بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 152

محبوب» آمده، بيانگر اين است كه شيخ صدوق (رحمه الله) به اسناد خويش، از «محمد بن سنان»، آن روايت را نقل كرده است و همان‌طور كه مطرح شد، سند شيخ صدوق (رحمه الله) به «محمد بن سنان»، داراى اشكال است.

\* قبلًا ذكر شد كه، بسيارى از متقدّمين «محمد بن سنان» را تضعيف كرده‌اند؛ امّا در مقابل برخى از متأخّرين نيز وى را توثيق كرده‌اند، ذيلًا به نظر برخى از متقدّمين و متأخّرين اشاره مى‌شود.

الف: نظر متقدمين درباره «محمد بن سنان»:

- مرحوم نجاشى (رحمه الله) او را تضعيف نموده و آورده است:

«و هو رجل ضعيف جداً لايعول عليه و لايلتفت إلى ما تفرد به»[1]

و او جداً مردى ضعيف و غير قابل اعتماد است و بر آنچه كه او به تنهايى اعتقاد دارد [يا نقل كرده‌] التفاتى نمى‌شود.

- مرحوم ابن غضائرى (رحمه الله) نيز در مورد وى، فرموده است:

«ضعيف غال يضع (الحديث) لا يلتفت إليه»[2]

[او] ضعيف، غالى و حديث جعل مى‌كرده است؛ التفاتى به او نمى‌شود

- مرحوم كشى (رحمه الله) به نقل از حمدويه درباره محمد بن سنان مى‌گويد:

«ذكر حمدويه بن نصير أن أيوب بن نوح دفع إليه دفترا فيه أحاديث محمد بن سنان فقال لنا: إن شئتم عن تكتبوا ذلك فافعلوا فإنى كتبت عن محمد بن سنان و لكن لا أروى لكم أنا عنه شيئا فإنه قال قبل موته: كلما حدثتكم به لم يكن لى سماعا و لا

رواية إنما وجدته».[3]

حمدويه بن نصير مى‌گويد ايوب بن نوح به او دفترى داد كه در آن احاديث محمد بن سنان بود پس براى ما گفت: اگر مى‌خواهيد چيزى از آن بنويسيد، مشغول شويد؛ پس من از [دفتر] محمد بن سنان [احاديثى‌] نوشتم و لكن چيزى براى شما، از او روايت‌

[1]. ر. ك. به: رجال النجاشى، ج 1 ص 8

[2]. ر. ك. به: رجال ابن‌غضائرى، ج 1، ص 93

[3]. ر. ك. به: رجال الكشى (اختيار معرفة الرجال)، ابو عمرو محمد بن عمر بن عبد العزيز (رحمه الله)، ص 508.


صفحه 153

نمى‌كنم؛ زيرا او قبل از مرگش به من گفت هر آنچه كه من براى شما روايت كردم آنها را خودم نشنيديم و هيچ روايتى را خودم نيافتم.

- همو از جناب فضل بن شاذان (رحمه الله) نقل مى‌كند:

«قال عبد الله بن حمدويه سمعت الفضل بن شاذان يقول: لا أستحل أن أروى أحاديث محمد بن سنان و ذكر الفضل فى بعض كتبه: أن من الكاذبين المشهورين ابن سنان و ليس بعبد الله»[1]

عبدالله بن حمدويه مى‌گويد: از فضل بن شاذان شنيدم كه مى‌گفت: جائز نمى‌دانم كه احاديث محمد بن سنان را روايت كنم و همو در برخى از كتبش ذكر كرده كه يكى از مشهورترين كذابين ابن سنان است و او بنده خدا نيست [كنايه از اينكه از هوى و هوس پيروى مى‌كند]

- مرحوم شيخ طوسى (رحمه الله) نبز در «فهرست» مى‌فرمايد:

«له كتب و قد طعن عليه و ضعّف»[2]

او كتاب‌هايى دارد و به وى طعنه زده شده و مورد تضعيف قرار گرفته است.

