است، يا آن كه استحباب حاجى نمودن او اختصاص به زمانى دارد كه ولىّ او قدرت و توان بر قربانى كردن و روزه گرفتن را- همزمان با همديگر داشته باشد-؟
[جواب]
باسمه تعالى: در مفروض سؤال استحباب حاجى نمودن او ثابت نشده است اما به نيّت رجاء جايز است، و چنانچه ولى مىتواند قربانى كند، يا روزه بگيرد، حاجى نمودن طفل مستحب است، و اللَّه العالم.
(30)
اگر ولىّ كودك، قربانى را براى خودش و براى كودكش پيدا نكرد، و كودك مالى داشت، آيا بر ولىّ او جايز است كه از مال او قربانى را خريدارى كند يا خير؟
[جواب]
باسمه تعالى: آرى، جايز است كه از مال او قربانى را خريدارى كرده و از طرف او ذبح كند، و اللَّه العالم.
(31)
در مناسك فرمودهايد: «هزينه قربانى كودك بر عهده ولىّ او است» آيا اين حكم، شامل كودكى كه بدون اجازه و اذن ولىّ خود به حج رفته است، مىگردد؟
[جواب]
باسمه تعالى: شامل اين مورد نمىشود، و اللَّه العالم.
(32)
اگر ولىّ، كودك را مُحرم كرد سپس از طرف او طواف و سعى نمود [بصورت نيابت] با علم به اين كه وظيفه او طواف دادن او و سعى دادن او بوده است، و پس از بازگشت به شهر و ديار خودش، متوجّه اين موضوع شد، آيا اين كودك از احرام درآمده است، يا آن كه هنوز در حال
احرام باقى مانده است؟
[جواب]
باسمه تعالى: در مورد سؤال نه چيزى بر عهده كودك است و نه چيزى بر عهده ولىّ او، مگر آن كه كودك را مُحرم به احرام عمره مفرده كرده باشد، و اللَّه العالم.
(33)
اگر كسى ديوانهاى را محرم كرد، سپس آن ديوانه در مشعر الحرام هوشيار گرديد، آيا حج او مجزى از حجة الاسلام مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: مجزى نيست و در صورتى كه استطاعت و هوشيارى او در سال آينده باقى ماند، بر او واجب است كه سال آينده به حج برود، و اللَّه العالم.
(34)
اگر ولىّ كودك، كودك كوچكش را براى حج يا عمره مُحرم كرد، و كودك از بجا آوردن اعمال حج خوددارى كرد، يا آنكه بيمارى او را از انجام دادن آنها بازداشت، (حال چه آن كودك مميّز باشد يا غير مميّز)، در اين صورت حكم او چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: نه چيزى بر ولىّ او و نه چيزى بر كودك است، و احرامى براى او باقى نمانده است، مگر در احرام عمره مفرده، و اللَّه العالم.
(35)
آيا روايتهائى روشن و صريح در استحباب عمره مفرده كودك وارد شده است، همانگونه كه در مورد حج و استحباب آن، و آثارى كه بر آن مترتّب مىشود، وارد شده است يا خير بلكه استحباب آن- اگر هم تمام باشد- تنها از مشروعيّت عبادت كودك بدست آمده است و بر فرض آن كه
ثابت هم بشود، آيا آنچه كه از احكام و مسائل كه در حج مترتب مىشود كه از جمله آنها واجب بودن انفاق بر ولىّ كودك و غير آن است، آيا در اينجا نيز جارى مىشود، و در صورتى كه كسى آنها را انجام ندهد، آيا مىتواند از احرام خارج شود، و اگر پس از آن كه بالغ شد، و طواف نساء را بجا نياورده بود، آيا آثار وضعى بر او باقى خواهد ماند، و در صورتى كه به احرام خود برگردد، آيا اعمال عمره تمتع براى او كافى مىباشد، يا آنكه حتماً بايد آنها را اعاده كند، و يا آنكه وظيفه او حج إفراد است، و آيا اين كار مجزى از حجة الاسلام مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: در اينجا روايت صريحى كه بر استحباب عمره مفرده دلالت كند، وجود ندارد، اما در اين باره روايات معتبر مطلقى وجود دارد، كه با اطلاق خود دلالت بر مطلوب بودن احرام و مثل آن مىكنند، مانند (ح 7 و 8 باب 17 از ابواب اقسام حج كتاب وسائل الشيعة) و براى ثابت شدن استحباب هر كارى شرط نيست كه نص صريح و آشكارى وجود داشته باشد، بلكه حجّتى هم بر آن وجود داشته باشد كفايت مىكند، و خود اطلاق روايت، حجت است و احكام حج بر عمره مفرده او مترتّب مىشود و براى خارج شدن از احرام، راهى جز انجام دادن تمام اعمال آن نيست و در صورتى كه طواف نساء را انجام ندهد احتياط آن است كه كسى را براى طواف نساء نايب كند، تا از طرف او طواف نساء را بجا آورد، و در صورتى كه مىتواند بايد خودش برگردد و رجاءً از ميقات مُحرم شود و
طواف نساء را بجا آورد و سپس تمام اعمال عمره مفرده را بجا بياورد، و در اين صورت، حج او حج إفراد مىشود، اما مجزى از حجة الاسلام نمىباشد و اگر مىخواهد اين حج او مجزى از حجة الاسلام او گردد بايد بار ديگر به ميقات برگشته و از آنجا بار ديگر براى عمره تمتع مُحرم شود، و اللَّه العالم.
