فصل دوم
الف: بررسى اقوال در نزاع اول
همانطور كه در بحث پيشين بيان شد، بعد از قبول «حرمانفىالجمله»، نزاع اول در اين است كه: زوجه از كداميك از اموال زوج محروم است؟
از اين رو، براى تبيين اين مسئله، ابتداء لازم است كه: از كميّت و كيفيّت اقوال و آراء در اين نزاع، اطلاع حاصل نماييم؛ لذااين موضوع در اين مبحث پىگيرى خواهد شد.
مقدمهى دوم
در اينكه فتواى مرحوم ابن جنيد و قاضى نعمان مصرى (رحمه الله) قول غير صحيحى است، ترديدى وجود نداردآيا مشهور قدما پيرامون نزاع اول، نظرى دادهاند يا خير؟
- آيا مشهور متقدّمين و متأخّرين در نزاع اول، قول واحدى دارند يا خير؟
- آيا غير از فتواى مرحوم ابن جنيد و قاضى نعمان)، اقوال مخالف
-
ديگرى در مسئله وجود دارد يا خير؟
همه، از جمله سؤالاتى شمرده مىشوند، كه مقتضى است پاسخ مناسبى به آنهاداده شود، زيرا، در نتيجهى بحث، تأثير مهم و بسزايى دارد.
به هر روى، شايسته است ابتداء به بيان و بررسى اقوالفقهاءالبته غير از قول ابن جنيد (رحمه الله) و قاضى نعمان (رحمه الله)- در نزاع اول پرداخته شود؛ كه پس از تفحص در اقوال، در اين زمينه به چهار قول اساسى بر مىخوريم.
بيان و بررسى اقوال چهارگانه در نزاع اول
الف: نظر مشهور
اين نظريه، كه اولين قول در مسئلهو فتواى مشهور فقهاى شيعه است حاوى سه نكته زير است؛ ايشان قائلندكه زوجه:
- اولًا: از عين و قيمت «زمين» مطلقاً[1]ارث نمىبرد؛
- ثانياً: از عين «آلات و ابنيه» ارث نمىبرد ولى از قيمتآنها ارث مىبرد؛
- ثالثاً: از عين و قيمت «ساير اموال» ارث مىبرد.
مرحوم زين الدين عاملى معروف به شهيد ثانى (رحمه الله) در كتاب «رسائل» در دو موضع، اين بحث را مطرح كرده و ديگران همچون مرحوم سبزوارى (رحمه الله) در كتاب «كفاية الاحكام» عيناً مطالب خود را، از ايشان اخذ و نقل كردهاند.
مرحوم شهيد ثانى (رحمه الله) در كتاب ياد شده، ادّعا مىفرمايند كه: «اين نظر را بسيارى از متقدّمين و متأخّرين دارند»؛ ايشان از ميان هر دو طائفه از فقهاى متقدّم و متأخّر به شخصيّتهاى گرانقدرى اشاره مىنمايند كه ذيلًا به نام آنها اشاره مىگردد:
\* طائفهى متقدّمين: كه در ميان آنها شخصيّتهاى پر عظمتيوجود دارند، همانند:
أ. مرحوم شيخ طوسى 1 در كتاب «النهاية فى مجرد الفقه و الفتاوى»؛
[1]. يعنى چه زمين خالى باشد چه داراى بنا و يا چه مزروعى باشد و يا چه غير مزروعى ..
ب. مرحوم ابن براج (رحمه الله) در كتاب «المهذب»؛
ج. مرحوم ابوالصلاح التقى (رحمه الله) در كتاب «الكافى فى الفقه»؛
د. مرحوم ابن حمزه طوسى (رحمه الله) در كتاب «الوسيلة الى نيل الفضيلة».
\* طائفهى متأخّرين: كه در ميان آنها شخصيّتهاى بزرگوارى وجود دارند، همچون:
أ. مرحوم علامه حلى (رحمه الله) در دو كتاب «قواعد الاحكام فى معرفة الحلال و الحرام» و «تحرير الاحكام الشرعية على مذهب الامامية»؛
ب. مرحوم فخرالمحققين (رحمه الله) فرزند علامه حلى (رحمه الله) در كتاب «ايضاح الفوائد فى شرح مشكلات القواعد»؛
ج. مرحوم شهيد اول (رحمه الله) در كتاب «غاية المراد فى شرح نكت الارشاد»؛
د. مرحوم فاضل مقداد (رحمه الله) در كتاب «التنقيح الرائع لمختصر الشرايع».
