بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 445

انعام نمودم پس نام مرا بر زبان آور و الهام شد كه بگو:

بسم اللّه و باللّه و لا اله الّا اللّه و الاسماء الحسنى كلّها للّه تعالى.

سپس وحى شد كه اى محمد بر خود و اهل بيت خود درود فرست رسول خدا فرمود: صل اللّه علىّ و على اهل بيتى، سپس به دو طرف خود نگريست صفوفى از ملائكه و مرسلين را ديد گفته شد اى محمد بر آنها سلام نما پيامبر فرمود:

السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته.

پس وحى شد كه سلامت و تحيت و رحمت و بركات از آن تو و ذريه تو است.

مى‌گويم براى عاقل در اطمينان باين حقيقت كه تشريع نماز براى امرى بس بزرگ كه همان حقيقت معراج مؤمن و مطابقت نما با احوالات قيامت بلكه مطابقت آن با احوال مبدأ باشد، همين اخبار كفايت مى‌كند چنانكه قرآن مى‌گويد:كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ.همان گونه كه آغازتان كرديم شما را بازگردانيم.

و هرگاه بنده اين حقيقت را دانست مى‌بايست كه آنچه كه در توان دارد در تعظيم و بزرگداشت نماز بكار گيرد و در تكميل آن آستين‌ها را بالا زند، و در اين راه به خدا پناه برد و به عجز و قصور و تقصير و اضطرارش به عنايت حق تعالى متوسل شود، چرا كه او بر آنچه كه بخواهد از فضل و عدل با بنده عمل كند، پس اگر صدق و اخلاص از بنده طلب كند، محجوب و نمازش به او برگردانيده مى‌شود و اگر نسبت به او با عطوفت و مهربانى رفتار كند و با فضل و رحمتش با او معامله كند عملش گرچه ناقص هم باشد پذيرفته و ثوابى عظيم نصيب او خواهد شد،


صفحه 446

و اگر خداوند در دل بنده صداقتى ببيند او را بتوفيق و تأييد خود اكرام نموده، و در انجام آنچه كه از او خواسته كمكش مى‌كند چرا كه او كريم و بزرگوار، و دوستدار كرامت نسبت به بندگانى است كه به باب او روى مى‌نمايند و اميد خود را از همه جا بريده و به او دل بسته‌اند چرا كه خود در كتابش فرموده:أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ.آيا كسى هست كه آنگاه كه مضطر و درمانده او را بخواند جواب گويد.


صفحه 447

فصل «در تعقيبات نماز»

تعقيبات نماز از مهمات و مكملات نماز است، و در اين مورد چيزهاى زيادى از قرآن، و اذكار، و دعاها و نماز رسيده كه بعضى از علماء ما در صدد جمع آنها بر آمده‌اند و كتابهائى كه در اين زمينه تصنيف شده معمولا زياد است. ولى من بعضى از اين‌ها را براى اهل علم كه اكثر اوقاتشان را صرف تحصيل علم و يا تدريس آن مى‌كنند انتخاب نمودم كه بعضى از آنها مخصوص تعقيب نماز و بعضى ديگر خصوصيتى براى آن نيست.

كه از آن جمله صلوات پس از سه تكبير بعد از سلام نماز است و صورت آن چنين است:

اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد حتّى لا يبقى من صلواتك شي‌ء و ارحم على محمّد و آل محمّد حتّى لا يبقى من رحمتك شي‌ء و بارك على محمّد و آل محمّد حتّى لا يبقى من البركات شي‌ء و سلّم على محمّد و آل محمّد حتّى لا يبقى من السّلام شى‌ء و دعاء بر حجت خدا در زمين امام زمان (عج) و صورت آن چنين است:


صفحه 448

و عجّل لوليّك الفرج و ارنا فيه و في اهل بيته و شيعته و رعيّته و عامّته و خاصّته ما يأمل و في اعدائه ما يحذر.

پس از آن براى شيخ خود و والدين و جماعتى از خويشان و برادران دينى و عموم مؤمنين دعا مى‌كنم. سپس اين دعا كه از حضرت باقر7رسيده است قرائت شود:

اللّهمّ انّى أسألك من كلّ خير احاط به علمك و اعوذ بك من كلّ سوء احاط به علمك، اللّهمّ انّى اسألك عافيتك في امورى كلّها و اعوذ بك من خزى الدّنيا و عذاب الآخرة.