دوم: استطاعت،
يعنى بايد از توانايى مالى و باز بودن راه و وسعت وقت و صحّت و سلامتى و تندرستى بدن، برخوردار باشد
(36)
اگر انسان مالك مالى باشد كه براى رفتن به حج كافى باشد اما بيمار باشد، آيا بر او واجب است كه به درمان بپردازد تا بتواند خودش به حج برود؟
[جواب]
باسمه تعالى: در صورت توان، واجب است كه به درمان خود بپردازد، در صورتى كه ضرر و زيانى از پيامدهاى بيمارى بوجود مىآيد كه بايد از آن پرهيز و دورى نمود، بلكه بنا بر احتياط در فرض مذكور، معالجه و درمان بيمارى مقدم است مطلقاً، و اللَّه العالم.
(37)
اگر استطاعت مالى براى بيمار يا پيرمرد يا پيرزن پيش آيد و انجام دادن اعمال حج براى خود آنها، دشوار و سخت باشد، در اين صورت آيا حج بر آنها واجب است تا آن كه نائب گرفتن واجب شود؟
[جواب]
باسمه تعالى: در مفروض سؤال، بنا بر احتياط واجب نائب بگيرند، و اللَّه العالم.
(38)
كسى كه استطاعت مالى دارد، اما استطاعت بدنى ندارد. در اين صورت آيا جايز است كه در مال تصرّف كند، بگونهاى كه استطاعت خود را از بين ببرد و زايل سازد، مثلًا مالش را به كسى ببخشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: بنا بر احتياط واجب بايد نائب بگيرد، مگر آنكه مطمئن باشد كه در سالهاى آينده استطاعت بدنى را بدست خواهد آورد كه در صورت نياز، مىتواند استطاعت خود را زايل كند و از بين ببرد، و اللَّه العالم.
(39)
اگر براى رفتن به حج سستى كرد و خيال مىكرد كه وقت و فرصت زيادى دارد، بعد معلوم شد كه كه چنين نبوده و وقت و فرصت زيادى نداشته است، در اين صورت، آيا حج بر او مستقر مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر به وسعت وقت مطمئن بود، و آن را به تأخير انداخت سپس آشكار شد كه چنين نبوده است، در اين صورت حج بر او مستقر نشده است، وگرنه بر او مستقر شده است، و اللَّه العالم.
(40)
اگر استطاعت مالى براى رفتن به حج را داشت امّا مانعى و مشكلى او را از رفتن به حج در سال استطاعت بازداشت مانند آماده نبودن گذرنامه يا بيمارى و يا غير از اينها، از موانعى كه معمولًا پيش مىآيد، در اين صورت آيا بر او واجب است كه استطاعت مالى خود را نگه دارد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اظهر آن است كه اگر پيش از اين حج بر او مستقر نشده بود، حفظ استطاعت مالى بر او واجب نيست، و اللَّه العالم.
(41)
اگر مكلّف، به سبب بدست آوردن مالى كه براى تحقق استطاعت
كافى بوده است، مستطيع شود، اما به علت مانع شرعى از رفتن به حج خوددارى كرد، مانند آماده نبودن گذرنامه، اگر فرض شود كه آن مال با اين مقدار، در سالهاى آينده براى استطاعت حج كافى نباشد اما چيزى دارد كه استطاعت او را [از جهت مالى] كامل كند، در اين صورت آيا حج بر او واجب مىشود (اگر چه به تنگنا و مشكلات هم دچار شود و گرفتار گردد) يا خير؟
[جواب]
باسمه تعالى: چنانچه با مالى كه در سالهاى آينده دارد بتواند به حج برود حج بر او واجب مىشود، و اللَّه العالم.
