چنين مىفرمايد:
سپاه پاسداران انقلاب اسلامى يك نيروى انقلابى است كه بر پايه دين و تقوا و درك و عمل انقلابى به وجود آمده و وظيفه اساسى نماينده اين جانب در آن عبارت از نظارت مستمر بر حفظ و استحكام اين پايه اساسى و برخورد با تخلفات و پيشگيرى از آنهاست. «1» هر چند آموزشهاى عقيدتى- سياسى از ابتداى تأسيس سپاه به شكلهاى گوناگون وجود داشته است، اما اهميت و نقش زيربنايى آن موجب شد تا اين مهمّ در چارچوب «نظام آموزشى» جامع و فراگيرى- كه در برگيرنده سطوح مختلف علمى و تخصص هاى گوناگون باشد- تحقق يابد.
در پى اين حركت، آموزشهاى عقيدتى- سياسى در قالب «نظام آموزشى» از سال 1364 شروع شد و بيش از نيمى از نيروى انسانى سپاه را تحت پوشش دورههاى مختلف «تداوم آموزش» قرار داد. اما با گذشت بيش از شش سال و كسب تجارب مفيدِ عملى و نيز با توجه به تحولات سالهاى اخير در اين نهاد مقدس- از جمله تشكيل نيروهاى پنجگانه سپاه، تصويب قانوناستخدامى و اعطاى درجات- ضرورت بازنگرى در «نظامآموزشى» احساس شد و نظام آموزشى كنونى جايگزين آن گرديد.
مشخصات «نظام آموزشى» عقيدتى- سياسى با توجه به تفاوت سطح تحصيلات رسمى نيروهاى سپاه و تقسيمبندى آنان به دو سطح «سيكل» و «ديپلم»، نظام آموزشى دربرگيرنده دو سطح زير است:
1- ورودى سيكل 2- ورودى ديپلم براى سطح يك، آموزش عمومى و سه مرحله آموزش ضمن خدمت (شامل دوازده دوره) و سه دوره آموزش تخصصى (تخصصى اوليه، تخصصى تكميلى و سرپرستى) در نظر
گرفته شده است.
سطح دو، شامل دورههاى كاردانى، كارشناسى، مقدماتى رستهاى، عالى رستهاى، دافوس، عالى جنگ و چهار مرحله آموزش ضمن خدمت (در دوازده دوره) مىباشد.
براى هر يك از دورهها كد و شماره مخصوصى در نظر گرفته شده كه مشخصكننده سطح، مرحله، و دوره است. به عنوان مثال: در شماره «121» رقم سمت چپ نشانگر سطح، رقم وسط بيانگر مرحله و رقم سمت راست گوياى دوره است.
از آنجا كه دورههاى عمومى، تخصصى و سرپرستى مرحله ندارند، رقم وسط با صفر مشخص شده است. به عنوان مثال، شماره «102»، نشانگر سطح يك و دوره دوم از دورههاى غيرتداوم است.
موضوعات آموزشى شامل موارد ذيل است:
1- اصول عقايد؛ 5- تاريخ اسلام؛ 2- اخلاق اسلامى؛ 6- دانش سياسى- اجتماعى؛ 3- احكام؛ 7- نظام دفاعى.
4- معارف قرآن؛ با توجه به تنوع موضوعات، به منظور سهولت كار، براى هر موضوع نيز شماره خاصى قرار داده شده كه در پى شماره هر دوره، پس از علامت (/) مىآيد.
براى مثال، عدد «5» در شماره «5/ 114» بيانگر آن است كه موضوع دوره يادشده، «تاريخ اسلام» است.
در مورد دورههاى تخصصى و سرپرستى براى رستههاى گوناگون، شماره جداگانهاى در نظر گرفته شده كه با گذاشتن خط تيره (-) پس از شماره گروه نوشته مىشود؛ مثلًا، دوره تخصصى تكميلى، ورودى سيكل از گروه عقايد در رسته بهدارى با شماره «5- 1/ 103» مشخص مىشود.
مركز تحقيقات اسلامى، عهدهدار تدوين متون آموزشى مورد نياز حوزه نمايندگى
ولى فقيه در سپاه است كه با توجه به سطح معلومات و تخصص نيروهاى آموزشى و نوع و حوزه مأموريت آنان، متن مورد نياز را تهيه و تدوين مىنمايد.
متون و جزوات اين مركز توسط گروههاى تحقيقاتى، تدوين و پس از طى مراحل بررسى و نظارت به تأييد «هيأت علمى»- كه جمعى از فضلا و استادان حوزه علميه قم هستند- مىرسد.
كتاب حاضر با شماره (كد) 4/ 233، شامل 6 فصل ازنظام آموزشى عقيدتى- سياسى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى است.
پيشنهادها و تجربيات مربيان ارجمند و برادران عزيز متربّى راهگشا و مشوّق ما در رفع كاستى هاى متون آموزشى خواهد بود.
از خدا مىخواهيم كه روز به روز بر بينش و آگاهيهاى اسلامى ما بيفزايد و آنها را عميقتر سازد.
اداره آموزشهاى عقيدتى- سياسى ستادنمايندگى ولىّ فقيه در سپاه
مقدمه انَّ هذَا الْقُرآنَ يَهْدى لِلَّتى هِىَ اقْوَمُ «1» ؛ به درستى كه اين قرآن به راهى هدايت مىكند كه استوارترين راه است.
