على محمّد و آل محمّد و اسألك خير ما ارجو و خير ما لا ارجو، و اعوذ بك من شرّ ما احذر و من شرّ ما لا احذر.
پس از آن سه مرتبه سوره توحيد را قرائت مىكنم و آن را هديه به پيشگاه حضرت صاحب الامر مىنمايم.
سپس اين دعا را مىخوانم:
اللّهمّ عرّفنى نفسك فانّك ان لم تعرّفنى نفسك لم اعرف رسولك اللّهمّ عرّفنى رسولك فانّك ان لم تعرّفنى رسولك لم اعرف حجّتك، اللّهمّ عرّفنى حجّتك فانّك ان لم تعرّفنى حجّتك ضللت عن دينى.
اين تفصيل دعاها و اذكارى است كه براى تعقيبات نمازهاى پنجگانه اختيار نمودهام و در فضيلت هريك از اينها اخبار و رواياتى رسيده كه ما بخاطر اختصار از ذكر آنها چشم پوشيديم ولى براى نماز صبح تعقيبات بيشترى در اخبار آمده است كه از جمله خواندن دعاى عهد، و گفتن ده مرتبه:
اشهد ان لا اله الّا اللّه وحده لا شريك له الها واحدا احدا فردا صمدا لم يتّخذ صاحبة و لا ولدا.
و ده مرتبه اين دعا را بخواند:
اللّهمّ ما اصبحت لي من نعمة او عافية في دين او دنيا فمنك وحدك لا شريك، لكلك الحمد و لك الشّكر بها علىّ يا ربّ حتّى ترضى و بعد الرّضا.
و دوازده مرتبه سوره توحيد را قرائت كند و هفت مرتبه اين ذكر را بگويد:
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم، لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم، و ابتدئ كلّ يوم بين يدىّ عجلتى و نسيانى بسم اللّه و باللّه ما شاء اللّه لا قوّة الّا باللّه.
و ده مرتبه:
سبحان اللّه العظيم و بحمده لا حول و لا قوّة الّا باللّه.
و سه مرتبه:
سبحان اللّه ملاء الميزان و منتهى العلم و مبلغ الرّضا و زنة العرش.
و سه مرتبه:
اللّهمّ أنت ربّى لا شريك لك، اصبحنا و اصبح الملك للّه سبحان اللّه و بحمده، و سبحان اللّه العظيم، و استغفر اللّه الّذى لا اله الّا هو الحىّ القيّوم ذو الجلال و أسأله ان يصلّى على محمّد و آل محمّد و ان يتوب علىّ توبة عبد ذليل خائف فقير بائس مسكين مستكين مستجير لا يملك لنفسه نفعا و لا ضرّا و لا موتا و لا حياتا و لا نشورا. و استغفر اللّه الّذى لا اله الّا هو الرّحمن الرّحيم، بديع السّموت و الارض، من جميع جرمى و ظلمى و اسرافى على نفسي و اتوب إليه.
و هفتاد مرتبه:
استغفر اللّه ربّى و اتوب إليه.
و ده مرتبه:
اعوذ باللّه السّميع العليم من همزات الشّياطين و اعوذ بك ربّ ان يحضرون انّ اللّه هو السّميع العليم.
و صد مرتبه: لا اله الّا اللّه. و ده مرتبه هم بر اين صد مرتبه بيفزايد.
و سپس دعاى صباح را كه از امير المؤمنين7روايت شده بخواند.
همه اينها در باب ادعية و اذكار است.
[در بيان فضيلت تفكر پس از هر نماز]
و افضل از همه اينها تفكر است بخصوص بعد از نماز صبح و مغرب و آن بر چند وجه است، از جمله فكر در محاسبه نفس در مورد تقصيراتى كه در گذشته از او سر زده و مرتب ساختن وظايف روزى كه در ابتداى آن است، و تدبير در دفع آنچه كه او را از ياد خدا بازمىدارد، و- مشغلههائى كه باعث دورى او از خير و كمال مىشود، و احضار نيات صالحه در اعمال و رفتار آن روزش نسبت به خود، و به ديگر مسلمانان، و تفكر در نعمتهائى كه خدا به او عنايت نموده تا معرفتش نسبت به آنها افزون، و بر وجود آنها شاكر و سپاسگزار باشد هم چنين مىبايست كه در عقوبتهائى كه هر لحظه ممكن است گريبانگيرش شود بينديشد تا معرفتش بقدرت خداوند، و ترسش از اينكه موجبات اين عقوبت را خود براى خود فراهم كند زيادتر شود، و بفكر مرگ باشد همان گونه در محلش بتفصيل بيان شده است، يا اينكه در پى معرفت نفس برآيد، و در اسرار هستى و در صفات و اسماء الهى بتفكر و انديشه بپردازد، اگر اهل اين گونه مطالب است، كه تفكر در اين امور شعب زيادى دارد و براى هر شعبهاى اهلى مخصوص بآن هست.
