بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 179

و سپس مى‌گويد: ابوسعيد اصمعى نيز «رباع» را به خود «خانه» معنا كرده است.

- فَيُومى نيز در كتاب «مصباح المنير فى غريب الشرح الكبير» در اين باره مى‌نويسد:

«وَالرَّبْعُ مَحَلَّةُ الْقَوْمِ وَمَنْزِلُهُمْ»[1]

ربع به معناى مكان و محله يك قوم و منزلشان است.

نتيجه: كلمه‌ى «عقار» اعم از كلمه‌ى «ربع»

با توجه به نظر لغويون، به نظر مى‌رسد كه:

\* اولًا: «رباع» در لغت به معناى «منزل» و «خانه» است؛ از اين رو، فقهاء، معناى كلمه‌ى «عقار» را اعم از معناى كلمه‌ى «ربع» دانسته‌اند.

\* ثانياً: امام (ع) در روايت دوم يا عنوان دوم، ابتداءاز كلمه‌ى «رباع» استفاده فرمودند و سپس در ذيل روايت، بجاى كلمه‌ى «رباع» از عبارت «مِنَ الْأَصْلِ‌» استفاده نمودند؛ به روايت دوم مجدداً توجه فرماييد: «... وَ لَا تَرِثُ مِنَ الرِّبَاعِ ... وَ لَا تَرِثُ مِنَ الْأَصْلِ»

\* ثالثاً: در روايت يازدهم يا عنوان نهم، عبارت «مِنْ رِبَاعِ الْأَرْضِ‌» آمده بود، در اين عنوان، احتمال قوى وجود دارد كه اضافه، اضافه بيانيه باشد، يعنى در اصل، عبارت «مِنْ الْأَرْضِ‌» بوده است.

نظر مختار:

ج: كلمه‌ى «ضيعة»

لازم است جهت روشن شدن معناى «ضيعه» از برخى مهم‌ترين كتب لغت، معناى آن را استخراج نماييم، تا به معناى دقيق آن در روايات، نائل شويم.

- ابن منظور در كتاب «لسان العرب» مى‌گويد:

-

[1]. ر. ك. به: مصباح المنير فى غريب الشرح الكبير، فيومى، ج 3، ص 340.


صفحه 180

«الضَّيْعةُ: العَقارُ ... والضَّيْعَةُ: الارض المغلَّة»[1]

ضيعه همان عقار است ... و ضيعه به زمينى كه در آن كشاورزى مى‌شود و غله دارد [گفته مى‌شود]

- فَيُومى در كتاب «مصباح المنير فى غريب الشرح الكبير» مى‌نويسد:

«وَالضَّيْعَةُ الْعَقَارُ»[2]ضيعه همان عقار است.

نتيجه: «ضياع» مترادف با «عقار»

در لغت «ضياع» و «عقار» يك معنا دارد و در مواردى كه در روايت كلمه‌ى «عقار» و «ضياع» با يكديگر آمده، بدين جهت بوده است كه، اين دو كلمه يك معنا داشته و با يكديگر فرقى نمى‌كرده‌اند؛ لذا امام (ع) آن‌ها را با هم آورده است؛ بنابراين:

- روايت دهم يا عنوان هشتم، كه در آن كلمات «مِنَ الدُّورِ وَ الْعَقَار» آمده؛

- روايت سيزدهم يا عنوان دهم، كه در آن كلمات «مِنَ الدُّورِ وَ ... الضِّيَاعِ» آمده؛

يك معنا دارند.

د: كلمه‌ى «قرية»

- فيومى در كتاب «مصباح المنير فى غريب الشرح الكبير» مى‌گويد:

«... الْقَرْيَةُ كُلُّ مَكَان اتَّصَلَتْ بِهِ الْأَبْنِيَةُ وَاتُّخِذَ قَرَارًا»[3]

قريه به هر مكانى كه بناها به هم متصل و ثابت باشند گويند.

