فصل «در مكان نمازگزار»
مىگويم مكانها هم مثل زمانها شريف و غير شريف و سعد و نحس دارد و امت مرحومه را سزاوار است كه شكر خدا كنند و بر پيامبر6خود ثنا گويند كه در امر مكان كار را بر آنها سهل و آسان نموده و تمام زمين را مسجد قرار داده و بجاى آوردن نماز را در همه جا جايز دانسته است ولى در عين حال سفارش زيادى نسبت به تعاهد مساجد و عدم تخلف از بجاى آوردن نمازهاى واجب در مسجد بخصوص براى همسايگان آن شده است، حتى در بعضى از روايات آمده است كه همسايه مسجد نمىتواند نماز خود را در غير مسجد بجاى آورد، پس بنده مراقب را سزاوار است كه در معناى مسجد و حق ادب و تعظيم آن، و قبح تخلف از حضور در مسجد بينديشد، و در اين امر كه گذشته از ثوابهائى كه براى حضور در مسجد و عبادت در آن بيان شده ذات اقدس حق در اينكه مساجد را خانه خود دانسته و ببندگان اجازه حضور در آنها را داده منتى بس بزرگ بر بندگان نهاده، تأمل كند، زيرا مسجد خانه خدا است و مقصود از اينكه كعبه و مسجد خانه خدا است با اينكه نسبت تمام زمين به ذات اقدس حق يكسان است، و مكانى از مكان ديگر به او
نزديكتر نيست اينست كه خدا با اين مكانها معامله هريك از ما با خانه خود مىكند، يعنى ذات اقدس حق اين امكنه بخصوص را محل ملاقات خود و مجلس انس و زيارت خويش قرار داده و با بندگان و زائران خود در اين مكانها معامله حضور و صحبت مىكند.
و چون هر مكانى را كه ما اراده كنيم كه مسجد قرار دهيم و منسوب به او سازيم و هر محلى را كه ما براى ملاقات و حضور و زيارت او معين نمائيم او پذيراى آن است، معناى اين امر اينست كه تعيين مجلس ملاقات و زيارت را هم بما واگذار نموده و اين خود از بزرگترين مكارم است.
مطلب ديگر اينكه آنچه از رفتار ذات اقدس حق با بندگانش در جميع ازمنه و احوال دانسته مىشود اينست كه سنت و رويه او با بندگانش بدين گونه است كه ابتدا با بردبارى و كرم و احسان و انعام و فضل و بخشش با آنها روبرو مىشود، قبل از آفرينش و پس از خلقت نعمتهاى بىشمارى بر آنها ارزانى مىدارد، و گناهانش را ناديده مىانگارد و از خطاها در مىگذرد و بخاطر معصيت و نافرمانى آنها، نعمتهايش را از آنها دريغ نمىدارد، و با آنها به رفق و مدارا و مهربانى و بزرگوارى معامله مىكند، هر چه آنها از او كناره بگيرند او آنها را به خود مىخواند و هر چه آنها پشت به او نمايند او رو سوى آنها مىكند تا آنجا كه ديگر عناد و انكارشان از حد بگذرد بگونهاى كه حكمت الهى تنبيه آنها را اقتضا كند اين هنگام است كه سلطان جلال و قهر حضرت حق ظاهر مىشود، قهرى كه هيچچيز را ياراى مقاومت در مقابل آن نيست.
لطف حق با تو مداراها كند
چونكه از حد بگذرد رسوا كند
و با عدل خود آنها را بازخواست نمايد و بخاطر كارهاى زشت
و گناهانشان آنها را رسوا سازد و به شديدترين وجه از آنها انتقام بگيرد.
در ابتدا او، با زبان حال آسمانها و زمين و تمام موجوداتى كه در اين ميان قرار گرفته و با زبان حال خود آنها از عقل و روح و نفس و قلب و خيال و حواس و ساير قوا و اعضاء و جوارحشان و به زبان انبياء و اوصياء و علماء و حوادث عالم وجود و وجوه حكمتى كه در نظام اين عالم به وديعه نهاده شده بندگانش را به اقرار به توحيد و يگانگى خود فرا مىخواند، و اين همه ندا بر گوش جان و عقل آنها مىرسد، و آنها را به ايمان به او و قدرت و عنايت او دعوت مىكند، اگر از قبول اين دعوت سرباززدند با بردبارى و حلم از آنها در مىگذرد و با معجزات انبياء و با رأفت و رحمتى كه از رأفت مادر و پدر نسبت به فرزندشان افزون است، اين دعوت را تأكيد مىكند تا شايد عناد و انكار بندگان بحكم عقل و حسن و عيان از بين برود، و بنده به خدا ايمان بياورد، و اگر اين هم كارساز نشد اينجا است كه آنها را گرفتار عذابى مىسازد كه آسمانها و زمين را قدرت تحمل آن نيست، و آنها را به بادى و يا صيحهاى و يا آبى، و يا آتشى عقوبت مىكند، و جز داستانى از آنها چيزى باقى نمىگذارد، و بوسيله آن عذاب آنها را روانه دوزخ مىسازد، دوزخى كه آتش عذابش شديد، و گرماى آن طاقت فرسا با پتكهائى از آهن، كه از آن آتش و از آنچه ما را در آن وارد سازد به خدا پناه مىبريم و اولياء و دوستان مقربش را (صلوات اللّه عليهم اجمعين) شفيع خود مىگردانيم.
