بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 420

الثانى عشر: إذا كان فى الارض التى لم ترث منها ...»[1]

[امر] دوازدهم: اگر در زمينى كه زوجه از آن ارث نمى‌برد ...؛

ب: تنبيهات كتاب «رسالة فى ارث الزوجة من الزوج»

مرحوم آيت الله سيّد محسن حكيم (رحمه الله) نيز به تبع مرحوم بحرالعلوم (رحمه الله) تنبيهاتى را ذيل اين بحث، بيان كرده‌اند كه به ذكر سرفصل‌هاى دوازده‌گانه آن اكتفاء مى‌نماييم و تحقيق بيشتر را به پژوهشگران ارجمند وا مى‌گذاريم:

«الموضع الثالث: فى امور يحسن التنبيه عليها:

موضع سوم: در امورى است كه آگاهى از آن‌ها ارزشمند است:

[الامر] الاول: يظهر من جماعة بل صريحهم ان‌ المفيد (رحمه الله) ومن تبعه اراد من الرباع كل ما صدق عليه اسم البناء ...؛

[امر] اول: از طاهر فرمايش جمعى از علماء بلكه تصريح كلامشان برمى‌آيد كه منظور شيخ مفيد و تابعين ايشان از رباع هر نوع بناء و ساختمان است ...؛

[الامر] الثانى: ان اعطاءها قيمة الالات و الابنية هل هو على التعيين ... او انه رخصة و سعة على الوارث ...؛

[امر] دوم: آيا اعطاء قيمت ابزار آلات و ساختمان‌ها بر اساس تعيين است يا از باب توسعه در اجازه، بر وارث است ...؛

[الامر] الثالث: فى كيفية التقويم ...؛

[امر] سوم: در چگونگى تقويم است ...؛

[الامر] الرابع: لو باع الوارث غير الزوجة ماله دفع القيمة اليها عنه ...؛

[امر] چهارم: اگر ساير ورثه غير از زوجه، مال خودش را بفروشد، سهم زوجه از قيمت پرداخت مى‌شود؟

[الامر] الخامس: لو تلف البناء و الشجر بعد الموت ... فهل لها القيمة حينئذ او ليس لها شى‌ء؟ ...؛

[امر] پنجم: اگر پس از موت مورث، ساختمان و درخت تلف شوند، آيا باز هم قيمت‌

[1]. ر. ك. به: بلغة الفقيه، بحرالعلوم (رحمه الله)، ج 3، از ص 102 تا ص 115.


صفحه 421

آنها به زوجه مى‌رسد يا نه؟ ...؛

[الامر] السادس: لو نمت الاشجار و غيرها قبل التقويم فهل النماء للورثة او للزوجة؟ ...؛

[امر] ششم: اگر درختان و ساير ما ترك، رشد داشته باشند آيا رشد به ورثه و زوجه مى‌رسد؟

[الامر] السابع: اذا كان للميت زوجتان ...؛

[امر] هفتم: اگر ميّت داراى دو زوجه باشد ...؛

[الامر] الثامن: بناء على تفاوت ذات الولد عن غيرها فى الحكم لا يفرق فى الولد ...؛

[امر] هشتم: بر مبناى تفاوت زوجه داراى فرزند از غير آن، حكم در فرزند فرقى ندارد ...؛

[الامر] التاسع: لو كان على الميت دين ...؛

[امر] نهم: اگر ميّت بدهكار باشد ...؛

[الامر] العاشر: لو لم يكن مع الزوجة وارث غير الامام (ع) ...؛

[امر] دهم: اگر با زوجه وارث ديگرى غير از امام نباشد ...؛

[الامر] الحادى عشر: لو كان للميت زرع ...؛

[امر] يازدهم: اگر ميّت زراعتى داشته باشد ...؛

[الامر] الثانى عشر: يظهر من القائلين بالتفصيل بين ذات الولد و غيرها بل صريح محكى جملة من عباراتهم ومرئيها لزوم كون الولد منه»[1]

[امر] دوازدهم: از بيان قائلين به تفصيل بين زوجه داراى فرزند و غير او و تصريح برخى از عبارات آنان معلوم مى‌شود كه فرزند بايد از ميّت باشد ...؛

اين تمام كلامى بود كه در بحث ارث زوجه از زمين در درس استاد مطرح شد؛ خداوند متعال (جل جلاله) را شاكرم كه در ماه مبارك رمضان توفيق پيدا كردم با شركت در كرسى علمى فرزند برومند مرجع فقيد جهان تشيع، «حضرت آيت الله العظمى حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى (جل جلاله)» توانستم راجع به مسئله‌ى مهم و فقهى «ارث زوجه از

[1]. ر. ك. به: رسالة فى ارث الزوجة من الزوج، آيت الله سيد محسن طباطبايى حكيم (رحمه الله)، نقل شده از مجله فقه اهل بيت، شماره 43.


صفحه 422

عَقار» به تحقيق، تقرير و تحرير درس استاد فرزانه «حضرت آيت الله حاج شيخ محمد جواد فاضل لنكرانى دامت توفيقاته» بپردازيم و از ذات بارى تعالى (جل جلاله) طول عمر با بركت معظم له- دامت بركاته- و همه‌ى اساتيد حوزه‌ى مباركه‌ى علميه‌ى قم و رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامى «حضرت آيت الله العظمى سيد على حسينى خامنه‌اى متّع اللّه المسلمين بطول حياته و بقائه» را مسئلت مى‌نمايم و نيز علو درجات براى همه مومنين و مومنات على الخصوص علماى ماضى (قدس سره) به ويژه «سيد الموسسينحضرت آيت الله العظمى امام خمينى (قدس سره)» و شاگرد مبرّز ايشان «شيخ الفقهاءحضرت آيت الله العظمى حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى (رحمه الله)» درخواست مى‌كنم‌

در انتهاء نگارنده خالى از لطف نمى‌داند به ذكر دو رؤياى صادقه كه يكى از آن‌ها در اثنا نوشتن متن عربى كتاب و ديگرى پس از آن براى حضرت استاد- دامت بركاته- اتّفاق افتاده است و معظم له شخصاً در يكى از جلسات خصوصى ديدار با ايشان، براى حقير نقل فرمودند بپردازم.

در يكى از شبها، هنگامى كه مشغول تأليف متن عربى كتاب «ارث زوجه» بودم ترديد بسيار عجيبى- كه واقعا تا آن زمان برايم سابقه نداشت- بر من عارض گشت، درحاليكه قبلا مطالب فراوانى در موضوعات مختلف مى‌نوشتم و چاپ هم مى‌شد ولى در آن موارد، چنين ترديدى اصلًا برايم حاصل نشده بود و سابقه نداشت؟!

ايشان در ادامه با بيان تأثير اين ترديد فرمودند:

آن شب با خود گفتم: حال كه از يك طرف، مقدار زيادى وقت براى اين بحث مى‌گذارم و زحمت مى‌كشم و از طرف ديگر بايد روز قيامت براى هر سطرش جواب‌

بدهم، در اين وضع، اگر امر دائر بيننوشتن و تمام كردن اين كتاب و بين جواب دادن سطر به سطر آن در روز قيامتباشد، من ننوشتن را انتخاب مى‌كنم؛ زيرادليلى‌


صفحه 423

ندارد كههم بنويسمو هم جواب بدهم!

ايشان پس از اين ترديد، به رؤيايى كه بلافاصله همان شب برايشان اتّفاق مى‌افتد، اشاره كردند و فرمودند:

اين ترديد موجب شد تا آن شب، نوشتن را به كلى كنار بگذارم؛ هنوز درحالت ترديد و دو دلى بودم كه خواب بر چشمانم مستولى گشت؛ در عالم رؤيا مرحوم والد (رحمه الله) را زيارت كرده و در منزل به حضورشان رسيدم؛ آن هنگام كه در حال ديدارشان بودم، ايشانبا اشاره به جزوه «ارث زوجه» به من فرمودند: محمد جواد اين جزوه تانرا بياوريد و به من بدهيد! به ايشان عرض كردم: آقا اينجزوه هنوز كامل نشده است، ان‌شاءالله آن را آماده كرده و به شما تقديم مى‌كنم! امّا ايشان مجدداً براى باردوم، خطاب فرمودند: بهشما گفتم اين جزوه را بياوريدو به من بدهيد! دوباره در پاسخ ايشان عرض كردم: آقاجان اينجزوه هنوز كامل نشده، به خواست خداآن را آماده مى‌كنم و به خدمتتان مى‌آورم! لكن ايشان موكداً و براى بار سوم فرمودند: به شما عرض كردم جزوه ارث را بياوريدو به من بدهيد!

استاد معظم- دامت توفيقاته- پس از ذكر اين رؤياى صادقه فرمودند:

در اين حال، از خواب بيدار شدم و فهميدم كه آن بزرگوار (رحمه الله) به اين جزوه نظر دارند و منوظيفه دارم كه آن را تمام نمايم؛ لذا اين رؤيا باعث شد كه ترديد را كنار گذاشته و به اين نتيجه برسم كه بايد به خواست خدا اين جزوه را تكميلكنم، كه تكميلهم كردم و بالاخره به نام «نخبة الأنظار فى‌حرمان الزوجة من الاراضى والعقار» به چاپ رسيد.

