بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 156

بِإِسْنَادِهِ: شيخ طوسى (رحمه الله)

\* عَنْ عَلِىِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ:

\* عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ:

\* عَنْ أَبِيهِ:

\* عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ:

\* عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ الْوَاسِطِىِّ: توثيقى در مورد وى وارد نشده است.

قَالَ قُلْتُ لِزُرَارَةَ إِنَّ بُكَيْراً حَدَّثَنِى عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ (ع)

2. دلالت روايت‌

أ. متن روايت‌

«قَالَ قُلْتُ لِزُرَارَةَ إِنَّ بُكَيْراً حَدَّثَنِى عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ (ع):

«أَنَّ النِّسَاءَ لَا تَرِثُ امْرَأَةٌ مِمَّا تَرَكَ زَوْجُهَا مِنْ تُرْبَةِ دَارٍ وَ لَا أَرْضٍ إِلَّا أَنْ يُقَوَّمَ الْبِنَاءُ وَ الْجُذُوعُ وَ الْخَشَبُ فَتُعْطَى نَصِيبَهَا مِنْ قِيمَةِ الْبِنَاءِ فَأَمَّا التُّرْبَةُ فَلَا تُعْطَى شَيْئاً مِنَ الْأَرْضِ وَ لَا تُرْبَةِ دَارٍ».

قَالَ زُرَارَةُ: هَذَا لَا شَكَّ فِيهِ‌

ب. ترجمه‌ى روايت‌

موسى بن بكر واسطى مى‌گويد به زرارة بن اعين (رحمه الله) گفتم كه بُكير از امام باقر (ع) حديثى را براى من نقل كرده است كه:

«زوجه، نه از ما ترك زوج از تربت خانه ارث مى‌برد و نه از زمين، مگر اينكه‌

ساختمان و ساقه‌هاى نخل و چوب را بايد قيمت نمايند و نصيب و سهم اورا از قيمت آن پرداخت كنند و امّا تربت ارض و تربت خانه هرگز چيزى به او داده نمى‌شود.

زرارة (رحمه الله) [هنگامى كه اين مطلب را مى‌شنود به موسى بن بكر واسطى‌]


صفحه 157

مى‌گويد: هيچ شكى در اين مطلب وجود ندارد.

ج. نكات مهم اين روايت‌

\* همان‌طور كه بيان شد، در اين روايت، عده زيادى از رجال سند، «فطحى»[1]مسلك‌اند، امّا توثيق شده‌اند.

\* اين حديث با حديث «چهارم»، «پنجم»، «ششم» و «هفتم» بخصوص حديث «پنجم» اتحاد دارد؛ با اين فرق كه در حديث «پنجم»، در كلمه‌ «ارض» دو احتمال وجود داشت، ولى در حديث حاضر اين دو احتمال جريان ندارد.

\* سند شيخ طوسى (رحمه الله) به «على بن حسن بن فضال» از باب «تبديل سند»، تصحيح مى‌شود.

د. نتيجه‌

اين حديث، موثقه است.

روايت شانزدهمِ باب ششم‌

«مُحَمَّدُ بْنُ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْأَحْوَلِ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ لَا يَرِثْنَ النِّسَاءُ مِنَ الْعَقَارِ شَيْئاً وَ لَهُنَّ قِيمَةُ الْبِنَاءِ وَ الشَّجَرِ وَ النَّخْلِ يَعْنِى (مِنَ الْبِنَاءِ) الدُّورَ وَ إِنَّمَا عَنَى مِنَ النِّسَاءِ

الزَّوْجَةَ»[2]

بررسى سند و دلالت‌

1. رجال سند

أ. سند روايت: (سند شيخ صدوق (رحمه الله))

ب.

[1]. به پيروان عبد الله بن جعفر الافطح (م 148) اطلاق مى‌شود؛ وى پس از اسماعيل بزرگترين فرزند امام جعفر صادق بود و متمايل به «حشويه» و «مرجئه» بود؛ از اين رو، آن دسته از شيعيان را كه به امامت عبد الله بن جعفر الأفطح اعتقاد پيدا كردند «فطحيه» نامند؛ ولى چون عبدالله هنگام درگذشتش پسرى نداشت، از اين رو همه پيروانش جز اندكى، از اعتقاد به امامت وى برگشتند و به حضرت موسى بن جعفرگراييدند. مى‌گويند: طول عمر عبدالله پس از پدرش، هفتاد روز يا كمى بيشتر بود. برگرفته از: فرهنگ فرق اسلامى، محمد جواد مشكور.