(رحمه الله) (رحمه الله) كلام شهيد ثانى (رحمه الله) در كتاب «رسائل» چنين است:
«أحدها: و هو المشهور بينهم حِرمانُها من نفسِ الارضِ، سَواء كانت بَياضاً أم مشغولةً بشجرٍ و زرعٍ و بِناءٍ و غيرها عَيناً و قِيمةً و من عين الانهار و أبنِيتها و أشجارها و تُعطى قِيمةَ ذلك، ذهب إلى ذلك جِلّة المتأخّرين و من المتقدّمين الشيخُ فى النهاية و ابنُ البرّاج و أبوالصلاح التقىّ و ابن حمزة على ما هو المشهور عنهم.»[1]اولين بحث و آن اين است كه آنچه مشهور است بين علماى اماميّه اينكه زوجه از اصل زمين نه عيناً و نه قيمتاً ارث نمىبرد چه اين زمين بياض (خالى) باشد و يا آنكه
مشغوله باشد يعنى در آن درخت و كشاورزى و يا ساختمانى باشد و نيز از عين
[1]. ر. ك. به: رسائل، شهيد ثانى (رحمه الله)، ج 1 ص 449.
رودخانهها [اگر در آنجا وجود دارد] و خود ساختمان و درختانى كه در آن زمين است محروم است امّا از قيمت اينها ارث مىبرد؛ به اين قول بسيارى از متأخّرين قائل شدهاند و از متقدمين مرحوم شيخ طوسى (رحمه الله) در كتاب «النهاية» و ابن براج (رحمه الله) و ابوالصلاح حلبى (رحمه الله) و ابن حمزه (رحمه الله) به اين قول قائل شدند [البته] بنابر آنچه از ايشان مشهور است.
ب: نظر شهيد ثانى (رحمه الله) بر مبناى تفكيك قول مشهور
مرحوم آيت الله سيد محسن طباطبايى حكيم (قدس سره) در كتاب «رسالة فى ارث الزوجة» هنگام نقل نظريهى مشهور، به «نظر تفكيكى شهيد ثانى (رحمه الله)» در كتاب «مسالك الافهام[1]و رسائل» اشاره كرده و مىفرمايد:
«فما نسبه الشهيد (رحمه الله) ... الى بعض اهل هذا القول ... وجعل القول المذكور قولين»[2]
«شهيد ثانى (رحمه الله) قول مشهور را به دو نظر تقسيم كرده است»
بنابراين، قول دوم، مربوط به شهيد ثانى (رحمه الله) است كه، نظر مشهور را «بنابر ادّعاى خود» به «دو جمع» تقسيم مىكنند؛ شهيد (رحمه الله) قائل است به اينكه:
«... أنّ هذا القول أمتنُ الاقوال دليلًا و أظهرها من جهة الرواية»[3]اين قول از جهت دليل، متينترين اقوال و از جهت روايت اظهر اقوال است.
تقسيم نظر مشهور بنابر ديدگاه شهيد ثانى (رحمه الله)
أ. نظر علامه حلى، فخر المحققين، و كثيرى از متأخّرين (قدس سره)
اين جمع بنابر نقل شهيد (رحمه الله) قائلند به اينكه زوجه:
- اولًا: از عين «آلات و ابنيه» ارث نمىبرد، ولى از قيمت آنهاارث مىبرد؛
[1]. ر. ك. به: مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، شهيد ثانى، (رحمه الله) ج 13، ص: 187
[2]. ر. ك. به: رسالة فى ارث الزوجة من الزوج، آيت الله سيد محسن طباطبايى حكيم (رحمه الله)، نقل شده از مجله فقه اهل بيت (ع)، شماره 43
[3]. ر. ك. به: رسائل، شهيد ثانى (رحمه الله)، ج 1 ص 466
ثانياً: ازعين «اشجار و نخل» ارث نمىبرد، ولى از قيمت آنها ارث مىبرد.
ب. نظر شيخ طوسى، ابوالصلاح، ابن حمزه، ابن براج و شهيد ثانى (قدس سره)
اين جمع بنابر نقل شهيد (رحمه الله) بين «نخل و شجر» از يك طرف و «آلات و ابنيه» از طرف ديگر فرق قائلند، لذا مطابق اين نظر، زوجه:
- اولًا: از عين «آلات و ابنيه» ارث نمىبرد، ولياز قيمت آنهاارث مىبرد؛
- ثانياً: از عين «اشجار و نخل» ارث مىبرد.
