بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 11

استفتاءات جديد

نويسنده: آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى دام ظله‌
ملاحظات: تهيه و تنظيم حجة الإسلام والمسلمين ابوالقاسم عليان نژادى‌
موضوع: رساله عمليه و احكام‌
زبان: فارسى‌
تعداد جلد: 3
ناشر: مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)
مكان چاپ: قم‌
سال چاپ: 1427 ه. ق‌
نوبت چاپ: دوم‌


صفحه 12

الصفحات من 1 الی12 فارغة فی النسخة المطبوعة/صفحات 1 الی 12 در مأخذ اصلی خالی است


صفحه 13

[جلد سوم‌]

بسمه تعالى‌

عمل به اين استفتائات‌

مجزى و مبرء ذمّه است ان شاء اللَّه‌

قم- ناصر مكارم شيرازى‌

فصل اوّل: احكام تقليد

محدوده تقليد

سؤال 1-جنابعالى در ابتداى رساله مرقوم فرموده‌ايد: «عقيده مسلمان به اصول دين، بايد از روى دليل باشد.» اگر مسلمانى به دنبال تحقيق رفت، و در نتيجه دينى غير از اسلام را برگزيد، آيا حق دارد پيرو آن دين شود؟ آيا حكم مرتد بر او جارى نمى‌شود؟ اگر جارى مى‌شود، چرا؟ آيا اين فتوا با فتواى به لزوم تحقيق در اصول دين، و عدم جواز تقليد در آن سازگار است؟ اصولًا كسى كه مى‌داند، اگر به نتيجه‌اى غير از دين پدر و مادرش برسد كشته خواهد شد، چگونه مى‌تواند با فكرى آزاد در اصل دين تحقيق كند؟

جواب:تحقيق در دين و اعتقاد به يكى از مذاهب، غير از تظاهر به آن است.

توضيح اين كه: بر همه واجب است در اصول دين به اندازه توانايى خود تحقيق كنند، و اگر واقعاً بعد از تحقيق كامل و كمك گرفتن از آگاهان، به آيينى غير از آيين اسلام معتقد شوند، معذور هستند؛ زيرا وظيفه عقلى و شرعى خود را انجام داده، ولى به خطا رفته‌اند. امّا كسى كه قبلًا مسلمان بوده، و به عللى دين جديد اختيار كرده، اگر تظاهر كند محكوم به احكام مرتد است؛ و احكام مرتد در واقع از جمله احكام سياسى اسلام، براى جلوگيرى از نفوذ دشمنان در محيط اسلام، و اغفال و اغواى مردم است.

سؤال 2-براى مسلمان بودن همين مقدار كه در دوران نوجوانى، يا جوانى اصول دين را از ما سؤال كردند، و ما قبول داشتيم كافى است؟ يا تحقيق بيشترى لازم است؟


صفحه 14

جواب:كافى است؛ ولى سعى كنيد عقايد خود را از روى دليل و برهان و استدلال فراگيريد.

سؤال 3-مقلّد در چه زمينه‌هايى مكلّف به تقليد از مرجع تقليد است؟ آيا تقليد محدود به احكام عبادى (نماز و روزه و مانند آن) مى‌شود، يا احكام معاملات و اعمال حقوقى و مانند آن را نيز شامل مى‌شود؟

جواب:تمام اعمال و احكام شرع، غير از ضروريّات دين را، شامل مى‌شود؛ ولى تقليد در اعتقادات راه ندارد.

گستره فقه‌

سؤال 4-با پيشرفت علم، ممكن است مسائلى پيش آيد كه در قرآن و ديگر منابع اسلامى ذكرى از آن به ميان نيامده باشد، و كمك گرفتن از عقل به تنهايى، با توجّه به اين كه اشتباهات بسيارى دارد، كافى نباشد. با توجّه به اين مطلب، آيا مراجع محترم مى‌توانند پاسخگوى تمام مسائل شرعى نسل آينده باشند؟

جواب:در اسلام يك سلسله قواعد كلّى وجود دارد كه پاسخگوى همه مشكلات در تمام اعصار است. و به همين جهت هر سؤالى از ما در مورد مسائل جديد بشود به كمك آنها به حمد الله پاسخ‌گو هستيم، و هيچ بن‌بستى وجود ندارد.

راههاى شناخت مرجع اعلم‌

سؤال 5-آيا زن و فرزند بايد از مرجعِ تقليدِ شوهر و پدر تقليد كنند، يا در تقليد آزاد هستند؟

جواب:هركس در تقليدش آزاد است؛ بايد تحقيق كند و مطابق آن تقليد نمايد.