[2]. ر. ك. به: وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى (رحمه الله)، ج 26، ص 211.


صفحه 158

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ‌ [يعنى شيخ صدوق (رحمه الله)] بِإِسْنَادِهِ:

- عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ:

- عَنِ الْأَحْوَلِ:

- عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

2. دلالت روايت‌

أ. متن روايت‌

«قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ (ع):

«لَا يَرِثْنَ النِّسَاءُ مِنَ الْعَقَارِ شَيْئاً وَ لَهُنَّ قِيمَةُ الْبِنَاءِ وَ الشَّجَرِ وَ النَّخْلِ يَعْنِى (مِنَ الْبِنَاءِ) الدُّورَ وَ إِنَّمَا عَنَى مِنَ النِّسَاءِ الزَّوْجَةَ»

ب. ترجمه‌ى روايت‌

احول مى‌گويد، شنيدم امام صادق (ع) فرمود:

زنان از زمين، چيزى به ارث نمى‌برند و براى آن‌ها قيمت ساختمان و درخت و نخل است؛ منظور از بناء و ساختمان يعنى خانه‌ها و منظور از زنان يعنى زوجه.

ج. نكات مهم اين روايت‌

- «أحول» لقب جمعى از اصحاب امام صادق (ع) است كه فقط يك نفر از آن‌ها يعنى‌ «محمد بن على بن نعمان بن أبى طريفة بجلى» ملقب به‌ «مومن الطاق» يا «صاحب الطاق»، موثق است.

- مرحوم محقق بروجردى (رحمه الله) بر حسب طبقات رجالى خويش، «أحول» را از «طبقه چهارم» و «حسن بن محبوب» را از «طبقه ششم» بر مى‌شمارد؛ لذا بنابر نظر ايشان، با توجه به فقدان راوى «طبقه پنجم» در سند اين روايت، احتمال ارسال در آن وجود دارد؛ كه البته عمل اصحاب، جابر ضعف سند آن است.

د. نتيجه‌

ه.


صفحه 159

اين حديث از لحاظ سند، غير معتبر است؛ زيرا، طريق شيخ صدوق (رحمه الله) به «حسن بن محبوب» بخاطر وجود شخص مجهولى بنام «محمد بن موسى المتوكل» كه توثيقى ندارد، ضعيف است.

روايت هفدهمِ باب ششم‌

«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ فِى بَصَائِرِ الدَّرَجَاتِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ (عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِى مَخْلَدٍ) عَنْ عَبْدِالْمَلِكِ قَالَ دَعَا أَبُو جَعْفَرٍ (ع) بِكِتَابِ عَلِىٍّ (ع) فَجَاءَ بِهِ جَعْفَرٌ مِثْلَ فَخِذِ الرَّجُلِ مَطْوِيّاً فَإِذَا فِيهِ أَنَّ النِّسَاءَ لَيْسَ لَهُنَّ مِنْ عَقَارِ الرَّجُلِ (إِذَا تُوُفِّىَ عَنْهُنَّ) شَىْ‌ءٌ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) هَذَا وَ اللَّهِ خَطُّ عَلِىٍّ (ع) بِيَدِهِ وَ إِمْلاءُ رَسُولِ‌

اللَّهِ (ص)»

أَقُولُ وَ يَأْتِى مَا يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ وَ يَأْتِى مَا ظَاهِرُهُ الْمُنَافَاةُ وَ نُبَيِّنُ وَجْهَهُ.[1]

بررسى سند و دلالت‌

1. رجال سند

أ. سند روايت: (سند بصائر الدرجات)[2]

[1]. ر. ك. به: وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى (رحمه الله)، ج 26، ص 212

