بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 101

الشيخ التبريزي (قدس سره): و أمّا المستحاضة فالأحوط لها أن تتوضأ لكلّ من الطواف و صلاته إن كانت قليلة و أن تغتسل غسلًا واحداً لهما و تتوضّأ لكلّ منهما إن كانت متوسّطة و أمّا الكثيرة فتغتسل لكلّ منهما و الأحوط ضمّ الوضوء إلى الغسل.[1]

الشيخ الفاضل: عبارت مناسك مرحوم امام (قدس سره): آيا نماز و طواف براى زن مستحاضه يك حكم دارند يا هركدام از طواف و نماز جدا و مستقل هستند؟

ج امام (قدس سره): مستقل هستند؛ و الشيخ الفاضل حاشيه ندارند.[2]

الشيخ المكارم: ارجاع داده‌اند به فرع 89 و در آن فرع فرموده‌اند: مستحاضه كثيره هنگامى كه غسل‌هاى نماز خود را به موقع بجاآورد غسل ديگرى براى طواف بر او واجب نيست، تنها وضو مى‌گيرد بنا بر احتياط.[3]

الشيخ النوري: با نظر امام (قدس سره) موافق است.[4]

الشيخ الوحيد: أمّا المستحاضة فإن كانت قليلة يجب عليها الوضوء لكلّ من الطواف و الصلاة، و إن كانت متوسّطة يجب عليها الغسل و الوضوء و الأحوط وجوباً الوضوء لكلّ منهما و إن كانت كثيرة فعليها الغسل و الأحوط وجوباً أن تغتسل لكلّ منهما من دون حاجة إلى الوضوء و إن كانت محدثة بالأصغر.[5]

وظيفۀ حائض با قرص جلوگيرى

الإمام الخميني (قدس سره): اگر سه روز و لو در باطن مستمر نباشد به احكام استحاضه عمل كند و طواف و نماز او صحيح است.[6]

السيد الگلپايگاني (قدس سره): س: زنى كه به واسطه خوردن قرص يا تزريق آمپول‌

[1]ص 145، م 296

[2]محشى، ص 239

[3]محشى، ص 244

[4]محشى، ص 232

[5]ص 122

[6]مجمع، ص 472


صفحه 102

جلو عادت زنانه را گرفته، لكن در ايام عادت روزى يك لحظه خون مى‌بيند وظيفه‌اش چيست؟ ج: با انجام اعمال مستحاضه، طواف و نماز او صحيح است.

السيد السيستاني: لا يجري على الدم المتقطّع في مفروض السؤال (دواء استعمال كرده) حكم دم الحيض بل يجري عليه دم الاستحاضة بلا فرق بين كونه بصفة الحيض أو لا.[1]

السيد الشبيري: خونى كه در ايام عادت مى‌بيند هرچند سه روز مستمر نباشد و صفات حيض را نيز نداشته باشد، حكم حيض دارد (مثلًا به وسيلۀ قرص جلوگيرى كرده باشد).[2]

*** الشيخ البهجت: إذا انقطع الدم بالعلاج المذكور فليس بحائض.[3]

الشيخ الفاضل: عبارت امام (قدس سره) در مناسك: بعضى خانم‌ها به جهت خوردن قرص، نظم عادت ماهانه شان به هم مى‌خورد و در مدت طولانى خون و لك مى‌بينند؛ وظيفۀ آنان چيست؟ فرموده: اگر خون سه روز استمرار داشته باشد، و لو اينكه در باطن باشد و شرائط حيض را داشته باشد، محكوم به حيض است و الّا محكوم به استحاضه است.[4]

... اگر سه روز متوالى خون نبيند حكم حيض ندارد اگرچه در ايام عادت باشد و روزه‌اش صحيح و اعمال حج را مى‌تواند انجام دهد و اين خون احكام استحاضه را دارد.[5]

الشيخ المكارم: با نظر امام موافق است كه اگر در باطن فرج هم سه روز به طور مستمر آلوده باشد، محكوم به حيض است.[6]

الشيخ النوري: با نظر امام موافق است.[7]