سؤال 6-مسأله رجوع به اعلم در مسائل مورد اختلاف فقها، از جمله مسائلى است كه در تمام رساله‌هاى عمليّه آمده است؛ ولى حقيقت اين است كه تشخيص اعلم كارى سخت، بلكه شايد از محالات باشد! چون هر شخص يا گروهى، شخص خاصّى را اعلم دانسته، و غير او را اعلم نمى‌داند. سؤال اين است كه: «مراجعى بودند


صفحه 15

كه گفته مى‌شد در زمان حيات، و حتّى پس از حيات اعلم از ديگران هستند. ولى آيا ممكن است اين مراجع (رضوان اللَّه عليهم) پس از گذشت زمان طولانى از وفاتشان، و با آمدن مراجع جديد- كه مشغول درس و بحث هستند، و علوم و تحقيقات جديدى در دست دارند- بازهم اعلم از احيا باشند؟

جواب:شكّى نيست كه علم و دانش همراه زمان در حال تطوّر و تكامل است.

و همان گونه كه در تعليقه بر عروة الوثقى، مبحث عدم جواز تقليد ابتدايى از ميّت، نوشته‌ايم، ممكن است بسيارى از مجتهدين زنده از مراجع گذشته اعلم باشند؛ چون مراجع زنده معلومات و دانش گذشتگان، را به اضافه علوم جديدى در اختيار دارند. بدين جهت ممكن است در بين مراجع ميّت كسانى باشند كه از مراجع زنده استعدادى قوى‌تر داشته باشند، ولى اطّلاعات احيا ممكن است نسبت به اموات اقرب به واقع باشد؛ و ملاك اعلميّت، اقربيّت به واقع است. همان گونه كه ممكن است طبيب امروز از ابن سينا ماهرتر باشد؛ در حالى كه استعداد بوعلى بيشتر بوده است. همچنين در ساير علوم؛ و روشن است كه علم فقه و اصول از اين قاعده كلّى مستثنى‌ نيست، و اين دو علم دائماً در حال تطوّر و تكامل است.

سؤال 7-حضرت عالى در پاسخ سؤال 569 كتاب استفتائات جديد، جلد اوّل، در مورد جواز غيبت شخصى كه ريش خود را مى‌تراشد، فرموده‌ايد: «با توجّه به اين كه بعضى از علما در گذشته و حال فتوا به جواز عمل فوق مى‌دهند، غيبت اين فرد جايز نيست.» با عنايت به همين پاسخ، و با توجّه به اين كه حضرتعالى در مورد عدم جواز تراشيدن ريش احتياط فرموده‌ايد، آيا مى‌توان با همين علم اجمالى به فتواى عدّه‌اى از علماى زنده در مورد جواز آن، استناد كرد، و بدان عمل نمود؟

جواب:بايد در مسائل اختلافى اعلميّت احراز شود.

سؤال 8-لطفاً به سؤالات زير پيرامون تقليد پاسخ فرماييد:

الف)اهل خبره، كه با معرّفى و شهادت آنها مرجعيّت و اعلميّت ثابت مى‌شود، چه كسانى هستند؟

جواب:منظور از اهل خبره، علماى درجه دو و سه حوزه‌هاى علميّه و


صفحه 16

شهرهاست، كه با مبانى فقهى آشنايى دارند.

ب)آيا ممكن است غير روحانى، توانايى شناخت مجتهد و مرجع اعلم را داشته باشد؟ در اين صورت، آيا قول چنين شخصى در اثبات اجتهاد يا اعلميّت حجّت است؟

جواب:در صورتى كه آن فرد ثقه و مورد اعتماد باشد، و از اهل خبره پرسش كند، مى‌توان به حرف او اعتماد كرد.

ج)نسبت به شخصى كه از حوزه‌هاى علميّه دور است، چگونه امكان دارد كه بفهمد فلان آقاى اهل علم از اهل خبره است يا نه، تا در مورد شناخت مرجع اعلم به قول او اعتماد كند؟

جواب:علماى معروف هر محل معمولًا اهل خبره هستند.

د)براى تشخيص اعلم، آيا اهل فن بايد مجتهد باشند؟

جواب:اجتهاد در اهل خبره شرط نيست.

ه)در صورت تعارض شهادت اهل خبره نسبت به اعلم، آيا بهتر نيست ببينيم خُبرويّت كدام خُبره بيشتر و كاملتر است، و به قول او اعتماد كنيم؟

جواب:از هر طريقى علم يا اطمينان حاصل شود كافى است.

و)در صورت تعارض شهادت اهل خبره نسبت به اعلميّت مجتهدين، وظيفه چيست؟

جواب:در صورت تعارض مخيّر هستيد.

سؤال 9-برخى از مردم روشهاى ديگرى، غير از آنچه در توضيح المسائل آمده، براى انتخاب مرجع تقليد در نظر مى‌گيرند. نظير:

الف)از مرجعى تقليد مى‌كنيم كه شاگرد مرجع قبلى ما باشد.

ب)مرجعى را انتخاب مى‌نماييم كه فتاواى آسانترى داشته باشد.

ج)مرجعى كه بيشتر اقوام و آشنايان از او تقليد مى‌كنند را بر مى‌گزينيم.

