نظر از قيمت زمين، زوجه فقط از قيمت آلات و بناء ارث مىبرد ... و اينكه رباع (زمين خانه مسكونى) اگر چه از عين آن به زوجات داده نمىشود لكن بايد از قيمتشان براى او محسوب نموده و به او پرداخت كنند.
اشتباه مرحوم ابن ادريس دربارهى سيّد مرتض (قدس)
مرحوم ابن ادريس حلى (رحمه الله) پس از بيان رأى مختار خود، مىفرمايد: «مرحوم سيّد مرتضى (رحمه الله) نيز قائل به قولسوم است» يعنى همان قولى كه خود ايشان به آن قائل شده استو اين از اشتباهات مرحوم ابن ادريس (رحمه الله) است؛ چون، همانطور كه روشن است مرحوم سيّد مرتضى (رحمه الله) به هيچ كداميك از اقوال ثلاثهى قبلى، قائل نيست، بلكه نظر ايشان در مسئله، قول چهارمى است، كه بيان آن گذشت.
عبارت جناب ابن ادريس (رحمه الله) چنين است:
«و ذهب بعض أصحابنا إلى أنه يحتسب عليه بقيمته من سهمه، ليجمع بين ظواهر القرآن و ما أجمعت الطائفة عليه و هو تخريج السيد المرتضى (رحمه الله)، ذكره فى الانتصار ... و كذا ذهب السيّد المرتضى فيما رواه أصحابنا و اجمعوا عليه من ان الزوجة التى لا يكون لها من الميت ولد، لا ترث من الرباع و المنازل شيئا و الحق بعض أصحابنا جميع
الارضين من البساتين و الضياع و غيرها ... و الاجماع على انها لاترث من نفس تربة الرباع و المنازل شيئاً ... و هو ظاهر قول شيخنا المفيد فى مقنعته و السيّد المرتضى فى انتصاره»[1]
و بعضى از اصحاب متمايل شدهاند به اينكه بر زوجه قيمت زمين از سهمش حساب مىشود و آنچه كه علماء بر آن اجماع پيدا كردند همانى است كه سيد مرتضى (رحمه الله) استفاده كرده است؛ سيد (رحمه الله) اين فتوا را در كتاب انتصار بيان كرده و همچنين ايشان متمايل شده به اينكه آنچه كه اصحاب آن را روايت كردند و نسبت به آن اجماع دارند و آن اينكه: زوجهاى كه داراى فرزند از ميّت نيست، از زمين خانهى مسكونى و منازل ميّت ارث نمىبرد؛ و برخى ديگر از اصحاب، بقيهى اراضى همچون زمين باغها و
[1]. ر. ك. به: همان، ص: 585، مسألة 319 إرث الزوجة من رباع المتوفى.
مزارع و ... را به آن الحاق كردند و اجماع بر اين است كه زوجه از نفس زمين خانه مسكونى و منازل ارث نمىبرد .... و اين ظاهر نظريهى شيخ مفيد (رحمه الله) در كتاب مقنعه و سيد مرتضى (رحمه الله) در كتاب انتصار است.
رد نظر ابن ادريس (رحمه الله) و منشأ اشتباه ايشان
البته شايد، منشأ اشتباه جناب ابن ادريس (رحمه الله) توجه به ابتداى فراز سخن سيّدمرتضى (رحمه الله) يعنى از قسمت «و ممّا انفردت به الامامية ...» تا عبارت «... دون قيمة العراص» باشد، كه ايشان را به اشتباه انداخته و نظر سيّد مرتضى (رحمه الله) را با نظر شيخ مفيد (رحمه الله) يكى دانسته؛ امّاچنانچه مرحوم ابن ادريس (رحمه الله) به فراز بعدى سخن شريف مرتضى (رحمه الله) كه عبارتست از: «و ان الرباع و ان لم تسلّم الى الزوجات فقيمتها محسوبة لها» توجه مىنمود، شايد هيچگاه نمىفرمود كه نظر سيّد (رحمه الله) با نظر شيخ مفيد (رحمه الله) فرقيندارد.
مرحوم آيت الله حكيم (رحمه الله): به قول سيّد مرتضى (رحمه الله) كسى قائل نيست.
يكى از سؤالاتى كه در ادامهى بحث بوجود مىآيد اين است كه، آيا فقيه ديگرى غير از مرحوم سيّد مرتضى (رحمه الله) فتوايى همانند فتواى او صادر كرده است يا خير؟
پاسخ صحيح به اين پرسش را بايد در كلام مرحوم آيت الله حكيم (رحمه الله) در «رسالة فى ارث الزوجة» جستجو كرد.
ايشان در كتاب ياد شده، سيد مرتضى (رحمه الله) را در اين قول، «وحيد» دانسته و فرمودهاند: «كسى با نظر سيّد مرتضى (رحمه الله) موافق نيست».
عبارت ايشان چنين است:
«و لم يوافقه عليه احد من الاصحاب»[1]هيچ يك از فقهاء اماميّه با نظر سيّد (رحمه الله) موافقت نكرده است.
[1]. ر. ك. به: رسالة فى ارث الزوجة من الزوج، آيت الله سيد محسن طباطبايى حكيم (رحمه الله)؛، نقل شده از مجله فقه اهل بيت (ع)، شماره 43.
ادّعاى بعض الفقهاء؛[1]شيخ صدوق و ابوالصلاح (رحمه الله) قائل به قول سيّد مرتضى (رحمه الله)
برخى از فضلاى معاصر در «مجلهى فقه اهل بيت (ع)»[2]ادّعا فرمودهاند كه: «دو تن از فقهاى ماضى با قول سيّد مرتضى (رحمه الله) موافقت كردهاند» كه عبارتند از:
أ. مرحوم شيخ صدوق (رحمه الله) در كتاب «من لايحضره الفقيه»؛
ب. مرحوم ابوالصلاح حلبى (رحمه الله) در كتاب «الكافى فى الفقه».
طبه اصل كلام ايشان توجه فرماييد:
«وهذا هو المستفاد ايضا من عبارات الصدوق (رحمه الله) فى الفقيه، حيث قال فى ذيل رواية ابن ابى يعفور الصريحة فى ارثالزوجة من الارض مطلقا: «قال مصنف هذا الكتاب: هذا اذا كان لها منه ولد، فاذا لم يكن لها منه ولد فلا ترث من الاصولالا قيمتها ...» فان ظاهره انها ترث من قيمة الاصول جميعا ومنها الارض والعقار.
وكذلك هذا القول هو صريح ابى الصلاح الحلبى فى الكافى حيث قال: «ولا ترث الزوجة من رقاب الرباعوالارضين شيئا وترث من قيمة الرباع والارضين كسائر
الالات»[3]
اين همان چيزى است كه همچنين از عبارات شيخ صدوق (رحمه الله) در كتاب من لايحضره الفقيه استفاده مىشود؛ چه اينكه ايشان ذيل روايت ابن ابى يعفوركه صراحت در ارث زوجه از مطلق زمين دارد مىنويسد: مصنف اين كتاب مىگويد: اين در صورتى است كه زوجه از زوج داراى فرزند باشد و اگر براى زوجه فرزندى از زوج نباشد، از اصول غير از قيمتشان، ارث نمىبرد ...» پس ظاهرش اين است كه زوجه از قيمت همه اصول از جمله زمين و عقار ارث مىبرد.
و هم چنين اين قول همان نظر صريح ابو الصلاح حلبى در كتاب الكافى فى الفقه است؛ چه اينكه وى مىگويد: و زوجه از نفس زمين خانه و زمينها چيزى ارث نمىبرد ولى از قيمت زمين خانه و ساير زمينها مانند ساير آلات ارث مىبرد.
[1]. منظور آيت الله سيد محمود هاشمى شاهرودى دامت بركاته است.
[2]. ر. ك. به: مجله فقه اهل بيت، (ع) رسالة فى ميراث الزوجة من العقار، سيد محمود شاهرودى، شماره 45
[3]. ر. ك. به: همان.
بررسى و رد ادّعاى مذكور
براى بررسى نظر فقيه معاصر- دامت بركاته-، ابتداء شايسته است، به نقل كلام دو بزرگوارى كه ايشان چنين نسبتى را به آنها داده، يعنى مرحوم شيخ صدوق (رحمه الله) و ابوالصلاح حلبى (رحمه الله) بپردازيم، تا سپس، پيرامون صحت و سقم ادّعاى مذكور بحث نماييم.
أ. مرحوم شيخ صدوق (رحمه الله) در كتاب «من لايحضره الفقيه» پس از نقل روايات، به نقل روايتيكه معروف به روايت «ابن ابى يعفور» است، مىپردازد.
اصل روايت چنين است:
«وَ رَوَى أَبَانٌ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ أَوِ ابْنِ أَبِى يَعْفُورٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ هَلْ يَرِثُ دَارَ امْرَأَتِهِ وَ أَرْضَهَا مِنَ التُّرْبَةِ شَيْئاً أَوْ يَكُونُ فِى ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ الْمَرْأَةِ فَلَا يَرِثُ مِنْ ذَلِكَ شَيْئاً [؟]
فَقَالَ (ع): يَرِثُهَا وَ تَرِثُهُ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ تَرَكَ وَ تَرَكَتْ
قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْكِتَابِ هَذَا إِذَا كَانَ لَهَا مِنْهُ وَلَدٌ أَمَّا إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهَا مِنْهُ وَلَدٌ فَلَا
تَرِثُ مِنَ الْأُصُولِ إِلَّا قِيمَتَهَا وَ تَصْدِيقُ ذَلِكَ مَا رَوَاهُ»[1]در اين روايت سائل به امام (ع) عرض مىكند:
آيا همانطور كه زوج از همه ما ترك زوجه ارث مىبرد، زوجه نيز از ما ترك زوج ارث مىبرد؟
امام (ع) در جواب او مىفرمايند:
زوج از همه ما ترك زوجه ارث مىبرد و زوجه نيز از همه ما ترك زوج ارث مىبرد.
سپس مرحوم صدوق (رحمه الله) بعد از نقل اين روايت مىفرمايد:
اينكه امام (ع) فرموده: زوجه از همهى ماترك زوج ارث مىبرد، در صورتى است كه او از شوهرش فرزندى داشته باشد، امّا در صورتى كه او
[1]. ر. ك. به: منلايحضرهالفقيه، شيخ صدوق (رحمه الله)؛، ج 4، ص 349، باب نوادر المواريث.
از شوهرش فرزندى نداشته باشد از زمينها چيزى به غير از قيمتشان ارث نمىبرد.
در ادامه مرحوم شيخ صدوق (رحمه الله) مؤيّد سخن خويش را مقطوعهى ابن اذينه دانستهو مىفرمايد:
«وَتَصْدِيقُ ذَلِكَ مَا رَوَاهُ»
و تصديق آن [روايت ابى يعفور]، همان چيزى است كه روايت شد [يعنى روايت ابن اذينه]
ظاهر مقطوعهى ابن اذينه، بيان مىكند كه: «زوجه اگر از زوج فرزند داشته باشد از عين رباع ارث مىبرد وگرنه از عين رباع ارث نمىبرد.
به اين مقطوعه توجه نماييد:
«مُحَمَّدُ بْنُ أَبِى عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ: فِى النِّسَاءِ إِذَا كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ أُعْطِينَ مِنَ الرِّبَاعِ»[1]محمد بن ابى عمير از ابن اذينه: دربارهى زنان اگر داراى فرزند باشند از زمين
به آنها داده مىشود [كنايه از اينكه ارث مىبرند]
بنابراين، با عنايت به ظاهر اين مقطوعه و در پاسخ به ادّعاى فقيه معاصر- دامت بركاته- گفته مىشود كه:
اولًا: از هيچ جاى ظاهر اين روايت، نمىتوان استفاده كرد كه كلام شيخ صدوق (رحمه الله) با فتواى سيّد مرتضى (رحمه الله) سازگار است.
ثانياً: مرحوم شيخ صدوق (رحمه الله) نظر خويش را با عبارت: «فَلَا تَرِثُ مِنَ الْأُصُول» يعنى زوجه از «مطلق زمين» ارث نمىبرد؛ بيان مىكنند؛ امّا در مقابل سيّد مرتضى (رحمه الله) قائل است كه: زوجه فقط از «زمين رباع» ارث نمىبرد.
ثالثاً: در مقطوعهى ابن اذينه، بين ام ولد و غير آن، فرق گذاشته شده است، امّا سيّد مرتضى (رحمه الله) در كلام خود، چنين فرقى قائل نشده است!
[1]. ر. ك. به: منلايحضرهالفقيه، شيخ صدوق (رحمه الله)؛، ج 4، ص 349، باب نوادر المواريث.
