بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 15

الجزء الثانى

مقدمه

بر كسى پوشيده نيست كه مناسك و مسائل فقهى حج داراى گسترۀ عظيم بوده و هرروز كه مى‌گذرد با وقوع مسائل مستحدثه، بر گسترۀ آن افزوده مى‌شود.

زرارة بن أعين كه از شاگردان برجستۀ امام صادق7است، خطاب به آن حضرت مى‌گويد:

«حدود چهل سال است كه از حج مى‌پرسم و شما پاسخ مى‌دهيد و هنوز هم مسائل آن تمام نشده است.

و امام صادق7در پاسخ وى فرمودند:

«خانه‌اى كه دو هزار سال پيش از پيدايش آدم7حج گزارده مى‌شده است، توقع دارى در چهل سال مسائل آن پايان يابد؟»[1]

اكنون در اين زمان با وقوع مسائل مستحدثه و تعدّد فتاوى مراجع، كار براى عموم مردم و به ويژه روحانيون محترم كاروان‌ها مشكل‌تر گرديده است.

آية اللّٰه حاج شيخ على افتخارى از پيش‌گامانى هستند كه با تأليف كتاب ارزشمند «آراء المراجع في الحج» تلاش كردند تا نظريات فقهى مراجع معظّم‌

[1]وسائل الشيعة، ج 11، ص 12، ح 1؛ من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 519، باب نوادر الحج.


صفحه 16

تقليد را يك‌جا گردآورند تا روند پاسخگويى به مسائل حج تسهيل گردد.

معاونت آموزش و پژوهش بعثۀ مقام معظّم رهبرى در راستاى وظايفى كه بر عهده دارد و با توجّه به اينكه سالها از تأليف كتاب «آراء المراجع» مى‌گذشت و برخى نظريات و فتاوى دستخوش تغيير گرديده بود، از حضرت آيت اللّٰه افتخارى درخواست كرد تا در اين كتاب ارزشمند تجديد نظر نموده، آن را تكميل نمايند، ايشان نيز على رغم گرفتارى‌هايى كه داشتند پذيرفتند و سال گذشته اين كتاب چاپ و در اختيار عموم قرار گرفت و از آنجا كه برخى مسائل در جلد نخست وجود نداشت لذا تصميم گرفته شد همراه با مسائل ضرورى ديگر با عنوان «ملحقات آراء المراجع في الحج» به آن افزوده و اين اثر تكميل گردد.

از حضرت آية اللّٰه افتخارى به خاطر تأليف اين كتاب و از فاضل ارجمند جناب حجّة الاسلام و المسلمين آقاى مقدادى و نيز آقاى صدر الدين افتخارى كه كار تنظيم، مقابله و تصحيح كتاب را بر عهده داشتند تشكّر نموده توفيق همگان را از خداوند متعال مسألت داريم.

معاونت آموزش و پژوهش

بعثۀ مقام معظم رهبرى


صفحه 17

ملحقات استطاعت


صفحه 18

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 19

لزوم تحصيل مقدّمات بر مستطيع

السيد الخوئي (قدس سره): إذا حصلت الاستطاعة و توقف الحج على مقدمات وجبت المبادرة فإن وثق بالإدراك مع التأخير و إلّا وجب الخروج.[1]

السيد الگلپايگاني (قدس سره): يجب على المستطيع المبادرة إلى تهيئة ما يتوقّف عليه إدراك الحجّ في عام الاستطاعة و لو ببيع أو شراء بحيث تمكّن من أدائه في وقته.[2]

السيد الشبيري: اگر تشرف به حج مقدماتى لازم دارد تحصيل آن مقدمات بر مستطيع واجب است، به طورى كه در اين سال ممكن به حج برسد و اگر مخارجى داشته باشد بايد بپردازد و اگر كوتاهى كرد حج بر او مستقر مى‌شود.[3]

السيد السيستاني: إذا وجب الخروج إلى الحج وجب تحصيل مقدماته، نعم إذا تأخّر في الخروج للوثوق بإدراكه مع التأخير و لكن اتّفق أنّه لم يدركه لسبب ذلك لا يستقرّ عليه الحج على الأظهر.[4]

[1]ص 6

[2]ص 12

[3]ص 1

[4]ص 7 و 8


صفحه 20

الشيخ البهجت: هرگاه استطاعت حاصل شد و متوقف بر مقدمات بود بايد فوراً به تحصيل آن بپردازد و اگر اطمينان دارد كه اگر با قافله اولى نرود با قافله بعدى موفق مى‌شود بنا بر اظهر تأخير جايز است و الّا بايد با اول قافله حركت كند.[1]

الشيخ التبريزي (قدس سره): نفس عبارة السيد الخوئي (قدس سره).[2]

الشيخ الوحيد: و لو قصّر في تحصيلها ففاته الحج استقرّ عليه الحج و لو مع زوال الاستطاعة[3]و إن وثق ...[4]

المؤلف: الأنظار في الفرع متوافقة.

