بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 169

پاى ننهد، و براى مجالست او جز صديقان و راست‌كرداران رخصت داده نشود و آنگاه كه بر بساط او قدم نهى بدانكه اگر اندك غفلتى از تو سر بزند در خطرى عظيم و پرتگاهى سهمگين قرار گرفته‌اى، و بدانكه او قادر است كه بر هر گونه‌اى كه بخواهد از عدل و فضل خود، با تو معامله كند، پس اگر بر تو لطف فرمود و با فضل و رحمتش با تو معامله نمود طاعت اندك تورا مى‌پذيرد و در مقابل، اجر و پاداش بسيار نصيب تو مى‌گرداند، و اگر با عدلش با تو بخواهد معامله كند، و آنچه را كه تو مستحق آن هستى به تو بدهد تورا بازخواهدگردانيد و طاعتت را هر چه هم كه زياد باشد رد خواهد نمود و او آنچه را كه بخواهد مى‌كند.

پس در پيشگاه او به عجز و تقصير و فقر خود اعتراف نما، چرا كه تو قصد عبادت و انس با او نموده‌اى و اسرارت را بر او عرضه نما و بدانكه پنهان و آشكار همه مخلوقات را او مى‌داند، و ذره‌اى بر او پوشيده نيست، و در حضور او هم چون فقيرترين و بى‌چيزترين بندگانش باش و قلبت را از هر آنچه كه تورا از او به خود مشغول گرداند و حجاب بين تو و او گردد خالى نما چرا كه او جز پاكيزه‌ترين و خالص‌ترين دلها را نپذيرد، و نيك بنگر كه از كدامين دفتر اسمت خارج مى‌شود.

پس اگر حلاوت مناجات با او را چشيدى و از گفتگوى با او احساس لذت نمودى و از جام رحمت و كرامات او چشيدى اين نشانه حسن اقبال او بر تو و اجابت دعوتت از سوى او است و بدانكه براى خدمت او شايسته هستى، پس داخل مسجد شو كه اذن و امان به تو داده شده است، و اگر غير از اين بود پس هم چون درمانده‌اى كه تمام دربها به رويش بسته شده و هيچ كارى از او ساخته نيست، بايست و بدانكه هرگاه او بداند


صفحه 170

كه تو واقعا به او پناهنده شدى بچشم رأفت و رحمت و عطوفت به تو خواهد نگريست و تورا بر انجام آنچه مورد رضاى او است موفق مى‌دارد چرا كه او كريم و بزرگوار است، و بزرگوارى را نسبت به بندگانى كه درمانده و مضطر در پيشگاه او ايستاده و چشم طلب بباب لطف و رضايت او دوخته‌اند دوست مى‌دارد زيرا او خود فرموده است:

أَمَّنْيُجِيبُالْمُضْطَرَّإِذادَعاهُوَيَكْشِفُالسُّوءَ.انتهى.

من مى‌گويم به خدا سوگند كه اين سخنان از چشمه صاف و زلالى كه از چشمه‌هاى حكمت ربانى و جامع اصول عالم مراقبت است صادر شده است، و هرگاه بنده‌اى مقام نكات تعبيرات امام7و لطايف اشاراتش را در اين سخنان بداند، مى‌تواند فروع اكثر ابواب مراقبت را در ساير عبادات و معاملات از اين سخنان فرا گيرد و هرگاه بنده‌اى موفق شد به آنچه در اين فرمايشات آمده عمل كند از هر بابى از ابواب معارف اين سخنان هزار باب ديگر به رويش گشوده خواهد گشت.

و اللّه الموفق للصواب.

و هرگاه اين آداب مراقبت را براى باب مسجدى شنيدى و ادب عبادات و وظايف عبوديت و بندگى در طاعات را دانستى، پس از اين آنچه كه در اخبار و روايات در بيان پاداش و جزاء اعمال، وارد شده است براى تو بزرگ نخواهد نمود، و خواهى دانست كه آن فضايل براى كسانى است كه اعمالشان بدين گونه باشد نه براى مثل من و تو كه در غفلت بسر مى‌بريم و در زمره بى‌خبران هستيم، مطلب ديگر اينكه اگر تو از انجام اين امور و تأدب باين آداب كسل شدى سزاوار است كه به يكباره ترك آن ننمائى بلكه هر اندازه كه برايت ميسور بود انجام ده،


صفحه 171

و لا اقل آنچه را كه مى‌بايست انجام دهى بخاطر آور و از اينكه نتوانسته‌اى آن اعمال را بجاى‌آورى شرمسار باش و به درب مسجد كه رسيدى آيه‌أَمَّنْيُجِيبُ‌را تلاوت نما و بطور اجمال هم كه شده اصلاح حالت را از حضرت ذو الجلال طلب نما، و اگر بر همين امر هم مواظبت نمائى خير بسيارى در آن خواهى يافت.


