بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 148

احاديث كه بيانگر اين امر است، توجه مى‌كنيم:
«وَالَّذينَ فى‌ امْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الَمحْرُومِ» «1» آنان كه در مال و دارايى خود، حقّى معيّن و معلوم كرده‌اند تا به فقيران سائل و فقيران آبرومند محروم رسانند.
«ما افاءَ اللَّهُ عَلى‌ رَسُولِهِ مِنْ اهْلِ الْقُرى‌ فَلِلَّهِ وَ لِلَّرسُولِ وَلِذِى الْقُرْبى‌ وَ الْيَتامى‌ وَ المَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ كَىْ‌لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ ا استكبار و استضعاف در قرآن 158 فهرست منابع‌ لْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ» «2» آنچه خدا از [دارايى‌] ساكنان آن قريه‌ها عايد پيامبرش گردانيد، از آن خدا و از آن پيامبر و متعلق به خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان است تا ميان توانگران شما دست به دست نگردد.
«انَّمَا الصَّدَقاتُ لِلِفُقَراءِ وَ الْمَساكينِ وَ العامِلينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِى الرِّقابِ وَ الغارِمينَ وَ فِى سَبيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبيلِ فَريضَةً مِنَ اللَّهِ ...» «3» مصرف صدقات تنها مختص فقيران و عاجزان و متصديان اداره صدقات و براى تأليف قلوب و آزادى بندگان و قرض داران و در راه رضاى خدا و براى در راه ماندگان است و اين (مصارف هشت گانه) فرض و حكم خداست حضرت رضا (ع) نيز در مقام بيان علت تشريع زكات مى‌فرمايد:
علت تشريع زكات، تأمين مخارج فقيران و محدود كردن اموال ثروتمندان است؛ زيرا خداوند برخورداران از نعمت را به رسيدگى مردم گرفتار زمان خود مكلّف ساخته است ... و آنان را به رعايت برابرى و مساوات و تقويت و رسيدگى به محرومان و يارى آنان در امر دين برانگيخته است. «4» بنابراين، برقرارى عدالت اجتماعى و ايجاد زمينه رشد و تعالى افراد جامعه، بدون تحقق چنين شرايطى ممكن نيست.



صفحه 149

وقتى خوى زمين خوارى و باغدارى و كاخ نشينى در بين مردم باشد، اسباب آن مى‌شود كه انحطاط اخلاقى بشود. اكثر اين خويهاى فاسد از طبقه مرفّه به مردم ديگر صادر شده است. «1» وظيفه حاكم اسلامى‌ رسالت حكومت اسلامى در همين عرصه‌ها نمايان مى‌شود واين همه تلاش و كوشش براى برقرارى حكومتى عادلانه، براى آن است كه همه افراد، از امكان مساوى براى استفاده از مواهب طبيعى بهره‌مند گردند، و بر اساس قسط و عدل زندگى كنند.
حاكم عادل بايد همه اموال فقيران و ستمديدگان و مستضعفان را از حلقوم توانگران و مترفان و مستكبران، كه به ناحق غصب كرده‌اند، بيرون بكشد؛ چنانكه امام على (ع) با رسيدن به حكومت، آشكارا اعلام فرمود:
«وَاللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزوِّجَ بِهِ النّساءُ وَ مُلِّكَ بِهِ الْأِماءُ لِرَدَدْتُهُ فَانَّ فِى الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ اضْيَقُ» «2» به خدا سوگند اگر اموال نامشروع را بيابم كه با آن‌ها زنان شوهر داده شده يا كنيزان خريده شده باشند، همه را باز مى‌گردانم. همانا در عدالت، وسعت و گشايشى است و بر كسى كه عدل و درستى بر او تنگ آيد، ستم وجور تنگتر خواهد آمد.
بر حاكم فرض است كه با به اجرا گذاشتن مقرراتى كه ثروت را تعديل مى‌كند، فقر و محروميت را از چهره قشر وسيع جامعه بزدايد تا عناوين غنى و فقير از جامعه رخت بربندد؛ چرا كه فلسفه عدالت در جامعه آن است كه فقيرى در جامعه باقى نماند «3» و زكات به قدرى به فقيران پرداخت شود كه ديگر نيازمند نباشند. «4» امامان (ع) درباره حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) فرموده‌اند:



