بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 5

استطاعت‌

(1)

در جاهائى سازمانهاى دولتى يا خصوصى و ملّى، تعداد معيّن و مشخصى را با قيد قرعه تعيين نموده و براى حج اعزام مى‌كنند، آيا شركت كردن در اين قرعه‌كشى، به اميد آنكه در سال جارى قرعه بنام او در آيد واجب است يا خير؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: اگر استطاعت مالى و بدنى داشت، احتياط لازم آن است كه در اين قرعه‌كشى شركت كند، و اللَّه العالم.

(2)

اگر استطاعت بدست آمد و شخص مكلّف نسبت به تهيه مقدمات سفر اقدام كرد و نامش را در ليست قرعه ثبت و يادداشت كرد، اما نام او در قرعه‌كشى در نيامد و در همان سال نيز توان رفتن به حج را هم نداشت، آيا حج بر او مستقر مى‌شود؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: اگر مى‌تواند- بدون آن كه مجبور به تحمل سختى و مشقّت باشد- از راه ديگرى به حج برود، حج بر او مستقر مى‌گردد، و اللَّه العالم.

(3)

در فرض مذكور- در مسأله قبلى- اگر قرعه بنام او در سالهاى بعد


صفحه 6

درآمد، آيا جايز است كه استطاعت خود را بصورت اختيارى زايل كند، مثلًا مالش را به كسى ببخشد يا خير؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: احتياط آن است كه استطاعت مالى‌اش را زايل نكند، و اللَّه العالم.

(4)

در همان فرض مذكور، اگر عذرى شرعى براى او پيش آمد مثلًا اگر دستگير شد، و يا دولت از سفر او جلوگيرى كرد و غيره، در اين صورت آيا حج بر او مستقر مى‌شود؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: در فرض سؤال حج بر او مستقر نمى‌شود، و اللَّه العالم.

(5)

اگر استطاعت مالى براى او بوجود آيد، اما در حال حاضر دولت براى حج ثبت نام نمى‌كرد و براى رفتن به حج، راهى جز ثبت نام ندارد، در اين صورت، آيا جايز است كه در مال خود تصرف كند كه استطاعت را از بين ببرد؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: در فرض سؤال، تصرّف در مال، اشكالى ندارد، و اللَّه العالم.

(6)

كسى كه از نظر مالى مستطيع شده، و در سازمان حج و زيارت ثبت نام كرده و پيش از آن كه نوبت او فرا رسد و نام او در قرعه‌كشى درآيد، به آن مال سپرده شده در سازمان حج و زيارت، نياز پيدا كرد، در اين صورت، آيا مى‌تواند آن مالى را كه در حساب سازمان حج و زيارت است، خارج سازد و در موردى كه نياز دارد آن را هزينه كند، و به اين وسيله از استطاعت خارج شود، يا آن كه حج بر او مستقرّ شده و جايز نيست كه‌


صفحه 7

مالش را از حساب سازمان حج و زيارت خارج سازد؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: اگر مجبور است كه مالش را از حساب سازمان خارج سازد، به گونه‌اى كه بودن آن مال در حساب سازمان او را به سختى و مشقّت دچار سازد، در اين صورت جايز است كه مالش را از حساب سازمان خارج سازد، و اللَّه العالم.

(7)

فرزندى، در سازمان حج و زيارت، مادرش را ثبت نام كرد و در قرعه‌كشى نام او در سالهاى بعدى درآمد اما پيش از آن كه نوبت او در آن سال فرا رسد، مادرش فوت كرد در اين صورت آيا حج بر او مستقر شده است يا نه؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: اگر براى رفتن به حج، راه ديگرى نداشته يا آن كه بر او سخت و دشوار بود، حج بر او مستقر نشده است، و اللَّه العالم.

