بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 124

قيمةً] ارث نمى‌برد.

ج. نكات مهم اين روايت‌

- بحث اينكه كلمه‌ى‌ «عَقَار» در «لَا يَرِثْنَ مِنَ الْأَرْضِ وَ لَا مِنَ الْعَقَار» عطف تفسيرى است يا خير؟ در اين روايت، نيز مطرح است، كه پاسخ آن، در مباحث آتى خواهد آمد.

- اين روايت صريح در محروميّت زوجه از «ارض» و «عقار» است و نمى‌توان پذيرفت كه «ارض مذكور» به عنوان «ارض معهود» بين امام (ع) و مخاطب است؛ زيرا، روشن است كه عهدى در ميان نبوده است.

- اين روايت خصوصاً به جهت «وقوع نكره در سياق نفى» دلالت بر محروميّت زوجه از «عين» و «قيمت» زمين دارد.

د. نتيجه:

اين روايت، صحيحه است.

روايت پنجمِ باب ششم، معروف به روايت فضلاى خمسه‌

«وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَعَنْ زُرَارَةَ وَ بُكَيْرٍ وَ فُضَيْلٍ وَ بُرَيْدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ وَ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) (مِنْهُمْ مَنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ (ع) وَ) مِنْهُمْ مَنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) وَ مِنْهُمْ مَنْ رَوَاهُ عَنْ أَحَدِهِمَا (ع) أَنَّ الْمَرْأَةَ لَا تَرِثُ مِنْ تَرِكَةِ زَوْجِهَا مِنْ تُرْبَةِ دَارٍ أَوْ أَرْضٍ إِلَّا أَنْ يُقَوَّمَ الطُّوبُ وَ الْخَشَبُ قِيمَةً فَتُعْطَى رُبُعَهَا أَوْ ثُمُنَهَا»[1]

وَ رَوَاهُ الشَّيْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِىِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ فَتُعْطَى رُبُعَهَا أَوْ ثُمُنَهَا إِنْ كَانَ مِنْ قِيمَةِ الطُّوبِ وَ الْخَشَبِ.

أَقُولُ لَا تَصْرِيحَ فِيهِ بِأَنَّ الْوَلَدَ مِنْهَا فَيُحْمَلُ عَلَى وُجُودِ وَلَدٍ لِلْمَيِّتِ مِنْ غَيْرِهَا لِمَا يَأْتِى.

بررسى سند و دلالت‌

1. رجال سند

2.

[1]. ر. ك. به: همان، ج 26، ص 207.


صفحه 125

سند اول: (سند شيخ كلينى (رحمه الله))

\* وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ: يعنى مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِىِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عن ابيه (ابراهيم بن هاشم): در مورد ابراهيم بن هاشم دو قول وجود دارد؛

- عده‌اى ويرا فقط به عنوان يك شخص ممدوح مى‌شناسند.

و:

- عده‌اى نيز فقط روايت او را صحيح مى‌دانند.

\* عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيْرٍ:

\* عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ:

\* عَنْ زُرَارَةَ وَ بُكَيْرٍ وَ فُضَيْلٍ وَ بُرَيْدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ: اين روات، همان فضلاى خمسه‌اند كه به همين اعتبار، اين روايت معروف به روايت فضلاى خمسه شده است.

\* عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ وَ أَبِى عَبْدِ اللَّه (ع):

ابن اذينه در ذيل اين روايت مى‌گويد، اين روايت، سه نقل دارد:

\* مِنْهُمْ مَنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ (ع): بعضى از فضلاى خمسه، اين روايت را از امام باقر (ع) نقل كرده‌اند.

\* وَ مِنْهُمْ مَنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع): بعضى از فضلاى خمسه مجدداً اين روايت را از امام صادق (ع) نقل كرده‌اند.

\* وَ مِنْهُمْ مَنْ رَوَاهُ عَنْ أَحَدِهِمَا (ع): بعضى از فضلاى خمسه اين روايت را از يكى از صادقين‌ (ع) بدون اينكه تعيين كنند، نقل‌

\* كرده‌اند.

أ. سند دوم: (سند شيخ طوسى (رحمه الله))

مرحوم كلينى (رحمه الله) در ذيل اين روايت مى‌فرمايد: مانند اين روايت را شيخ طوسى (رحمه الله) به سند خويش از على بن ابراهيم نقل مى‌كند، امّا با اين فرق كه در فراز پايانى روايت، جمله‌ى‌ «إِنْ كَانَ مِنْ قِيمَةِ الطُّوبِ وَ الْخَشَبِ» وجود


صفحه 126

دارد.