صفحه 150

او، چنان مواساتى ميان مردم برقرار مى‌كند كه كسى به زكات نيازمند نمى‌شود. «1» امام خمينى (قدّس سرّه) نيز درك كردن درد فقيران و محرومان و قيام براى رفع محروميت آنان و نترسيدن از قدرت‌ها را از ويژگى‌هاى حكومت محرومان مى‌داند. «2» در نظام عادلانه اسلامى، نه تنها بايد توانگران از پول و ثروت خود به عنوان اهرم قدرت استفاده نكنند، بلكه با بيرون كشيدن حقوق محرومان از ثروت توانگران، از تكاثر ثروت نزد آنان نيز جلوگيرى شود. حضرت صادق (ع) در پاسخ فردى كه درباره دريافت پول در برابر تعليم كودكان پرسيده بود، فرمود:
مانعى ندارد، اما نبايد كودكان نزد تو در تعليم با يكديگر متفاوت باشند. هيچ يك از آنان بر ديگران برترى ندارند [و آن كه پول پرداخت كرده، نبايد از امتياز ويژه‌اى برخوردار باشد]. «3» از اين روايت بر مى‌آيد كه حكومت وظيفه‌اى دشوارتر بر عهده دارد و آن فراهم ساختن امكانات مساوى براى همه اقشار جامعه است و فرزندان توانگران، نبايد از امكانات ويژه‌اى برخوردار باشند.
اميرمؤمنان على (ع) از اين كه فردى مسيحى در حكومت اسلامى به كار گرفته شود و وقتى توان و نيرويش به پايان مى‌رسد، رها گردد و بقيه عمرش را در فقر و محروميت به سر برد، ناراحت مى‌شود و كارگزارانش را مورد عتاب قرار مى‌دهد و دستور پرداخت مخارجش را از بيت المال صادر مى‌كند. «4» در اين مكتب، بر حاكم جامعه فرض است كه تا وقتى فقر در جامعه وجود دارد، سطح زندگى‌اش را در حد فقيران جامعه پايين كشد تا تحمل فقر و محروميت بر آنان آسان باشد. «5» حاكم در اين نظام سياسى، پناهگاه مظلومان و مستضعفان و مأمور رعايت مساوات و عدالت است؛ چنان كه امام على (ع) به محمد بن ابى بكر، كارگزارش در مصر، دستور مى‌دهد:



صفحه 151

بالت را براى ايشان [فقيران‌] بگستر و پهلويت را براى آنان هموار كن و با آنان گشاده رو باش و آنان را به نگريستن زير چشمى يا خيره شدن بر چهره‌شان يكنواخت بدار [و مساوات راحتى در نگاه كردن رعايت كن‌] تا بزرگان در ظلم و ستم تو به سود خود طمع نكنند و فقيران از عدل و درستكارى تو نااميد نشوند. «1» وعده الهى‌ با توجه به وجود دو جريان حق و باطل در طول تاريخ و مظلوميت توده‌هاى مستضعف در برابر ظالمان و مستكبران، ميان اقوام و ملل مختلف نياز مشتركى مشاهده مى‌شود و آن اميد به برقرار عدالت و از بين رفتن ظلم و فساد و برقرارى حكومتى جهانى و جامعه‌اى سعادتمند است.
از آن جا كه خداوند متعال به همه نيازهاى فطرى انسان پاسخ مثبت داده و اسباب برآورده شدن آن‌ها را فراهم ساخته است، در پاسخ به اين نياز انسان نيز اراده‌اش بر حاكميت نهايى قسط و عدل و برچيده شدن ظلم و بيدادگرى تعلق گرفته است و مردم را به آمدن روزى نويد داده است كه عدالت بر جهان حاكم شود اين نويد اختصاص به امت اسلامى ندارد، بلكه كتاب‌هاى مقدس ملل و اقوام گذشته نيز تحقق چنين روزى را وعده داده و مردم را به ظهور دادگسترى كه جامعه آرمانى را ايجاد خواهد كرد، اميدوار ساخته‌اند؛ چنان كه در كتاب زرتشتيان آمده است:
بامداد روز فراز آيد، جهان را دين راستين فرا گيرد با آموزش‌هاى فزايش‌بخش پر خرد، رهانندگان كيانند؟ آنان كه بهمن به ياريشان خواهد آمد از براى آگاه ساختن «2» در عهد عتيق نيز آمده است:
اگر چه تأخير نمايد، برايش منتظر باش؛ زيرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد كرد ... بلكه جميع امتها را نزد خود جمع مى‌كند و تمامى اقوام را براى خويشتن فراهم‌