[1]ملحق، ص 92

[2]ص 102 و 103

[3]م 171

[4]محشى، ص 237

[5]الجامع، ص 63

[6]محشى، ص 243

[7]محشى، ص 230


صفحه 103

طواف زن مضطربه

سؤال از آية اللّٰه خوئى (قدس سره): زنى كه پنجاه سال يا شصت سال قمرى را به پايان رسانده و باز خون مى‌بيند به اوصاف حيض در غير ايام عادت تكليف او در نماز و طواف چيست؟

جواب: از پنجاه سال تا تمام شدن شصت سال در فرض مزبور لازم است احتياط يعنى جمع كند بين اعمال مستحاضه و تروك حائض يعنى نمازهاى يوميه و روزه ماه مبارك رمضان را با اعمال مستحاضه بجا آورد و فقط بعداً روزه را قضا كند به قدر ايام اوصاف حيض كه ديده و اما طواف پس اگر ممكن است تا پاك شدن صبر كند صبر كند و اگر ممكن نشد آن را هم در طواف واجب با اعمال مستحاضه بجا آورد و نائب هم براى طواف بگيرد.[1]

*** الشيخ البهجت: مضطربه زنى كه چند ماه خون ديده ولى عادت معيّنى پيدا نكرده اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و همه يك جور باشد به عادت خويشان كه عادت مشخص دارند مراجعه كند و اگر فقط چند روز نشانه حيض و چند روز نشانه استحاضه دارد در يك صورت تمام آن حكم حيض و در صورت ديگر بايد بنا بر احتياط تا هفت روز را حيض قرار دهد و في الجامع: اگر اقارب اختلاف داشتند احوط در غير مستقرّة و ناسيه و متحيّره اختيار هفت روز است.[2]

الشيخ التبريزي (قدس سره): اگر بيش از ده روز خون ببيند و تمام داراى نشانه‌هاى حيض باشد شش روز يا هفت روز را حيض قرار دهد و بقيه را استحاضه و در فرض مزبور اگر چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه دارد‌

[1]كتبى 1403

[2]توضيح ص 86 مسأله الفرع


صفحه 104

اگر آنچه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد تمام آن حيض است.[1]

الشيخ الصافي: در فرض كه بيشتر از ده روز خون ببيند و عادتش بهم خورده به عادت خويشان مراجعه كند چه عادت آنها هفت روز باشد يا كمتر يا بيشتر و اگر خويشان عادتى ندارند يا مختلف باشند سه روز يا 6 روز يا هفت روز را عادت و بقيه را استحاضه قرار دهند.[2]

الشيخ الفاضل: المضطربة تعيّن أيام حيضها بما ذكرناه في الرسالة العملية في أحكام الحائض فتحيض في تلك الأيام و تطوف في غير تلك الأيام مع مراعاة أحكام الاستحاضة.[3]

الشيخ الوحيد: زنى كه عادتش بهم خورده اگر بيش از ده روز خون ببيند و همه داراى نشانه حيض باشد به عادت خويشان خود از شش روز يا هفت رجوع نمايد و باقى را استحاضه و اگر عادت خويشان كمتر از اين باشد مثلًا پنج روز باشد همان پنج روز را عادت حيض قرار دهد و تفاوت ما بين پنج روز تا 6 و 7 را احتياط كند به جمع بين تروك حائض و افعال مستحاضه.[4]

احتياط يائسه بعد از پنجاه سال

س: آيا قرشيه و غير قرشيه بعد از پنجاه سال تا شصت سال احتياط كند به جمع بين تروك حائض و اعمال مستحاضه؟ در طواف چكار كند؟

السيد السيستاني: في تعليقه على العروة قال السيد (رحمه الله): و اليائس ببلوغ ستّين سنة في القرشية. قال دام ظله: بل مطلقاً على الأقوى و إن كان الأحوط في غير القرشية الجمع بين تروك الحائض و أفعال المستحاضة بعد بلوغها خمسين.[5]

[1]الفرع، توضيح 90

[2]توضيح ص 100

[3]جامع المسائل 758 م

[4]توضيح ص 264

[5]الجزء الاول ص 235


صفحه 105

السيد الشبيري: به نظر اينجانب قرشيه در شصت سال و غير قرشيه در پنجاه سال يائسه مى‌شود و احتياط مزبور مشروع نيست.[1]