- شيخ مفيد (رحمه الله) نيز در كتاب «رساله عددية/ جوابات‌أهل‌الموصل فى العدد و الروية» آورده است:

«و هو مطعون فيه لا تختلف العصابة فى تهمته و ضعفه»[3]

و او مورد طعن است و همه در متهم بودن و ضعيف بودنش اختلاف نظرى ندارند.

ب: نظر متأخّرين درباره‌ى «محمد بن سنان»

در مقابل، برخى ايشان را، اهل ورع، علم، فقه و از خواص امام معصوم (ع) و ثقات شمرده‌اند؛ به عنوان نمونه:

[1]. ر. ك. به: همان ص 508

[2]. ر. ك. به: فهرست‌الطوسى، ج 1، ص 407

[3]. ر. ك. به: جوابات‌أهل‌الموصل فى العدد و الروية، شيخ مفيد (رحمه الله)، ص 21.


صفحه 154

- محمد بن سناندر رجال «كامل الزيارات»[1]و «تفسير على بن ابراهيم قمى»[2]داراى توثيق عام است.

- برخى ديگر از متأخّرين، همچون مرحوم سيّد بن طاووس (رحمه الله) و مرحوم شيخ حر عاملى (رحمه الله) «محمد بن سنان» را توثيق نموده‌اند.

\* نظر مختار

- به نظر مى‌رسد، توثيق مرحوم شيخ حر عاملى (رحمه الله) قابليت معارضه با تضعيف جناب شيخ طوسى (رحمه الله) و مرحوم شيخ نجاشى (رحمه الله) ندارد؛ اگر چه اعتقاد بر اين است كه:

1. توثيقات متأخّرين همانند توثيقات متقدّمين داراى اعتبار است؛

2. در صورتى كه توثيق عام، معارض با جرح خاصى نباشد در توثيق، كفايت مى‌كند.

- بنابراين با توجه به مطالب پيش گفته «محمد بن سنان»، قابل اعتماد نيست.

\* نظر محقق بروجردى (رحمه الله) درباره‌ى اين روايت‌

محقق بروجردى (رحمه الله) معتقد است كه كسى كه با لحن و الفاظ روايات وارده از ائمه معصومين (ع) ارتباط دارد متوجه مى‌شود كه اين روايت خود گوياى اين مطلب است كه از امام (ع) نيست؛

به عبارت ايشان توجه فرماييد:

«و هذه الرواية تنادى بأعلى صوتها انّها ليست بهذه الالفاظ من الامام (ع) كما يعرف ذلك من كان له أدنى بصيرة فى ألفاظ الاحاديث المنقولة عنهم (ع)»[3]

[1]. كاملالزيارات/ كامل الزيارة/ جامع الزيارات/ الزيارات، قمى، ابنقولويه، ابوالقاسم جعفربن محمدبن جعفربن موسى بن مسرور بن قولويه قمى (رحمه الله) (م 367 هق)

[2]. تفسير قمى، على بن ابراهيم بن هاشم قمى.

[3]. ر. ك. به: تقريرات ثلاث، آيت الله بروجردى (رحمه الله)، ص: 112.


صفحه 155

و اين روايت با بالاترين صدا اعلام مى‌كند كه با اين الفاظ از امام (ع) نيست؛ همچنان كه كسى كه كمترين بصيرتى درباره الفاظ احاديث منقوله از ائمه داشته باشد اين مطلب را مى‌داند.

\* مناقشه بر كلام محقق بروجردى (رحمه الله)

كلام محقق بروجردى (رحمه الله) نسبت به «اصل تعليل» قابل پذيرش بوده و صحيح است؛ امّا به خلاف نظر ايشان، به نظر مى‌رسد كه، معلل از امام (ع) است و ظهور در حرمان زوجه از جميع اراضى دارد.