بررسى عبارات فقهاى متقدم (رحمه الله)
أ. مرحوم شيخ طوسى (رحمه الله) در كتاب «النهايةفى مجرد الفقه و الفتاوى»
ايشان مىفرمايند:
«و المرأة لا ترث من زوجها من الارضين و القرى و الرّباع من الدّور و المنازل، بل يقوّم الطّوب و الخشب و غير ذلك من الالات و تعطى حصّتها منه و لا تعطى من نفس الارض شيئا.»[1]زوجه از زمينها و قريهها و رباع [جمع ربع به معناى منزل] و خانهها و منازل شوهرش ارث نمىبرد، بلكه آجر (طوب) و چوب [و امروزه آهن] و آلات ديگر را قيمت مىكنند و سهم و حصه زوجه را از اينها پرداخت مىنمايند، امّا زوجه از خود زمين نه عيناً و نه قيمةً ارث نمىبرد.
و نيز شيخ طوسى (رحمه الله) نظير اين عبارت را در كتاب «المبسوط فى فقه الامامية» آورده است.
حال سؤال اين است كه آيا مىتوان از عبارت شيخ طوسى (رحمه الله) چنين استفاده كرد كه «شجر»، حكم «ابنيه و آلات» را دارد؟
مرحوم شهيد ثانى (رحمه الله) در پاسخ به اين سؤال مىفرمايند:
[1]. ر. ك. به: النهاية فى مجرد الفقه و الفتاوى، شيخ طوسى (رحمه الله)، باب ميراث الازواج، ص 642.
خير، از عبارت شيخ طوسى (رحمه الله) چنين استفاده و برداشتى نمىشود؛ زيرا، در كلام شيخ (رحمه الله) كلمهى «آلات» نه از لحاظ «لغت» و نه از لحاظ «عرف»، شامل «شجر» نمىشود؛ از اين رو، شيخ طوسى (رحمه الله) در كتاب «النهاية فى مجرد الفقه و الفتاوى» سخنى از حرمان زوجه نسبت به «شجر» نزده است؛ لذا بنابر نظر شيخ (رحمه الله)، زوجه از «عين شجر» ارث مىبرد.
شهيد ثانى (رحمه الله) مىفرمايد:
«إلا أنْ يُتَكَلّفَ لقول الشيخ (رحمه الله): «و غير ذلك من آلات البِناء» بإرادة ما يعمّ
الشجرَ و فيه بُعْد شديد؛ لأنّ إطلاق الآلة على الشجر غَيرُ معروفٍ لغةً و لا عرفاً و إنّما المتبادِرُ منها آلاتُ البِناء كما هو ظاهر الأخبار»[1]مگر اينكه بازحمت از قول شيخ (رحمه الله) استفاده شود: [كه فرمود:] «و غير از آن از آلات بناء» به اينكه شيخ [با اين عبارت] آنچه شامل درخت شود را اراده كرده و [لكن] اين مطلب بسيار بعيد است؛ چون اطلاق آلت بر درخت لغةً و عرفاً غير معروف است و فقط از آلات آنچه به ذهن مىآيد آلات ساختمان (بناء) است، چنانكه ظاهر اخبار [نيز] همين است.
مرحوم ابن براج (رحمه الله) در كتاب «المهذب»
ايشان نيز، نظير عبارت شيخ طوسى (قدس سره) را آورده و مىفرمايد:
«و المرأة ... لم يورث من الارضينو الرباع و الدور و المنازل و القرى شيئاً بل يقوم الاخشاب و الطوب و جميع آلات ذلك و يدفع إليها بحقها منه و لا يدفع
إليها من نفس ذلك شىء.»[2]و زوجه اگر از شوهرش فرزند نداشته باشد و شوهرش بميرد، زن از زمينها و زمين خانه مسكونى و منازل و قريههاى شوهرش هيچ چيز ارث نمىبرد، بلكه چوبها و آجر و همه وسائل آن را قيمت مىكنند و حق او را از آن مىدهند
[1]. ر. ك. به: رسائل، شهيد ثانى (رحمه الله)، ج 1 ص 462
[2]. ر. ك. به: المهذب، ابن البراج (رحمه الله)، ج 2، ص 141.
و از خود آنها چيزى به او نمىدهند.