و خلاصه كلام آنكه ذات اقدس حق همان گونه كه رحمان و رحيم و مهربان و عطوف و كريم است، همان گونه هم شديد العقاب است
پس مبادا كه بقول قرآن به كرم پروردگار مغرور شوى، و احسان و انعام او تو را بفريبد تا آنجا كه نافرمانى را از حد بگذرانى، و مبادا كه شيطان غرور، كرم و بزرگوارى اين پروردگار بخشنده و مهربان را سبب غرور تو گرداند بگونهاى كه ناگاه خود را در آتش دوزخ بيابى، زيرا از نشانههاى استدراج و اندك اندك گرفتار شدن اينست كه كرم و حلم پروردگار جرأت بنده را در ارتكاب گناه بيشتر كند و عظمت خدا را در نظرش بشكند، و لذا سزاوار است كه در اين همه نيكى و بزرگوارى كه خدا نسبت به تو داشته، و تورا به خانه خود دعوت نموده، بينديشى، و در اين تكريمى كه نسبت به تو روا داشته و تورا بحضور خود طلبيده و در مقابل اين عمل، آن همه اجر و پاداش برايت معين نموده و تو اين دعوت را ناديده گرفتى و از آن همه ثواب چشم پوشيدى، و از اين دعوت روى گردانيدى اندكى تأمل نمائى، و بر حذر باشى از اينكه مبادا اين همه حلم و بردبارى او نسبت به تو، همان استدراج و اندك اندك در وادى هلاكت افكندن تو باشد، و خود را موظف بدانكه اين نعمت بزرگ را حمد گوئى و در مقام شكر و سپاسگزارى آن برآئى، و اين دعوت را به نيكوترين وجهى پاسخگوئى، زيرا از نشانههاى عدم استدراج، توفيق يافتن بنده بحمد نعمتها است، چنانكه در روايات آمده است.
و لازم است كه هنگامى كه آهنگ مسجد مىنمائى و قصد احرام حضور خانه خدا مىكنى، به اندازه توانائيت در شناخت آداب حضور كوشا باشى، زيرا هر چه معرفت بيشتر باشد عمل باارزشتر است، و مراعات ادب، سبب تقرب بنده به خدا مىشود. و كسى كه آداب حضور را رعايت كند، اين عمل سبب قرب او به خدا مىشود، و قرب، سبب قبولى
اعمال، بلكه نفس قبولى، و هدف قبولى اعمال، و نهايت آرزوى هر آرزومندى است.
و بجا است كه براى شناخت آداب حضور حضرت ذو الجلال، آداب حضور سلاطين و حكام را ميزان قرار دهى پس هم چنانكه عظمت اين سلاطين با عظمت ذات اقدس حق قابل مقايسه نيست، هم چنين نسبت حق ادب حضور در محضر پروردگار هم با حق ادب حضور سلاطين و حكام قابل مقايسه نيست، و با توجه به اين امر است كه مىيابى نه تو و نه احدى قدرت مراعات حق ادب حضور پروردگار را ندارد.
پس از اينكه اين حقيقت را دانستى پس نيك بنگر كه در حضور پروردگار رفتارت چگونه است، و تقصير و قصور خود را هميشه مد نظر داشته باش كه همين امر تورا بباب كرم حضرت حق رهنمون شود، و توفيق رعايت آداب حضورش را از او طلب نما و زبان حالت اين آيه شريفه باشد كه:
أَمَّنْيُجِيبُالْمُضْطَرَّإِذادَعاهُوَيَكْشِفُالسُّوءَ.
آيا كسى هست كه آنگاه كه مضطر و درمانده او را بخواند جواب گويد، و گرفتاريش را برطرف سازد.
در اين هنگام است كه ابواب قبول بهرويت گشوده مىشود و آنكه نجاتدهنده هر درماندهاى است دعاى تورا اجابت مىكند.