فيومى به نقل از كتاب «

كفاية المتحفظ و نهاية المتلفظ فى اللغة العربية

»[4]قريه را هر مكانى مى‌داند كه ساختمان‌ها به هم متصل هستند.

[1]. ر. ك. به: لسان العرب، ابن منظور، ج 8، ص 228

[2]. ر. ك. به: المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير، فيومى، ج 5، ص 369

[3]. ر. ك. به: همان، ج 7، ص 386

[4]. مولف اين كتاب ابن الاجدابى، ابو اسحاق ابراهيم بن اسماعيل بن احمد بن عبد اللهالازهرى است ..


صفحه 181

- فيروز آبادى در كتاب «قاموس المحيط» درباره‌ى اين كلمه مى‌نويسد:

«القَرْيَةُ ويُكْسَرُ المِصْرُ الجامِعُ»[1]

قريه بخشى از يك شهر بزرگ است.

- ابن اثير در كتاب «النهاية فى غريب الاثر» در اين باره مى‌گويد:

«والقرْية من المساكن والابنِية: الضِياع وقدتُطلَق على المُدُن»[2]

قريه كه از خانه‌ها و ساختمان تشكيل شده، همانزمين است، البته بر شهر نيز گاهى اطلاق شده است.

همان‌طور كه روشن است ابن اثير، معناى «قرية» را همان معناى «ضيعة» مى‌داند.

نتيجه‌ى كلى‌

در روايات باب ششم يا همان عناوين يازده‌گانه، كلمات «عقار»، «ضيعة» و «قرية»، يك معنا داشته و در يك معنا نيز، استعمال شده‌اند.

[1]. ر. ك. به: قاموس المحيط، فيروزآبادى، ج 3، ص 463

[2]. ر. ك. به: النهاية فى غريب الاثر، ابن اثير، ج 4، ص 82.


صفحه 182

پيوست سوم فصل سوم‌

بررسى تقسيمات طائفه‌ى اول از روايات‌

در مباحث ابتدايى فصل سوم، يعنى بحث روايات، «دو» تقسيم از روايات بيان شد كه ذيلًا به يادآورى مجدد آن‌ها مى‌پردازيم:

1. تقسيم اين روايات، بنابر عموميّت و خصوصيّت حرمان؛ كه در اين تقسيم دو نوع يا دو دسته روايت داشتيم.

2. تقسيم اين روايات، بنابر چگونگى ارث بردن؛ يعنى: ارث بردن زوجه از عين زمين و يا قيمت آن و ارث بردن زوجه از عين آلات و ابنيه و يا قيمت آن؛ كه در اين تقسيم نيز سه نوع يا سه دسته روايت داشتيم.

و نيز در محل خود ثابت شد كه:

بعضى از روايات هفده‌گانه با بعض ديگر متحدند، يعنيروايات باب ششم، از حيث وحدت، مجموعاً، «هشت» روايت شدند، نه «هفده» روايت.

در اين پيوست، نسبت به تأييد اين دو نوع تقسيم‌بندى از روايات و يا ترديد بر اين تقسيم‌بندى، خواهيم پرداخت.


صفحه 183

الف: رد تقسيم دوم از روايات؛ (تقسيم روايات بنابر چگونگى ارث بردن)

حال، بر فرض قبول اتحاد بعض روايات، ديگر مجالى براى تقسيم دوم بوجود نمى‌آيد؛ چون در اين صورت، تقسيم دوم، داراى «دو» اشكال خواهد بود.

دو اشكال بر تقسيم دوم از روايات بر فرض قبول اتحاد روايات‌

1. با فرض وحدت روايات، موضوعى براى تقسيم دوم باقى نمى‌ماند؛

اگر بحث وحدت روايات هفده‌گانه مطرح نبود، اين تقسيم‌بندى، تا حدى تقسيم نيكويى شمرده مى‌شد؛ امّا وحدت، اين حُسن را از بين مى‌برد، لذا اين تقسيم ديگر معنا و مفهومى نخواهد داشت.

