[جواب]
باسمه تعالى: جايز نيست كه استظلال مطلق را مرتكب شود، اما در صورت اضطرار، استظلال پهلوئى و كناره جايز مىباشد، و اللَّه العالم.
(602)
اگر شخص در هنگام احرام بايد همسر خود را همراهى كند بدليل اينكه خوف بر همسر خود دارد و در اين صورت مجبور است ماشينهاى مسقف سوار شود آيا جايز است يا خير؟
[جواب]
باسمه تعالى: آرى، اگر تحمّل آن سخت و دشوار بود جايز است كه زير سايه برود اما كفاره آن بر ذمّه اوست، و اللَّه العالم.
(603)
آيا بر شخص مكلف جايز است كه براى انجام دادن اعمال عمره مفرده مستحبى به مكه برود در حالى كه مىداند پس از احرام بستن مجبور مىشود ماشين مسقف سوار شود؟ و همچنين براى حج مستحب، آيا جايز است كه به اين صورت عمل كند؟
[جواب]
باسمه تعالى: آرى جايز است و ضررى به صحّت احرام او چه در عمره مفرده يا حج تمتع- چه واجب و چه مستحب- نمىرساند، و اللَّه العالم.
(604)
اگر شخص مكلف جاهل به حكم سوار شدن به ماشين مسقف در حال احرام بود، و يا آن كه به حرمت آن از جهتى ديگر جاهل بود مانند آن كه گمان كرده بود كه مسجد تنعيم جزء شهر مكه است، و از مسجد تنعيم مُحرم شد، حكم او چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: در صورت جهل، كفارهاى بر ذمّه او نيست، و اللَّه العالم.
(605)
اگر شخص مُحرم مجبور به استفاده از ماشين مسقف شود در اين
صورت سوار شدن بر خودروى سقف دار جايز است؟
[جواب]
باسمه تعالى: سوار شدن در خودروى سقف دار در حال احرام جايز نيست، مگر در صورت اضطرار كه در اين صورت سوار شدن مانعى ندارد لكن بايد كفاره بپردازد، و اللَّه العالم.
مسائلى درباره كفارات:
(606)
اگر شخص مُحرم، يكى از محرّمات احرام را مرتكب شد، مثلًا در هنگام احرام ماشين مسقف سوار شد و بخواهد گوسفندى را قربانى كند، براى چه كسانى اين گوسفند هزينه و تقسيم شود؟
[جواب]
باسمه تعالى: همانند ديگر كفارات ميان فقرا و مستمندان مؤمنين تقسيم شود، و اللَّه العالم.
(607)
كفاره زير سايه رفتن، آيا ملحق به كفارات است كه جز مستمندان و فقيران جايز نيست كسى از آنها چيزى بخورد يا نه؟ و در صورتى كه خوردن آن براى ديگران جايز باشد، آيا كسى كه كفاره آن بر ذمّه او بوده است، جايز است از آن بخورد يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: اين هم همانند ديگر كفارات است، كه به فقرا داده مىشود، ولى جايز است كه اندكى از آن را بخورد و قيمت آن چه كه خورده است به فقير بپردازد، و اللَّه العالم.
(608)
اگر بر حاجى از جهت كفاره قربانى كردن گوسفند واجب شده
باشد، آيا مىتواند آن را تا رسيدن به شهر و ديار خويش به تأخير بيندازد؟
زيرا كه گوسفند در منى و مكّه گران مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: آرى، جايز است، و اللَّه العالم.
(609)
اگر در منى يا مكّه قربانى كرد، و در آنجا فقير و مستمندى نبود تا آن كه قربانى را به آنها صدقه بدهد و آن را رها كرد تا آنكه تلف شد، آيا بر فقرا و مستمندان ضامن مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر توان آن را داشت كه پيش از قربانى كردن از فقير وكالت بگيرد احتياط آن است كه ضامن مىباشد، و اللَّه العالم.
(610)
در صورتى كه بصورت مطلق كفاره يك گوسفند بر ذمّه او باشد اگر بجاى آن، يك شتر يا يك گاو قربانى كند مجزى مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: قربانى، شامل گوسفند و گاو و شتر مىباشد و در كفارهاى كه خصوص گوسفند نام برده شده است، بنا بر احتياط خصوص آن لازم است كه قربانى شود، و اللَّه العالم.
