته باشيد، جلسات مذهبى هم آن چنان كه بايد، فعال نباشد و اين گونه جلسات فقط به ايام عاشورا و امثال آن اختصاص داده شود، دشمنان اسلام و نظام هم مرتب از راديوها و
تلويزيون ها با فيلم هاى ويدئويى با روزنامه ها! با روزنامه ها! با روزنامه ها! شما را بمباران تبليغاتى مىكنند، در اين صورت نتيجه چه مىشود؟ همين مىشود كه مىبينيد. الحمد للّه در توده هاى مذهبى ما نيست، اما در بعضى مراكز هست و اگر جلوى آن را نگيريد، يعنى خود را مجهز نكنيد خداى نكرده تدريجاً به درون شما نيز سرايت مىكند.
براى مقابله با تبليغات شيطنت آميز و گمراه كننده، مطالعه و درس لازم است، و بدون آن معرفت انسان رشد نمىكند. اگر دين براى شما عزيز است، بايد وقت گذاشت. بخشى از اهميتى كه براى ورزش قائل مىشويد براى دين قائل شويد، قسمتى از وقتى كه جوان ها صرف تماشاى فوتبال يا حضور در باشگاه هاى ورزشى مىكنند، صرف مطالعه دينى كنند، اگر دين عزيز است بايد براى آن سرمايه گذارى كرد. دين با اجبار در دل ما به وجود نمىآيد، ايمان به خودى خود رشد نمىكند. عوامل اجتماعى ايمان زداست نه ايمان آفرين، مخصوصاً با ارتباطات فرهنگى كه امروزه برقرار شده است و با سياست غلطى كه مسؤولان فرهنگى كشور ما يا از روى جهل و ناآگاهى و يا خداى نكرده به عنوان مزدور بيگانگان اعمال مىكنند، و در هر حال سياستى را دنبال مىكنند كه ضد اسلام است، فرهنگ جامعه به سوى فرهنگ بى دينى و الحاد سوق داده مىشود. در مقابل بايد شما فعاليت علمى داشته باشيد و اين كار را وظيفه خود بدانيد.
افزايش سطح ايمان و معنويت
در مقابل عامل دوم و سوم يعنى تهديدها و تطميع ها، بايد ايمان را تقويت كرد. تأثيرپذيرى در مقابل اين عوامل و ترس انسان از اين كه در مقابل انجام ندادن فلان كار او را از اداره اخراج يا حقوقش را كم كنند، از ضعف ايمان است. مگر چنين كارهايى نكردند؟ چه تعداد رؤساى آموزش و پرورش و دانشگاه ها در اين دو سال تغيير كردند؟ من نمىدانم چند نفر ديگر از رؤساى دانشگاه ها كه قبلا رئيس بوده اند باقى مانده اند؟ گاهى رئيس دانشگاه با تمام كادر ادارى و حتى آبدارچى عوض مىشود! چرا؟ چون از اين خط سياسى نيست! استقامت داشته باشيد و بگوييد ما را بيرون هم بكنيد دست از امام(قدس سره)برنمىداريم. مرد باشيد! تا چه زمانى مىتوانند با شما اين گونه برخورد كنند؟ اگر اين اشخاص مقاومت مىكردند و خود را نمىباختند، با آن ها به اين شكل رفتار نمىشد. ما سستى كرديم، ضعف نشان داديم تا اين
ستمگران بر ما مسلط شدند. اشتباه نشود، من همه دولت را نمىگويم، رگه هايى در بعضى از وزارتخانه ها و ادارات هستند كه، مسيرى را كه همان مسير آمريكاست دنبال مىكنند، حالا يا ديگران خبر ندارند، يا آن ها را فريب مىدهند و يا ...
براى اين كه بتوانيم در مقابل تهديدها و تطميع ها مقاومت كنيم بايد ايمان خود را تقويت كنيم. ايمان فقط با مطالعه پيدا نمىشود، بلكه تقويت ايمان با عمل است. البته معرفت قدم اول است، ولى با عمل است كه ايمان رشد مىكند. اگر انسان نماز نخواند، هر اندازه هم كه در مورد نماز كتاب مطالعه كند ايمانش قوى نمىشود، صدها كتاب هم درباره نماز بخواند، اما نماز نخواند، هرگز ايمان او قوى نمىشود؛ ايمان با عمل و تلقين تقويت مىشود. به خود تلقين كنيد كه اگر اسلام از من بخواهد، من آماده مرگ هستم. نه اين كه اگر اسم مرگ آمد ترس و لرزه شما را فراگيرد.