صفحه 172

فصل «در آداب ظاهرى مسجد»

مهم‌ترين حق مسجد بر مسلمانان، آباد داشتن مساجد بواسطه انجام عبادات در آنها است، و از جمله آداب مسجد است كه هنگام رفتن بسوى مسجد اين دعا را قرائت نمائى:

بسم اللّه الّذى خلقنى فهو يهدين و الّذى هو يطعمنى و يسقين و اذا مرضت فهو يشفين و الّذى يميتنى ثمّ يحيين، و الّذى اطمع ان يغفر خطيئتى يوم الدّين، ربّ هب لي حكما و الحقنى بالصّالحين، و اجعل لي لسان صدق في الآخرين و اجعلنى من ورثة جنّة النّعيم.

و براى اين ثواب بسيار و فضيلتى بس بزرگ وارد شده است.

و از آداب ديگر مسجد، در آوردن كفش هنگام دخول در مسجد و تسميه و دعا هنگام دخول و خروج از مسجد است و مستحب است كه هنگام دخول و خروج پس از بسم اللّه بگويد:

اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد اللّهمّ اغفر لي ذنوبى و افتح لي ابواب فضلك.

و باز مستحب است كه هنگام خروج از مسجد پس از اداء نماز


صفحه 173

بر درب مسجد بايستد و بگويد:

اللّهمّ دعوتنى فاجبت دعوتك و صلّيت مكتوبتك و انتشرت في ارضك كما امرتنى فاسألك من فضلك العمل بطاعتك و اجتناب سخطك و الكفاف من الرّزق برحمتك.

و مستحب است كه در هنگام ورود بمسجد پاى راست و هنگام خروج پاى چپ را مقدم بدارد، و اين امر در ورود و خروج هر مكان شريفى آمده است بخلاف امكنه پست كه مطلب در آن مكانها بالعكس است و مستحب است كه در هر مسجدى كه انسان وارد مى‌شود دو ركعت نماز تحيت براى آن مسجد بجاى آورد، هم چنين جاروب كردن مسجد و روشن نمودن چراغ در مساجد مستحب است، و دو طبقه ساختن و سقف براى آن بنا نمودن و زينت كردن و تصوير بر در و ديوار مسجد كشيدن كراهت دارد، و بعضى قائل به حرمت اين امور شده‌اند، و احوط اجتناب از اين امور است.

هم چنين كراهت دارد كه مناره مسجد خيلى بلند باشد و يا اينكه در وسط مسجد قرار داشته باشد و بعضى قائل به حرمت شده‌اند، هم چنين مكروه است خارج نمودن سنگ‌ريزه از مسجد و احوط اجتناب از اين كار است و اگر كسى اين كار را انجام داده باشد مى‌بايست كه آن- سنگ‌ريزه‌ها را بهمان مسجد و يا مسجد ديگرى بازگرداند، هم چنين مكروه است خريدوفروش و تمكين ديوانگان و كودكان در مسجد و احوط در همه اين امور اجتناب از آنها است، هم چنين مكروه است اقامه حدود، و بيش از حد صدا را بلند نمودن و يا اعلان گمشده‌ها و سخن گفتن درباره امور دنيائى، و آن هر موردى است كه در هنگام مرگ و پس از آن بكار


صفحه 174

انسان نيايد، و چيزى ساختن و كشف عورت، از پيامبر6روايت شده كه كشف ران و ناف و زانو در مسجد جزء كشف عورت است، هم چنين مكروه است تكيه دادن و خوابيدن در مسجد الحرام و مسجد النبى، بلكه در جميع مساجد، ولى بعضى اين را رد نموده‌اند، و دخول در مسجد درحالى‌كه دهان انسان بوى سير و پياز و تره مى‌دهد، و يا در حالى كه وضع انسان بگونه‌اى باشد كه باعث اذيت و ناراحتى ديگران شود و لو اندك و آب دهان، و يا خلط سينه و آب بينى در مسجد انداختن و كفاره اين عمل پوشانيدن اين‌ها است. و كشتن شپش، و يا مسجد را راه قرار دادن و سخن گفتن به زبانى كه عامه مردم نمى‌فهمند و وضوء از بول و غايط و بعضى قائل به حرمت اين امر شده‌اند. هم چنين حرام است نجاست را داخل مسجد نمودن، و بعضى اين مسئله را به نجاساتى كه اشياء ديگر را هم نجس مى‌كند اختصاص داده‌اند. و همين هم صحيح است.