اما جريان دوم از اين قرار است كه استاد معظم- دامت بركاته- به «توجّه» حضرت آيت الله العظمى بهجت (رحمه الله) به كتاب «نخبة الأنظار» اشاره فرمودند و در حضور جمعى براى حقير نقل كردند:

زمانى كه يكى از مسئولين دفتر، جناب حجت الاسلام آقاى استاد ميرزا- دام عزه-، قصد زيارت عتبات عاليات را داشتند، سه نسخه از كتاب «ارث زوجه» را به ايشان دادم تا هنگامى‌كه به نجف اشرف مشرف مى‌شوند، به ديدار سه تن از علماى بزرگوار- حفظهم الله تعالى- رفته و اين سه نسخه را به ايشان تقديم نمايند.


صفحه 424

حضرت استاد- دامت بركاته- در ادامه با اشاره به رؤياى خويش فرمودند:

به ياد دارم شبِآن روزى كه طبق نقل خودشان، اين كتابها را به مراجع و علماينجف هديه كرده بودند- ظاهراًيك روز چهارشنبه در ماه مبارك رمضان بود- و هنوز هم، با من تماس نگرفته بودندتا گزارش حضورشان در بيت حضرت آيت الله العظمى سيّد على سيستانى- ادام الله عزه- را بدهند. آن شب در خواب ديدم كه سه نفر از بزرگان، از نجف به منزل ما آمده‌اند.

از ميان آن سه بزرگوار، يكى از آن‌هارا مى‌شناختم؛ آرى حضرت آيت الله العظمى بهجت (رحمه الله) بود؛ ولى آن دو نفرى كه همراه آقاى بهجت (رحمه الله) بودند، را نمى‌شناختم.

حضرت استاد- دامت توفيقاته- پس از اشاره به حضور آيت الله بهجت (رحمه الله) در منزلشان فرمودند:

آيت الله بهجت (رحمه الله) با همراهانشان پس از حضور در منزل، خطاب به اينجانب فرمودند: من شنيده ام شما جزوه‌هاى فقهياى داريد كه ميل دارم آن‌ها را ببينم! در پاسخ به ايشان عرض كردم: آقا متأسفانه اين جزوات، اينجا در دسترسم قرار ندارندتاآن‌ها را به جنابعالى نشان بدهم؛ در اين حال از جا برخاستم تا وسائل پذيرايى براى ايشان و ساير ميهمانان آماده كنم، از اين رو به سراغ كمدى كه معمولًادر آنجا وسائل پذيرايى مى‌گذارندرفتم تا مقدارى ميوهبراى آن سه شخصيّت بزرگواربياورم. امّا همين كه در كمد را باز گردم بناگاه مشاهده نمودم، سه نسخه از كتاب «نخبة الأنظار» در آنجا وجود دارد! در همان حالِ ايستاده با بهت و حيرت، خطاب بهآيت الله بهجت (رحمه الله) عرض كردم: آقا ببخشيد من نمى‌دانستماين سه نسخه كتاب، در اينجابوده است؛ به هر روى، بنابر درخواست آقاى بهجت (رحمه الله) يك نسخهاز آن كتابها رابه محضر ايشان تقديم كردم و آن دو را نيز به هر يك از آن آقايانمحترم كه همراه ايشان بودند پيشكش نمودم.

استاد- دام عزه العالى- در ادامه به عكس‌العمل مرحوم آيت الله بهجت (رحمه الله) پس از گرفتن كتاب، اشاره كرده و فرمودند:


صفحه 425

بعد از تقديم كتابها به آيت الله بهجت (رحمه الله) با فاصله‌اى اندك در كنار ايشان نشسته و به ايشان نگاه مى‌كردم؛ در آن حال، همين كه مرحوم آقاى بهجت (رحمه الله) كتاب «نخبةالأنظار» را باز كردند و مى‌خواستند اولين ورق را كنار بزنند، منظره‌ى عجيبى را مشاهده كردم؛ بله، آن منظره، منقش بودنصفحه اول كتاب ارث زوجه به عكس مرحوم آيت الله بهجت (رحمه الله) بود! با تعجبى كه برايم بوجود آمده بود، در عالم رؤيابا خود گفتم: من كه تصوير ايشان را در كتاب نياورده بودم! پس اين عكس در اينجا چه مى‌كند؟!