(42)
اگر مكلّفى به علت آنكه- مثلًا- نصف بدنش فلج شده بود نمىتوانست به حج برود، اگر مالى به اندازه هزينه حج بدست آورد، در اين صورت آيا واجب است كه كسى را براى حج از طرف خود نائب كند يا آنكه رفتن به حج را به تأخير بيندازد تا آنكه مالى را براى هزينه اجرت همراه خود كه او را براى اعمال حج يارى كند، فراهم سازد. و بر فرض وجوب استنابه، اگر نائب صروره پيدا نكند تا از طرف او حج را بجا آورد، و در سال بعد نيز توان و استطاعت گرفتن نائب را ندارد، آيا اين چنين كسى از افرادى است كه حج بر او مستقر شده است يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر كسى را براى كمك و يارى- گرچه بصورت مجانى هم باشد- پيدا كرد بر خود او واجب است كه به حج برود وگرنه احتياط لازم آن است كه نائب بگيرد و حج را به تأخير نيندازد، مگر آنكه بداند يا
اطمينان داشته باشد كه عذرش از بين خواهد رفت. و اگر نائب را پيدا كرد ولى او را به نيابت از خود به حج نفرستاد بنا بر احتياط حج بر او مستقر شده است، يعنى اگر بيمارى او ادامه پيدا كرد به گونهاى كه نمىتوانست خودش شخصاً به حج برود بر او واجب است كه نائب بگيرد، و اللَّه العالم.
(43)
بعد از وفات همسرم، از ارثى كه به من رسيد مستطيع شدم، امّا بخاطر بيمارى توان رفتن به حج را ندارم، در حال حاضر وظيفه من چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: احتياط آن است كه كسى را به نيابت از خود به حج بفرستيد مشروط به آنكه قبلًا به حج نرفته باشد و خودش نيز مستطيع نبوده باشد، و اللَّه العالم.
نفقه حج
(44)
شخصى كه مالك منفعت و سود وقف خاصّ و ويژه است، و سود اين موقوفه به اندازه هزينه حج مىباشد، آيا حج بر او واجب مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: تفاوتى ميان منفعت و سود وقف خاص و غير آن نيست اگر سود آن به اندازه هزينه حج بود و هزينه خود و خانوادهاش را نيز داشت در اين صورت حج بر او واجب مىشود، و اللَّه العالم.
(45)
كسى كه قطعه زمينى را دارد، اما فروش آن- در حال حاضر-
باعث عسر و حرج او مىگردد، اما مىتواند آن را اجاره دهد و از درآمدى كه از راه اجاره آن بدست مىآورد، به حج برود، آيا بر او واجب است كه زمين خود را بفروشد و آيا چنين شخصى، مستطيع است؟
[جواب]
باسمه تعالى: آرى، با فراهم بودن ديگر شرايط، اگر آن زمين از معيشت او زائد بود و به اندازه هزينه حج بود- گرچه با ضميمه نمودن مال زايد ديگرى هم باشد- و هزينه و نفقه خود و خانوادهاش را هم داشت، شخص مزبور مستطيع است و بايد به حج برود هر چند بفروختن آن زمين باشد و مىتواند براى هزينه حج، قرض كند و سپس از سود و منفعت حاصله از آن زمين آن را پرداخت نمايد، و اللَّه العالم.
(46)
كسى كه مال غائبى دارد كه در حال حاضر نمىتواند آن را براى حج هزينه كند، و يا آنكه مال حاضر و آمادهاى دارد- مثل قطعه زمين- اما در حال حاضر نمىتواند آن را بفروش برساند، اما مىتواند كه قرض كند و به حج برود و سپس بدهىاش را نيز پرداخت نمايد، در اين صورت، آيا حج بر او واجب مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: از جهت امرى كه در سؤال ذكر شد شخص مستطيع حساب نمىشود، و اللَّه العالم.
(47)
اگر كسى ابزار و وسايل كار دارد، و مىتواند مقدارى از آنها را بفروشد، و براى رفتن به حج هزينه كند، بدون آنكه به زحمت و سختى بيفتد مىتواند نيازهاى زندگى و معيشت خود را با باقيمانده آن ابزار و