ب. مرحوم ابوالصلاح حلبى (رحمه الله) در كتاب «الكافى فى الفقه» نظر خود را به روشنى بيان نموده و مىفرمايد:
«و لا ترث الزوجة من رقاب الرباع و الارضين شيئا و ترث من قيمة
آلاتالرباع من خشب و آجر كسائر الارث.»[1]
زوجه از نفس زمين خانهى مسكونى و ساير زمينها چيزى ارث نمىبرد ولى از قيمت آلات زمين همچون چوب و آجر مانند سائر آلات ارث مىبرد.
اما تعجب در اين است كه فقيه معاصر- دامت بركاته-، عبارت ابوالصلاح (رحمه الله) را در «مجلهى فقه اهل بيت:» به صورت ناقص [؟!] نقل كرده و كلمهى «آلات» را از قلم انداختهاند؟!
به نقل قول ايشان توجه فرماييد:
«هذا القول هو صريح ابى الصلاح الحلبى فى الكافى حيث قال: «ولا ترث الزوجة من رقاب الرباعوالارضين شيئا وترث من قيمة الرباع والارضين
كسائر الالات»[2]
اين قول، همان نظرصريح ابوالصلاح حلبى (رحمه الله) دركتاب الكافى فى الفقه است؛ چه اينكه وى مىگويد: وزوجه ازنفس زمين خانه وزمينها چيزى ارث نمىبرد ولى ازقيمت زمين خانه وساير زمينها مانند ساير آلات ارث مىبرد.
و صد البته با حذف كلمهى مذكور از كلام ابوالصلاح (رحمه الله)، نظر ايشان مطابق با نظر سيّد مرتضى (رحمه الله) مىگردد؟! پس، بديهى است كه، نظر مرحوم ابوالصلاح حلبى (رحمه الله) نيز، با نظر مرحوم سيّد مرتضى (رحمه الله) مطابقت ندارد.
بنابراين، ادّعاى فقيه معاصر، از اساس غير قابل قبول است.
نتيجه؛ تأييد استدلال مرحوم آيت الله حكيم (رحمه الله)
بنابر آنچه گذشت، نتيجهگيرى درست چنين مىشود كه: «هيچ يك از فقهاء
[1]. ر. ك. به: الكافى فى الفقه، ابوالصلاح حلبى (رحمه الله)؛، ص 374
[2]. ر. ك. به: مجله فقه اهل بيت، (ع) رسالة فى ميراث الزوجة من العقار، سيد محمود شاهرودى، شماره 45
مطابق با نظر سيّد مرتضى (رحمه الله) فتوا ندادهاند».
از اين رو، ادّعاى مرحوم آيت الله حكيم (رحمه الله) در اينكه سيّد مرتضى (رحمه الله) فتوايى داده كه احدى از اصحاب با او موافقت ننموده،[1]صحيح بوده و حق با ايشان است.
خداوند همهى آنها را غريق رحمت واسعهى خويش قرار دهد. «انشاءالله»
[1]. ر. ك. به: رسالة فى ارث الزوجة من الزوج، آيت الله سيد محسن طباطبايى حكيم (رحمه الله)؛، نقل شده از مجله فقه اهل بيت (ع)، شماره 43.
ب: بررسى اقوال در نزاع دوم
در فصل اول، بيان شد كه نزاع دوم- البته بعد از قبول حرمان فى الجمله- اين است كه بدانيم: كدامين زوجه از ميراث زوج محروم است؟
مقدمهى سوم
همانطور كه ذكر شد، نزاع دوم در «من تُحرَم» از زوجات است؛ به عبارت ديگر بررسى سؤالاتى، از قبيل اينكه:
- آيا عموم زوجه- چه داراى فرزند و چه بدون فرزند از زوج- از ارث محروم است؟
و يا:
- آيا خصوص زوجهاى كه از زوج فرزندى ندارد از ارث محروم است؟
در اين مجال نيز مطابق روال اين بحث، ابتداء شايسته و بايسته است به بيان و بررسى اقوال فقهاءدر موضوع مورد بحث پرداخته شود، تا با يارى خداوند متعال (تعالى) و فهم آن مطالب، بتوانيم به نتيجهگيرى صحيح و منطقى هدايت شويم. «انشاءالله»