بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 238

حالى كه سر بزير انداخته بود، گفت پدرم تو را دعوت مى‌كند كه مزد زحمتى كه كشيدى به تو بدهد،«تَمْشِى عَلى اسْتِحْيَاء»خداوند اين حيا را با يك زبان مدح آميزى بيان مى‌كند و مى‌گويد كه با حالت شرم و حيا آمد پيش حضرت موسى(عليه السلام). خوب اين حيا در فرهنگ ما جاى خود را دارد. منافقان مى‌آيند، مى‌گويند اين شرم و حيا از همان خجالت است. اين كه زن حيا دارد يعنى خجالتى است. و انسان خجالتى در دنيا هيچ كار نمى‌تواند انجام بدهد. لذا انسان خجالتى يك انسان بى عُرضه است. و علم روان شناسى مى‌گويد خجالت كشيدن بد است. اگر دخترى از يك پسرى خجالت بكشد، اين بد است. زيرا نمى‌تواند خواسته خود را براى او بيان كند و حق خود را از او بگيرد. پس دختر نبايد از پسر خجالت بكشد. اين كه مردم مى‌گويند انسان بايد شرم داشته باشد، دختر در مقابل مرد نامحرم، نبايد خيلى پررويى كند، بى خود مى‌گويند؛ و اين اشتباه است. دختر بايد پر رو باشد، بتواند در مقابل ديگران حرف خود را بزند، كار خود را انجام بدهد، بايد از خود دفاع كند. و حتى نمونه تاريخى از اهل بيت عصمت هم مانند حركت حضرت زينب(عليه السلام)مى‌آورند. بله اين كه دختر بايد از خود دفاع كند، بتواند وظيفه شرعى خود را انجام دهد، بتواند سخنرانى كند آن طور كه حضرت زينب(عليه السلام)سخنرانى كرد، اين ها همه نقطه هاى مثبتى است. اما دخترى كه هنوز ازدواج نكرده، بايد مقابل يك مرد بيگانه احساس شرم داشته باشد. اين هم يك ارزش است. منافقان اين دو تا را با هم قاطى مى‌كنند، مى‌گويند حياداشتن يعنى خجالتى بودن، خجالتى بودن هم يعنى بى عُرضه بودن. پس براى اين كه انسان خجالتى نباشد بايد شرم و حيا را كنار گذارد. براى اين كه پررويى بين بچه ها ملكه بشود بايد دختر و پسر با هم معاشرت داشته باشند. ديگر حدى هم براى اين معاشرت ها نبايد در نظر گرفت. در برنامه هاى چهارشنبه سورى بروند با هم برقصند، تا خجالتى بار نيايند. پس منافقان اول معاشرت پسر و دختر را به صورت يك امر فرهنگى جلوه مى‌دهند و روى آن كار مى‌كنند، و مى‌گويند كه مفهوم حيا از قبيل خجالت و بى عرضگى است، و اين را بايد برداشت. راه رسيدن به اين هم معاشرت پسر و دختر است. بعد مى‌گويند پس دختر و پسر را آزاد بگذاريد تا با هم بروند معاشرت كنند. اين جا «يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ» مصداق مى‌يابد. حتى اگر منافقان بتوانند، در دستگاه حكومتى نفوذ مى‌كنند و از سوى بعضى دستگاه ها بر منكر سفارش مى‌كنند؛ مثلاً مى‌گويند براى زنده نگه داشتن فرهنگ بايد جشن چهارشنبه سورى را راه بيندازيم. و لو اين جشن سنت كفر است؛ ولو هزار جور ضرر براى


صفحه 239

جامعه داشته باشد. حتى ممكن است براى اشاعه آن از بودجه بيت المال پول هم بدهند. منافقان هرگز نمى‌آيند بگويند كار بد كنيد، ابتدا زمينه اى را فراهم مى‌كنند و به مردم چنين وانمود مى‌كنند كه اين خوب است، آن وقت «يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ» يا زمينه فرهنگى را فراهم مى‌كنند كه فلان كار معروف بد است، آن وقت «يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ» و اين كار احتياج به نفاق دارد، نه كفر. كافر آنچه مى‌خواهد مستقيم مى‌گويد. اين كه خداوند فرمود «المنافقون و المنافقات»، و نفرمود «الكافرون و الكافرات» به اين جهت كه اين كار از نفاق بر مى‌آيد، بايد وانمود كند كه ما هم اسلام را دوست داريم به احكام اسلام معتقديم، بايد كار خوب انجام داد، اما حيا كار خوبى نيست؛ زيرا باعث خجالتى شدن مى‌شود و اين بد است و بدها را بايد كنار بگذاريم. بنابر اين حيا از اسلام نيست. يا ـ دست كم ـ قرائت ما از اسلام اين نيست. در قرائت قديمى‌ها از دين مى‌گفتند كه اسلام حيا و شرم را دوست دارد، قرائت جديدى ها از اسلام اين است كه حيا بسيار چيز بدى است.

پس تا زمينه فرهنگى در جامعه پيدا نشود، امر به منكر معنا پيدا نمى‌كند. و از طرفى مفاهيم و ارزش هايى را مطرح و ترويج مى‌كنند كه در جامعه، ديگر جايى براى امر به معروف باقى نماند. يعنى آنچنان در مقالات، در روزنامه ها، و در سخنرانى ها و رسانه هاى مختلف به مردم القا مى‌كنند كه دخالت كردن در امور اعتقادى و ارزشى و اخلاقى ديگران فضولى است و فضولى هم كار بدى است كه ديگر اگر به يك كسى گفتند چرا نماز نخواندى؟ مى‌گويد به تو چه! شما چه حق داريد در كار ديگران فضولى كنيد؟ يا اين كه مى‌روند در پارك و مشروب مى‌خورند، مست مى‌شوند و با شيشه مشروب به جان هم مى‌افتند، تو چه حق دارى مى‌گويى نكن؟! اين فضولى است. چرا ما در كار ديگران فضولى كنيم؟ پس اول زمينه فرهنگى آن را فراهم مى‌كنند، كه اين ها فضولى است، و فضولى بد است. آن وقت «يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ» و كار به آن جا مى‌رسد كه ارزش ها جاى خود را با ضدارزش ها عوض مى‌كنند. واى بر كسانى كه چنين شرايطى را در جامعه ما فراهم كردند و هنوز درصدد اين هستند كه آن را گسترش بدهند و ارزش هاى اسلامى را به كلى از جامعه محو كنند.