در خبر آمده است كه تفكر يك ساعت از عبادت يك سال بهتر است، و در بعضى از روايات از عبادت هفتاد سال بهتر دانسته شده، كه اين اختلاف پاداش احتمال دارد كه از جهت اختلاف انواع تفكر باشد.
اما سر اينكه تفكر بهتر از عمل دانسته شده اينست كه حقيقت تفكر
همان ذكر و يادآورى است، و اين امر سبب زيادى معرفت و محبت مىشود، زيرا فكر كليد معرفت است، و معرفت سبب آشكار شدن معروف و شهود آن مىشود، و شناخت و شهود موجب محبت است زيرا قلب تا در كسى جمال و جلال و خيرى نبيند و معتقد نباشد دوستدار آن نمىشود، و چنين معرفتى جز به معرفت و شناخت صفات جميله و جليله خداوندى ميسر نمىشود، و مفتاح آن فكر است، گرچه ذكر هم باعث محبت و دوستى مىگردد، ولى فرق بين اين دو محبت، هم چون فرق بين خبر، و ديدن است، چرا كه فكر مفتاح كشف و شهود است و اين از ذكر برنمىآيد، گرچه ذكر موجب محبت و انس مىشود.
[در بيان سجده شكر و انجام نوافل]
و از مهمات بعد از تعقيب نماز سجده شكر است براى اينكه توفيق يافته كه نماز بگذارد، و در فضيلت آن روايات بسيارى رسيده است.
هم چنين در انجام نوافل تأكيد بسيار شده است زيرا كه اگر در اقبال و توجه به خدا در نمازهاى واجب نقصى باشد با انجام نوافل مىتوان آن را كامل گردانيد. و سزاوار است كه تا حد امكان ترك نشود گرچه به كوتاهترين صورتى كه مىتوان آن را بجاى آورد، و در حال رفتن در پى كار و كسب خود باشد. و وقت نوافل ظهر و عصر تمام روز است بنا بر اقوى.
و خلاصه كلام در حث و ترغيب به انجام نوافل تأكيد بسيار شده است، حتى در بعضى از روايات از ترك آن به معصيت تعبير شده است، و در بعضى انجام آن از نشانههاى شيعه دانسته شده، و براى بندهاى كه مراقب مراسم عبوديت است سزاوار است كه در حق نوافل سعى و
كوشش زيادى داشته باشد زيرا كه اداء حقوق واجب از جهت اينكه در ترك آن عقابى معين شده چنين است كه گويا طاعت اجبارى است، ولى اداء نوافل طاعتى اختيارى است، و براى بنده مراقب اين از اين جهت مهمتر است.
بلكه مواظبت و اهتمام بر نوافل از كمال نيت بنده در واجبات نيز پرده بر مىدارد، و كسى كه نوافل را انجام مىدهد زبان حالش چنين است كه او در انجام واجبات هم تنها هدفش امتثال امر، و تقرب به خداى متعال است نه ترس از عقوبت ترك آن.
[فضيلت نماز شب و آداب آن]
و از جمله نوافلى كه خيلى بر انجام آن تأكيد شده نماز شب است، و تو از عظمت اين نماز بىخبرى، كه آن نورى است در مقابل ظلمت، و انسى است از وحشت، و خلوتى است از كثرت.
و از امام صادق7رسيده كه نماز شب موجب رضايت پروردگار و محبت ملائكه، و سنت انبياء، و نور معرفت و اصل ايمان، و راحتى بدن، و كراهت و ناخشنودى شيطان، و سلاح بر دشمنان، و موجب اجابت دعاء، و قبولى اعمال، و بركت در رزق، و شفيع بين انسان و ملكالموت، و چراغ گور انسان، و فرش زير پهلوى انسان در قبر، و جواب منكر و نكير، و مونس و زائر انسان در قبر تا روز قيامت است، و چون روز قيامت شود، سايهاى بر بالاى سر او، و تاجى بر سر او، و لباسى بر بدن او، و نورى كه پيشاپيش او در حركت است، و پوششى بين او و آتش، و حجتى بين او و بين خداوند متعال، و مايه سنگينى ميزان او، و جواز و گذرنامه عبور از صراط، و كليد بهشت است.