[2]. درباره‌ى اعتبار كتاب بصائر الدرجات تأليف محمد بن حسن بن فروخ صفار، جناب استاد- دامت بركاته- در پاسخ به سؤالى كه در پايگاه اطلاع رسانى ايشان آمده است، مى‌فرمايند: «كتاب شريف بصائر الدرجات الكبرى كه در فضائل آل محمدنوشته شده است و مؤلّف آن ثقه جليل القدر و محدث بزرگ، شيخ القميين محمد بن حسن بن فروخ الصفار از اصحاب امام عسكرى است، از كتب مورد اعتماد بزرگان و فحول رجال است و مورد اعتماد مرحوم كلينى (رحمه الله) و ديگران بوده است. شيخ [طوسى (رحمه الله)] و [شيخ‌] نجاشى (رحمه الله) جميع كتب محمد بن حسن بن فرّوخ را به واسطه محمد بن الحسن بن الوليد نقل نموده‌اند مگر كتاب بصائر الدّرجات را كه به واسطه احمد بن محمد بن يحيى (العطار) نقل نموده‌اند كه ايشان از مشايخ صدوق (رحمه الله) در مشيخه [كتاب من لا يحضره ال-]- فقيه است و شيخ مفيد (رحمه الله) نيز از او روايت نقل مى‌كند وعلامه [حلى (رحمه الله)] براو اعتماد نموده است و شهيد ثانى (رحمه الله) و شيخ بهائى (رحمه الله) اورا توثيق نموده‌اند و در هر صورت ملاك آن است كه احمد بن محمد بن يحيى العطار از بزرگان و مشايخ و معاريفى بوده است كه لااقل ذمّى در مورد او نيامده و همين مقدار در اعتبار [كتاب‌] كافى است. ر. ك. به: پايگاه اطلاع رسانى:www .j -fazel .com..


صفحه 160

\* مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ فِى بَصَائِرِ الدَّرَجَاتِ: ايشان امامى است‌.

\* عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ: ايشان امامى است.

\* عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ: جعفر بن بشير البجلى، وى امامى و ثقه است‌.

\* (عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِى مَخْلَدٍ): اينجا تحريف‌[1]و اشتباه شده يعنى «حسين بن ابى مخلد» يك نفر نيست، بلكه دو نفر است؛ يعنى فرد اول، «حسين بن ابى العلاء» است و فرد دوم «ابى المخلد السراج» است؛ البته هر دو راوى، امامى‌اند.

- عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ: عبدالملك مشترك بين ثقه و غير ثقه است و چون در اين روايت، قرينه‌اى بر تشخيص عبدالملك وجود ندارد، لذا نمى‌توان تشخيص داد، كدام عبدالملك، مراد است.

2. دلالت روايت‌

1. متن روايت‌

«قَالَ دَعَا أَبُو جَعْفَرٍ (ع) بِكِتَابِ عَلِىٍّ (ع) فَجَاءَ بِهِ جَعْفَرٌ مِثْلَ فَخِذِ الرَّجُلِ مَطْوِيّاً

فَإِذَا فِيهِ: «أَنَّ النِّسَاءَ لَيْسَ لَهُنَّ مِنْ عَقَارِ الرَّجُلِ (إِذَا تُوُفِّىَ عَنْهُنَّ) شَىْ‌ءٌ»

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) هَذَا وَ اللَّهِ خَطُّ عَلِىٍّ (ع) بِيَدِهِ وَ إِمْلاءُ رَسُولِ اللَّهِ‌

(ص)

2. ترجمه‌ى روايت‌

3.

[1]. يكى از اقسام روايات ضعيف، «محرف» نام دارد؛ حديث «محرف»، به حديثى گفته مى‌شود كه در سند يا متن آن، كم يا زياد شده و يا حرفى به جاى حرف ديگر نهاده شود؛ مانند تحريف «ابن ابى مليكه» كه «مصغر ملكه» است، به «ابن ابى ملائكه» كه «جمع ملك» است؛ علما، اين گونه تغييرات را تحريف مى‌گويند. (ر. ك. به: دراية الحديث، مدير شانه‌چى، كاظم، ص 95 واضواء على السنة المحمدية، ابوريّه، محمود، ص 294) و نيز اگر شخص، بر متن حديث چيزى را بيافزايد، اين نيز نوعى تحريف بشمار مى‌رود، البته اگر اصل حديث محرّف، مشخص و واضح باشد، مى‌توان به آن استناد كرد و تحريف آنباعث سقوط روايت‌نمى‌شود؛ ولى به هرحال، روايت محرّف در زمره روايات ضعيف شمردهشده است ..