د. نتيجه:

اين حديث، ضعيف است؛ زيرا:

- اولًا: مكاتبه است و اعتبار آن در حد روايات شفاهى نيست و البته «تقيّه» نيز در آن، بسيار محتمل است.

- ثانياً: در طريق شيخ صدوق (رحمه الله) به «محمد بن سنان» اشكال سندى وجود دارد، يعنى برخى از ضعفا، در سلسله‌ى سند وجود دارند.

روايت پانزدهمِ باب ششم‌

«وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِىِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ الْوَاسِطِىِّ قَالَ قُلْتُ لِزُرَارَةَ إِنَّ بُكَيْراً حَدَّثَنِى عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ (ع) أَنَّ النِّسَاءَ لَا تَرِثُ امْرَأَةٌ مِمَّا تَرَكَ زَوْجُهَا مِنْ تُرْبَةِ دَارٍ وَ لَا أَرْضٍ إِلَّا أَنْ يُقَوَّمَ الْبِنَاءُ وَ الْجُذُوعُ وَ الْخَشَبُ فَتُعْطَى نَصِيبَهَا مِنْ قِيمَةِ الْبِنَاءِ

فَأَمَّا التُّرْبَةُ فَلَا تُعْطَى شَيْئاً مِنَ الْأَرْضِ وَ لَا تُرْبَةِ دَارٍقَالَ زُرَارَةُ هَذَا لَا شَكَّ فِيهِ»[1]

بررسى سند و دلالت‌

1. رجال سند

أ. سند روايت: (سند شيخ طوسى (رحمه الله))

ب.

[1]. ر. ك. به: وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى (رحمه الله)، ج 26، ص 211


صفحه 156

بِإِسْنَادِهِ: شيخ طوسى (رحمه الله)

\* عَنْ عَلِىِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ:

\* عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ:

\* عَنْ أَبِيهِ:

\* عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ:

\* عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ الْوَاسِطِىِّ: توثيقى در مورد وى وارد نشده است.

قَالَ قُلْتُ لِزُرَارَةَ إِنَّ بُكَيْراً حَدَّثَنِى عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ (ع)

2. دلالت روايت‌

أ. متن روايت‌

«قَالَ قُلْتُ لِزُرَارَةَ إِنَّ بُكَيْراً حَدَّثَنِى عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ (ع):

«أَنَّ النِّسَاءَ لَا تَرِثُ امْرَأَةٌ مِمَّا تَرَكَ زَوْجُهَا مِنْ تُرْبَةِ دَارٍ وَ لَا أَرْضٍ إِلَّا أَنْ يُقَوَّمَ الْبِنَاءُ وَ الْجُذُوعُ وَ الْخَشَبُ فَتُعْطَى نَصِيبَهَا مِنْ قِيمَةِ الْبِنَاءِ فَأَمَّا التُّرْبَةُ فَلَا تُعْطَى شَيْئاً مِنَ الْأَرْضِ وَ لَا تُرْبَةِ دَارٍ».

قَالَ زُرَارَةُ: هَذَا لَا شَكَّ فِيهِ‌

ب. ترجمه‌ى روايت‌

موسى بن بكر واسطى مى‌گويد به زرارة بن اعين (رحمه الله) گفتم كه بُكير از امام باقر (ع) حديثى را براى من نقل كرده است كه:

«زوجه، نه از ما ترك زوج از تربت خانه ارث مى‌برد و نه از زمين، مگر اينكه‌

ساختمان و ساقه‌هاى نخل و چوب را بايد قيمت نمايند و نصيب و سهم اورا از قيمت آن پرداخت كنند و امّا تربت ارض و تربت خانه هرگز چيزى به او داده نمى‌شود.

زرارة (رحمه الله) [هنگامى كه اين مطلب را مى‌شنود به موسى بن بكر واسطى‌]


صفحه 157

مى‌گويد: هيچ شكى در اين مطلب وجود ندارد.