- وَ رَوَاهُ الشَّيْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِىِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ مثلَه:

3. دلالت روايت‌

أ. متن روايت منقوله از مرحوم كلينى (رحمه الله):

«أَنَّ الْمَرْأَةَ لَا تَرِثُ مِنْ تَرِكَةِ زَوْجِهَا مِنْ تُرْبَةِ دَارٍ أَوْ أَرْضٍ إِلَّا أَنْ يُقَوَّمَ الطُّوبُ وَ الْخَشَبُ قِيمَةً فَتُعْطَى رُبُعَهَا أَوْ ثُمُنَهَا»

ب. متن روايت منقوله از شيخ طوسى (رحمه الله)

«أَنَّ الْمَرْأَةَ لَا تَرِثُ مِنْ تَرِكَةِ زَوْجِهَا مِنْ تُرْبَةِ دَارٍ أَوْ أَرْضٍ إِلَّا أَنْ يُقَوَّمَ الطُّوبُ وَ الْخَشَبُ قِيمَةً فَتُعْطَى رُبُعَهَا أَوْ ثُمُنَهَا إِنْ كَانَ مِنْ قِيمَةِ الطُّوبِ وَ الْخَشَبِ‌»

ج. ترجمه روايت بنابر نقل مرحوم كلينى (رحمه الله):

بدرستى كه زوجه از زمين خانه يا زمين ما ترك زوج ارث نمى‌برد مگر اينكه بايد آجر و چوب آن را قيمت كنند و به او يك چهارم و يا يك هشتم بدهند.

د. ترجمه روايت بنابر نقل شيخ طوسى (رحمه الله)

بدرستى كه زوجه از زمين خانه يا زمين ما ترك زوج ارث نمى‌برد مگر اينكه بايد آجر و چوب آن را قيمت كنند و به او يك چهارم و يا يك هشتم بدهند؛ [البته‌] رُبع و ثُمن در صورتى است كه از قيمت آجر و چوب باشد.

ه. نكات مهم اين روايت‌

- به دليل عدم وحدت مروى عنه، شكى باقى نمى‌ماند كه اين روايت، «يك»

- روايت نيست، بلكه حداقل «دو» روايت است؛ ولى در اينكه آيا اين روايت در اصل «پنج» روايت است يا خير، محل اختلاف است.

البته قبلا بيان شد كه: تعدّد راوى اول از امام (ع)، موجب تعدد روايت نمى‌شود؛ پس در صورتى كه «مروى عنه» يكى باشد و روايات نيز در مضمون مشترك باشند، در اينجا اطمينان به اتحاد روايات حاصل مى‌شود.

- در اينكه كلمه‌ى‌ «أَرْض» در فراز «مِنْ تُرْبَةِ دَارٍ أَوْ أَرْضٍ» عطف بر كلمه‌ى‌

-


صفحه 127

«دَار» است يا بر كلمه‌ى‌ «تُرْبَة» اختلاف است يعنى:

اگر كلمه‌ «أَرْض» بر كلمه‌ «دَار» عطف باشد، در اين صورت معناى آن چنين مى‌شود: «مِنْ تُرْبَةِ أَرْضٍ».

اگر كلمه‌ «أَرْض» بر كلمه‌ «تُرْبَة» عطف باشد، در اين صورت معناى آن چنين مى‌شود: «مِنْ أَرْضٍ».

اما على الظاهر و بنابر نظر مختار، كلمه «أَرْض» بر كلمه «تُرْبَة» عطف است.

- اشكال مرحوم شيخ حر عاملى (رحمه الله)

مرحوم صاحب وسائل (رحمه الله) مى‌فرمايد: چون در روايت، كلمه‌ى‌ «ثُمُنَهَا» وجود دارد، پس بايد اين روايت را بر موردى حمل كرد كه، ولد از غير اين زوج است؛ لذا اگر ولد از خود اين زوج باشد، زوجه از خانه و زمين هم ارث مى‌برد؟!

به عبارت ايشان توجه فرماييد:

«أَقُولُ لَا تَصْرِيحَ فِيهِ بِأَنَّ الْوَلَدَ مِنْهَا فَيُحْمَلُ عَلَى وُجُودِ وَلَدٍ لِلْمَيِّتِ مِنْ غَيْرِهَا».[1]

مى‌گويم تصريحى در آن نيست به اينكه فرزند از آن زن باشد لذا بر اين حمل مى‌شود كه ميّت از غير آن زن، فرزند داشته باشد.

