به تقليد حضرتعالى برگشته است، نظر حضرتعالى درباره حج اين شخص چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: حج او صحيح است و مجزى از حجة الاسلام مىباشد، و اللَّه العالم.
(87)
اگر طالب و دانشپژوه علوم دينى «روحانى» به هنگام بازگشت از سفر حج خود، محتاج و نيازمند به گرفتن شهريه باشد، آيا مستطيع بشمار مىآيد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر مالك مالى باشد كه به اندازه هزينه حج باشد و كفايت كند، مستطيع بشمار مىآيد، و اللَّه العالم.
(88)
من زنى هستم كه بعد از فوت همسرم با ارثى كه به من رسيده است مستطيع شدهام، اما كارمند هم نيستم و هيچ منبع درآمد و كسبى هم ندارم تا بتوانم پس از بازگشت از حج هزينه و نياز زندگيم را تأمين كنم، آيا حج بر من واجب شده است؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر رفتن و سفر براى حج و بازگشت از آن باعث زحمت و مشقّت براى شما مىشود، حج بر شما واجب نيست، و اللَّه العالم.
(89)
نظر حضرتعالى اين است كه فرمودهايد: «اگر مصرف نمودن و هزينه كردن مال براى سفر حج در همان سال باعث دچار شدن به سختى و زحمت و مشقّت پس از بازگشت از حج گردد در اين صورت حج واجب نمىگردد».
حال اين سؤال مطرح مىشود: اگر كسى ملتزم شد كه در تمام روزهاى سال ديگر هزينههاى شخص را حتّى اگر از وجوه شرعى مانند خمس باشد پرداخت كند و تأمين نمايد، و او از كسانى است كه مىتوان به سخن و گفتار او اعتماد و اطمينان پيدا كرد، و رضايت هم حاصل شد و گيرنده در حال حاضر بالقوّه متمكن و توانمند شده است و پس از بازگشت از سفر مىتواند خود و خانوادهاش را از نظر هزينه زندگى و معيشت تأمين كند، و بر خود و خانوادهاش ديگر از كمبود و فقر و تهيدستى نمىترسد و همچنين در مصرف نمودن و هزينه كردن مال خود در راه حج، از دچار شدن به عسر و حرج و زحمت و مشقّت، نگرانى ندارد، آيا التزام شخص متعهد در تحقق استطاعت و وجوب حج كافى است؟
[جواب]
باسمه تعالى: در مفروض سؤال تحقق استطاعت بعيد نيست، و اللَّه العالم.
(90)
در فرض سؤال پيشين اگر كسى كه التزام داده بود- كه هزينه ديگرى را پس از بازگشت از حج پرداخت نمايد- عمداً يا بخاطر عذرى به قولش عمل نكرد و به گفتارش وفا ننمود و اين چنين كارى باعث شد كه براى گذران زندگى خود و خانوادهاش به سختى و زحمت بيفتد و دچار مشكلات شود، آيا اين چنين حادثهاى كشف از نداشتن استطاعت او از همان آغاز موضوع خواهد كرد، و در اين صورت، حج او مجزى نخواهد بود و در صورتى كه پس از آن مستطيع گردد حج بر او واجب مىگردد يا خير؟
[جواب]
باسمه تعالى: حج او صحيح است اما در كفايت آن از حجة الاسلام اشكال است، گرچه بعيد نيست كه كافى باشد و اگر پس از آن مستطيع گرديد احتياط آن است كه به نيّت ما فى الذّمة حج را بجا آورد، و اللَّه العالم.
مسائل متفرقه استطاعت:
(91)
شخصى از شهر و ديار خويش حركت كرد- در حالى كه استطاعت نداشت، تا آن كه به ميقات رسيد و در آنجا استطاعت پيدا كرد، آيا حجّى كه بجا آورده است، كفايت از حجة الاسلام مىكند؟
[جواب]
باسمه تعالى: حج او در صورتى كفايت از حجة الاسلام مىكند كه نفقه و هزينه خود و خانوادهاش را، اضافه بر مالى كه براى حج هزينه كرده است، داشته باشد و با مصرف نمودن و هزينه كردن مال خود در حج، پس از بازگشت به شهر و ديار خود نزد زن و فرزندش، به زحمت و مشقّت دچار نشود، و اللَّه العالم.