ب. مرحوم ابوالصلاح التقيقدسدر كتاب «الكافى فى الفقه»
ايشان مىفرمايند:
«و لا ترث الزوجة من رقاب الرباع و الارضين شيئا و ترث من قيمة آلات الرباع من خشب و آجر كسائر الارث.»[1]زوجه از زمينِ خانه و ساير زمينها هيچ چيز- عيناً و قيمتاً- ارث نمىبرد و از قيمت آلاتِ خانهى مسكونى از چوب و آجر مانند ساير چيزها ارث مىبرد. مرحوم شهيد ثانى (رحمه الله) دربارهى عبارت مرحوم ابن حمزه (رحمه الله) مىفرمايد:
چون، عبارت ايشان، از كلمهى «شجر» خالى است؛ لذا زوجه از عين شجر ارث مىبرد و «آلات»، شامل «شجر» نمىشود.
د. مرحوم ابن حمزه طوسى (رحمه الله) در كتاب «الوسيلة الى نيل الفضيلة»
ايشان مىفرمايند:
«و ... لم يكن لها حق فى الارضين و القرى و المنازل و الدور و الرباع»[2]زوجه، از زمين، قرا و منازل و خانههاى مسكونى ارث نمىبرد.
مرحوم شهيد ثانى (رحمه الله) دربارهى عبارت مرحوم ابن حمزه (رحمه الله) مىفرمايد:
چون، عبارت ايشان، از كلمهى «شجر» خالى است؛ لذا زوجه از عين شجر ارث مىبرد و «آلات»، شامل «شجر» نمىشود.
تلاش مرحوم آيت الله حكيمقدس براى تثبيت قول شهيد ثانى (رحمه الله)
تمام تلاش مرحوم آيت الله سيد محسن طباطبايى حكيم (قدس) در
«رسالة فى ارث الزوجة من الزوج» اين است كه بگويند آلات شامل شجر نيز
[1]. ر. ك. به: الكافى فى الفقه، ابوالصلاح التقى (رحمه الله)، ص 374
[2]. ر. ك. به: الوسيلة إلى نيل الفضيلة، ابن حمزه (رحمه الله)، ص 392.
مى شود.
به عبارت ديگر مرحوم ايت الله حكيم قدس مى فرمايد:
شخص، عنوان عامى دارد و از ماده شَخِص است و شخص نيز آن شبهى است كه از راه دور مىآيد و چون شجر هم از راه دور سواد، سياهى و شبه دارد، لذا از آن به شخص تعبير شده است.
به همين جهت، ايشان مىفرمايد: لغويون كلمهى، «آلت» را بگونهاى معنا مىكنند كه، شامل «شجر» هم مىشود.
به اصل عبارت ايشان توجه فرماييد:
«من دخول الشجر فى الالات لغة، كما عن القاموس، ان الالة: الخَشَبُ والشَّخْصُ وعَمَدُ الخَيْمَةِ وقال ايضا: الشخص سواد الانسان وغيره».[1]
از داخل شدن درخت در معناى لغوى آلات هم چنانكه از كتاب قاموس بر مىآيد كه آلت به معناى چوب و شخص و عمود خيمه آمده است و همچنين صاحب قاموس مىگويد: شخص سياهى انسان و غير انسان است [كه از دور مىآيد] همانطوركه ملاحظه مىشودايشان، براى اثبات اين نكته بهدو مطلب از كتاب
«قاموس المحيط» فيروزآبادى استشهاد مىكنند؛ فيروزآبادى در آنجا «آلت» را به «چوب»، «شخص» و «ستون خيمه» معنا كرده و در اين باره آورده است كه:
«... الخَشَبُ والشَّخْصُ وعَمَدُ الخَيْمَةِ كالآلَةِ»[2]«الشَّخْصُ: سَوَادُ الانْسَانِ وغيرِهِ تراهُ من بُعْدٍ»[3]«چوب و شخص و ستون خيمه همچون آلت است» «شخصهمان سياهى انسانو غير انسان است كه از دور ديده مىشود».
[1]. ر. ك. به: رسالة فى ارث الزوجة من الزوج، آيت الله سيد محسن طباطبايى حكيم (رحمه الله)، نقل شده از مجله فقه اهل بيت، (ع) شماره 43
[2]. ر. ك. به: قاموس المحيط، فيروزآبادى، ج 3، ص 52
[3]. ر. ك. به: همان، ج 1، ص 802.