- مناقشه در اشكال صاحب وسائل (رحمه الله)

اولًا: درست است كه مسئله‌ى رُبع و ثُمن منوط به وجود ولد و عدم آن است؛ امّا بواسطه‌ى وجود كدامين قرينه مى‌توان ادّعا كرد كه: اگر زوجه از خود زوج فرزند دارد پس بايد از زمين هم ارث ببرد و اگر از خود زوج فرزند ندارد ارث نمى‌برد.

ثانياً: اساساً اين روايت تعرضى به موردى كه ايشان بيان فرمودند، ندارد؛ لذا كلام ايشان غير قابل قبول است.

[1]. ر. ك. به: همان، ج 26، ص 207.


صفحه 128

و. نتيجه‌

اين روايت صحيحه است.

روايت ششمِ باب ششم‌

«وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ (ع) وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ (ع) قَالَ لَا تَرِثُ النِّسَاءُ مِنْ عَقَارِ الْأَرْضِ شَيْئاً»[1]

بررسى سند و دلالت‌

1. رجال سند

أ. سند: (سند شيخ كلينى (رحمه الله))

وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ: [يعنى مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِىِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عن ابيه (ابراهيم بن هاشم)]:

عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيْرٍ:

عَنْ جَمِيلٍ:

- عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ (ع) يعنى يكبار جميل، اين روايت را از جناب زراره (رحمه الله) و ايشان نيز از امام محمد باقر (ع) نقل كرده است.

- وَ [عن‌] مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ (ع): يعنى جميل بار ديگر، اين روايت را از جناب محمد بن مسلم (رحمه الله) و او نيز از امام محمد باقر (ع) نقل كرده است.

2. دلالت روايت‌

أ. متن روايت‌

«لَا تَرِثُ النِّسَاءُ مِنْ عَقَارِ الْأَرْضِ شَيْئاً»

ب. ترجمه‌ى روايت‌

زوجات از هيچ زمينى [از زمين شوهران‌] ارث نمى‌برند.

[1]. ر. ك. به: همان، ج 26، ص 207.


صفحه 129

ج. لغات روايت‌

- عَقار: به معناى «ارض»، «ضياع» و «نخل» آمده است.

جوهرى در كتاب «الصحاح فى اللغة» مى‌نويسد:

«والعَقارُ بالفتح: الارض والضِياع والنخل ومنه قولهم: ماله دارٌ ولا عقار. ويقال أيضاً: فى البيت عَقارٌ حسنٌ، أيمتاعٌ»[1]

عقار به فتح: به معناى زمين، مزارع و نخل آمده و هنگامى كه مى‌گويند: نه خانه‌اى دارد و نه عقارى، مراد همين است و همينطور گفته شده در خانه عقارى نيكوست يعنى متاعش نيكوست.

ابن منظور در كتاب «لسان العرب» مى‌نويسد:

«والعَقْرُ والعَقارُ المنزل والضَّيْعةُ ... وخص بعضهم بالعَقار النخلَ ... وفى الحديث «مَن باع داراً أَوعَقاراً» قال العَقارُ بالفتح الضَّيْعة والنخل والارض و نحو ذلك ... وقالت أُمسلمة لعائشة عند خروجها إِلى البصرة «سَكَّنَ الله عُقَيْراكِ فلا تُصْحِريها» أَى أَسكَنَكِ الله بَيْتَك وعقَارَك وسَتَرَكِ فيه فلا تُبْرِزيه ... وعَقَار البيت متاعُه ونَضَدُها لذى لايُبْتَذلُ إِلَّافى الاعْيادِ ...»[2]

«عقر و عقار به معناى منزل و مزرعه آمده است ... «بعضى گفته‌اند كلمه عقار به معناى نخل است و اختصاص به آن دارد» ... در حديث آمده كسى كه بفروشد خانه‌اى يا زمينى را گويند عقار به فتح عين همان زمين كشاورزى و نخل و زمين و امثال ذلك است ... « [در حديثى آمده است كه‌] ام سلمة زمانى كه عايشه با خوارج عليه امام‌

على (ع) به سمت بصره حركت كرد به او گفت: خداوند تو را در زمين و خانه‌ات محفوظ نگاه داشت اين [حفاظت‌] را باز و آشكار نكن» ... [كلمه‌ى‌] عقار وقتى به بيت اضافه مى‌شود به معناى متاع خانه مى‌شود و وسائل و متاع خانه‌اى كه جمع شده و پخش نمى‌شود مگر در اعياد.