ج. نكات مهم اين روايت‌

\* همان‌طور كه بيان شد، در اين روايت، عده زيادى از رجال سند، «فطحى»[1]مسلك‌اند، امّا توثيق شده‌اند.

\* اين حديث با حديث «چهارم»، «پنجم»، «ششم» و «هفتم» بخصوص حديث «پنجم» اتحاد دارد؛ با اين فرق كه در حديث «پنجم»، در كلمه‌ «ارض» دو احتمال وجود داشت، ولى در حديث حاضر اين دو احتمال جريان ندارد.

\* سند شيخ طوسى (رحمه الله) به «على بن حسن بن فضال» از باب «تبديل سند»، تصحيح مى‌شود.

د. نتيجه‌

اين حديث، موثقه است.

روايت شانزدهمِ باب ششم‌

«مُحَمَّدُ بْنُ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْأَحْوَلِ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ لَا يَرِثْنَ النِّسَاءُ مِنَ الْعَقَارِ شَيْئاً وَ لَهُنَّ قِيمَةُ الْبِنَاءِ وَ الشَّجَرِ وَ النَّخْلِ يَعْنِى (مِنَ الْبِنَاءِ) الدُّورَ وَ إِنَّمَا عَنَى مِنَ النِّسَاءِ

الزَّوْجَةَ»[2]

بررسى سند و دلالت‌

1. رجال سند

أ. سند روايت: (سند شيخ صدوق (رحمه الله))

ب.

[1]. به پيروان عبد الله بن جعفر الافطح (م 148) اطلاق مى‌شود؛ وى پس از اسماعيل بزرگترين فرزند امام جعفر صادق بود و متمايل به «حشويه» و «مرجئه» بود؛ از اين رو، آن دسته از شيعيان را كه به امامت عبد الله بن جعفر الأفطح اعتقاد پيدا كردند «فطحيه» نامند؛ ولى چون عبدالله هنگام درگذشتش پسرى نداشت، از اين رو همه پيروانش جز اندكى، از اعتقاد به امامت وى برگشتند و به حضرت موسى بن جعفرگراييدند. مى‌گويند: طول عمر عبدالله پس از پدرش، هفتاد روز يا كمى بيشتر بود. برگرفته از: فرهنگ فرق اسلامى، محمد جواد مشكور.

[2]. ر. ك. به: وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى (رحمه الله)، ج 26، ص 211.


صفحه 158

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ‌ [يعنى شيخ صدوق (رحمه الله)] بِإِسْنَادِهِ:

- عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ:

- عَنِ الْأَحْوَلِ:

- عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

2. دلالت روايت‌

أ. متن روايت‌

«قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ (ع):

«لَا يَرِثْنَ النِّسَاءُ مِنَ الْعَقَارِ شَيْئاً وَ لَهُنَّ قِيمَةُ الْبِنَاءِ وَ الشَّجَرِ وَ النَّخْلِ يَعْنِى (مِنَ الْبِنَاءِ) الدُّورَ وَ إِنَّمَا عَنَى مِنَ النِّسَاءِ الزَّوْجَةَ»

ب. ترجمه‌ى روايت‌

احول مى‌گويد، شنيدم امام صادق (ع) فرمود:

زنان از زمين، چيزى به ارث نمى‌برند و براى آن‌ها قيمت ساختمان و درخت و نخل است؛ منظور از بناء و ساختمان يعنى خانه‌ها و منظور از زنان يعنى زوجه.

ج. نكات مهم اين روايت‌

- «أحول» لقب جمعى از اصحاب امام صادق (ع) است كه فقط يك نفر از آن‌ها يعنى‌ «محمد بن على بن نعمان بن أبى طريفة بجلى» ملقب به‌ «مومن الطاق» يا «صاحب الطاق»، موثق است.