قرآن كتاب آسمانى است كه از جانب خدا بر پيامبر اسلام (ص)، براى هدايت انسانها نازل شده است.
خداوند در اين كتاب شريف آنچه براى هدايت و سعادت بشر لازم بوده، بيان كرده است:
وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَىْءٍ «2» و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است.
ما مسلمانان، افتخارمان اين است كه پيرو چنين كتابى هستيم؛ پس بر ما لازم است كه هر چه بيشتر با قرآن آشنا شويم و از درياى معارف آن بهره برگيريم.
علاوه بر آن ما پاسداران انقلاب اسلامى، با پوشيدن لباس پاسدارى، به پاسدارى از قرآن و نظام جمهورى اسلامى كه بر مبناى قرآن است، كمر همت بستهايم؛ پس لازم است كه خود در حد توان قرآن را بشناسيم و معارف آن را فراگيريم و بدان عمل كنيم.
در پى جامه عمل پوشيدن به اين هدف، براى تدريس، در دوره 201، روانخوانى، تجويد و علوم قرآن تدوين شده است. البته فرض بر اين بوده كه برادران پاسدار مىتوانند به راحتى قرآن را بخوانند.
و در دورههاى ضمن خدمت انشاء اللّه در طول شش دوره نكتههاى تفسيرى آيات منتخب، بيان خواهد شد و در طول چنددوره نيز موضوعات مهم به صورت تفسير
موضوعى ارائه خواهد شد.
متن حاضر كه براى كد 4/ 205 تهيه شده تحت عنوان «استضعاف و استكبار در قرآن» است و در آن به مباحثى پيرامون اين موضوع پرداخته شده است.
معاونت متون آموزشى و كمكآموزشى مركز تحقيقات اسلامى
فصل اول: كليات
كليات هدف خلقت انسان، «عبوديت» است. اظهار بندگى به پيشگاه خداى جهان، پيشانى تواضع در محضر خدا بر خاك ساييدن و خودبينى و جبروت نفس را در هم شكستن و فرو ريختن، به امر خدا عمل كردن و بندگان خدا را گرامى داشتن و به آنان كه عيال خدايند «1» خدمت كردن و زمينه سعادت خويش و ديگران را فراهم آوردن، فلسفه خلقت و وظيفه انسان است. آنچه انسان را از انجام اين وظيفه باز مىدارد، استكبار، خودبرتربينى، بزرگىطلبى و هواپرستى است. نخستين موجودى كه از عبوديت و اطاعت خدا سرپيچى كرد، شيطان بود و استكبار و خود برتربينى، او را به سرپيچى از امر حق تعالى وا داشت:
«وَ اذْ قْلنا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِادَمَ فَسَجَدُوا الَّا ابْليسَ ابى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكَافِرينَ» «2» و هنگامى كه به ملائكه گفتيم: «براى آدم سجده كنيد!» پس همگى سجده كردند، جز ابليس كه سرپيچى كرد و استكبار ورزيد و او از كافران بود.
«قالَ يَا ابْلِيسُ ما مَنَعَكَ انْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَىَّ اسْتَكْبَرْتَ امْ كُنْتَ مِنَ الْعالينَ* قالَ انَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ» «3» خداوند فرمود: «اى ابليس، چه چيز مانع شد كه بر مخلوقى كه با دو دست خود
آفريدم، سجده كنى؟! استكبار ورزيدى يا از برترينها «1» بودى؟!» گفت: «من از او بهترم، مرا از آتش و او را از خاك آفريدهاى!» از آن پس، استكبار و تعصّب، ميراث شوم شيطان گرديد و انسانهايى بيشمار در اثر پيروى از راه شيطان به اين رذيله دچار شدند و از بهشت و سعادت اخروى محروم گرديدند:
«تِلْكَ الدَّارُ الْاخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوّاً فِى الْارْضِ وَ لَا فَساداً» اين سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه اراده برترى جويى و فساد در زمين ندارند.
در برابر استكبار، استضعاف است. ضعيف نگاه داشتن بندگان خدا توسط مستكبران تا بتوانند آنان را به بردگى بگيرند و تحمّل و پذيرش اين استضعاف از سوى مقابل، كه آن هم خلاف بوده و مؤاخذه و عقاب الهى را در پى خواهد داشت:
«انَّ الَّذينَ تَوَفَّيهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظالِمى أَنْفُسِهِمْ قالُوا فيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِى الْارْضِ قالُوا الَم تَكُنْ ارْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها فَأُولئِكَ مَأْويهُمْ جَهَنَّمُ وَ سَاءَتْ مَصيراً» «2» كسانى كه فرشتگان روح آنان را گرفتند، در حالىكه به خويشتن ظالم بودند، به آنان گفتند: «در چه حالى بوديد؟» گفتند: «ما در زمين مستضعف بوديم.» گفتند: «آيا زمين خدا وسيع نبود كه در آن هجرت كنيد؟!» آنان جايگاهشان دوزخ است و چه بد سرانجامى دارند.
بنابراين، هر انسانى تنها بايد بندگى خدا را بپذيرد و يوغ بندگى غير خدا را از دوش بردارد و در برابر آن مقاومت كند و يا از حوزه ستم و ستمكاران هجرت كند:
«لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً» «3»