(611)
حضرتعالى در مناسك چنين فرمودهايد كه: «مصرف كفارات فقرا و مستمندان مىباشد» اگر حاجى، فقيرى را در مكّه يا در منى پيدا نكرد تا بتواند صدقه را به او بدهد لازم است كه در آنجا قربانى كند؟ و در صورتى كه قربانى كرد با گوشت قربانى چه كند؟
[جواب]
باسمه تعالى: قربانى كردن در مكّه يا منى واجب نيست مگر در روز عيد كه واجب است در آن روز قربانى كند و گوسفندى كه از جهت كفاره
واجب شده مىتواند آن را در شهر خود ذبح كند و به فقراء بدهد، و اللَّه العالم.
(612)
كسى كه بخاطر زير سايه رفتن بر ذمّه او قربانى واجب شده است، اگر خودش فقير بوده مىتواند آن را به خودش بدهد؟
[جواب]
باسمه تعالى: جايز نيست، و اللَّه العالم.
(613)
آيا وكيل فقير مىتواند گوشت كفاره واجب را- كه به هنگام اعمال حج بر ذمّه آنها واجب شده است (البته منظور از آنها، غير از قربانى روز عيد است) خودش آنها را بخرد و بجاى آن به فقير، قيمت آن را بپردازد؟
[جواب]
باسمه تعالى: با گرفتن وكالت از فقير براى اين كار اشكالى ندارد، و اللَّه العالم.
(614)
آيا جايز است كه قيمت كفاره زير سايه رفتن و ديگر كفارات را به فقير داد؟ يا آن كه حتماً بايد خود گوشت قربانى به او پرداخت شود؟
[جواب]
باسمه تعالى: در كفارات احرام حتماً بايد قربانى سر بريده شود، و خود گوشت قربانى به فقير پرداخته شود، و اللَّه العالم.
(615)
برخى از كاروانداران عادت كردهاند كه هنگام اعمال حج، كفارات حجاج را- كه بر آنها كفاره زير سايه رفتن و غيره از كفارات واجب شده است- گرفته و سر بريده و به خورد خود حجاج كه همراه او هستند مىدهد، آيا چنين كارى جايز است؟
[جواب]
باسمه تعالى: اين چنين كارى جايز نيست، و اللَّه العالم.
(616)
اگر بر شخص مُحرم، بخاطر ارتكاب بعضى از محرمات احرام كفاره واجب شده باشد، در اين صورت آيا جايز است كه خود او نيز از آن مثلًا اگر گوسفند بود چيزى بخورد؟ يا آنكه واجب است كه همه آن را به فقير بدهد؟ و آيا شرط است كه فقير مؤمن باشد يا آن كه مىتوان آن را به مطلق فقير داد؟ آيا جايز است كه كشتن قربانى را تا يك سال يا بيشتر به تأخير بيندازد؟
[جواب]
باسمه تعالى: واجب است كه تمام آن را حتى پوست آن را به فقير مؤمن بدهد. براى هر مُحرم جايز است مقدارى از آن را بخورد، و قيمت آنچه را كه خورده است به فقير بدهد و در صورتى كه سستى و اهمالى در كار نباشد، تأخير انداختن آن مانعى ندارد، و اللَّه العالم.
(617)
كسى كه يك كفارهاى- مثلًا يك گوسفند- بر ذمّه او واجب شده است اگر گوسفند ذبحشدهاى را خريدارى نمود و گوشت آن را پخش كند، مجزى مىباشد؟ يا آن كه بر او واجب است كه گوسفند زندهاى خريدارى نمايد؟ [و آن را ذبح كند].
[جواب]
باسمه تعالى: كافى نيست مگر آن كه به نيت كفاره ذبح شود و ميان فقرا پخش شود، و اللَّه العالم.
(618)
لفظ مسكين در كفارات اطعام شامل فقير نيز مىگردد، آيا چنين نيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: آرى شامل فقير هم مىگردد، و اللَّه العالم.
(619)
از حجاج، بهاى 30 كفاره زير سايه رفتن را جمع كردم و از طرف همه آنهائى كه مرا وكيل كردهاند بدون آن كه هنگام ذبح كردن قربانى، مشخص و معيّن كنم، همه را به نيّت كلّى و اجمالى از طرف آن كه وكيلم كرده است، خريدارى كرده و قربانى كردم، آيا مجزى مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر هنگام سر بريدن قربانى قصد تعيّن كردى گرچه بصورت اجمال هم باشد، بدين صورت كه گوسفند اولى از طرف اولين شخص و دومين گوسفند از طرف دومين شخص و همچنين... مجزى مىباشد، وگرنه اشكال دارد، و اللَّه العالم.