صفحه 161

عبد الملك مى‌گويد: امام باقر (ع) به شخصى فرمود: [برو] كتاب يا مصحف [امير المومنين‌] على [بن ابى طالب (ع)] را بياور و [او رفت آن كتاب را] مثل پاى مرد[1]پيچيده شده آورد.

و در آنجا اين نوشته شده بود: «اگر مردى از دنيا رفت همسرش از عقار او چيزى [به ارث‌] نمى‌برد».

سپس امام باقر (ع) فرمود: بخدا قسم اين خط اميرالمومنين (ع) و املاء رسول خدا (ص) است.

4. نكات مهم اين روايت‌

\* اين روايت، مستند مرحوم شيخ مفيد (رحمه الله) در برابر شبهات ابوالعباس حنفى است كه در فصل اول كتاب، اشارت آن گذشت.

\* همان‌طور كه بيان شد عبدالملك مشترك بين ثقه و غير ثقه است يعنى عده‌اى از آنان ثقه و عده‌ى ديگرى از آنان از ضعفا مى‌باشند.

البته مواردى را با قرينه‌ى اينكه عبدالملك از چه كسى نقل كرده، يا چه كسى از او نقل كرده مى‌توان روشن كرد كه كدام عبد الملك مراد است، همچون:

- اگر جناب «زرارة (رحمه الله)» از عبد الملك نقل كند، مراد «عبدالملك بن عتبة الهاشمى» است.

- اگر «ابان» يا «عبدالحميد» از عبدالملك نقل كند، مراد «عبدالملك بن عمرو» است كه توثيقى ندارد.

\* عده‌اى سعى كرده‌اند بگويند: مراد از عبدالملك در اين روايت، «عبدالملك بن اعين شيبانى» است كه فردى ثقه است، امّا قرينه‌اى بر اين ادّعا وجود ندارد، پس با توجه به مشخص نبودن مراد از عبدالملك، لذا اين اشتراك، به روايت ضرر وارد مى‌نمايد.

\* نكته قابل توجه اينكه، بين مصحف حضرت فاطمه (س) و مصحف حضرت‌

\*______________________________

(1). اين تعبير كنايه از آن است كه مصحف مذكور پيچيده شده و بزرگ بوده است..


صفحه 162

اميرالمومنين (ع) فرق است:

- مصحف حضرت فاطمه‌ (ع)

بنابر نقل روايات، در اين مصحف هيچ مطلبى از «قرآن كريم»، وجود ندارد؛ بلكه حوادث گذشته و آينده در آن آمده است و عمدتاً براى تسلّى حضرت صديقه طاهره (ع) بوده است.

«مُصْحَفُ فَاطِمَةَ [ (ع)] لَيْسَ فِيهِ شَىْ‌ءٌ مِنَ الْقُرْآنِ»[1]در مصحف فاطمه [ (ع)] چيزى از قرآن نيست.

اما:

- مصحف اميرالمومنين (ع)

بنابر نقل روايات، اين مصحف، حاوى‌ «قرآن كريم»، توضيحات پيامبر (ص) در مورد هر آيه و احكام بوده است كه بعد از املاءپيامبر (ص)، امام على (ع) آنها را نوشته است، سپس اين مصحف در زمان‌هاى بعد، در اختيار ائمه بعدى: قرار گرفته است.

5. نتيجه‌

اين حديث ضعيف است.

[1]. ر. ك. به: بحارالأنوار، مجلسى (رحمه الله)، ج: 26 ص: 45.


صفحه 163

پيوست يكم فصل سوم‌

نتيجه‌ى كلى هفده روايت باب ششم‌

همان‌گونه كه در ابتداى بحث روايات هفده‌گانه، بيان شد از ميان آن روايات، تقريباً «ده» روايت صحيحه، «چهار» روايت ضعيفه و «سه» روايت موثقه است؛ بنابراين:

\* اولًا: در اين باب، روايات صحيح، در حد تواتر وجود دارد؛

\* ثانياً: روايات ضعيف نيز به عمل اصحاب منجبر است يعنى عمل اصحاب جابر ضعف سند آنهاست، اگر چه در ميان روات «عبدالملك» يا «يزيد صائغ» نيز وجود داشته باشد؛

پس هيچ اشكالى از نظر سند، در روايات، وجود ندارد.

بررسى دو اشكال و جواب‌

اشكال اول: اگر مستشكلى بگويد: در باب ارث زوجه آنچه كه وجود دارد