*** الشيخ البهجت: فرقى نيست.[2]

الشيخ التبريزي (قدس سره): به مقدار لازم براى طواف و نماز داخل مسجد شود و براى آن نائب هم بگيرد و در فرض امكان تأخير بايد اعمال را تأخير بياندازد و اگر در طواف عمرۀ تمتع باشد چنانچه در هنگام احرام بستن اين‌گونه باشد و تا آخر وقت ادامه پيدا كند طواف و نماز و سعى و تقصير را رجاء بجا آورد و به نيت حج تمتع رجاء محرم شود و اعمال حج را به نيت ما في الذمة بجا آورد و قبل از طواف حج احتياطاً طواف و نماز عمره را اعاده كند و پس از اعمال حج احتياطاً عمره مفرده بجا آورد و اگر پس از احرام خون ديده طواف و نماز عمره را رجاءً بجا آورد و قبل از طواف حج تمتع طواف و نماز آن را احتياطاً اعاده كند.[3]

الشيخ الصافي: در مورد قرشيه به نظر حقير جاى احتياط نيست و به طور كلى در هر موردى كه قائل باحتياط شديم وظيفه مردد است بين اتمام عمرۀ تمتع به ورود در مسجد الحرام و انجام طواف و نماز طواف و سعى و تقصير و سپس احرام براى حج تمتع و يا بقا بر همان احرام كه به عنوان عمره انجام داده و قصد حج افراد و رفتن به عرفات و انجام ساير مناسك تا طواف نساء و نماز آن و سپس انجام عمرۀ مفرده با طواف نساء و نماز آن و چون اكتفا به يكى از اين دو صورت اكتفا بامتثال احتمالي است و هرچند در صورت اولى مخالفت احتمالي نيز هست مع ذلك به نظر مى‌رسد چون عمل باحتياط و يقين بامتثال واجب با ارتكاب مخالفت احتمالي بلحاظ ورود در مسجد الحرام ممكن است و تعين‌

[1]كتبى

[2]كتبى

[3]كتبى


صفحه 106

صورت ثانيه تحرّزاً عن الوقوع في مخالفة الحرام الاحتمالي معلوم نيست و تحصيل قطع بامتثال واجب بارتكاب حرام احتمالي مقدم بر اكتفا بامتثال احتمالي است باين ملاحظه وظيفه اين است كه عمره را با دخول در مسجد الحرام و طواف و نماز بقصد احتياط تمام كند و بقصد حج تمتع احتياط محرم شود و اعمال حج را بقصد ما في الذمة اعم از حج تمتع يا افراد تمام كند و قربانى نمايد و سپس احتياطاً عمرۀ مفرده بقصد ما في الذمة بجا آورد.[1]

الشيخ الفاضل: ملخص دو مسأله توضيح المسائل:

زن‌هاى سيده در شصت سالگى و زن‌هاى غير سيد در پنجاه سالگى يائسه مى‌شوند يعنى خونى كه بعد از اين سن مى‌بيند خون حيض نيست.

و در مسأله 440: زنى كه شك دارد يائسه شده يا نه اگر خونى ببيند و نداند حيض است يا نه بنا گذارد كه يائسه نشده.[2]

الشيخ الوحيد: زن بعد از تمام شدن شصت سال يائسه مى‌شود و چنانچه خونى ببيند حيض نيست و احتياط واجب آن است بعد از تمام شدن پنجاه سال تا تمام شدن شصت سال جمع كند بين احكام يائسه و غير يائسه چه قرشيه باشد و چه غير قرشيه.[3]

حيض در اثناء طواف

الإمام الخميني (قدس سره): اگر پيش از شوط چهارم باشد بايد بعد از غسل طواف را اعاده كند با وسعت وقت و با ضيق وقت قبل از چهار جاى عدول به حج افراد است و بعد از چهار عمره صحيح است، باقى را بعد از اعمال منى قبل از طواف حج يا بعد از آن بجا آورد.[4]