(8)

كسى كه همانند يك كارمند مسئوليت برخى از كارهاى ادارى و فراهم نمودن نيازهاى حجاج را بر عهده دارد و به مقتضاى سيستم و سازمان دولت متبوع خويش، پيش از فرا رسيدن ايام حج به شهر و ديار خويش برگردد اما مى‌توانست با گذشت كردن از حقّ اجرت خود- كه در برابر خدمت‌رسانى به حجاج به او پرداخت مى‌شد- اجازه ماندن را در آنجا بدست آورد، در اين صورت آيا چنين كارى بر او واجب است، و حج او حجة الاسلام شمرده مى‌شود؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: در فرض سؤال بنا بر احتياط- اگر اقوى نباشد- بر شخص‌


صفحه 8

لازم است در صورتى كه استطاعت مالى و بدنى دارد اجازه ماندن در آنجا را بگيرد و حج را انجام دهد، و اللَّه العالم.

(9)

حضرتعالى در مناسك فرموده‌ايد: «اگر حج بر كسى واجب شد و شخص مكلّف در اداى آن كوتاهى و اهمال كرد تا آن كه استطاعت او زايل گرديد و از بين رفت، به هر صورت كه مى‌تواند واجب است كه آن را بجا آورد»، حال اين سؤال مطرح مى‌شود، اگر قرض انسان را در مقابل مردم كوچك كند تكليف چيست؟ و آيا بايد قرض كند و به حج برود؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: اگر مى‌تواند قرض بگيرد يا آن كه درخواست هبه و بخشش بكند، احتياط واجب آن است كه اين كار را انجام دهد و با آن حج را بجا آورد، و اللَّه العالم.

(10)

اگر براى كسى شرايط استطاعت فراهم شد، اما براى رفتن به حج اهمال و سستى كرد تا آن كه فقير شد، بگونه‌اى كه شرايط فعلى و وضع مالى او اجازه نمى‌دهد كه حج را ادا كند، در اين صورت: آيا كسى مى‌تواند از طرف او بصورت تبرعى حج را بجا آورد، و آيا به اين صورت- انجام دادن حج تبرعى ديگرى از طرف او- ذمّه او فارغ مى‌شود؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: مجزى بودن حج تبرعى از طرف كسى كه مالى ندارد، مشكل است، و در صورتى كه بتواند خودش به حج برود، بر او واجب است، و اللَّه العالم.

(11)

اگر كسى مالى را به اندازه رفتن به حج، پيش از روزهاى حج،


صفحه 9

بدست آورد و مالك آن شود در اين صورت آيا جايز است كه آن را در سفر زيارتى، هزينه كند، و حج را از دست بدهد، و آيا با اين كار، حج بر ذمّه او مستقر مى‌شود؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: چنانچه شخص مى‌تواند در آن سال به حج برود بر او واجب است كه آن مال را حفظ و نگهدارى كند، وگرنه، حج بر او مستقر مى‌گردد، و اللَّه العالم.

(12)

مؤسسه و هيئتى وجود دارد كه براى اشخاص گذرنامه و مجوز سفر حج را تهيه مى‌كند لكن براى گرفتن مجوز شرائطى قرار داده است در صورتى كه مراجعه‌كننده بعضى از آن شرائط را ندارد ولى به دروغ يا توريه اظهار مى‌كند كه واجد شرائط است و با اين طريق به حج مى‌رود آيا حجش صحيح است يا نه؟ و اگر قبلًا حج نكرده آيا حج او حجة الاسلام واقع مى‌شود يا نه؟ و آيا بر او لازم است توريه كند تا حجة الاسلام را انجام دهد؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: آرى، بايد توريه كند و با اين كار مستطيع مى‌گردد، و در صورتى كه قبلًا به حج نرفته باشد، حج او، حجة الاسلام بشمار مى‌آيد، و اللَّه العالم.

(13)

زنى، بار اوّل حج واجب خود را انجام داده است، و با توجه به دشواريها و سختى‌هاى اعمال و مناسك حج، و سستى بدن او، آيا جايز است كه در سالهاى بعدى فقط به زيارت بارگاه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به مدينه برود و به زيارت ايشان اكتفا كند؟


صفحه 10

[جواب‌]

باسمه تعالى: بلى، جايز است، و اللَّه العالم.

(14)

كسى كه مى‌خواهد اعمال حج را بجا آورد، آيا بر او جايز است كه از بانك دولتى بصورت ربا، وامى دريافت كند و نيّت كند كه بهره آن وام را پرداخت نكند بلكه خود بانك (يا از حقوق و يا از حساب بانكى او كه در آن بانك موجود است)، بصورت قسطى كسر خواهد كرد؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: چنانچه قرض‌گيرنده ملتزم به دادن زيادى نشود و در وقت قرض گرفتن قصدش اين باشد كه زيادى را به بانك هبه نمايد قرض مزبور مانعى ندارد، و اللَّه العالم.

