اين صورت حج بر او واجب مىشود؟ و نيز اگر زن در حال حاضر آن زيورآلات را ندارد فقط پول آن را دارد در صورتى كه داشتن آن زيورآلات و پوشيدن آن متعارف و مرسوم باشد ولى نپوشيدن آن موجب سختى و دشوارى نيست و به حيثيت اجتماعى او ضربه نمىزند آيا بر او واجب است كه آن پول را براى حج هزينه كند؟
[جواب]
باسمه تعالى: در دو فرض مذكور اگر بىنياز از آن زيورآلات باشد و هزينه كردن آنها براى حج، او را دچار سختى و مشقّت و زحمت نمىسازد، بر او واجب است به حج برود، و اللَّه العالم.
(56)
من زنى هستم كه قطعه زمينى دارم كه سالانه به اندازه هزينه زندگى سالانهام براى من بهره و سود مىرساند و هيچ موردى جز اين منبع براى گذران زندگى خويش ندارم، آيا بر من واجب است كه آن را براى تأمين هزينه حج بفروش برسانم يا خير؟
[جواب]
باسمه تعالى: در فرض مزبور حج بر شما واجب نيست، و اللَّه العالم.
(57)
من زنى هستم كه همسرم فوت كرده است مقدارى پول به فرزندم دادم كه وسيله نقليهاى خريدارى كرد و با او در آن شريك شدم و در حال حاضر ماهانه به اندازه نياز و گذران زندگى به ما سود و بهره مىرساند، اگر فرزندم به من از آن مال، پولى پرداخت كرد كه به اندازه هزينه رفتن به حج بود، در اين صورت آيا مستطيع مىباشم با عنايت و توجه به اين نكته كه غير از اين مورد و منبع هيچ درآمد و سرمايهاى هم ندارم؟
[جواب]
باسمه تعالى: در فرض مزبور حج بر شما واجب نيست، و اللَّه العالم.
(58)
همسرم بدهى بسيارى دارد و مىخواهد مهريهام را براى پرداخت بدهىهايش هزينه كند، و از سوئى ديگر احتمال مىدهم كه اگر مهريهام را براى رفتن به حج هزينه كنم مرا طلاق دهد، آيا من مستطيع مىباشم و كدام يك مقدّم است، پرداخت بدهى همسرم يا رفتن به حج؟
[جواب]
باسمه تعالى: پرداخت بدهى همسرتان بر شما واجب نيست. بلى، اگر گرفتن مهريه و هزينه كردن آن براى رفتن به حج، باعث سختى و مشقّت شما گردد و باعث اختلاف و جدائى ميان شما و همسرتان گردد تا زمانى كه چنين است، حج بر شما واجب نيست، و اللَّه العالم.
(59)
من زنى هستم كه مقدارى از وسايل زينتى گران قيمت دارم و مىتوانم از راه تبديل آنها بصورت پول نقد، با قيمتى كمتر از قيمت فعلى آنها هزينه رفتن به حج را فراهم سازم، اگر شرايط ديگر استطاعت نيز فراهم شده بود آيا مستطيع مىباشم يا خير؟
[جواب]
باسمه تعالى: در فرض مزبور حج بر شما واجب است، و بايد به حج برويد، و اللَّه العالم.
(60)
من زنى هستم كه از پدرم املاك غير منقولى را به ارث بردهام و عايداتى نيز از آنها دارم، و همسرم هيچ درآمدى ندارد و خودم هزينه زندگى را از همان درآمدها و عايدات تأمين مىكنم، همچنين مالك مهريهاى هستم كه بر ذمّه همسرم مىباشد با اين شرايط، آيا مستطيع
مىباشد يا خير؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر فروش آن املاك و رفتن به حج باعث مىشود كه شما به زحمت و مشقّت دچار شويد حج بر شما واجب نيست، و اللَّه العالم.
(61)
زمانى كه من ازدواج كردم آنچه كه بعنوان مهريه نصيب من مىشد براى حج مستطيع مىشدم، اما همسرم مرا از اين فيض بزرگ و اين نعمت محروم ساخت و در حال حاضر هزينه رفتن به حج افزايش يافته است، بگونهاى كه آنچه از مهريه نصيب من مىگردد و بدستم مىرسد، پاسخگوى هزينه حج نيست، آيا حج بر ذمّهام مستقر شده است؟
[جواب]
باسمه تعالى: در فرض مزبور اگر گرفتن مهريه و هزينه كردن آن براى رفتن به حج در آن زمان باعث سختى و مشقّت شما مىگرديد هر چند از اين جهت كه سبب اختلاف و نزاع ميان شما بود، حج بر شما مستقر نشده است، و اللَّه العالم.