(92)
شخصى براى رفتن به حج مستطيع شده است اما فصل حج مصادف با زمان امتحانات دانشگاهى او شده است، به گونهاى كه اگر به حج برود باعث مردود شدن و از دست دادن يك سال وقت او مىگردد، آيا حج بر او واجب است؟
[جواب]
باسمه تعالى: بنا بر احتياط حج بر او واجب مىشود، و اللَّه العالم.
(93)
اگر شخص سفيه، مستطيع گردد، آيا حج بر او واجب مىشود؟ و
بر فرض واجب شدن، اگر نياز به همراه داشت، آيا هزينه همراه او نيز از شرايط استطاعت مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: آرى، واجب است، و بر ولىّ او واجب است كه از اموال سفيه هزينه كند تا حج را بجا آورد، و اگر رفتن به حج او متوقّف بر همراهى نمودن كسى باشد كه بايد هزينه او نيز پرداخت شود، در اين صورت نفقه همراه او هم از هزينههاى حج بشمار مىآيد، و اللَّه العالم.
(94)
لنگ يا نابينا يا غير اينها كه حتماً بايد همراهى داشته باشند تا آنها را در سفر حج يارى كند و نمىتوانند به تنهايى اعمال حج را بجا آورند، اگر به مقدار هزينه حج خود دارا باشند آيا اين چنين افرادى: مستطيع مىباشند؟
[جواب]
باسمه تعالى: پاسخ اين مسأله از پاسخ مسأله پيشين معلوم شد، و اللَّه العالم.
(95)
اگر كسى معتقد بود كه استطاعت ندارد و نيّت حج مستحبى كرد، سپس مشخص شد كه مستطيع بوده است، آيا اين حج مجزى از حجة الاسلام مىباشد يا خير؟
[جواب]
باسمه تعالى: آرى مجزى مىباشد، و اللَّه العالم.
(96)
اگر حج بجا آورد و چنين پنداشت كه مستطيع بوده است، اما غافل از بدهى خود بود سپس مشخص و آشكار شد كه بدهكار بوده است.
آيا اين حج او مجزى از حجة الاسلام مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر حج او منافاتى با اداى آن بدهىها نداشته باشد مجزى مىباشد، و اللَّه العالم.
(97)
اگر حج بجا آورد و مىپنداشت كه مستطيع است، سپس مشخص شد كه برخى از شرايط، وجوب حج در او وجود نداشته و براى او فراهم نشده بود آيا حج او مجزى از حجة الاسلام مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: نه مجزى نمىباشد، و اللَّه العالم.
(98)
زنى استطاعت حج براى او فراهم گرديد اما همسرش در ماههاى حج فوت كرد. در اين صورت آيا حج بر او واجب مىباشد، در حالى كه در عدّه وفات مىباشد، يا آنكه وجوب حج در اين سال از او ساقط مىگردد و در سال بعد بعد بايد حج را بجا بياورد؟
[جواب]
باسمه تعالى: وجوب حج از او ساقط نمىشود و عدّه وفات منافاتى با وجوب حج ندارد، و اللَّه العالم.
(99)
كودكى است كه پدرش به او زمينى براى ساختن و سكونت در آن در آينده، بخشيده است. پس از گذشت چندين سال از بلوغش آن را فروخت و با پول آن خانهاى را خريد و در آن سكونت گزيد، آيا حج بر او مستقر شده است؟ با عنايت و توجّه به اين موضوع كه در آن زمان از وجوب حج بر خود غافل بوده است؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر در آن زمان همه شرايط استطاعت را دارا بوده است و در حال حاضر رفتن به حج بر او سخت و دشوار نيست، بنا بر احتياط، حج
بر او واجب مىباشد، و اللَّه العالم.
(100)
اگر كسى نذر كرد كه مبلغى از مال را به فقير و نيازمندى بدهد، سپس مالى به دست او رسيد و با آن مستطيع گرديد اما اگر بخواهد به نذر خويش وفا كند و مبلغى را كه نذر كرده است به فقير بدهد استطاعت او از بين مىرود و نمىتواند به حج برود، در حال حاضر وظيفه او چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: بر او واجب است كه به حج برود، و اللَّه العالم.