در كتاب مصباح الشريعة در اين مورد از امام صادق7روايت شده كه آن حضرت فرمود:
هرگاه به درب مسجدى رسيدى پس بدانكه تو آهنگ سلطانى بزرگ و ملكى عظيم نمودهاى كه بر بساطش جز پاكيزهشدگان، ديگرى
پاى ننهد، و براى مجالست او جز صديقان و راستكرداران رخصت داده نشود و آنگاه كه بر بساط او قدم نهى بدانكه اگر اندك غفلتى از تو سر بزند در خطرى عظيم و پرتگاهى سهمگين قرار گرفتهاى، و بدانكه او قادر است كه بر هر گونهاى كه بخواهد از عدل و فضل خود، با تو معامله كند، پس اگر بر تو لطف فرمود و با فضل و رحمتش با تو معامله نمود طاعت اندك تورا مىپذيرد و در مقابل، اجر و پاداش بسيار نصيب تو مىگرداند، و اگر با عدلش با تو بخواهد معامله كند، و آنچه را كه تو مستحق آن هستى به تو بدهد تورا بازخواهدگردانيد و طاعتت را هر چه هم كه زياد باشد رد خواهد نمود و او آنچه را كه بخواهد مىكند.
پس در پيشگاه او به عجز و تقصير و فقر خود اعتراف نما، چرا كه تو قصد عبادت و انس با او نمودهاى و اسرارت را بر او عرضه نما و بدانكه پنهان و آشكار همه مخلوقات را او مىداند، و ذرهاى بر او پوشيده نيست، و در حضور او هم چون فقيرترين و بىچيزترين بندگانش باش و قلبت را از هر آنچه كه تورا از او به خود مشغول گرداند و حجاب بين تو و او گردد خالى نما چرا كه او جز پاكيزهترين و خالصترين دلها را نپذيرد، و نيك بنگر كه از كدامين دفتر اسمت خارج مىشود.
پس اگر حلاوت مناجات با او را چشيدى و از گفتگوى با او احساس لذت نمودى و از جام رحمت و كرامات او چشيدى اين نشانه حسن اقبال او بر تو و اجابت دعوتت از سوى او است و بدانكه براى خدمت او شايسته هستى، پس داخل مسجد شو كه اذن و امان به تو داده شده است، و اگر غير از اين بود پس هم چون درماندهاى كه تمام دربها به رويش بسته شده و هيچ كارى از او ساخته نيست، بايست و بدانكه هرگاه او بداند
كه تو واقعا به او پناهنده شدى بچشم رأفت و رحمت و عطوفت به تو خواهد نگريست و تورا بر انجام آنچه مورد رضاى او است موفق مىدارد چرا كه او كريم و بزرگوار است، و بزرگوارى را نسبت به بندگانى كه درمانده و مضطر در پيشگاه او ايستاده و چشم طلب بباب لطف و رضايت او دوختهاند دوست مىدارد زيرا او خود فرموده است:
أَمَّنْيُجِيبُالْمُضْطَرَّإِذادَعاهُوَيَكْشِفُالسُّوءَ.انتهى.
من مىگويم به خدا سوگند كه اين سخنان از چشمه صاف و زلالى كه از چشمههاى حكمت ربانى و جامع اصول عالم مراقبت است صادر شده است، و هرگاه بندهاى مقام نكات تعبيرات امام7و لطايف اشاراتش را در اين سخنان بداند، مىتواند فروع اكثر ابواب مراقبت را در ساير عبادات و معاملات از اين سخنان فرا گيرد و هرگاه بندهاى موفق شد به آنچه در اين فرمايشات آمده عمل كند از هر بابى از ابواب معارف اين سخنان هزار باب ديگر به رويش گشوده خواهد گشت.
و اللّه الموفق للصواب.
و هرگاه اين آداب مراقبت را براى باب مسجدى شنيدى و ادب عبادات و وظايف عبوديت و بندگى در طاعات را دانستى، پس از اين آنچه كه در اخبار و روايات در بيان پاداش و جزاء اعمال، وارد شده است براى تو بزرگ نخواهد نمود، و خواهى دانست كه آن فضايل براى كسانى است كه اعمالشان بدين گونه باشد نه براى مثل من و تو كه در غفلت بسر مىبريم و در زمره بىخبران هستيم، مطلب ديگر اينكه اگر تو از انجام اين امور و تأدب باين آداب كسل شدى سزاوار است كه به يكباره ترك آن ننمائى بلكه هر اندازه كه برايت ميسور بود انجام ده،
و لا اقل آنچه را كه مىبايست انجام دهى بخاطر آور و از اينكه نتوانستهاى آن اعمال را بجاىآورى شرمسار باش و به درب مسجد كه رسيدى آيهأَمَّنْيُجِيبُرا تلاوت نما و بطور اجمال هم كه شده اصلاح حالت را از حضرت ذو الجلال طلب نما، و اگر بر همين امر هم مواظبت نمائى خير بسيارى در آن خواهى يافت.