بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 448

و عجّل لوليّك الفرج و ارنا فيه و في اهل بيته و شيعته و رعيّته و عامّته و خاصّته ما يأمل و في اعدائه ما يحذر.

پس از آن براى شيخ خود و والدين و جماعتى از خويشان و برادران دينى و عموم مؤمنين دعا مى‌كنم. سپس اين دعا كه از حضرت باقر7رسيده است قرائت شود:

اللّهمّ انّى أسألك من كلّ خير احاط به علمك و اعوذ بك من كلّ سوء احاط به علمك، اللّهمّ انّى اسألك عافيتك في امورى كلّها و اعوذ بك من خزى الدّنيا و عذاب الآخرة.

و بعد اين دعا را بخواند:

اللّهم انّى اسألك الجنّة، و الحور العين، برحمتك يا ارحم- الرّاحمين.

سپس اين دعا را بخواند:

اللّهمّ اهدنى من عندك و افض علىّ من فضلك و انشر علىّ من رحمتك و انزل علىّ من بركاتك.

و اين دعا را سه مرتبه تكرار كند.

سپس نوبت به تسبيح حضرت زهرا عليها السّلام مى‌رسد و اخبارى كه در فضيلت اين تسبيح رسيده بسيار است كه ما يكى از آنها را در اينجا مى‌آوريم از امام صادق7روايت شده كه فرمود تسبيح حضرت فاطمه در هر روز پس از هر نماز نزد خدا محبوب‌تر است از هزار ركعت نماز در هر روز.

پس از آن فاتحة الكتاب، و آية الكرسى، و آيه شهد اللّه، و آيه‌قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ‌تابِغَيْرِ حِسابٍ‌، را قرائت مى‌كنم، در اين زمينه از


صفحه 449

رسول خدا6روايت شده كه فرمود چون خداوند اراده نمود كه فاتحة الكتاب، و آية الكرسى. و شهد اللّه، و قل اللهم مالك الملك را نازل نمايد اينان بعرش چنگ انداختند در حالى كه بين آنها و بين خدا حجابى نبود و گفتند اى پروردگار ما را به دار گناه و سراى معصيت و به ميان كسانى كه معصيت تو مى‌كنند فرودمى‌آورى درحالى‌كه ما به طهور و قدس متعلق هستيم خطاب رسيد به عزت و جلالم سوگند هيچ بنده‌اى نيست كه شما را پس از هر نماز قرائت كند مگر اينكه او در حظيرة- القدس بر آنچه كه در او است ساكن گردانم، و به عين مكنونه خود در هر روز هفتاد مرتبه به او مى‌نگرم، و در هر روز هفتاد حاجت براى او روا كنم كه كمترين آن مغفرت و آمرزش او باشد، و او را از هر دشمنى پناه دهم و بر او پيروزش گردانم و او را از دخول به بهشت جز مرگ چيز ديگرى مانع نيست.

پس از آن اين دعا را مى‌خوانم:

سبحان اللّه كلّما سبّح اللّه شي‌ء و كما يحبّ اللّه ان يسبّح و كما هو اهله و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله، و الحمد للّه كلّما حمد اللّه شي‌ء و كما يحبّ اللّه ان يحمد و كما هو اهله و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله، و لا اله الّا اللّه كلّما هلّل اللّه شي‌ء، و كما يحبّ اللّه ان يهلّل و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله، و اللّه اكبر كلّما كبّر اللّه شي‌ء و كما يحبّ اللّه ان يكبّر و كما ينبغى لكرم وجهه و عزّ جلاله، سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الّا اللّه و اللّه اكبر. على كلّ نعمة انعم بها علىّ و على كلّ احد ممّن كان او يكون إلى يوم القيامة، اللّهمّ انّى اسألك ان تصلّى‌


صفحه 450

على محمّد و آل محمّد و اسألك خير ما ارجو و خير ما لا ارجو، و اعوذ بك من شرّ ما احذر و من شرّ ما لا احذر.