(62)
اگر زنى توان پرداخت هزينه حج و رفتن به آنجا را داشت اما همسرش مبالغ زيادى بدهكار بود، آيا اين زن حق دارد كه حج را ترك نموده و همسرش را براى پرداخت بدهيهاى او يارى و كمك كند، يا آنكه حتماً بايد به حج برود؟
[جواب]
باسمه تعالى: پاسخ اين سؤال در مسأله 58 گذشت، و اللَّه العالم.
(63)
اگر كسى هزينه حج را داشت اما هزينه قربانى را نداشت، آيا مستطيع مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر مىتواند- بدون زحمت و مشقّت روزه بگيرد- مستطيع شمرده مىشود، و اللَّه العالم.
(64)
آيا نداشتن هزينه كفّاره با علم به اينكه عامل آن رخ مىدهد و پيش خواهد آمد [يعنى خود او مىداند كه يكى از محرمات كفّارهدار را در سفر حج انجام مىدهد] آيا مانع از حصول استطاعت مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: خير، مانع نخواهد شد، و اللَّه العالم.
(65)
اگر كسى از راه حرام اموال بسيارى را جمعآورى كرده، آيا مستطيع مىشود؟ و آيا حج بر او واجب مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: چنانچه اموال جمعآورى شده از ربا بوده و جهل به حرمت آن هم داشته و صاحبان آن اموال را هم نمىشناسد، در اين صورت بعيد نيست كه با تحقق شرايط ديگر استطاعت، حج بر او واجب شده باشد. و در غير اين مورد، اگر مال حلالى نداشت كه با آن استطاعت حاصل گردد، مستطيع شمرده نمىشود، و اللَّه العالم.
(66)
اگر چنانچه شخص مقدار مالى را كه مالك آن مىباشد مىداند اما نمىداند كه اين مقدار مال، آيا به اندازه هزينه حج مىباشد يا خير، در اين حالت، آيا بر او واجب است كه به تحقيق و جستجو بپردازد؟
[جواب]
باسمه تعالى: احتياط واجب آن است كه تحقيق و تفحّص كند، و اللَّه العالم.
(67)
اگر كسى نذر كرد كه با پاى پياده به حج برود، در اين صورت آيا
در استطاعت او بودن مركب و وسيله سفر شرط است يا آنكه فقط بودن زاد- هزينه سفر- كفايت مىكند؟
[جواب]
باسمه تعالى: در اين فرض نيز بودن مركب و وسيله سفر، براى رفتن به حج در استطاعت معتبر مىباشد، و اللَّه العالم.
(68)
كسى كه مستطيع نبوده اگر حج بجا آورد بدين صورت كه يا خدمه كاروان يا روحانى آن و يا مانند آنها بوده است، آيا بجا آوردن حج بدين صورت ذكر شده مجزى از حجة الاسلام مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: افرادى كه در سؤال ذكر شدهاند به هنگام خدمت كردن به حجّاج مستطيع مىباشند، و اللَّه العالم.
(69)
اگر كسى توان پيادهروى- آن هم بدون زحمت و مشقّت- را داشت و اين كار او هم منافاتى با شخصيّت و شأنيّت او نداشت و يا آنكه منافات داشته باشد، اما با پاى پياده به حج رفت، آيا اين حج او مجزى از حجة الاسلام مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر وسيله سفر در اختيار نداشت و بدين صورت كه گفته شده است حج را بجا آورد، حج او مجزى از حجة الاسلام نيست، و اللَّه العالم.
(70)
در فرض مسأله قبلى، كسى كه معتقد به وجوب حج بر خود بود، هر چند كه با پاى پياده باشد، حكم او چيست؟ و آيا مجزى از حجة الاسلام مىباشد يا خير؟
[جواب]
باسمه تعالى: در اين صورت نيز، حج او مجزى از حجة الاسلام نيست، و اللَّه العالم.