د)مقلّد مرجعى مى‌شويم كه پدر و مادر، يا معلّم ما معرّفى نمايد.

آيا انتخاب مرجع تقليد با روشهاى فوق صحيح است؟


صفحه 17

جواب:هيچ كدام از اينها معيار نيست؛ معيار آگاهتر بودن آن مرجع است، از هر طريقى كه علم به آن حاصل شود.

اصطلاحات تقليد

سؤال 10-من گاهى كه رساله توضيح المسائل را مطالعه مى‌كنم، به جملاتى مانند «احتياط واجب» و «احتياط مستحبّ» برخورد مى‌كنم. آيا بايد به آنها عمل كنم؟

جواب:منظور از «احتياط واجب» آن است كه مجتهد روى جهاتى فتواى نهايى خود را بيان نكرده باشد، در اين صورت مقلّد مى‌تواند به آن احتياط عمل كند، و مى‌تواند به مرجع ديگرى مراجعه نموده، و به فتواى او عمل نمايد. ولى «احتياط مستحبّ» چنين نيست؛ مى‌تواند آن را عمل كند، يا رها نمايد.

سؤال 11-آيا جمله «جايز نيست» معادل جمله «حرام است» مى‌باشد، يا تفاوت دارند؟ اگر تفاوت دارند، تفاوت آن در چيست؟

جواب:تفاوتى ندارد.

سؤال 12-تفاوت «فتواى به احتياط» با «احتياط در فتوا» را در ضمن مثالى گويا بيان فرماييد.

جواب:فتواى به احتياط آن است كه مجتهد دستور به احتياط بدهد. مثلًا بگويد: «اگر دو ظرف آب وجود دارد، و مى‌دانى يكى از آن دو نجس است، امّا نجس را نمى‌شناسى بايد احتياط نموده، و از هر دو اجتناب كنى.» ولى احتياط در فتوا اين است كه مثلًا بگويد: «قناعت كردن به يك تسبيح اربعه در ركعت سوّم و چهارم اشكال دارد، و احتياط آن است كه سه مرتبه بخوانى».

تقليد از ميّت‌

سؤال 13-يكى از اقوام قبلًا جزء فرقه اهل حق بود، و به حمد اللَّه اكنون راه خود را يافته، و شيعه گرديده است. لطفاً در اين مورد به دو سؤال زير پاسخ فرماييد:


صفحه 18

الف)ايشان در زمان حيات امام خمينى رحمه الله بالغ بوده، ولى تقليد ننموده است.

آيا اكنون مى‌تواند معظّم له را به عنوان مرجع تقليد برگزيند؟

جواب:تقليد ابتدايى از مجتهد ميّت اشكال دارد.

ب)با توجّه به اين كه فرقه اهل حقّ غرب كشور نماز نمى‌خوانند، و به جاى روزه ماه رمضان، فقط سه روز در ماه آبان روزه مى‌گيرند، آيا بايد نمازها و روزه‌هايى را كه در آن مدّت به جا نياورده قضا كند، يا ساقط است؟

جواب:ساقط است.

سؤال 14-اگر كسى بعد از فوت مرجع تقليدش (امام خمينى رحمه الله) به علّت شدّت علاقه به آن مرجع، به مجتهد حىّ مراجعه نكند، تا با اجازه او بر تقليد مرجع سابق باقى باشد، با توجّه به اين كه از رسانه‌ها هم نشنيده كه بايد با اجازه مرجع جامع الشرائط زنده بر تقليد باقى بماند، اعمال چندين ساله او چگونه است؟

جواب:به مجتهد حىّ رجوع مى‌كند، و بر طبق فتواى او بر تقليد امام راحل رحمه الله باقى مى‌ماند. و در اين صورت اعمال گذشته او صحيح خواهد بود.

سؤال 15-بسيارى از كسانى كه بر تقليد ميّت باقى مانده‌اند، مايلند در تمام مسائل از مرجع تقليد زنده پيروى كنند؛ زيرا در برخى از مسائل دچار شكّ و ترديد مى‌شوند كه آيا در زمان مرجع متوفّى به فتواى او در خصوص فلان مسأله عمل كرده‌اند، يا خير؟ آيا راهى وجود دارد كه به طور كلّى از مرجع زنده تقليد كنند؟

جواب:تنها در مواردى كه در زمان حيات مرجع متوفّى به فتواى او عمل نكرده‌اند، يا لااقل شك در عمل دارند، مى‌توانند به فتواى مرجع زنده عمل كنند.

ولى اگر اعلميّت مرجع حىّ نسبت به متوفّى ثابت شود، در تمام مسائل مى‌توانند از مرجع زنده تقليد كنند.

تبعيض در تقليد

سؤال 16-با توجّه به پيشنهاد برخى از شخصيّتها، در زمينه تخصّصى شدن مرجعيّت تقليد، نظر خود را در اين باره بفرماييد. تخصّصى شدن مراجع تقليد در