(101)
اگر كسى خواست كه به حج برود و حقوقى كه بر ذمّه و عهده او است مانند خمس و زكات را پرداخت كرد، اما كفّاره روزه بر عهده او بود كه آن را به فقرا پرداخت نكرده است، آيا ضرر و آسيبى به حج او مىرساند؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر مىتواند پس از اين- در آينده- كفّارهاش را ادا كند، حج بر او واجب مىباشد، و اللَّه العالم.
(102)
در مناسك حضرتعالى چنين آمده است «اگر حج بر كسى واجب گرديد و خمس يا زكات يا ديگر حقوق واجب بر ذمّهاش بود، لازم است كه آنها را ادا كند» حال اين سؤال مطرح مىشود، آن حقوقى كه لازم است پرداخت كند، غير از خمس و زكات چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: رد مظالم و كفّاراتى كه بر عهده و ذمّه او است در صورتى كه بتواند آنها را ادا نمايد، و همچنين بدهيهاى مردم در صورتى كه از او درخواست و مطالبه نمايند، و اللَّه العالم.
(103)
زنى هزينه رفت و برگشت به حج را دارا مىباشد. اما اگر آنچه را كه داراست در راه حج هزينه كند، از پرداخت نفقه به همسرش، (بخاطر فقر و تنگدستى همسر و ناتوانى مالى او از پرداخت نفقه) محروم مىگردد، يا آن كه همسرش از نظر وضعيت معيشتى خاصى كه دارد، دچار زحمت و مشقت مىگردد، آيا حج بر اين زن واجب مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر انجام حج موجب دشوارى و سختى براى خود زن مىشود، و پيش از اين هم حج بر او مستقر نشده بود، حج بر او واجب نمىشود و دشوارى و سختى همسر، مانع از وجوب حج بر زن نيست، و اللَّه العالم.
(104)
اگر كسى برخى از مقدمات استطاعت را به علت و انگيزهاى غير اختيارى پيش از آنكه اعمال حج را به پايان برساند، از دست بدهد، آيا بر او واجب است كه حج را به پايان ببرد؟ و آيا اين حج او مجزى از حجة الاسلام مىگردد؟
[جواب]
باسمه تعالى: مجزى از حجة الاسلام نيست اما اگر برخى از مقدمات استطاعت را پس از دخول به مكه از دست داده باشد، شايسته است كه آن را به پايان ببرد، و اللَّه العالم.
(105)
اگر كسى خود را در سال جارى براى نيابت از كسى اجير كند، سپس با بخشش يا ارث و مانند اينها استطاعت براى او فراهم گردد، آيا حج را براى خودش انجام دهد يا بر اساس همان قرارداد اجاره و نيابت كه قبل
از فراهم شدن استطاعت، بسته شده است، عمل كند؟
[جواب]
باسمه تعالى: براى خودش حج را بجا آورد، و اگر قرارداد اجاره مقيد به همان سال جارى- كه استطاعت براى او فراهم شده است- باشد، اجارهاش باطل مىگردد و اگر حج نيابتى را بجا آورد حج او صحيح مىباشد و مستحق اجرت المثل نيز مىباشد، و اللَّه العالم.
(106)
در مناسك حضرتعالى چنين آمده است: «اگر حج متوقف بر ارتكاب كار حرامى باشد كه پرهيز و دورى كردن از آن مهمتر از حج است، در اين صورت حج واجب نمىشود» حال اين سؤالها در اين رابطه مطرح مىشود:
الف- آيا از مصاديق اهميت، آن است كه اگر حج او متوقف و مشروط به ارتكاب جعل و نيرنگ در برگهاى درخواست ويزا باشد بدين گونه كه برخى از نامها را بصورت مستقيم و غير مستقيم جابجا كند.
همانگونه كه در برخى از كشورها چنين كارى صورت مىگيرد؟
ب- آنچه كه حرام است اما جايز است كه انسان مرتكب آن گردد و حج مهمتر از آن هم باشد، چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: الف- اين كارها از مصداقهاى آنچه كه گفته شده است، نمىباشد، و اللَّه العالم.
ب- مانند دروغ گفتن به ظالم و ستمگر تا دست از جلوگيرى از رفتن به حج بردارد، زيرا كه حج مهمتر از ترك آن دروغ است، و اللَّه العالم.