(71)
اگر به يك سيد هاشمى، سهم سادات داده شود، آيا مىتواند آن را براى حج هزينه كند و در صورت هزينه كردن، آيا مجزى از حجة الاسلام مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر به هنگام گرفتن سهم سادات فقير بود و به اندازه نياز و مؤونه يك سال را گرفته بود اما مال ديگرى به او رسيد مثل هديه و غيره...
كه همه آنها روى هم رفته به اندازه هزينه زندگى و مؤونه حج بود، در اين صورت بعيد نيست كه حج بر او واجب شده باشد، و اللَّه العالم.
(72)
كسى كه استطاعت حج را دارا بود، اما نوهاى داشت كه نياز شرعى و عرفى به ازدواج كردن داشت، بگونهاى كه اگر ازدواج نكند به حرام مىافتد، آيا حج بر او واجب است يا آنكه مال خود را براى ازدواج نوهاش هزينه كند؟
[جواب]
باسمه تعالى: هر كسى كه مستطيع شده است بر او واجب است به حج برود مگر آنكه رفتن او به حج باعث شود كه خود او به زحمت و مشقّت دچار شود، و اللَّه العالم.
(73)
معمولًا در سند ازدواج مبلغ كلان و هنگفتى ثبت مىشود كه بعداً پرداخت خواهد شد، آيا اين موضوع استطاعت را (براى زنى كه قصد ازدواج دارد)، محقّق مىسازد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر همسر توان پرداخت مهريه مذكور در سند ازدواج را به مقدارى كه براى حج كفايت مىكند، دارد و درخواست و مطالبه زن از همسرش باعث نمىشود كه به سختى و زحمت و مشقّت بيفتد، نسبت به اين زن استطاعت محقق مىشود، و احوط آن است كه مهر به گونهاى باشد كه زن به معصيت ترك حج دچار نشود و همچنين شوهرش نيز به معصيت ترك اداى واجب گرفتار نشود، و اللَّه العالم.
(74)
من دخترى هستم كه 25 سال دارم كه مىتوانم در مدت 5 سال با كارى كه دارم، مقدارى از مال را جمعآورى نمايم كه به اندازه هزينه سفر و رفت و برگشت حج باشد، ولى خانوادهام و بستگانم مىگويند كه تو بايد اموالت را براى ازدواج ذخيره كنى، زيرا كه از نظر سن و سال بزرگ شدهاى و تأخير ازدواج مشكل است، در حال حاضر وظيفه من چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: نياز به ازدواج در آينده مانع از تحقق استطاعت نمىباشد، و اللَّه العالم.
(75)
زمانى كه همسرم در قيد حيات بود نام مرا در قرعهكشى حج به همراه ديگر حاجيان ثبت كرد و پس از گذشت چند سال، نام من در قرعهكشى در حالى درآمد كه سرپرستى بچّههاى كوچكى بر دوش و عهده من است و هيچ درآمدى هم ندارم، آيا در اين صورت واجب است كه به حج بروم؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر مالى به اندازه كافى براى هزينه حج و زائد بر نياز و
هزينه زندگى خود و فرزندان خود نداريد لازم نيست كه به حج برويد و مخفى نماند كه اگر بچههاى خردسال، اموالى داشتند با اجازه وصى و در صورت نبودن وصى با اجازه حاكم شرع، آن اموال براى نياز زندگى آنها، هزينه مىشود، و اللَّه العالم.
(76)
من و شوهرم با همديگر بصورت مشترك كار مىكنيم و آن بافتن فرش دستى است، و بصورت مساوى مالى نصيب ما مىشود، و به اندازه يك نفر استطاعت مالى براى حج داريم، در اين فرض كدام يك از ما بايد اول به حج برود؟
[جواب]
باسمه تعالى: حج بر هيچ كدام از شما دو نفر واجب نيست، و اللَّه العالم.
باز بودن راه:
(77)
اگر كسى بيمار بود بگونهاى كه نمىتوانست هواپيما سوار شود و هيچ وسيله ديگرى براى رفتن به حج وجود نداشت، آيا اين شخص مستطيع مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر احتمال مىدهد كه حتى در سالهاى آينده نيز از رفتن به حج عاجز و ناتوان باشد در اين صورت، با رعايت شرايط نائب، احتياط واجب اين است كه نائب بگيرد، و اللَّه العالم.
(78)
اگر حاجى، در راهى كه به حج مىرود، در برخى از راهها كه مجبور است از آنجا بگذرد برخى از بيماريهاى مسرى مانند طاعون وجود