مناسب است باز هم از تعليمات سيدالشهداء(عليه السلام)استفاده كنيم. حضرت(عليه السلام)در روز عاشورا به اصحابش فرمود «صَبْراً بَنِى الْكِرام»،1اى آزاد زادگان! و اى شريف زادگان! استقامت كنيد «فَمَا الْمَوتُ اِلاّ قَنْطَرَةً تَعْبُرُ بِكُمْ عَن الْبُؤْسِ وَ الضَّرّاءِ اِلى الْجَنانِ الْواسِعَةِ وَ النَّعيمِ الّدائِمَة»، آزاد مردى اين است، اول اين گونه خطاب مىكند كه شما فرزندان آزادگى و بزرگى هستيد: اى بزرگ زادگان! اندكى صبر كنيد، اين مرگ شما را از سختى، گرفتارى و پستى نجات داده و به بهشت هاى پهناور و نعمت هاى جاويدان مىرساند، آيا اين امر نامطلوب است؟ چرا بايد از آن بترسيد؟ آيا اگر كسى شما را از زندانى نجات داد و در قصر زيبايى وارد كرد، از او تشكر مىكنيد يا از او دلگير مىشويد؟ مرگ، شما را از اين دنيايى كه زندان مؤمن است، نجات داده و به قصرهاى بهشتى مىرساند. چنين چيزى دوست داشتنى است يا بايد با آن دشمنى كرد؟ بايد از آن ترسيد يا بايد آن را خيلى دوست داشت؟ مرگ اين كار را براى شما مىكند نه براى همه؛ اما براى دشمنان شما، آن ها را از بهشت خارج مىكند و به جهنم مىبرد. چون همان دنيايى كه در مقايسه با مقامات اخروى براى مؤمن زندان است، براى كفار با تمام بدبختى ها و گرفتارى ها بهشت است؛ چون كافر در آخرت به اندازه اى عذاب دارد كه هر چه سختى در اين دنيا تحمل كند، در مقابل عذاب هاى آن جهان باز بهشت است. مرگ، كفار را از بهشتشان خارج كرده و به جهنم مىبرد. ولى شما را از زندان نجات داده و به باغ پهناورى كه «عَرْضُها
[1]
بحارالانوار، ج 6، ص 154، باب 6، روايت 9.
السَّمواتُ وَ الاَْرْض»1مىبرد، باغى كه پهناى آن آسمان ها و زمين را فرا مىگيرد، شما را به چنين بهشتى مىرساند. آيا اين بد است و بايد از آن منزجر باشيد و بترسيد؟ اين كه ترسيدنى نيست. سيدالشهداء(عليه السلام)اصحاب خود را با چنين سخنانى تقويت مىكرد. بى دليل نبود كه آن طفل سيزده ساله گفت «المَوتُ أَحْلى عِنْدى مِن العَسَل»،2شوخى نمىكرد، تحت نظارت سيدالشهداء(عليه السلام)تربيت شده بود. من و شما هم اگر حسينى هستيم، بايد با استفاده از همينتعليمات ايمان بياوريم به اين كه با ادامه راه حسين(عليه السلام)مرگ براى ما بهترين نجات دهنده است.
انسان چه مقدار بايد در اين دنيا خون دل بخورد، چقدر سختى تحمل كند، چقدر ظلم و ستم به نام دين و بدعت به نام قرائت جديد از دين ببينيد؟ هر چه زودتر بميريم راحت تر مىشويم. واللّه براى بنده با اين غصه هايى كه انسان در جامعه مىخورد، مرگ بسيار شيرين است، اگر كافر عليه انسان كارى انجام مىداد، غصه نداشت؛ تحريف دين و تحريف خط امام(قدس سره)به نام احياى آثار امامرحمة الله عليهغصه دارد. مرگ براى ما چه ضررى دارد؟ ما را از اين غصه ها نجات مىدهد. سيدالشهداء(عليه السلام)فرمود چه اندازه من اشتياق به وصال جدم، پدرم و برادرم دارم! «وَ ما أَولَهَنى اِلى أَسْلافى اِشْتياقَ يَعْقُوبَ اِلى يُوسُف»3به همان اندازه كه يعقوب به ديدن يوسف علاقه داشت، بعد از چند سال كه در چاه افتاد، آن اتفاقات برايش پيش آمد و يعقوب دورى او را تحمل كرد، اشتياق من به مرگى كه مرا به جدم و پدرم برساند مثل اشتياق يعقوب نسبت به يوسف است. حضرت(عليه السلام)با اين بيانات اصحاب خود را تربيت مىكرد و روحيه مىداد و در نتيجه آنان براى شهادت طلبى آماده مىشدند.
چگونه شد آن جوان هايى كه قبل از انقلاب به واسطه تربيت هاى غلط شاهنشاهى در منجلاب گرفتار شده بودند، با بيانات امام(قدس سره)شهادت طلب شدند و آن حماسه ها را در جبهه ها آفريدند؟ چه عاملى موجب اين تحول شد؟ سخنان حيات بخش امامرحمة الله عليهبود كه از عمق جان او برمىخاست، در جان ها مىنشست و تحول ايجاد مىكرد. سعى كنيم از روش پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)و ائمه اطهار(عليهم السلام)اين درس را هم براى خودمان و هم براى ديگران بگيريم، شهادت طلبى را تقويت كنيم، آمادگى براى مرگ در راه خدا را به صورت يك آرمان ترويج كنيم. در اين صورت هيچ كس بر ما مسلط نخواهد شد.
1 آل عمران، 133.
[2]
وسيلة الدارين فى انصار الحسين(عليه السلام)، ص 253.[3]
بحارالانوار، ج 44، ص 366، باب 37، روايت 2.
هدف از قيام عاشورا(1)
مفهوم اصلاح
تأثير نظام ارزشى در تعريف اصلاح
اصلاح از ديدگاه منافقان
اصلاح مطلوب
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة