واجب شده مىتواند آن را در شهر خود ذبح كند و به فقراء بدهد، و اللَّه العالم.
(612)
كسى كه بخاطر زير سايه رفتن بر ذمّه او قربانى واجب شده است، اگر خودش فقير بوده مىتواند آن را به خودش بدهد؟
[جواب]
باسمه تعالى: جايز نيست، و اللَّه العالم.
(613)
آيا وكيل فقير مىتواند گوشت كفاره واجب را- كه به هنگام اعمال حج بر ذمّه آنها واجب شده است (البته منظور از آنها، غير از قربانى روز عيد است) خودش آنها را بخرد و بجاى آن به فقير، قيمت آن را بپردازد؟
[جواب]
باسمه تعالى: با گرفتن وكالت از فقير براى اين كار اشكالى ندارد، و اللَّه العالم.
(614)
آيا جايز است كه قيمت كفاره زير سايه رفتن و ديگر كفارات را به فقير داد؟ يا آن كه حتماً بايد خود گوشت قربانى به او پرداخت شود؟
[جواب]
باسمه تعالى: در كفارات احرام حتماً بايد قربانى سر بريده شود، و خود گوشت قربانى به فقير پرداخته شود، و اللَّه العالم.
(615)
برخى از كاروانداران عادت كردهاند كه هنگام اعمال حج، كفارات حجاج را- كه بر آنها كفاره زير سايه رفتن و غيره از كفارات واجب شده است- گرفته و سر بريده و به خورد خود حجاج كه همراه او هستند مىدهد، آيا چنين كارى جايز است؟
[جواب]
باسمه تعالى: اين چنين كارى جايز نيست، و اللَّه العالم.
(616)
اگر بر شخص مُحرم، بخاطر ارتكاب بعضى از محرمات احرام كفاره واجب شده باشد، در اين صورت آيا جايز است كه خود او نيز از آن مثلًا اگر گوسفند بود چيزى بخورد؟ يا آنكه واجب است كه همه آن را به فقير بدهد؟ و آيا شرط است كه فقير مؤمن باشد يا آن كه مىتوان آن را به مطلق فقير داد؟ آيا جايز است كه كشتن قربانى را تا يك سال يا بيشتر به تأخير بيندازد؟
[جواب]
باسمه تعالى: واجب است كه تمام آن را حتى پوست آن را به فقير مؤمن بدهد. براى هر مُحرم جايز است مقدارى از آن را بخورد، و قيمت آنچه را كه خورده است به فقير بدهد و در صورتى كه سستى و اهمالى در كار نباشد، تأخير انداختن آن مانعى ندارد، و اللَّه العالم.
(617)
كسى كه يك كفارهاى- مثلًا يك گوسفند- بر ذمّه او واجب شده است اگر گوسفند ذبحشدهاى را خريدارى نمود و گوشت آن را پخش كند، مجزى مىباشد؟ يا آن كه بر او واجب است كه گوسفند زندهاى خريدارى نمايد؟ [و آن را ذبح كند].
[جواب]
باسمه تعالى: كافى نيست مگر آن كه به نيت كفاره ذبح شود و ميان فقرا پخش شود، و اللَّه العالم.
(618)
لفظ مسكين در كفارات اطعام شامل فقير نيز مىگردد، آيا چنين نيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: آرى شامل فقير هم مىگردد، و اللَّه العالم.
(619)
از حجاج، بهاى 30 كفاره زير سايه رفتن را جمع كردم و از طرف همه آنهائى كه مرا وكيل كردهاند بدون آن كه هنگام ذبح كردن قربانى، مشخص و معيّن كنم، همه را به نيّت كلّى و اجمالى از طرف آن كه وكيلم كرده است، خريدارى كرده و قربانى كردم، آيا مجزى مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر هنگام سر بريدن قربانى قصد تعيّن كردى گرچه بصورت اجمال هم باشد، بدين صورت كه گوسفند اولى از طرف اولين شخص و دومين گوسفند از طرف دومين شخص و همچنين... مجزى مىباشد، وگرنه اشكال دارد، و اللَّه العالم.
مسائلى درباره طواف:
(620)
حضور ذهنى نيّت و تلفظ نمودن آن پيش از رسيدن به ركن حجر الاسود براى ادامه دادن آن كافى مىباشد؟ يا آن كه حتماً بايد به هنگام رسيدن به ركن حجر الاسود مجدداً نيّت و حضور ذهنى تكرار گردد؟
[جواب]
باسمه تعالى: حضور ذهنى آن واجب نيست، و اللَّه العالم.
(621)
آيا لازم است كه روحانى و راهنما در حج، نيّت حج يا نيّت وقوف در عرفه را براى حجاج بطور كلّى و دستهجمعى، يك بار براى همه بخواند يا آن كه نيّت را براى تكتك آنها بگويد؟
[جواب]
باسمه تعالى: يك بار خواندن [براى همه] كافى مىباشد، و اللَّه العالم.
(622)
اگر كسى طواف عمره تمتع و حج تمتع را انجام داد و همه اعمال
حج تمتع را انجام داد سپس آشكار شد كه مانعى روى پوست او يا برخى از اعضاى بدن او بوده است بگونهاى كه آب به پوست نمىرسيده است، حكم همه اعمال نامبرده شده او چگونه است؟
[جواب]
باسمه تعالى: احتياط اعاده كردن طواف و نماز است گرچه با نائب گرفتن هم باشد سپس در صورت استطاعت، حج را اعاده نمايد، و اللَّه العالم.
(623)
اگر كسى پس از سعى فهميد كه وضويش باطل بوده است، آيا اعاده سعى نيز واجب مىشود؟ يا آن كه اعاده طواف و نماز آن كافى مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: احتياط در اعاده كردن آن است، و اللَّه العالم.
(624)
حكم كسى كه اعمال حج را بدون وضو انجام داده است چگونه خواهد بود؟
[جواب]
باسمه تعالى: پاسخ آن از برخى از جوابهاى مسائل قبلى مشخص و معلوم شده است، و اللَّه العالم.
(625)
كسى كه غسل جنابت را فراموش كرده است و عمره مفرده يا حج تمتع را انجام داده است و پس از تمام شدن اعمال آنها يادش آمد، در حال حاضر وظيفه او چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: چنانچه شخص مزبور بعد از جنب شدن غسل واجب ديگر يا غسل مستحبى كه استحباب آن ثابت است مثل غسل جمعه يا غسل احرام انجام داده در اين صورت اعمالى را كه بجا آورده صحيح است و
تدارك آن لازم نيست و در غير اين صورت بايد كمبود و نقصان در عمره مفرده يا حج را- در صورت باقى بودن ماه ذى الحجّه- جبران كند، بلكه در حج، احتياط آن است كه آن را مطلقاً تدارك كند، سپس حج را در صورت استطاعت اعاده نمايد، و اللَّه العالم.
(626)
اگر طواف و نماز را بجا آورد اما بدون طهارت (وضو) بود و جاهل به حكم هم بود و به شهر و ديار خويش بازگشت، در اين باره حكم او چگونه خواهد بود؟ آيا حكم او حكم تارك طواف است؟ يا حكم كسى است كه طواف را فراموش كرده است؟
[جواب]
باسمه تعالى: حكم او حكم كسى است كه طواف را عمداً ترك كرده است، و اللَّه العالم.
(627)
اگر كسى طواف حج تمتع را عمره انجام داد و پس از تمام كردن اعمال حج يا عمره فهميد كه بخاطر بودن مانع و حايلى [روى پوست او و جاى وضو] وضويش باطل بوده است و اگر نفهميد تا آن كه به شهر و ديار خويش بازگشت، آيا حج او باطل مىشود؟ يا آن كه در صورت اعاده طواف و نماز، مجزى مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر در مكّه بود و وقت همچنان باقى بود اعمال را اعاده نمايد، و اگر وقت آن گذشته بود يعنى ماه ذى الحجّه گذشته بود، احتياط آن است كه طواف نمايد و نماز آن را قضا نمايد، و حج را نيز اعاده نمايد، و در اين صورت فرقى نيست كه شخص در مكه باقى باشد يا اينكه به شهر و
ديار خودش بازگشته باشد، و اللَّه العالم.
(628)
كسى كه براى عمره مفرده به مكّه رفته بود، پس از بازگشت به وطن خويش، فهميد كه وضويش، كه با آن طواف كرده است، باطل بوده است، حكم او چيست؟ آيا لازم است كه بار ديگر به مكّه برگردد؟ يا آن كه عمره او باطل شده ولى در حال حاضر چيزى بر ذمّه او نيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر عمره او عمره مفرده بوده است لازم است كه آن را جبران نمايد و با سستى و سهلانگارى باطل نمىشود، و اللَّه العالم.