خاتمه: از رسول خدا6و اهل بيت آن بزرگوار در تأكيد و ترغيب بحضور در مساجد اخبار زيادى رسيده و در بعضى از آنها استحباب اختيار نماز فرادا در مسجد بر جماعت در غير مسجد وارد شده است، اين براى مردان، اما براى زنها روايت شده كه مسجد زن خانه او است. و مستحب است كه مؤمن در خانه خودش محلى را بعنوان مسجد و محل عبادت خود قرار دهد، و رفتارش با آن مكان رفتار با مسجد باشد.


صفحه 175

باب دوم (در نماز)

«و اين باب چند فصل است»

فصل اول در معناى نماز:

بدانكه براى نماز چهار هزار حد است، و نماز آدمى را از فحشاء و منكرات و كارهاى زشت و ناپسند بازمى‌دارد و نمازى كه آدمى را از فحشاء بازندارد نبودنش بهتر از بودن آن هست.

اما معناى نماز: ممكن است كه كلمه (صلاة) از «صلى» كه از «صليت العود على النار» (راست نمودم چوب را بر آتش) است گرفته شده باشد، و امكان هم دارد كه از «مصلى» و «وصلة» كه به معناى پيوستن است گرفته شده باشد و ممكن هم هست كه «صلاة» به معناى «زيارت» باشد چنانكه از مولا امير المؤمنين7در تفسير «قد قامت الصلاة» رسيده كه آن حضرت فرمود: يعنى وقت زيارت و ديدار رسيد، و يا اينكه به معناى رحمت باشد، و تمام اين معانى براى كلمه «صلاة» مناسبتى با اين معجون الهى دارد.


صفحه 176

و اما حدود نماز: شيخ صدوق در كتاب عيون، و كتاب علل- الشرائع باسناد خود از زكريا ابن آدم از على ابن موسى الرضا7روايت نموده كه آن حضرت فرمود: براى نماز چهار هزار باب است.

و ابن شهرآشوب صاحب كتاب مناقب، از حماد ابن عيسى از امام صادق7روايت نموده كه آن حضرت فرمود: براى نماز چهار هزار حد است. و در روايتى ديگر چهار هزار باب.

مى‌گويم شهيد رحمة اللّه عليه واجبات نماز را كه هزار مسئله است در كتابى جمع نموده و آن را «الفيه» ناميده و مستحبات نماز را كه سه هزار تا است در كتاب ديگرى گرد آورده و آن را «نفليه» ناميده است.

مى‌گويم ممكن است مراد از «ابواب» درب‌هاى آسمان باشد كه نماز و روح متصل از آنها عروج مى‌كند و بالا مى‌رود و يا اينكه مقصود ابواب فضل و فيض الهى باشد، و مقصود از حدود، مسائل متعلق به اجزاء نماز و شرايط آن از نظر صحت و كمال و اسباب ارتباط معنوى بين نماز و جناب قدس بارى‌تعالى و يا وسيله ارتباط نمازگزار در هنگام نماز با خدا باشد.

و اما اينكه آدمى را از فحشاء و منكرات بازمى‌دارد براى دلالت بر اين امر همان آيه شريفه كافى است كه مى‌فرمايد:

إِنَّالصَّلاةَتَنْهى‌عَنِالْفَحْشاءِوَالْمُنْكَرِ.

بدرستى كه نماز آدمى را از فحشاء و اعمال زشت بازمى‌دارد.

و اما آن نمازى كه انسان را از فحشاء بازندارد از رسول خدا6رسيده كه آن حضرت فرمود: هركس كه نمازش او را از فحشاء و منكر بازندارد آن نماز جز دور ساختن او از خدا، برايش ثمره ديگرى نخواهد