(15)

اگر- مثلًا- سه نفر براى تأسيس كاروان حج بيت اللَّه الحرام با همديگر شريك شدند، و همچنين براى خريد ابزار و وسايل كاروان نيز شريك شدند، اما آن وسايل را از مالكيت خود خارج كردند به اينگونه- بر اساس قول و قرارى كه با همديگر گذاشته بودند- كه همه آنها را در راه خدا بكار گيرند، و بر اساس قراردادى كه با همديگر گذاشتند كه اگر اين كاروان منحل شد همه ابزار و وسايل آن، به يك مؤسسه و نهادى خيريه و يا به كاروانى مشابه آن اهدا گردد و همچنين با همديگر قرار گذاشتند كه مديريت و سازماندهى اين كاروان نيز منوط و مشروط به رأى و نظر هر سه نفر آنها باشد. حالا اگر فرض كنيم كه يك نفر از آنها بر مديريت اين كاروان مستولى و حاكم شد و دو نفر ديگر را از اظهار نظر و مديريت آن بركنار كرد. در اين صورت: كسى كه مى‌خواهد با اين كاروان به حج برود، آيا جايز


صفحه 11

است كه با اين كاروان برود يا آنكه جواز رفتن او به حج، مشروط به اجازه گرفتن از دو شريك ديگر است؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: چنانچه شخص ببيند يكى از آنها متصدى كار شده و مديريت كاروان بر عهده او است، حمل بر صحت نموده و لازم نيست فحص نمايد [و مى‌تواند با اين كاروان به حج برود] بلى، اگر فهميد كه چيزهائى با پول همه آنها خريدارى شده است، جايز نيست كه در آن تصرف كند، مگر با اجازه گرفتن از آن دو شريك ديگر، كه بركنار شده‌اند، و اللَّه العالم.

(16)

آيا بر شخصى عامى جايز است كه به تنهائى بدون راهنما يا روحانى به حج برود با اينكه احتمال مى‌دهد در اعمال خود با مخالفت با احكام شرعى دچار مى‌شود؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: بر او واجب است كه مناسك حج را بياموزد حتى اگر در هنگام انجام دادن اعمال حج باشد، و نيازى نيست كه حتماً روحانى يا راهنما را همراه خود داشته باشد تا آنكه اعمال خود را بصورت صحيح انجام دهد و مطمئن شود كه صحيح انجام داده است، تا حكم به فارغ شدن ذمّه خود بدهد، و اللَّه العالم.


صفحه 12

شرايط وجوب حج‌

اوّل: كمال كه با بلوغ و عقل است‌

[چند مسأله‌]

(17)

اگر كودك بعد از احرام بستن و پيش از انجام دادن عمره تمتع يا پس از آن و قبل از انجام دادن اعمال حج تمتع بالغ شد، در حال حاضر وظيفه او چيست؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: اگر شرايط استطاعت را داراست در صورتى كه بتواند بايد به يكى از ميقاتها برگردد و از آنجا محرم شود، وگرنه، حج او، مجزى از حجة الاسلام نخواهد بود، و اگر استطاعت او باقى ماند در سال بعد بايد به حج برود، و اللَّه العالم.

(18)

اگر طفل مميّز محرم شد و در مشعر الحرام بالغ شد، اگر شرايط استطاعت را داشت، آيا حج او مجزى از حجة الاسلام مى‌باشد يا نه؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: مجزى نيست، و اللَّه العالم.

(19)

حدّ و مرز بلوغ نسبت به دختران چه مقدار است؟

[جواب‌]

باسمه تعالى: حدّ بلوغ براى دختران از نظر سنّى، كامل شدن نُه سال قمرى است، و اللَّه العالم.

حاجى نمودن كودك و ديوانه‌

(20)

آيا حاجى نمودن كودك مطلقاً مستحب است، يا آنكه به غير مميّز اختصاص دارد؟