2. تقسيم دوم، ثنايى نيست لذا نه مفهوم دارد و نه ثمره عملى!

در اين تقسيم‌بندى، روايات به «سه» نوع يا سه دسته تقسيم مى‌شدند كه روشن است اين تقسيم، يك تقسيم ثنايى نيست تا بتوان از آن مفهوم‌گيرى كرد و اساساً تقسيم‌بندى در صورتى صحيح است كه مفهوم بر آن مترتب بوده و داراى ثمره عملى باشد.

بنابراين، عمده مطلب اين است كه چنانچه نتوان از يك دسته روايات مفهوم‌گيرى كرد، ديگر ثمره‌ى عملى هم بر آن‌ها مترتب نخواهد بود.

ب: پذيرش تقسيم اول از روايات؛ (تقسيم روايات بنابر عموميّت يا خصوصيّت حرمان)

بعد از اينكه روايات «هفده‌گانه» را به «يازده» عنوان تقسيم كرديم، بايسته است روشن نماييم، از كدام‌يك از عناوين مذكور «عموميّت حرمان» استفاده مى‌شود و از كدام‌يك از عناوين مذكور «خصوصيّت حرمان» استفاده مى‌شود؛ تا مشخص شود كدامين روايت، عنوان خاص دارد و كدامين روايت، عنوان عام؟

سپس بايد بررسى شود كه: با اين عناوين چه بايد كرد؟

\* آيا بايد يكى را «مقيد» و يا «مخصص» ديگرى قرار داد؟

و يا:


صفحه 184

\* آيا صنعت استدلال عمل ديگرى غير از «تقييد» و «تخصيص» اقتضا دارد؟

از اين رو، براى پاسخ به سؤالات فوق بهترين و اساسى‌ترين تقسيم از روايات، تقسيم آن‌ها به دو نوع يا دو دسته‌اى است كه در تقسيم اول بيان آن گذشت، يعنى تقسيم به دسته «عام» و «خاص»؛ لذا در آنجا بيان شد كه، تقسيم اول روايات چنين است:

1. تقسيم يك دسته از روايات، به رواياتى كه «عموميّت حرمان» را مى‌رسانند، يعنى رواياتى كه مى‌گويند: «زوجه از مطلق زمين، ارث نمى‌برد». يا همان قول مشهور بين قدما و متأخّرين.

و:

2. تقسيم يك دسته از روايات، به رواياتى كه «خصوصيّت حرمان» را مى‌رسانند، يعنى رواياتى كه مى‌گويند: «زوجه از زمين خانه، ارث نمى‌برد». يا همان قول شيخ مفيد (رحمه الله) ومرحوم ابن ادريس (رحمه الله).

بررسى تعداد روايات «خاص» و «عام» در ميان روايات هفده‌گانه‌

الف: تعداد روايات خاص در ميان هفده روايت‌

«وسائل الشيعة» روشن است كه خاص بودن به اين معناست كه: «زوجه فقط از زمين مسكونى محروم است ولى از ساير زمين‌ها ارث مى‌برد»؛ اين «سه» عنوان عبارتند از:

1. عنوان «رِباع»:

اين عنوان، در حديث «دوم» آمده بود كه فرمودند: «تَرِثُ الْمَرْأَةُ الطُّوبَ وَ لَا تَرِثُ مِنَ الرِّبَاعِ شَيْئاً» و بيان شد كه «رباع» به معناى منزل مسكونى است.

2. عنوان «عَقَارِ الدُّور»:

اين عنوان، در حديث «هفتم» آمده بود كه فرمودند: «لَا تَرِثُ النِّسَاءُ مِنْ عَقَارِ الدُّورِ شَيْئاً» در اين روايت امام (ع) مى‌فرمايد: «زوجه از زمين خانه‌ها ارث نمى‌برد».