وجوب حفظ استطاعت

السيد الخوئي (قدس سره): نعم يجب المحافظة مهما أمكن فلو صرفه و لم يحفظه استقرّ عليه الحج و لم يكن معذوراً.[5]

السيد الگلپايگاني (قدس سره): اگر مطمئن است كه در سال نوبت، متمكّن از انجام حج است پس گرفتن پول جايز نيست و اگر پس گرفت و بعداً نتواند حج بجاآورد حج بر او مستقر شده است.[6]

السيد السيستاني: إذا أحرز أنّ سائر شروط الاستطاعة سوف تكون متوفّرة له في العام القادم لزمه التحفّظ على استطاعته المالية و إلّا لم يجب على الأظهر.[7]

السيد الشبيري: اگر مى‌داند يا احتمال مى‌دهد كه بعداً از جهات ديگر استطاعت پيدا كند واجب است مال را حفظ كند و اگر نياز مبرم به مال داشته باشد مى‌تواند صرف كند و مستطيع نيست و اگر بداند در سالى كه ساير شرائط فراهم‌

[1]ص 3

[2]ص 7

[3]ص 8

[4]إلى آخر عبارة الخوئي.

[5]المنية، ص 85

[6]احكام، ص 67

[7]الملحق، ص 6


صفحه 21

مى‌شود از نظر مالى هم تمكن خواهد داشت حفظ اين مال لازم نيست.[1]

*** الشيخ التبريزي (قدس سره): در سالى كه تمكن مالى دارد به حج برود و لو از طريق غير رعايت نوبت، بايد تحفّظ بر مال كند، ولى اگر تمكّن ندارد حفظ استطاعت براى سال‌هاى ديگر واجب نيست و اگر در غير اشهر حج تمكّن مالى پيدا كرد در صورت اطمينان و على الاحوط در صورت احتمال به اجتماع ساير شرائط تحفظ واجب است.[2]

الشيخ الصافي: احتياط اين است كه اگر مطمئن است ...[3]

تمكّن مالى دارد، ولى تمكن جسمى ندارد

س: كسى كه از نظر مالى مستطيع بوده و براى حج ثبت نام كرده، لكن در سال جارى كه زمان اعزام وى رسيده، پزشك قانونى به دليل بيمارى يا كهولت سنّ اذن حج نداده، آيا مستطيع است و حج واجب است يا نه؟ و آيا تا زنده است استنابه بكند يا نه؟

الإمام الخميني (قدس سره): بر مريضى كه قدرت رفتن ندارد يا براى او حرج و مشقت زياد دارد واجب نيست.[4]

السيد الخوئي (قدس سره): بر مريض مباشرت واجب نيست، ولى بايد نائب بگيرد.[5]

السيد الگلپايگاني (قدس سره): بلكه دربارۀ كسى كه حج بر او مستقر نشده است اگر از نظر مالى در مشكل نمى‌افتد نائب گرفتن مطابق با احتياط است.[6]

و في المناسك العربي: بل الأحوط ذلك لمن لم يستقرّ عليه الحجّ أيضاً إن كان‌

[1]ص 16

[2]الضميمة، ص 10

[3]في الحاشية.

[4]م 27

[5]مناسك، م 63

[6]آداب، ص 42


صفحه 22

موسراً من حيث المال متعذراً من المباشرة كما أن الأحوط ذلك و لو كان مرجو الزوال.[1]

السيد السيستاني: و كذلك من كان موسراً و لم يتمكّن من المباشرة و وجوب الاستنابة فوري كفوريّة الحجّ المباشري.[2]

السيد الشبيري: م 51 ملخصاً- كسى كه از جهت مالى مستطيع است و از جهت بدنى استطاعت ندارد و مأيوس از استطاعت بدنى است واجب است در اولين سال ممكن كسى را به نيابت خود به حج بفرستد و احتياط مستحب آنكه اگر منوب عنه مرد است مرد صروره را به حج بفرستد.

*** الشيخ البهجت: و همچنين كسى كه ثروتمند است و توانايى مباشرت حج را ندارد بايد نائب بگيرد و ليكن اظهر عدم وجوب فوريت است.[3]

اگر در سال اول كه مستطيع بوده بدون تأخير ثبت نام كرده و حال كه زمان اعزام رسيده توانايى جسمى ندارد كشف مى‌شود كه مستطيع نبوده و اگر تأخير كرده بوده مستطيع است.

در صورتى كه مستطيع بوده و از توانايى خود مأيوس باشد بايد نائب بگيرد و اگر بعد از استنابه رفع عذر باشد وجوب اعاده با بقاء استطاعت بلكه مطلقاً احوط است.[4]

الشيخ التبريزي (قدس سره): حج مباشرتى غير از فرستادن نائب به حج است، سلامتى در اوّلى معتبر است و در صورت دوّم مقتضاى بعضى روايات معتبره ارسال نائب است.[5]

[1]ص 32

[2]ص 32

[3]ص 22

[4]مهر دفتر.

[5]ضميمه، ص 6