صفحه 152

مى‌آورد ... «1» در مزامير داوود آمده است:
زيرا كه شريران منقطع خواهند شد و اما منتظرانِ خداوند، وارث زمين خواهند شد. «2» در انجيل نيز آمده است:
چون پسر انسان در جلال خود با جميع ملائكه مقدس خويش آيد، آنگاه بر كرسى جلال خود خواهد نشست و جميع امتها در حضور او جمع شوند. «3» چنان كه در قاموس كتاب مقدس آمده، هر چند در برخى موارد پسر انسان بر «عيسى» منطبق است، در بسيارى موارد ديگر با مصلحى نجات دهنده كه در پايان جهان خواهد آمد، تطبيق دارد. «4» گر چه ممكن است ملل و اقوام مختلف، در تطبيق و مصداق اين مصلح و حكومت جهانى اش با يكديگر اختلاف نظر داشته باشند و يا دچار خطا و اشتباه گردند، اما در اصل اين آرمان با هم متفقند.
قرآن كريم نيز به عنوان آخرين كتاب آسمانى، در آيات متعددى از تحقق چنين جامعه‌اى در آينده خبر مى‌دهد.
روشن‌ترين آيه‌اى از قرآن كه حاكميت صالحان و مؤمنان و نابودى ظالمان و مستكبران را بشارت مى‌دهد، آيه «استخلاف» است.
«وَعَدَاللَّهُ الَّذينَ امَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الْارْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذى‌ ارْتَضى‌ لَهُمَ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ امْناً يَعْبَدُوُنَنى‌ لا يُشْرِكُونَ بى‌ شَيْئاً» «5»


صفحه 153

خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‌اند وعده مى‌دهد كه قطعا آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد و دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پا بر جا و ريشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدل مى‌كند، آن چنان كه تنها مرا مى‌پرستند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت.
علّامه طباطبائى ضمن مردود شمردن نظر كسانى كه اين آيه شريفه را تنها بر حاكميت بنى اسرائيل پس از غلبه فرعون تفسير كرده‌اند، مى‌نويسد:
خداى سبحان به كسانى كه ايمان آورده‌اند و عمل صالح انجام مى‌دهند، پديد آمدن جامعه‌اى صالح و خالى از كفر و نفاق و فسق را وعده داده است كه در آن، جز عقايد و اعمال حق نيست و مردم در كمال آرامش و امنيت از هر دشمن داخلى و خارجى و آزاد از هرگونه حيله حيله‌گران و ظلم ظالمان و زورگويى زورگويان، خواهند زيست. «1» بسيارى از مفسران، آيه «استخلاف» را با توجه به رواياتى كه از معصومين (ع) نقل شده است، دليلى بر ظهور حضرت ولى عصر امام زمان (عج) دانسته‌اند. از جمله اين روايات، حديثى از امام سجاد (ع) است كه حضرت پس از تلاوت اين آيه، مى‌فرمايد:
به خدا سوگند، اينان شيعيان ما اهل‌بيت هستند و خداوند به وسيله مردى از ما، كه مهدى اين امت است، آنان‌را در زمين جانشين خواهد كرد. «2» علّامه طباطبائى در اين باره مى‌گويد:
چنين جامعه مقدّس و با فضيلتى، از زمان بعثت پيامبر اكرم (ص) تا كنون تحقق نيافته و در مقام تطبيق، جز با زمان ظهور حضرت مهدى (عج) با توجه به ويژگى‌هاى آن حضرت، كه در اخبار متواتر از پيامبر (ص) و اهل‌بيت (ع) نقل شده، منطبق نيست. «3» دومين آيه‌اى كه متضمن وعده خداست، آيه «استضعاف» است. خداوند در سوره‌


