3 -دليل ديگر بر وحدانيت خداوند اين است كه هيچ آثاري از خداي ديگر از جمله پيام آوري وجود نداشته است . تا كنون هر پيامبري كه مبعوث شده مدعي بوده است كه از جانب خداي واحد آمده است و تا كنون هيچ مدعي نبوتي نگفته است كه از جانب خدايي ديگر آمده است . امام علي (ع) در سفارشهايي خطاب به فرزندش امام حسن (ع) فرمود: "واعلم يابني ! انه لو كان لربك شريك لا تتك رسله و لرأيت آثار ملكه و سلطانه و لعرفت افعاله و صفاته و لكنه اله واحد كما وصف نفسه لايضاده في ملكه احد"[1]"پسرم ! بدان اگر پروردگارت شريكي داشت، پيامبران او نزد تو ميآمدند، و نشانه هاي حكمراني و قدرت او را ميديدي و از كردار و صفت هاي او آگاه ميگرديدي ; ليكن او خداي يكتاست، چنان كه خود خويش را وصف كرده است ; كسي در حكمراني وي مخالف او نيست ."4 -وجود خدايي ديگر در عالم به معناي وجود نقص در خدا خواهد بود. زيرا اين خدا كمالات خداي ديگر را ندارد و خداي ديگر نيز كمالات اين خدا را ندارد; پس هر دو ناقص اند. فرض وجود خداي ناقص، با خدا بودن منافات دارد. چه اين كه خدا موجود مطلق و ذات كاملي است كه اگر در او نقصي تصور شود، ديگر نمي توان او را خدا دانست ; و اين با خدايي خدا ناسازگار است .
اقسام توحيد
توحيد بر "ذاتي"، "صفاتي"، "افعالي" و "عبادي" تقسيم ميشود. توحيد فقط مفهومي آسماني و ديني نيست . توحيد واقعي آن است كه علاوه بر اعتقاد، در منش و زندگي فردي و اجتماعي يعني اخلاق و عمل نيز تجلي يابد; وگرنه مانند علومي است كه در كتابها نوشته شود و اثر و فعليتي از آن مشاهده نگردد. در زير هنگامي كه به تعاريف و مفاهيم توحيد ذاتي و صفاتي و افعالي و عبادي دقيق ميشويم،
[1]سيد رضي، نهج البلاغه، نامه 31، ص 396 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :138
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
در مييابيم كه اين معنا از توحيد پيامدي جز استقلال انسان در برابر قدرت و خداوندان زميني و اربابان زور ندارد و به انسان احساس توانايي و قدرت و فرديتي ميبخشد كه لازمه يك جامعه سالم و مدني است . به عبارت ديگر آنچه در جهان امروز به عنوان جامعه مدني ياد ميشود از طريق تفكر و زندگي توحيدي واقعي، دست يافتني تر است .
1 - توحيد ذاتي
"توحيد ذاتي" آن است كه ذات خداوند واحد است و در آن هيچ دوگانگي وجود ندارد. نه ذات خدا دوگانه است و نه ذاتي ديگر در كنار خداي واحد وجود دارد. روايت شده است شخصي نزد امام حسن مجتبي (ع) آمد و از آن حضرت درخواست كرد كه خدا را براي او به گونه اي كه گويا او را ميبيند توصيف كند. امام اندكي درنگ كرد و سر به زير انداخت و آنگاه سر بلند كرد و فرمود: "حمد خدايي راست كه براي او اول معيني نيست و پاياني ندارد. نه قبلي شناخته شده است و نه بعدي تعيين شده و نه زماني غايت دار; نه شخصي است كه قابل تجزيه باشد. صفاتي مختلف ندارد كه پاياني داشته باشد. عقل ها و وهم ها او را درك نمي كنند. انديشه و خطورات ذهني توان فهم او را ندارند. خردها و اذهان نمي توانند صفت او را دريابند و بگويند: چه وقت ؟ و نمي توانند بگويند از چه چيزي نشأت گرفته ؟ بر چه چيزي آشكار ميشود و در چه چيزي پنهان ميگردد؟ خلق را ابتكاري آفريد. آغاز كرد آنچه را كه مبتكرانه ساخت، و مبتكرانه ساخت آنچه را كه آغاز كرد. انجام داد آنچه را كه خواست، و آنچه را خواست افزون كرد. اين است خداي پروردگار عالم ها."[1]امام صادق (ع) نقل ميكند كه روزي پيامبر6به ميان اصحاب خود رفت و به آنان فرمود: چه چيزي باعث شده است كه گرد هم جمع شويد؟ گفتند: گردهم آمده ايم تا درباره خدا و عظمت او بينديشيم . پيامبر6فرمود: عظمت او را درك
[1]صدوق، التوحيد، ص 45 و 46، حديث 5 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :139
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
نخواهيد كرد; "لن تدركوا التفكر في عظمته ."[1]اين توصيه ها از يك واقعيتي پرده برمي دارد و آن اين است كه درك ذات احديت از آن جهت كه موجودي بي پايان و غيرمتناهي است، امكان ندارد و تلاش براي آن بي ثمر است و چه بسا انسان را به دليل كمبود ظرفيت و عدم تناسب فكر و انديشه با آن ذات دست نايافتني، دچار مشكل فكري بكند و او را از رفتار معتدل بازدارد و زندگي او را مختل سازد. بنابراين شايسته است در عين عقيده به خدا، در ذات او انديشه نشود و بلكه در صفات و مخلوقاتش انديشه شود.