و در روايت ديگرى آمده است كه خداى متعال به يكى از صديقين
وحى نمود كه براى من بندگانى هستند كه مرا دوست مىدارند و من هم آنها را دوست دارم، آنان مشتاق من، و من هم مشتاق آنها هستم، و آنان مرا در ياد دارند و منهم به ياد آنان هستم، و به من نظر دارند، و منهم به آنها نظر دارم، پس اگر تو قدم جاى قدم آنها نهى تو را هم دوست خواهم داشت و اگر از راه آنها منحرف شوى عقوبتت خواهم نمود، او گفت بارالها نشانههاى آنها چيست، خطاب رسيد آنان روزها همچون چوپان مهربانى كه مواظب گوسفندان خود هست به سايه مىنگرند و منتظر آمدن شب هستند، و همان گونه كه پرندگان هنگام غروب با شور و شوق عازم آشيانه خود مىگردند. اينان هم با همين حال به استقبال غروب خورشيد مىروند، پس آنگاه كه شب فرا رسيد، و تاريكى همه جا را فرا گرفت، و فرشها پهن و همه گرد هم جمع شدند و هر دوستى با دوست خود خلوت نمود اينان در برابر من به پاى مىايستند و صورتهاى خود را بر خاك مىنهند، و با تلاوت آيات قرآن به مناجات و گفتگوى با من برمىخيزند، و نعمتهاى مرا سپاس مىگويند پس آنان را مىبينى كه گاه گريه مىكنند، و گاه شيون سر مىدهند، گاه آه مىكشند، و گاه از معاصى و گناهان شكوه مىكنند، گاه ايستاده و گاه نشسته، و گاهى در حال ركوع، و گاه در سجده هستند، و آنچه را كه آنان بخاطر من تحمل آن مىكنند، همه را مىبينم، و شكوههائى كه از محبت من بر لب دارند مىشنوم، اول چيزى كه به آنها عطا كنم سه چيز است يكى اينكه نور خودم را در دلهاى آنها بيفكنم در نتيجه همان گونه كه من از آنها آگاهم، آنها نيز از من با خبر خواهند بود، دوم اينكه اگر آسمانها و زمينها و آنچه را كه در اين ميان هست در ميزان آنها ببينم باز آن را كم خواهم
دانست، سوم رو سوى آنها مىكنم، و آيا اگر كسى من رو سوى آورم احدى مىتواند بداند كه چه به او عطا خواهم نمود.
و باز آمده است كه خانههائى كه در آن نماز شب خوانده مىشود، و قرآن تلاوت مىگردد، همان گونه كه ستارگان براى اهل زمين مىدرخشند اين خانهها هم براى اهل آسمان خواهد درخشيد.
و رسول خدا در وصيتش به امير المؤمنين7فرمود بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب، و بر تو باد به نماز شب و فرمود: آيا به آنان كه در شب نماز مىگذارند نمىنگريد، اينان زيباترين مردم هستند، زيرا كه آنها در شب براى پروردگار نماز گزاردند و خداوند هم از نور خود بر آنها پوشانيد.
مىگويم سواى آياتى كه در قرآن كريم در فضيلت شبزندهدارى آمده است اخبار و روايات زيادى در فضيلت اين عمل رسيده كه بحد تواتر است، و اگر نبود جز همين آيه از قرآن كه مىفرمايد:
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداًو پارهاى از شب را بيدار باش و در آن به عبادت برخيز اين افزونى است براى تو اميد كه پروردگارت تو را به ايستادن گاهى پسنديده برانگيزاند، كافى بود.
پس سبحان اللّه چه قدر شأن اين عمل بزرگ و ارزشش والاست كه جزاء و پاداش آن مقام ستودهشده قرار داده شده است. و من در بيان اخبار و رواياتى كه در فضيلت اين عمل رسيده بهمين مقدار اكتفا مىكنم، و اگر كسى تفصيل اين مطلب را خواست به كتاب «سير إلى اللّه» مراجعه كند كه در آنجا به تفصيل اين مطلب را بيان داشتهام.
در اينجا لازم است كه به رواياتى هم كه در زمينه استخفاف و سبك شمردن نماز شب و ترك آن رسيده اشارهاى كنيم.
در بلد الامين از امام صادق7روايت شده، كه هركس نماز شب نخواند از شيعيان ما نيست، و در روايت ديگرى رسيده است كه مبغوضترين خلق در نزد خدا كسى است كه شب چون مردارى بيفتد، و روز را به بطالت و تنبلى بگذراند.
و از رسول خدا رسيده كه فرمود: هركس تمام شب را بخوابد شيطان در گوش او بول مىكند، و روز قيامت مفلس و بىچيز به صحنه محشر قدم مىنهد، و احدى نيست مگر اينكه براى او ملكى است كه هر شب دو بار او را بيدار مىكند و به او مىگويد اى بنده خدا برخيز و به ياد پروردگارت باش، دفعه سوم اگر توجهى نكرد شيطان در گوش او بول مىكند.
مىگويم مبادا كه باين اخبار كافر شوى، بلكه بدانها ايمان بياور و من خدا را گواه مىگيرم كه بعضى از شبزندهداران را مىشناسم كه در اوائل كار صداى آن ملكى كه او را با لفظ «آقا» از خواب بيدار مىنمود مىشنيد.
و اگر تو دلى داشته باشى چه بسا كه اثراتى را كه براى نماز شب رسيده است دريافته باشى، و اگر به اين فضيلتها كه براى اين نماز رسيده مؤمن باشى آن را ترك نخواهى كرد و ضايع نخواهى ساخت، زيرا طبيعت انسان بر اين سرشته شده كه دوستدار خير و خوبى است، آيا در آن حديث قدسى نشنيدى كه ذات اقدس حق فرمود بندگان من براى غروب خورشيد همچون پرندگانى كه شامگاهان شوق رفتن به آشيانه