صفحه 154

مباركه قصص مى‌فرمايد:
«وَ نُريدُ انْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الْارْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ ائِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ» «1» و اراده كرديم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند، منت نهيم و آنان را پيشوايان گردانيم و ايشان را وارث كنيم.
از روايات امامان معصوم (ع) در تفسير آيه شريفه مذكور كه آن را بر حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) تفسير فرموده‌اند، مى‌توان اختصاص نداشتن آيه را به حاكميت بنى‌اسرائيل دريافت. «2» پاره‌اى از اين روايات عبارتند از:
على (ع) مى‌فرمايد:
«لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيا عَلَيْنا بَعْدَ شِماسِها عَطْفَ الضَّروُسِ عَلى‌ وَلَدِها» «3» دنيا به سوى ما باز مى‌گردد و به ما مهربانى مى‌كند؛ مانند بازگشت شتر بدخو به سوى فرزندش.
سپس، آيه «استضعاف» را به عنوان شاهد قرائت مى‌فرمايد.
در روايتى ديگر امام صادق (ع) مى‌فرمايد:
اين آيه، مربوط به صاحب الامر است؛ كسى كه در آخر الزمان ظهور مى‌كند و جبّاران و فرعونيان را شكست مى‌دهد و شرق و غرب عالم را مالك مى‌شود و آن را چنان كه از ظلم و جور پر شده است، پر از عدل و داد مى‌كند. «4» علّامه طباطبائى روايات نقل شده در تفسير اين آيه را، از قبيل «جرى و انطباق» دانسته است «5»؛ چنان كه شهيد مرتضى مطهرى نيز براى اثبات حكومت جهانى حضرت‌


صفحه 155

ولىّ عصر (ع) به اين آيه تمسك جسته است. «1» حتى گروهى از نويسندگان معاصر و رهبر كبير انقلاب اسلامى، حضرت امام خمينى (قدّس سرّه) از شمول آيه براى قيام ملت‌هاى مستضعف و مظلوم عالم پيش از ظهور حضرت ولىّ عصر (ع) بهره جسته و پيروزى ملّت مسلمان ايران را در برابر مستكبران، تحقق وعده الهى دانسته‌اند. آن امام بزرگوار، در پيامى به مناسبت روز قدس مى‌فرمايد:
من اميدوارم كه يك حزب به اسم «حزب مستضعفين» در تمام دنيا به وجود آيد و همه مستضعفين با هم در اين حزب شركت كنند و مشكلاتى را كه سر راه مستضعفين است، از ميان بردارند و در مقابل مستكبران و چپاولگران شرق و غرب قيام كنند و ... اكنون كه نمونه‌اى از پيوند مستضعفين در بلاد مسلمين تحقق پيدا كرد، اين نمونه بايد در يك سطح وسيع‌ترى در تمام قشرهاى انسان‌هاى تاريخ حال و آينده تحقق پيدا كند و با اسم حزب مستضعفين كه همان «حزب اللّه» است و موافق اراده خداى تبارك و تعالى است كه مستضعفين بايد وارث زمين بشوند، ما از جميع مستضعفين عالم دعوت مى‌كنيم كه با هم در «حزب مستضعفين» وارد بشوند. «2» نكته شايسته توجه آن است كه حاكميت مستضعفان و رهايى‌شان از سلطه سياسى و اقتصادى مستكبران، زمينه هدايت و گرايش عمومى به فطرت توحيدى و پذيرش اسلام و حاكميت قوانين حياتبخش آن را فراهم خواهد ساخت.
امام خمينى (قدّس سرّه) در اين باره مى‌فرمايد:
با گسترش انقلاب اسلامى ايران، قدرت‌هاى شيطانى به انزوا كشيده خواهند شد و حكومت مستضعفان بر پا و زمينه حكومت جهانى مهدى آخرالزمان- عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف و ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- مهيّا خواهد شد. «3»