و بعد اين دعا را بخواند:

اللّهم انّى اسألك الجنّة، و الحور العين، برحمتك يا ارحم- الرّاحمين.

سپس اين دعا را بخواند:

اللّهمّ اهدنى من عندك و افض علىّ من فضلك و انشر علىّ من رحمتك و انزل علىّ من بركاتك.

و اين دعا را سه مرتبه تكرار كند.

سپس نوبت به تسبيح حضرت زهرا عليها السّلام مى‌رسد و اخبارى كه در فضيلت اين تسبيح رسيده بسيار است كه ما يكى از آنها را در اينجا مى‌آوريم از امام صادق7روايت شده كه فرمود تسبيح حضرت فاطمه در هر روز پس از هر نماز نزد خدا محبوب‌تر است از هزار ركعت نماز در هر روز.

پس از آن فاتحة الكتاب، و آية الكرسى، و آيه شهد اللّه، و آيه‌قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ‌تابِغَيْرِ حِسابٍ‌، را قرائت مى‌كنم، در اين زمينه از


صفحه 449

رسول خدا6روايت شده كه فرمود چون خداوند اراده نمود كه فاتحة الكتاب، و آية الكرسى. و شهد اللّه، و قل اللهم مالك الملك را نازل نمايد اينان بعرش چنگ انداختند در حالى كه بين آنها و بين خدا حجابى نبود و گفتند اى پروردگار ما را به دار گناه و سراى معصيت و به ميان كسانى كه معصيت تو مى‌كنند فرودمى‌آورى درحالى‌كه ما به طهور و قدس متعلق هستيم خطاب رسيد به عزت و جلالم سوگند هيچ بنده‌اى نيست كه شما را پس از هر نماز قرائت كند مگر اينكه او در حظيرة- القدس بر آنچه كه در او است ساكن گردانم، و به عين مكنونه خود در هر روز هفتاد مرتبه به او مى‌نگرم، و در هر روز هفتاد حاجت براى او روا كنم كه كمترين آن مغفرت و آمرزش او باشد، و او را از هر دشمنى پناه دهم و بر او پيروزش گردانم و او را از دخول به بهشت جز مرگ چيز ديگرى مانع نيست.

پس از آن اين دعا را مى‌خوانم:

سبحان اللّه كلّما سبّح اللّه شي‌ء و كما يحبّ اللّه ان يسبّح و كما هو اهله و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله، و الحمد للّه كلّما حمد اللّه شي‌ء و كما يحبّ اللّه ان يحمد و كما هو اهله و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله، و لا اله الّا اللّه كلّما هلّل اللّه شي‌ء، و كما يحبّ اللّه ان يهلّل و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله، و اللّه اكبر كلّما كبّر اللّه شي‌ء و كما يحبّ اللّه ان يكبّر و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله، سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الّا اللّه و اللّه اكبر. على كلّ نعمة انعم بها علىّ و على كلّ احد ممّن كان او يكون إلى يوم القيامة، اللّهمّ انّى اسألك ان تصلّى‌


صفحه 450

على محمّد و آل محمّد و اسألك خير ما ارجو و خير ما لا ارجو، و اعوذ بك من شرّ ما احذر و من شرّ ما لا احذر.

پس از آن سه مرتبه سوره توحيد را قرائت مى‌كنم و آن را هديه به پيشگاه حضرت صاحب الامر مى‌نمايم.

سپس اين دعا را مى‌خوانم:

اللّهمّ عرّفنى نفسك فانّك ان لم تعرّفنى نفسك لم اعرف رسولك اللّهمّ عرّفنى رسولك فانّك ان لم تعرّفنى رسولك لم اعرف حجّتك، اللّهمّ عرّفنى حجّتك فانّك ان لم تعرّفنى حجّتك ضللت عن دينى.

اين تفصيل دعاها و اذكارى است كه براى تعقيبات نمازهاى پنجگانه اختيار نموده‌ام و در فضيلت هريك از اين‌ها اخبار و رواياتى رسيده كه ما بخاطر اختصار از ذكر آنها چشم پوشيديم ولى براى نماز صبح تعقيبات بيشترى در اخبار آمده است كه از جمله خواندن دعاى عهد، و گفتن ده مرتبه:

اشهد ان لا اله الّا اللّه وحده لا شريك له الها واحدا احدا فردا صمدا لم يتّخذ صاحبة و لا ولدا.