پس از آن سه مرتبه سوره توحيد را قرائت مى‌كنم و آن را هديه به پيشگاه حضرت صاحب الامر مى‌نمايم.

سپس اين دعا را مى‌خوانم:

اللّهمّ عرّفنى نفسك فانّك ان لم تعرّفنى نفسك لم اعرف رسولك اللّهمّ عرّفنى رسولك فانّك ان لم تعرّفنى رسولك لم اعرف حجّتك، اللّهمّ عرّفنى حجّتك فانّك ان لم تعرّفنى حجّتك ضللت عن دينى.

اين تفصيل دعاها و اذكارى است كه براى تعقيبات نمازهاى پنجگانه اختيار نموده‌ام و در فضيلت هريك از اين‌ها اخبار و رواياتى رسيده كه ما بخاطر اختصار از ذكر آنها چشم پوشيديم ولى براى نماز صبح تعقيبات بيشترى در اخبار آمده است كه از جمله خواندن دعاى عهد، و گفتن ده مرتبه:

اشهد ان لا اله الّا اللّه وحده لا شريك له الها واحدا احدا فردا صمدا لم يتّخذ صاحبة و لا ولدا.

و ده مرتبه اين دعا را بخواند:

اللّهمّ ما اصبحت لي من نعمة او عافية في دين او دنيا فمنك وحدك لا شريك، لك‌لك الحمد و لك الشّكر بها علىّ يا ربّ حتّى ترضى و بعد الرّضا.

و دوازده مرتبه سوره توحيد را قرائت كند و هفت مرتبه اين ذكر را بگويد:


صفحه 451

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم، لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم، و ابتدئ كلّ يوم بين يدىّ عجلتى و نسيانى بسم اللّه و باللّه ما شاء اللّه لا قوّة الّا باللّه.

و ده مرتبه:

سبحان اللّه العظيم و بحمده لا حول و لا قوّة الّا باللّه.

و سه مرتبه:

سبحان اللّه ملاء الميزان و منتهى العلم و مبلغ الرّضا و زنة العرش.

و سه مرتبه:

اللّهمّ أنت ربّى لا شريك لك، اصبحنا و اصبح الملك للّه سبحان اللّه و بحمده، و سبحان اللّه العظيم، و استغفر اللّه الّذى لا اله الّا هو الحىّ القيّوم ذو الجلال و أسأله ان يصلّى على محمّد و آل محمّد و ان يتوب علىّ توبة عبد ذليل خائف فقير بائس مسكين مستكين مستجير لا يملك لنفسه نفعا و لا ضرّا و لا موتا و لا حياتا و لا نشورا. و استغفر اللّه الّذى لا اله الّا هو الرّحمن الرّحيم، بديع السّموت و الارض، من جميع جرمى و ظلمى و اسرافى على نفسي و اتوب إليه.

و هفتاد مرتبه:

استغفر اللّه ربّى و اتوب إليه.

و ده مرتبه:

اعوذ باللّه السّميع العليم من همزات الشّياطين و اعوذ بك ربّ ان يحضرون انّ اللّه هو السّميع العليم.

و صد مرتبه: لا اله الّا اللّه. و ده مرتبه هم بر اين صد مرتبه بيفزايد.


صفحه 452

و سپس دعاى صباح را كه از امير المؤمنين7روايت شده بخواند.

همه اين‌ها در باب ادعية و اذكار است.