[1]كتبى

[2]ص 72 436 م

[3]توضيح ص 250

[4]ص 137 طبع پنجم


صفحه 107

السيد الخوئي (قدس سره): مشهور آن است كه پيش از نصف باطل و بعد از نصف مأتى به صحيح است و باقى را بعد از غسل تدارك نمايد ولى احوط اين است كه بعد از پاكى در هر دو صورت يك طواف بقصد اعم از تمام و اتمام بجا آورد، اين در صورت وسعت وقت است و اگر وقت ضيق باشد سعى و تقصير نموده و پس از اعمال منى قبل از طواف حج يك طواف به قصد اعم از تمام و اتمام براى عمره بجا آورد.[1]

السيد الگلپايگانى (قدس سره): اگر حيض بعد از شوط چهارم باشد عمره او صحيح است پس سعى و تقصير مى‌نمايد و پس از اعمال منى و رجوع به مكه و انجام طواف حج، باقيماندۀ طواف عمره را بجا آورد.

السيد السيستاني: إن كان قبل إتمام الشوط الرابع بطل، و حكمها العدول إلى الأفراد أو الإتيان بالسعى و التقصير و قضاء الطواف بعد الحج مع ضيق الوقت- و إذا كان بعد الشوط الرابع صح ما اتتْ به وجب عليها إتمامه مع سعة الوقت و مع الضيق سَعت و قصرت و أحرمت للحج و لزمها الإتيان بقضاء ما بقي من طوافها بعد الرجوع من منى و قبل طواف الحج[2].

السيد الشبيري: تلخيص از مسأله 104 اگر احرام عمره تمتع بسته و در اثناء حيض عارض شد سعى را بر طواف مقدم مى‌دارد و تقصير مى‌كند و لازم نيست مأيوس باشد از طهارت تا آخر وقت پس اگر قبل از فوت وقت عمره پاك شد طواف و نماز عمره تمتع را بجا آورد و اگر پاك نشد پس از مراجعت از منى قبل از طواف حج طواف عمره و نماز آن را بجا مى‌آورد.[3]

(على الظاهر) اين عمل به عنوان عمرۀ تمتع صحيح و مجزى است، نه از باب تبدل به حج افراد.[4]

[1]مسأله 294

[2]ص 148

[3]ص 35

[4]مراجعه شود.


صفحه 108

الشيخ البهجت: پيش از نصف باطل و بعد از نصف (مأتى به) صحيح است باقى را بعد از غسل بجا آورد با وسعت وقت و احوط يك طواف به قصد اعم از تمام و اتمام، و اگر وقت ضيق است سعى و تقصير نموده و براى حج محرم شود و كسرى طواف را بعد از رجوع از منى قبل از طواف حج بجا آورد.[1]

الشيخ الوحيد: إن كان قبل إتمام الشوط الرابع، بطل طوافها و حكمها على الأحوط الوجوبي انقلاب حجها إلى الإفراد و بعد الشوط الرابع وسعة الوقت فالأقوى عدم صحة ما أتت به و عليها الاستيناف و إن لم يسع الوقت فالأحوط أن تسعى و تقصر و تحرم للحج بقصد ما في ذمتها من الإفراد و التمتع فتأتي بما يجب على المتمتع و بعد الرجوع من منى تقضي ما بقي من طوافها قبل طواف الحج و بعد إتمام حجها تأتي بعمرة مفردة.[2]

أقول: در فرضى كه بايد طواف را بعد از اعمال منى بجا آورد نظرها مختلف است مرحوم امام مى‌فرمايد: قبل از طواف حج با بعد از طواف حج بجا آورد و ظاهراً تخيير است مرحوم السيد الخوئي مى‌فرمايد: قبل از طواف حج، الشيخ البهجت مى‌فرمايد: قبل از طواف حج، ظاهراً آية اللّٰه گلپايگانى: بعد از طواف حج، آية اللّٰه تبريزى (قدس سره): قبل از طواف حج، آية اللّٰه سيستانى: قبل از طواف حج، آية اللّٰه وحيد: قبل از طواف حج.[3]

حكم الدم بعد اليأس

في العروة: و يشترط أن يكون بعد البلوغ و قبل اليأس فما كان قبل البلوغ أو بعد اليأس ليس بحيض و إن كان بصفاته و البلوغ يحصل بإكمال تسع سنين و اليأس ستين سنة في القرشية و خمسين في غيرها.[4]

[1]ص 104

[2]ص 120

[3]مراجعه نماييد.

[4]فصل الحيض، محشى.