و ده مرتبه اين دعا را بخواند:

اللّهمّ ما اصبحت لي من نعمة او عافية في دين او دنيا فمنك وحدك لا شريك، لك‌لك الحمد و لك الشّكر بها علىّ يا ربّ حتّى ترضى و بعد الرّضا.

و دوازده مرتبه سوره توحيد را قرائت كند و هفت مرتبه اين ذكر را بگويد:


صفحه 451

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم، لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم، و ابتدئ كلّ يوم بين يدىّ عجلتى و نسيانى بسم اللّه و باللّه ما شاء اللّه لا قوّة الّا باللّه.

و ده مرتبه:

سبحان اللّه العظيم و بحمده لا حول و لا قوّة الّا باللّه.

و سه مرتبه:

سبحان اللّه ملاء الميزان و منتهى العلم و مبلغ الرّضا و زنة العرش.

و سه مرتبه:

اللّهمّ أنت ربّى لا شريك لك، اصبحنا و اصبح الملك للّه سبحان اللّه و بحمده، و سبحان اللّه العظيم، و استغفر اللّه الّذى لا اله الّا هو الحىّ القيّوم ذو الجلال و أسأله ان يصلّى على محمّد و آل محمّد و ان يتوب علىّ توبة عبد ذليل خائف فقير بائس مسكين مستكين مستجير لا يملك لنفسه نفعا و لا ضرّا و لا موتا و لا حياتا و لا نشورا. و استغفر اللّه الّذى لا اله الّا هو الرّحمن الرّحيم، بديع السّموت و الارض، من جميع جرمى و ظلمى و اسرافى على نفسي و اتوب إليه.

و هفتاد مرتبه:

استغفر اللّه ربّى و اتوب إليه.

و ده مرتبه:

اعوذ باللّه السّميع العليم من همزات الشّياطين و اعوذ بك ربّ ان يحضرون انّ اللّه هو السّميع العليم.

و صد مرتبه: لا اله الّا اللّه. و ده مرتبه هم بر اين صد مرتبه بيفزايد.


صفحه 452

و سپس دعاى صباح را كه از امير المؤمنين7روايت شده بخواند.

همه اين‌ها در باب ادعية و اذكار است.

[در بيان فضيلت تفكر پس از هر نماز]

و افضل از همه اين‌ها تفكر است بخصوص بعد از نماز صبح و مغرب و آن بر چند وجه است، از جمله فكر در محاسبه نفس در مورد تقصيراتى كه در گذشته از او سر زده و مرتب ساختن وظايف روزى كه در ابتداى آن است، و تدبير در دفع آنچه كه او را از ياد خدا بازمى‌دارد، و- مشغله‌هائى كه باعث دورى او از خير و كمال مى‌شود، و احضار نيات صالحه در اعمال و رفتار آن روزش نسبت به خود، و به ديگر مسلمانان، و تفكر در نعمت‌هائى كه خدا به او عنايت نموده تا معرفتش نسبت به آنها افزون، و بر وجود آنها شاكر و سپاسگزار باشد هم چنين مى‌بايست كه در عقوبتهائى كه هر لحظه ممكن است گريبان‌گيرش شود بينديشد تا معرفتش بقدرت خداوند، و ترسش از اينكه موجبات اين عقوبت را خود براى خود فراهم كند زيادتر شود، و بفكر مرگ باشد همان گونه در محلش بتفصيل بيان شده است، يا اينكه در پى معرفت نفس برآيد، و در اسرار هستى و در صفات و اسماء الهى بتفكر و انديشه بپردازد، اگر اهل اين گونه مطالب است، كه تفكر در اين امور شعب زيادى دارد و براى هر شعبه‌اى اهلى مخصوص بآن هست.

در خبر آمده است كه تفكر يك ساعت از عبادت يك سال بهتر است، و در بعضى از روايات از عبادت هفتاد سال بهتر دانسته شده، كه اين اختلاف پاداش احتمال دارد كه از جهت اختلاف انواع تفكر باشد.

اما سر اينكه تفكر بهتر از عمل دانسته شده اينست كه حقيقت تفكر