صفحه 185

3. عنوان «رِبَاعِ الْأَرْض»:

اين عنوان، در حديث «يازدهم» آمده بود كه فرمودند: «إِنَّ النِّسَاءَ لَا يَرِثْنَ مِنْ رِبَاعِ الْأَرْضِ شَيْئاً»

همان‌گونه كه گفته شد، درباره اضافه‌ى كلمه «رباع» به «الارض» يعنى «رِبَاعِ الْأَرْض» دو نظر جريان دارد، يعنى يا اين:

\* نظر اول: اضافه، بيانيه است؛ اگر چنين باشد معناى «رِبَاعِ الْأَرْض» چنين مى‌شود كه: «رباع من الارض» عبارت ديگرى از «نفس الارض» خواهد بود.

در اين صورت، اين روايت جزء روايات «عام» قرار مى‌گيرد، كه اين احتمال، مورد قبولو تأييد نيست.

و يا اين:

\* نظر دوم: اضافه، غير بيانيه است؛ اگر چنين باشد معناى «رِبَاعِ الْأَرْض» چنين مى‌شود كه: زوجه از خصوص «رباع» ارث نمى‌برد.

در اين صورت، اين روايت، جزء روايات «خاص» قرار مى‌گيرد، كه اين احتمال، مورد تأييد است.

ب: تعداد روايات عام در ميان هفده روايت‌

«وسائل الشيعة» بديهى است عام بودن بدين معناست كه: «زوجه از مطلق اراضى- چه مشغوله و چه غير مشغوله- ارث نمى‌برد»؛ اين «هشت» عنوان عبارتند از:

1. عنوان «الْقُرَى وَ الدُّورِ»: اين عنوان، در حديث «اول» و «دوازدهم» آمده است.

2. عنوان «الْأَرْضُ وَ الْعَقَارَاتُ»: اين عنوان، در حديث «سوم» و «چهارم» آمده است.

3. عنوان «تُرْبَةِ دَار» و «أَرْض»: اين عنوان، در حديث «پنجم» و «پانزدهم» آمده‌

4.


صفحه 186

است.

5. عنوان «عَقَارِ الْأَرْض»: اين عنوان، در حديث «ششم» آمده است.

6. عنوان «الْأَرْض»: اين عنوان، در حديث «هشتم» آمده است.

7. عنوان «الدُّور و الْعَقَار»: اين عنوان، در حديث «دهم» آمده است.

8. عنوان «الدُّورِ» و «الضِّيَاع»: اين عنوان، در حديث «سيزدهم» آمده است.

9. عنوان «عَقَار»: اين عنوان، در احاديث «چهاردهم»، «شانزدهم» و «هفدهم» آمده است.

يادآورى برخى نكات مهم در عناوين روايات عام‌

نكات مهم در اولين عنوان عام‌

- «قرى» جمع قريه و به معناى «ضيعة» است و «ضيعة» نيز به معناى «عقار» و «ارض» آمده است، گويا امام (ع) بجاى جمله «لَا تَرِثُ ... مِنَ الْقُرَى وَ الدُّورِ» كه در «عنوان اول» يا روايت «اول» و «دوازدهم» مشترك است، فرموده‌اند: «لَا تَرِثُ مِنَ الْعَقَارِ وَ الدُّور»

- عطف «دور» بر «قرى» از قبيل عطف «خاص» بر «عام» است.

نكات مهم در دومين عنوان عام‌

- به جهت اينكه كلمه «عقارات» جمع است، لذا تقريباًاز آن استفاده عموم مى‌شود؛ يعنى: «زوجه از هيچ زمين و از هيچ عقارى ارث نمى‌برد».

- اشكال و جواب پيرامون احتمال استفاده خصوصيّت از عنوان دوم‌

اشكال اين است كه احتمال دارد، «الف» و «لام» در «الارض» براى عهد باشد، در اين صورت منظور از «الارض» زمين خانه‌ى مسكونى است؛ پس عنوان‌

دوم، جزء عناوين خاص است.

در پاسخ بايد گفت: اين احتمال باطل است، زيرا، كلمه‌ى «العقارات» جمع بسته شده است، لذا «الف» و «لام» آن، نمى‌تواند براى عهد باشد.