مسائلى درباره طواف:
(620)
حضور ذهنى نيّت و تلفظ نمودن آن پيش از رسيدن به ركن حجر الاسود براى ادامه دادن آن كافى مىباشد؟ يا آن كه حتماً بايد به هنگام رسيدن به ركن حجر الاسود مجدداً نيّت و حضور ذهنى تكرار گردد؟
[جواب]
باسمه تعالى: حضور ذهنى آن واجب نيست، و اللَّه العالم.
(621)
آيا لازم است كه روحانى و راهنما در حج، نيّت حج يا نيّت وقوف در عرفه را براى حجاج بطور كلّى و دستهجمعى، يك بار براى همه بخواند يا آن كه نيّت را براى تكتك آنها بگويد؟
[جواب]
باسمه تعالى: يك بار خواندن [براى همه] كافى مىباشد، و اللَّه العالم.
(622)
اگر كسى طواف عمره تمتع و حج تمتع را انجام داد و همه اعمال
حج تمتع را انجام داد سپس آشكار شد كه مانعى روى پوست او يا برخى از اعضاى بدن او بوده است بگونهاى كه آب به پوست نمىرسيده است، حكم همه اعمال نامبرده شده او چگونه است؟
[جواب]
باسمه تعالى: احتياط اعاده كردن طواف و نماز است گرچه با نائب گرفتن هم باشد سپس در صورت استطاعت، حج را اعاده نمايد، و اللَّه العالم.
(623)
اگر كسى پس از سعى فهميد كه وضويش باطل بوده است، آيا اعاده سعى نيز واجب مىشود؟ يا آن كه اعاده طواف و نماز آن كافى مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: احتياط در اعاده كردن آن است، و اللَّه العالم.
(624)
حكم كسى كه اعمال حج را بدون وضو انجام داده است چگونه خواهد بود؟
[جواب]
باسمه تعالى: پاسخ آن از برخى از جوابهاى مسائل قبلى مشخص و معلوم شده است، و اللَّه العالم.
(625)
كسى كه غسل جنابت را فراموش كرده است و عمره مفرده يا حج تمتع را انجام داده است و پس از تمام شدن اعمال آنها يادش آمد، در حال حاضر وظيفه او چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: چنانچه شخص مزبور بعد از جنب شدن غسل واجب ديگر يا غسل مستحبى كه استحباب آن ثابت است مثل غسل جمعه يا غسل احرام انجام داده در اين صورت اعمالى را كه بجا آورده صحيح است و
تدارك آن لازم نيست و در غير اين صورت بايد كمبود و نقصان در عمره مفرده يا حج را- در صورت باقى بودن ماه ذى الحجّه- جبران كند، بلكه در حج، احتياط آن است كه آن را مطلقاً تدارك كند، سپس حج را در صورت استطاعت اعاده نمايد، و اللَّه العالم.
(626)
اگر طواف و نماز را بجا آورد اما بدون طهارت (وضو) بود و جاهل به حكم هم بود و به شهر و ديار خويش بازگشت، در اين باره حكم او چگونه خواهد بود؟ آيا حكم او حكم تارك طواف است؟ يا حكم كسى است كه طواف را فراموش كرده است؟
[جواب]
باسمه تعالى: حكم او حكم كسى است كه طواف را عمداً ترك كرده است، و اللَّه العالم.
(627)
اگر كسى طواف حج تمتع را عمره انجام داد و پس از تمام كردن اعمال حج يا عمره فهميد كه بخاطر بودن مانع و حايلى [روى پوست او و جاى وضو] وضويش باطل بوده است و اگر نفهميد تا آن كه به شهر و ديار خويش بازگشت، آيا حج او باطل مىشود؟ يا آن كه در صورت اعاده طواف و نماز، مجزى مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر در مكّه بود و وقت همچنان باقى بود اعمال را اعاده نمايد، و اگر وقت آن گذشته بود يعنى ماه ذى الحجّه گذشته بود، احتياط آن است كه طواف نمايد و نماز آن را قضا نمايد، و حج را نيز اعاده نمايد، و در اين صورت فرقى نيست كه شخص در مكه باقى باشد يا اينكه به شهر و