(629)
اگر شخصى مكلّف دچار بيمارى خارج شدن باد معده بود بگونهاى كه نمىتوانست بيش از دو يا سه شوط وضويش را نگه دارد، چه حكمى دارد؟
[جواب]
باسمه تعالى: بر او واجب است كه آنچه وظيفه او در نماز است آن را در اينجا نيز مراعات كند، و آنچه كه به نمازش ضرر نمىرساند به طواف او نيز ضرر نمىرساند، و اللَّه العالم.
(630)
اگر زنى به حج رفت و پس از بازگشت به وطنش، معلوم شد كه اعمالش- كه از جمله آنها طواف نساء است- باطل شده است، زيرا كه يقين دارد كه غسل او «غسل جنابت» باطل بوده است حال اين سؤالها مطرح مىشود: اولًا: حكم اين زن در رابطه با همسرش چگونه است؟ ثانياً: اگر مردى پس از انجام دادن اعمال حج- بدين صورت اشتباهى- ازدواج كرد و پس از فرزنددار شدن، آشكار شد كه اعمال حج او يقيناً باطل شده است،
حكم او با همسرش چگونه خواهد شد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر طواف حج واجب بدين خاطر- به علت بطلان غسل جنابت- باطل بود و علت آن بخاطر جهل به حكم شرعى آن بود، حج او نيز باطل مىباشد، و اگر بخاطر جهل به موضوع طواف حج باطل بوده باز بنا بر احتياط حج او باطل مىباشد و چنانچه طواف حج صحيح بوده فقط طواف نساء باطل بوده است بايد با تمكن برگردد و طواف نساء را خودش انجام دهد و لو در غير ماههاى حج و چنانچه تمكن ندارد بايد براى طواف نساء نايب بگيرد و قبل از انجام آن از نزديكى با همسر خوددارى كند و بعيد نيست عقد ازدواج صحيح باشد، و اللَّه العالم.
(631)
اگر زنى لاك ناخن را كه از رسيدن آب به ناخن جلوگيرى مىكرد، بكار برده بود، و حج خود را بجا آورد و نمىدانست كه بودن لاك، مانع از صحت وضو است، چه حكمى دارد؟
[جواب]
باسمه تعالى: بنا بر احتياط بايد طواف و نماز آن را تدارك كند و حج را نيز در صورت استطاعت اعاده نمايد، و اللَّه العالم.
(632)
كسى كه طواف نساء را انجام مىدهد، اما نه به قصد طواف نساء بلكه بهمان صورت كه مردم طواف مىكنند او هم طواف كرد يا همانگونه كه روحانى يا راهنما گفته است طواف را انجام مىدهد، آيا طواف او مجزى از طواف نساء خواهد بود؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر قصد اجمالى او اين بوده است كه به وظيفه فعلى خود عمل كند همانطور كه در سؤال فرض شده است، مجزى خواهد بود،
و اللَّه العالم.
(633)
اگر حاجى لكههائى از خون را ديد كه در دايره طواف و نزديك به كعبه روى زمين ريخته است، و سپس ديد كه برخى از خدمه حرم، آب را بگونهاى روى آنها مىريزند كه سبب انتقال نجاست به همه مطاف و بخشهاى بسيارى از مسجد مىشود و به صورتى گرديد كه پرهيز از آن نجاست، اگر غير ممكن نباشد، حتماً بسيار سخت و دشوار مىباشد كه شخص مكلف را در سختى و زحمت و مشقّت مىاندازد و اين بجهت بودن رطوبتهائى در مكانهاى مختلف داخل مسجد و قسمت مطاف است و از سوئى ديگر طهارت و پاك بودن از نجاست در لباس و بدن طوافكننده شرط شده است، و فرض هم اين است كه او نمىتواند داخل مسجد و مطاف آن بخاطر ترس از ضرر و زيان كفش بپوشد، در اين حالت، هنگامى كه مىخواهد طواف كند، تكليف او چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: آنچه كه درباره انتقال نجاست از شستن لكههاى خون و سرايت آن به همه جاى مطاف نوشته شده است بسيار بعيد بنظر مىرسد اما پرهيز از آلودگى براى كسى كه يقين به نجاست دارد بسيار ساده است كه آن هم با پوشيدن سرپائىهاى ابرى و مانند آنها امكان دارد چه بسا كه براى جلوگيرى و پرهيز از حرارت و سوزش گرماى زمين مطاف آنها را به پا مىكنند، و بر فرض بسيار بعيد، اگر چنين كارى امكان نداشت، ضرورت مجوز براى ارتكاب محذورات خواهد شد، و اللَّه العالم.
(634)
اگر بر ذمّه شخص مكلّف غسل مس ميّت بود، اما غسل را