عَقار» به تحقيق، تقرير و تحرير درس استاد فرزانه «حضرت آيت الله حاج شيخ محمد جواد فاضل لنكرانى دامت توفيقاته» بپردازيم و از ذات بارى تعالى (جل جلاله) طول عمر با بركت معظم له- دامت بركاته- و همهى اساتيد حوزهى مباركهى علميهى قم و رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامى «حضرت آيت الله العظمى سيد على حسينى خامنهاى متّع اللّه المسلمين بطول حياته و بقائه» را مسئلت مىنمايم و نيز علو درجات براى همه مومنين و مومنات على الخصوص علماى ماضى (قدس سره) به ويژه «سيد الموسسينحضرت آيت الله العظمى امام خمينى (قدس سره)» و شاگرد مبرّز ايشان «شيخ الفقهاءحضرت آيت الله العظمى حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى (رحمه الله)» درخواست مىكنم
در انتهاء نگارنده خالى از لطف نمىداند به ذكر دو رؤياى صادقه كه يكى از آنها در اثنا نوشتن متن عربى كتاب و ديگرى پس از آن براى حضرت استاد- دامت بركاته- اتّفاق افتاده است و معظم له شخصاً در يكى از جلسات خصوصى ديدار با ايشان، براى حقير نقل فرمودند بپردازم.
در يكى از شبها، هنگامى كه مشغول تأليف متن عربى كتاب «ارث زوجه» بودم ترديد بسيار عجيبى- كه واقعا تا آن زمان برايم سابقه نداشت- بر من عارض گشت، درحاليكه قبلا مطالب فراوانى در موضوعات مختلف مىنوشتم و چاپ هم مىشد ولى در آن موارد، چنين ترديدى اصلًا برايم حاصل نشده بود و سابقه نداشت؟!
ايشان در ادامه با بيان تأثير اين ترديد فرمودند:
آن شب با خود گفتم: حال كه از يك طرف، مقدار زيادى وقت براى اين بحث مىگذارم و زحمت مىكشم و از طرف ديگر بايد روز قيامت براى هر سطرش جواب
بدهم، در اين وضع، اگر امر دائر بيننوشتن و تمام كردن اين كتاب و بين جواب دادن سطر به سطر آن در روز قيامتباشد، من ننوشتن را انتخاب مىكنم؛ زيرادليلى
ندارد كههم بنويسمو هم جواب بدهم!
ايشان پس از اين ترديد، به رؤيايى كه بلافاصله همان شب برايشان اتّفاق مىافتد، اشاره كردند و فرمودند:
اين ترديد موجب شد تا آن شب، نوشتن را به كلى كنار بگذارم؛ هنوز درحالت ترديد و دو دلى بودم كه خواب بر چشمانم مستولى گشت؛ در عالم رؤيا مرحوم والد (رحمه الله) را زيارت كرده و در منزل به حضورشان رسيدم؛ آن هنگام كه در حال ديدارشان بودم، ايشانبا اشاره به جزوه «ارث زوجه» به من فرمودند: محمد جواد اين جزوه تانرا بياوريد و به من بدهيد! به ايشان عرض كردم: آقا اينجزوه هنوز كامل نشده است، انشاءالله آن را آماده كرده و به شما تقديم مىكنم! امّا ايشان مجدداً براى باردوم، خطاب فرمودند: بهشما گفتم اين جزوه را بياوريدو به من بدهيد! دوباره در پاسخ ايشان عرض كردم: آقاجان اينجزوه هنوز كامل نشده، به خواست خداآن را آماده مىكنم و به خدمتتان مىآورم! لكن ايشان موكداً و براى بار سوم فرمودند: به شما عرض كردم جزوه ارث را بياوريدو به من بدهيد!
استاد معظم- دامت توفيقاته- پس از ذكر اين رؤياى صادقه فرمودند:
در اين حال، از خواب بيدار شدم و فهميدم كه آن بزرگوار (رحمه الله) به اين جزوه نظر دارند و منوظيفه دارم كه آن را تمام نمايم؛ لذا اين رؤيا باعث شد كه ترديد را كنار گذاشته و به اين نتيجه برسم كه بايد به خواست خدا اين جزوه را تكميلكنم، كه تكميلهم كردم و بالاخره به نام «نخبة الأنظار فىحرمان الزوجة من الاراضى والعقار» به چاپ رسيد.