[در بيان فضيلت تفكر پس از هر نماز]

و افضل از همه اين‌ها تفكر است بخصوص بعد از نماز صبح و مغرب و آن بر چند وجه است، از جمله فكر در محاسبه نفس در مورد تقصيراتى كه در گذشته از او سر زده و مرتب ساختن وظايف روزى كه در ابتداى آن است، و تدبير در دفع آنچه كه او را از ياد خدا بازمى‌دارد، و- مشغله‌هائى كه باعث دورى او از خير و كمال مى‌شود، و احضار نيات صالحه در اعمال و رفتار آن روزش نسبت به خود، و به ديگر مسلمانان، و تفكر در نعمت‌هائى كه خدا به او عنايت نموده تا معرفتش نسبت به آنها افزون، و بر وجود آنها شاكر و سپاسگزار باشد هم چنين مى‌بايست كه در عقوبتهائى كه هر لحظه ممكن است گريبان‌گيرش شود بينديشد تا معرفتش بقدرت خداوند، و ترسش از اينكه موجبات اين عقوبت را خود براى خود فراهم كند زيادتر شود، و بفكر مرگ باشد همان گونه در محلش بتفصيل بيان شده است، يا اينكه در پى معرفت نفس برآيد، و در اسرار هستى و در صفات و اسماء الهى بتفكر و انديشه بپردازد، اگر اهل اين گونه مطالب است، كه تفكر در اين امور شعب زيادى دارد و براى هر شعبه‌اى اهلى مخصوص بآن هست.

در خبر آمده است كه تفكر يك ساعت از عبادت يك سال بهتر است، و در بعضى از روايات از عبادت هفتاد سال بهتر دانسته شده، كه اين اختلاف پاداش احتمال دارد كه از جهت اختلاف انواع تفكر باشد.

اما سر اينكه تفكر بهتر از عمل دانسته شده اينست كه حقيقت تفكر


صفحه 453

همان ذكر و يادآورى است، و اين امر سبب زيادى معرفت و محبت مى‌شود، زيرا فكر كليد معرفت است، و معرفت سبب آشكار شدن معروف و شهود آن مى‌شود، و شناخت و شهود موجب محبت است زيرا قلب تا در كسى جمال و جلال و خيرى نبيند و معتقد نباشد دوستدار آن نمى‌شود، و چنين معرفتى جز به معرفت و شناخت صفات جميله و جليله خداوندى ميسر نمى‌شود، و مفتاح آن فكر است، گرچه ذكر هم باعث محبت و دوستى مى‌گردد، ولى فرق بين اين دو محبت، هم چون فرق بين خبر، و ديدن است، چرا كه فكر مفتاح كشف و شهود است و اين از ذكر برنمى‌آيد، گرچه ذكر موجب محبت و انس مى‌شود.

[در بيان سجده شكر و انجام نوافل‌]

و از مهمات بعد از تعقيب نماز سجده شكر است براى اينكه توفيق يافته كه نماز بگذارد، و در فضيلت آن روايات بسيارى رسيده است.

هم چنين در انجام نوافل تأكيد بسيار شده است زيرا كه اگر در اقبال و توجه به خدا در نمازهاى واجب نقصى باشد با انجام نوافل مى‌توان آن را كامل گردانيد. و سزاوار است كه تا حد امكان ترك نشود گرچه به كوتاه‌ترين صورتى كه مى‌توان آن را بجاى آورد، و در حال رفتن در پى كار و كسب خود باشد. و وقت نوافل ظهر و عصر تمام روز است بنا بر اقوى.

و خلاصه كلام در حث و ترغيب به انجام نوافل تأكيد بسيار شده است، حتى در بعضى از روايات از ترك آن به معصيت تعبير شده است، و در بعضى انجام آن از نشانه‌هاى شيعه دانسته شده، و براى بنده‌اى كه مراقب مراسم عبوديت است سزاوار است كه در حق نوافل سعى و


صفحه 454

كوشش زيادى داشته باشد زيرا كه اداء حقوق واجب از جهت اينكه در ترك آن عقابى معين شده چنين است كه گويا طاعت اجبارى است، ولى اداء نوافل طاعتى اختيارى است، و براى بنده مراقب اين از اين جهت مهم‌تر است.