[1]. ر. ك. به: الصحاح فى اللغة، جوهرى، ج 1 ص 485

[2]. ر. ك. به: لسان العرب، ابن منظور، جلد 4 ص 591 ذيل ماده عقر.


صفحه 130

د. نكات مهم اين روايت‌

\* مراد از كلمه‌ى «نساء» در اين روايت، «مطلق زن» نيست، بلكه «صرفاً زوجه» است؛ زيرا، محدوديت و ممنوعيت در شرع مقدس، فقط مخصوص زوجه است و در مورد «مادر» و «دختر» اين محدوديت و ممنوعيت شرعى وجود ندارد، يعنى ايندو، از عقار ميّت، ارث مى‌برند.

\* در مورد اضافه‌ى كلمه‌ «عَقْار» به‌ «أرْض» دو احتمال وجود دارد:

\* احتمال اول‌: اين اضافه همچون‌ «خاتمُ فِضةٍ» باشد كه در اصل‌ «خاتمُ مِنْ فِضةٍ» بوده، بنابراين‌ «عَقارُ الأرض» نيز در اصل‌ «عَقارُ مِنْ الأرض» بوده است؛ مطابق اين تعبير معناى روايت چنين مى‌شود كه: «زوجه از هيچ زمينى ارث نمى‌برد».

\* احتمال دوم‌: در اين اضافه، كلمه‌ى‌ «فى» در تقدير است، بنابراين‌ «عقار الارض» يعنى‌ «عقار فى الارض»؛ مطابق اين تعبير معناى روايت چنين مى‌شود كه: «زوجه از ميان زمين‌ها فقط از عَقار آن ارث نمى‌برد».

\* تعدد در سند، موجب تعدد در خبر نيست: از آنجا كه موضوع حجيّت خبر واحد «ما صدر من الإمام (ع)» است و از طرفى اين روايت را جميل يكبار از جناب زراره (رحمه الله) و بار ديگر هم از جناب محمد بن مسلم (رحمه الله) نقل كرده است؛ لذا اين حديث، «دو» خبر نيست، بلكه «يك» خبر است ولى با اسنادى مختلف؛ يعنى اين مضمون را امام (ع) «يك» بار فرموده، لكن «دو» راوى مختلف آنرا از امام (ع) نقل كرده‌اند؛ امّا چنانچه امام (ع) «يك» تعبير واحد را در «دو» مجلس (يعنى دو بار) فرموده باشند، در اينجا قطعاً «دو»

\* خبر است نه «يك» خبر؛ زيرا، هر كدام از اين دو خبر، موضوع مستقلى براى حجيّت مى‌باشد.

ه. نتيجه‌

اين حديث صحيحه است.


صفحه 131

روايت هفتمِ باب ششم‌

«وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ لَا تَرِثُ النِّسَاءُ مِنْ عَقَارِ الدُّورِ شَيْئاً وَ لَكِنْ يُقَوَّمُ الْبِنَاءُ وَ الطُّوبُ وَ تُعْطَى ثُمُنَهَا أَوْ رُبُعَهَا قَالَ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ لِئَلَّا يَتَزَوَّجْنَ فَيُفْسِدْنَ عَلَى أَهْلِ الْمَوَارِيثِ مَوَارِيثَهُمْ»[1]

بررسى سند و دلالت‌

1. رجال سند

أ. سند: (سند شيخ كلينى‌ (رحمه الله))

\* وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ: يعنى مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِىِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عن ابيه (ابراهيم بن هاشم):

\* عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيْرٍ:

\* عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ:

\* عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع)

2. دلالت روايت‌

أ. متن روايت‌

«لَا تَرِثُ النِّسَاءُ مِنْ عَقَارِ الدُّورِ شَيْئاً وَ لَكِنْ يُقَوَّمُ الْبِنَاءُ وَ الطُّوبُ وَ تُعْطَى ثُمُنَهَا أَوْ رُبُعَهَا

قَالَ (ع): وَ إِنَّمَا ذَلِكَ لِئَلَّا يَتَزَوَّجْنَ فَيُفْسِدْنَ عَلَى أَهْلِ الْمَوَارِيثِ مَوَارِيثَهُمْ.»

ب. ترجمه‌ى روايت‌

امام صادق (ع) فرمودند: زوجه از عقار خانه چيزى ارث نمى‌برد ولكن ساختمان و آجر را بايد قيمت‌گذارى كنند و يك هشتم يا يك چهارم را به او پرداخت كنند.

[1]. ر. ك. به: وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى (رحمه الله)، ج 26، ص 208.