اما جريان دوم از اين قرار است كه استاد معظم- دامت بركاته- به «توجّه» حضرت آيت الله العظمى بهجت (رحمه الله) به كتاب «نخبة الأنظار» اشاره فرمودند و در حضور جمعى براى حقير نقل كردند:
زمانى كه يكى از مسئولين دفتر، جناب حجت الاسلام آقاى استاد ميرزا- دام عزه-، قصد زيارت عتبات عاليات را داشتند، سه نسخه از كتاب «ارث زوجه» را به ايشان دادم تا هنگامىكه به نجف اشرف مشرف مىشوند، به ديدار سه تن از علماى بزرگوار- حفظهم الله تعالى- رفته و اين سه نسخه را به ايشان تقديم نمايند.
حضرت استاد- دامت بركاته- در ادامه با اشاره به رؤياى خويش فرمودند:
به ياد دارم شبِآن روزى كه طبق نقل خودشان، اين كتابها را به مراجع و علماينجف هديه كرده بودند- ظاهراًيك روز چهارشنبه در ماه مبارك رمضان بود- و هنوز هم، با من تماس نگرفته بودندتا گزارش حضورشان در بيت حضرت آيت الله العظمى سيّد على سيستانى- ادام الله عزه- را بدهند. آن شب در خواب ديدم كه سه نفر از بزرگان، از نجف به منزل ما آمدهاند.
از ميان آن سه بزرگوار، يكى از آنهارا مىشناختم؛ آرى حضرت آيت الله العظمى بهجت (رحمه الله) بود؛ ولى آن دو نفرى كه همراه آقاى بهجت (رحمه الله) بودند، را نمىشناختم.
حضرت استاد- دامت توفيقاته- پس از اشاره به حضور آيت الله بهجت (رحمه الله) در منزلشان فرمودند:
آيت الله بهجت (رحمه الله) با همراهانشان پس از حضور در منزل، خطاب به اينجانب فرمودند: من شنيده ام شما جزوههاى فقهياى داريد كه ميل دارم آنها را ببينم! در پاسخ به ايشان عرض كردم: آقا متأسفانه اين جزوات، اينجا در دسترسم قرار ندارندتاآنها را به جنابعالى نشان بدهم؛ در اين حال از جا برخاستم تا وسائل پذيرايى براى ايشان و ساير ميهمانان آماده كنم، از اين رو به سراغ كمدى كه معمولًادر آنجا وسائل پذيرايى مىگذارندرفتم تا مقدارى ميوهبراى آن سه شخصيّت بزرگواربياورم. امّا همين كه در كمد را باز گردم بناگاه مشاهده نمودم، سه نسخه از كتاب «نخبة الأنظار» در آنجا وجود دارد! در همان حالِ ايستاده با بهت و حيرت، خطاب بهآيت الله بهجت (رحمه الله) عرض كردم: آقا ببخشيد من نمىدانستماين سه نسخه كتاب، در اينجابوده است؛ به هر روى، بنابر درخواست آقاى بهجت (رحمه الله) يك نسخهاز آن كتابها رابه محضر ايشان تقديم كردم و آن دو را نيز به هر يك از آن آقايانمحترم كه همراه ايشان بودند پيشكش نمودم.
استاد- دام عزه العالى- در ادامه به عكسالعمل مرحوم آيت الله بهجت (رحمه الله) پس از گرفتن كتاب، اشاره كرده و فرمودند:
بعد از تقديم كتابها به آيت الله بهجت (رحمه الله) با فاصلهاى اندك در كنار ايشان نشسته و به ايشان نگاه مىكردم؛ در آن حال، همين كه مرحوم آقاى بهجت (رحمه الله) كتاب «نخبةالأنظار» را باز كردند و مىخواستند اولين ورق را كنار بزنند، منظرهى عجيبى را مشاهده كردم؛ بله، آن منظره، منقش بودنصفحه اول كتاب ارث زوجه به عكس مرحوم آيت الله بهجت (رحمه الله) بود! با تعجبى كه برايم بوجود آمده بود، در عالم رؤيابا خود گفتم: من كه تصوير ايشان را در كتاب نياورده بودم! پس اين عكس در اينجا چه مىكند؟!