اين نجواى درونى، موجب غفلت من از مرحوم آيت الله بهجت (رحمه الله) نشده بود و من هنوز آن بزرگوار را زير نظر داشتم؛ ايشانرا مى‌ديدم كه همين طور كتاب راورق مى‌زدند و دائماً دعا مى‌كردند و همين طور ورق مى‌زدند و دعا مى‌كردند، ورق مى‌زدند و دعا مى‌كردند ...

استادبزرگوار در انتهاء فرمودند:

پس از چند مرتبه دعا كردن توسط مرحوم آيت الله بهجت (رحمه الله) از خواب بيدار شدم؛ آن ديدار، لذتى معنوى در كامم ايجاد كرد كه هر زمان به ياد آن مى‌افتم اميدوار مى‌شوم كه اين كتاب ان‌شاءالله مورد قبول و رضايت اهل بيت (ع) واقع شده است ان‌شاءالله همين‌طور هم باشد و آن‌ها از ما راضى و خشنود باشند چه اينكه رضايت آن‌ها رضايت خداوند (جل جلاله) است.

حضرت استاد پس از نقل اين دو جريان، خطاب به نگارنده فرمودند:

اميدوارمخداوند متعال (جل جلاله) اين جزوه ناچيز را براى ما و شما- كه واقعاً با اخلاص تلاش كرديد و در حال آماده سازى متن فارسى آن هستيد تا به چاپ برسد- در روزى كه «لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون»[1]است ذخيره‌اى در قيامت قرار دهد و از ما و شما بپذيرد. ان‌شاءالله‌[2]

[1]. سوره مباركه شعراء، آيه شريفه 88

[2]. اين جلسه با حضور حضرت استاد دامت بركاته، مسئول محترم دفتر ايشان و نگارنده تشكيل شده و نوار صوتى آن، موجود است ..


صفحه 426

در پايان لازم مى‌دانم از همسر محترمم كه در تخريج مصادر هميار حقير بودند و والده مكرمه و به ويژه والد بزرگوارم- دام عزه العالى-، كه با راهنمايى‌ها و راهبرى‌هايشان همواره مشوّق و مؤيد حقير بودند، تشكر و تقدير نمايم و اميدوارم پروردگار منان (جل جلاله) اين مختصر را به عنوان بهترين عمل در نامه‌ى اعمالمان، ثبت نمايد؛ ان‌شاء الله.

از محققين و خوانندگان معزز موكداً درخواست دعاى خير مى‌كنم و اميد آن دارمكه از كم كارى‌هاى حقير، گذشت نموده و با ديده اغماض بگذرند و قرين امتنان نمايند، كاستى‌ها و اشكال‌هاى وارده را به نشانى «رايانامه» در پاورقى‌[1]و يا مركز جهانى فقه ائمه اطهار (ع) به نشانى پشت جلد، ارسال فرمايند.

اين كتاب، در تاريخ دهم مهرماه سال هزار سيصد و هشتاد و نه هجرى شمسى مطابق با بيست وچهارم شوال المكرم سال هزار چهارصد و سى و يك هجرى قمرى مصادف با شب شهادت رئيس مذهب جعفرى «حضرت امام جعفر صادق (ع)» به اتمام رسيد؛ درود بى پايان الهى بر محمد (ص) و خاندان پاكروان و پاكدامنش (ع) باد.

«وَ آخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَوَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين»

[1].yeksaatfekrkon @gmail .com .


صفحه 427

پيوست دوم فصل هفتم‌

فهرست منابع و مآخذ

1. قرآن كريم‌

2. نهج البلاغه، امام على بن ابى طالب (ع)، قم، انتشارات دار الهجرة.

(الف)

3. الإرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان، حلى، ابو منصور حسن بن يوسف مطهر حلى (معروف به علامه حلى (رحمه الله)) قم، موسسه نشر اسلامى، چاپ اول، 1410 ه- ق.

4. الاستبصار فيما اختلف من الأخبار، طوسى، ابو جعفر محمد بن حسن (شيخ الطائفة (رحمه الله))، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1390 ه- ق.

5. اختيار الرجال/ اختيار معرفة الرجال معروف به رجال الكشى، كشى، ابو عمرو محمد بن عمر بن عبد العزيز (رحمه الله)، مشهد، انتشارات دانشگاه، 1348 ه- ش.

6. اضواء على السنة المحمدية، ابوريّه، محمود، قم، دار الكتاب الاسلامية، چاپ دوم، 1428 ه- ق.

7. الانتصار فى انفرادات الإمامية، سيد مرتضى، على بن حسين موسوى (شريف‌