- مرحوم محقق بروجردى (رحمه الله) بر حسب طبقات رجالى خويش، «أحول» را از «طبقه چهارم» و «حسن بن محبوب» را از «طبقه ششم» بر مى‌شمارد؛ لذا بنابر نظر ايشان، با توجه به فقدان راوى «طبقه پنجم» در سند اين روايت، احتمال ارسال در آن وجود دارد؛ كه البته عمل اصحاب، جابر ضعف سند آن است.

د. نتيجه‌

ه.


صفحه 159

اين حديث از لحاظ سند، غير معتبر است؛ زيرا، طريق شيخ صدوق (رحمه الله) به «حسن بن محبوب» بخاطر وجود شخص مجهولى بنام «محمد بن موسى المتوكل» كه توثيقى ندارد، ضعيف است.

روايت هفدهمِ باب ششم‌

«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ فِى بَصَائِرِ الدَّرَجَاتِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ (عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِى مَخْلَدٍ) عَنْ عَبْدِالْمَلِكِ قَالَ دَعَا أَبُو جَعْفَرٍ (ع) بِكِتَابِ عَلِىٍّ (ع) فَجَاءَ بِهِ جَعْفَرٌ مِثْلَ فَخِذِ الرَّجُلِ مَطْوِيّاً فَإِذَا فِيهِ أَنَّ النِّسَاءَ لَيْسَ لَهُنَّ مِنْ عَقَارِ الرَّجُلِ (إِذَا تُوُفِّىَ عَنْهُنَّ) شَىْ‌ءٌ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) هَذَا وَ اللَّهِ خَطُّ عَلِىٍّ (ع) بِيَدِهِ وَ إِمْلاءُ رَسُولِ‌

اللَّهِ (ص)»

أَقُولُ وَ يَأْتِى مَا يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ وَ يَأْتِى مَا ظَاهِرُهُ الْمُنَافَاةُ وَ نُبَيِّنُ وَجْهَهُ.[1]

بررسى سند و دلالت‌

1. رجال سند

أ. سند روايت: (سند بصائر الدرجات)[2]

[1]. ر. ك. به: وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى (رحمه الله)، ج 26، ص 212

[2]. درباره‌ى اعتبار كتاب بصائر الدرجات تأليف محمد بن حسن بن فروخ صفار، جناب استاد- دامت بركاته- در پاسخ به سؤالى كه در پايگاه اطلاع رسانى ايشان آمده است، مى‌فرمايند: «كتاب شريف بصائر الدرجات الكبرى كه در فضائل آل محمدنوشته شده است و مؤلّف آن ثقه جليل القدر و محدث بزرگ، شيخ القميين محمد بن حسن بن فروخ الصفار از اصحاب امام عسكرى است، از كتب مورد اعتماد بزرگان و فحول رجال است و مورد اعتماد مرحوم كلينى (رحمه الله) و ديگران بوده است. شيخ [طوسى (رحمه الله)] و [شيخ‌] نجاشى (رحمه الله) جميع كتب محمد بن حسن بن فرّوخ را به واسطه محمد بن الحسن بن الوليد نقل نموده‌اند مگر كتاب بصائر الدّرجات را كه به واسطه احمد بن محمد بن يحيى (العطار) نقل نموده‌اند كه ايشان از مشايخ صدوق (رحمه الله) در مشيخه [كتاب من لا يحضره ال-]- فقيه است و شيخ مفيد (رحمه الله) نيز از او روايت نقل مى‌كند وعلامه [حلى (رحمه الله)] براو اعتماد نموده است و شهيد ثانى (رحمه الله) و شيخ بهائى (رحمه الله) اورا توثيق نموده‌اند و در هر صورت ملاك آن است كه احمد بن محمد بن يحيى العطار از بزرگان و مشايخ و معاريفى بوده است كه لااقل ذمّى در مورد او نيامده و همين مقدار در اعتبار [كتاب‌] كافى است. ر. ك. به: پايگاه اطلاع رسانى:www .j -fazel .com..