اين نجواى درونى، موجب غفلت من از مرحوم آيت الله بهجت (رحمه الله) نشده بود و من هنوز آن بزرگوار را زير نظر داشتم؛ ايشانرا مىديدم كه همين طور كتاب راورق مىزدند و دائماً دعا مىكردند و همين طور ورق مىزدند و دعا مىكردند، ورق مىزدند و دعا مىكردند ...
استادبزرگوار در انتهاء فرمودند:
پس از چند مرتبه دعا كردن توسط مرحوم آيت الله بهجت (رحمه الله) از خواب بيدار شدم؛ آن ديدار، لذتى معنوى در كامم ايجاد كرد كه هر زمان به ياد آن مىافتم اميدوار مىشوم كه اين كتاب انشاءالله مورد قبول و رضايت اهل بيت (ع) واقع شده است انشاءالله همينطور هم باشد و آنها از ما راضى و خشنود باشند چه اينكه رضايت آنها رضايت خداوند (جل جلاله) است.
حضرت استاد پس از نقل اين دو جريان، خطاب به نگارنده فرمودند:
اميدوارمخداوند متعال (جل جلاله) اين جزوه ناچيز را براى ما و شما- كه واقعاً با اخلاص تلاش كرديد و در حال آماده سازى متن فارسى آن هستيد تا به چاپ برسد- در روزى كه «لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون»[1]است ذخيرهاى در قيامت قرار دهد و از ما و شما بپذيرد. انشاءالله[2]
[1]. سوره مباركه شعراء، آيه شريفه 88
[2]. اين جلسه با حضور حضرت استاد دامت بركاته، مسئول محترم دفتر ايشان و نگارنده تشكيل شده و نوار صوتى آن، موجود است ..
در پايان لازم مىدانم از همسر محترمم كه در تخريج مصادر هميار حقير بودند و والده مكرمه و به ويژه والد بزرگوارم- دام عزه العالى-، كه با راهنمايىها و راهبرىهايشان همواره مشوّق و مؤيد حقير بودند، تشكر و تقدير نمايم و اميدوارم پروردگار منان (جل جلاله) اين مختصر را به عنوان بهترين عمل در نامهى اعمالمان، ثبت نمايد؛ انشاء الله.
از محققين و خوانندگان معزز موكداً درخواست دعاى خير مىكنم و اميد آن دارمكه از كم كارىهاى حقير، گذشت نموده و با ديده اغماض بگذرند و قرين امتنان نمايند، كاستىها و اشكالهاى وارده را به نشانى «رايانامه» در پاورقى[1]و يا مركز جهانى فقه ائمه اطهار (ع) به نشانى پشت جلد، ارسال فرمايند.
اين كتاب، در تاريخ دهم مهرماه سال هزار سيصد و هشتاد و نه هجرى شمسى مطابق با بيست وچهارم شوال المكرم سال هزار چهارصد و سى و يك هجرى قمرى مصادف با شب شهادت رئيس مذهب جعفرى «حضرت امام جعفر صادق (ع)» به اتمام رسيد؛ درود بى پايان الهى بر محمد (ص) و خاندان پاكروان و پاكدامنش (ع) باد.
«وَ آخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَوَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين»
[1].yeksaatfekrkon @gmail .com .
پيوست دوم فصل هفتم
فهرست منابع و مآخذ
1. قرآن كريم
2. نهج البلاغه، امام على بن ابى طالب (ع)، قم، انتشارات دار الهجرة.
(الف)
3. الإرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان، حلى، ابو منصور حسن بن يوسف مطهر حلى (معروف به علامه حلى (رحمه الله)) قم، موسسه نشر اسلامى، چاپ اول، 1410 ه- ق.
4. الاستبصار فيما اختلف من الأخبار، طوسى، ابو جعفر محمد بن حسن (شيخ الطائفة (رحمه الله))، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1390 ه- ق.
5. اختيار الرجال/ اختيار معرفة الرجال معروف به رجال الكشى، كشى، ابو عمرو محمد بن عمر بن عبد العزيز (رحمه الله)، مشهد، انتشارات دانشگاه، 1348 ه- ش.
6. اضواء على السنة المحمدية، ابوريّه، محمود، قم، دار الكتاب الاسلامية، چاپ دوم، 1428 ه- ق.
7. الانتصار فى انفرادات الإمامية، سيد مرتضى، على بن حسين موسوى (شريف
مرتضى (رحمه الله))، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزهى علميهى قم، چاپ اول، 1415 ه- ق.