بلكه مواظبت و اهتمام بر نوافل از كمال نيت بنده در واجبات نيز پرده بر مى‌دارد، و كسى كه نوافل را انجام مى‌دهد زبان حالش چنين است كه او در انجام واجبات هم تنها هدفش امتثال امر، و تقرب به خداى متعال است نه ترس از عقوبت ترك آن.

[فضيلت نماز شب و آداب آن‌]

و از جمله نوافلى كه خيلى بر انجام آن تأكيد شده نماز شب است، و تو از عظمت اين نماز بى‌خبرى، كه آن نورى است در مقابل ظلمت، و انسى است از وحشت، و خلوتى است از كثرت.

و از امام صادق7رسيده كه نماز شب موجب رضايت پروردگار و محبت ملائكه، و سنت انبياء، و نور معرفت و اصل ايمان، و راحتى بدن، و كراهت و ناخشنودى شيطان، و سلاح بر دشمنان، و موجب اجابت دعاء، و قبولى اعمال، و بركت در رزق، و شفيع بين انسان و ملك‌الموت، و چراغ گور انسان، و فرش زير پهلوى انسان در قبر، و جواب منكر و نكير، و مونس و زائر انسان در قبر تا روز قيامت است، و چون روز قيامت شود، سايه‌اى بر بالاى سر او، و تاجى بر سر او، و لباسى بر بدن او، و نورى كه پيشاپيش او در حركت است، و پوششى بين او و آتش، و حجتى بين او و بين خداوند متعال، و مايه سنگينى ميزان او، و جواز و گذرنامه عبور از صراط، و كليد بهشت است.

و در روايت ديگرى آمده است كه خداى متعال به يكى از صديقين‌


صفحه 455

وحى نمود كه براى من بندگانى هستند كه مرا دوست مى‌دارند و من هم آنها را دوست دارم، آنان مشتاق من، و من هم مشتاق آنها هستم، و آنان مرا در ياد دارند و منهم به ياد آنان هستم، و به من نظر دارند، و منهم به آنها نظر دارم، پس اگر تو قدم جاى قدم آنها نهى تو را هم دوست خواهم داشت و اگر از راه آنها منحرف شوى عقوبتت خواهم نمود، او گفت بارالها نشانه‌هاى آنها چيست، خطاب رسيد آنان روزها همچون چوپان مهربانى كه مواظب گوسفندان خود هست به سايه مى‌نگرند و منتظر آمدن شب هستند، و همان گونه كه پرندگان هنگام غروب با شور و شوق عازم آشيانه خود مى‌گردند. اينان هم با همين حال به استقبال غروب خورشيد مى‌روند، پس آنگاه كه شب فرا رسيد، و تاريكى همه جا را فرا گرفت، و فرش‌ها پهن و همه گرد هم جمع شدند و هر دوستى با دوست خود خلوت نمود اينان در برابر من به پاى مى‌ايستند و صورتهاى خود را بر خاك مى‌نهند، و با تلاوت آيات قرآن به مناجات و گفتگوى با من برمى‌خيزند، و نعمتهاى مرا سپاس مى‌گويند پس آنان را مى‌بينى كه گاه گريه مى‌كنند، و گاه شيون سر مى‌دهند، گاه آه مى‌كشند، و گاه از معاصى و گناهان شكوه مى‌كنند، گاه ايستاده و گاه نشسته، و گاهى در حال ركوع، و گاه در سجده هستند، و آنچه را كه آنان بخاطر من تحمل آن مى‌كنند، همه را مى‌بينم، و شكوه‌هائى كه از محبت من بر لب دارند مى‌شنوم، اول چيزى كه به آنها عطا كنم سه چيز است يكى اينكه نور خودم را در دلهاى آنها بيفكنم در نتيجه همان گونه كه من از آنها آگاهم، آنها نيز از من با خبر خواهند بود، دوم اينكه اگر آسمان‌ها و زمين‌ها و آنچه را كه در اين ميان هست در ميزان آنها ببينم باز آن را كم خواهم‌