8. إيضاح الفوائد فى شرح مشكلات القواعد، حلّى، فخر المحققين، محمد بن حسن بن يوسف اسدى (رحمه الله)، قم، مؤسسه اسماعيليان، چاپ اول، 1387 ه- ق.
(ب)
9. بحار الأنوار الجامعة لدرر الاخبار الائمة الاطهار (ع)، مجلسى، محمد باقر (علامه مجلسى)، بيروت، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، 1403 ه- ق.
10. بررسى فقهى حقوقى تلقيح مصنوعى، فاضل موحدى لنكرانى، محمد جواد، قم، مركز فقهى ائمه اطهار (ع)، چاپ اول، 1387 ه- ش.
11. بُلغة الفقيه، آل بحر العلوم، سيد محمد بن محمد تقى (رحمه الله)، تحقيق و تعليق سيّد حسين بن سيّد محمد تقى آل بحر العلوم، منشورات مكتبة الصادق، چاپ چهارم، 1403 ه- ق.
12. البيع، موسوى خمينى، سيّد روح الله (امام خمينى 1)، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى 1
(پ)
13. پژوهشى در علم رجال، ترابى شهرضايى، اكبر، قم، اسوه، چاپ اول 1387 ه- ش.
(ت)
14. تاج العروس، واسطى زبيدى، محب الدين ابو الفيض سيّد محمد مرتضى حسينى واسطى زبيدى حنفى، بيروت، دارالفكر، 1414 ه- ق.
15. تصحيح و تعليق الوافى فى جمع أحاديث الكتب الأربعة القديمية، فيض كاشانى محمد بن مرتضى متخلص به ملا محسن فيض كاشانى، تعليقه: شعرانى، ابوالحسن.
16. تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ناصر، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ اول، 1374 ه- ش.
17. تفصيل الشريعة فى شرح تحرير الوسيله كتاب الطلاق و المواريث، فاضل موحدى لنكرانى (رحمه الله)، محمد، قم مركز فقه ائمه اطهار (ع)، چاپ اول، 1429 ه- ق.
18. تفصيل وسائل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة، حر عاملى، شيخ محمد بن حسن بن
على (رحمه الله)، قم، مؤسسه آل البيت (ع) لاحياء التراث، چاپ اول، 1409 ه- ق.
19. تقريرات ثلاث، طباطبايى بروجردى، سيّد حسين/ مقرر حاج شيخ على پناه اشتهاردى. قم، موسسه نشر اسلامى، چاپ اول، 1413 ه- ق.
20. التنقيح الرائع لمختصر الشرائع، فاضل مقداد، جمال الدين مقداد بن عبد الله سيورى حلى (رحمه الله)، قم، كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى (رحمه الله)، چاپ اول، 1404 ه- ق.
21. التنقيح فى شرح العروة الوثقى، موسوى خويى (رحمه الله)، سيّد ابوالقاسم، مقرر: ميرزا على غروى.
22. تهذيب الأحكام فى شرح المقنعة/ التهذيب، طوسى، ابو جعفر محمد بن حسن، تهران، دار الكتب الإسلاميه، 1365 ه- ش.
(ث)
(ج)
23. الجامع للشرائع، حلى، يحيى بن سعيد (يحيى حلى (رحمه الله))، قم، مؤسسه سيد الشهداء العلمية، چاپ اول، 1405 ه- ق.
24. جواباتأهلالموصل فى العدد و الروية/ الرد على اصحاب العدد، مفيد، محمد بن محمد بن نعمان عكبرى (رحمه الله)، قم، انتشارات كنگره جهانى شيخ مفيد، 1413 ه- ق.
25. جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام، نجفى، محمد حسن بن باقر (صاحب جواهر (رحمه الله))، بيروت، دار إحياء التراث العربى، چاپ هفتم.
(چ)
(ح)
26. الحدائق الناضرة فى أحكام العترة الطاهرة، بحرانى، يوسف بن احمد بن ابراهيم (رحمه الله)، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، چاپ اول، 1405 ه- ق.
27. حياة ابن أبى عقيل و فقهه، عمانى، حسن بن على بن ابى عقيل حذّاء، قم، مركز المعجم الفقهى، چاپ اول، 1413 ه- ق.
(خ)