2 - توحيد صفاتي
"توحيد صفاتي" آن است كه خداوندي كه واجد همه صفات كمال است، همه صفات كمال او در مرحله تحقق و خارجيت عين هم و عين ذاتند; او ذاتي دارد كه در عين واحد بودن، همه صفات كمال را دارد. توانايي، دانايي، حكمت، غنا و امثال اينها صفات كمالي خدايند; ولي زايد بر وجود خدا نيستند، بلكه عين وجود او ميباشند. چه اين كه فراهم آمدن ذات خدا از چند صفت و يا وجود چند صفت متمايز غير از ذات در خدا، مستلزم تركيب در ذات اوست و چنين چيزي حكايت از نياز خدا به چند صفت دارد; و اين با ذات بي نياز خدا سازگار نيست .
3 - توحيد افعالي
"توحيد افعالي" يعني همه كارهايي كه در عالم انجام ميگيرد از سوي خداي واحد است . هيچ كسي در كار خدا شريك نيست . او خالق و رازق و مدبر جهان است . نه كسي در كارها به او كمك ميكند و نه كسي را ياراي كمك به او هست . خداوند در آفريدن و اداره كردن جهان تنهاست و به كسي نياز ندارد. همين طور در ارسال پيامبران و تشريع دين، يگانه عمل ميكند و همه چيز تحت قدرت اوست .
[1]همان، حديث 4 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :140
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
تنها خداوند در اعمال بندگان مؤثر است و احدي هيچ تأثيري در انجام آنها ندارد. از اين روست كه مردم و مؤمنان بايد در انجام كارشان به سوي او رو بياورند. (و قل الحمدلله الذي لم يتخذ ولدا و لم يكن له شريك في الملك و لم يكن له ولي من الذل و كبره تكبيرا.)[1]"و بگو اي پيامبر! ستايش مخصوص خداوندي است كه فرزندي نگرفت و او را در حكمراني شريكي نيست و براي او از روي ذلت و ناتواني ياوري نيست . و او را به بزرگي ستايش كن آن گونه كه در خور اوست". كساني هم كه در موقعيت هايي خاص، به اذن الهي در عالم هستي تصرف كرده اند، مثل اين كه از گل پرنده ساخته اند، مرده اي را زنده كرده اند[2]و...، در راستاي مشيت خدا انجام داده اند و استقلالي در فعلشان نداشته اند. البته توحيد افعالي به معناي اين نيست كه كسي نتواند در عالم هستي كاري انجام بدهد; چه اين كه روزانه كارهاي بي شماري از سوي مردم صورت ميگيرد و در اين ميان كساني هم هستند كه ملحدانه كار ميكنند و عقيده اي هم به خالق عالم و مدبر آن ندارند. توحيد افعالي به معناي ملتزم كردن خود به اين باور است كه همه چيز عالم تحت ربوبيت خداست و هيچ چيزي از تحت فرمان او خارج نيست . و بنابراين موحد خود را ملتزم ميداند كه در راستاي مشيت خدا و با توكل و اميد به او كارهايش را به انجام برساند.
4 - توحيد عبادي
در بينش توحيدي علاوه بر عقيده به يگانگي خدا در ذات، صفات و افعال بايد تنها در برابر او سرتعظيم فرود آورد و تنها به فرمان او بود و تنها او را پرستيد. اين "توحيد عبادي" است . توحيد عبادي آخرين مرحله از معرفت الهي و حساسترين درجه ايمان و بندگي است . ممكن است كسي در بينش موحد باشد، اما رفتاري شرك آلود داشته باشد. ابليس از جنبه نظري ديدگاهي توحيدي دارد، به يك مبدأ
[1]سوره اسراء (17)، آيه 111) .
[2]سوره آل عمران (3)، آيه 49 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :141
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
معتقد است و از شرك و كفر مشركان و كافران در قيامت اعلام بيزاري ميكند;[1]اما در برابر فرمان خدا ايستاد و از آن سرپيچيد، در نتيجه از زمره موحدان خارج شد. اطاعت و پرستش مختص خداست و محبوبترين بندگان خدا هم سهمي در آن ندارند و بايد مطيع و پرستشگر خداي عالم باشند. از اين روست كه قرآن درباره انبيا به اين نكته توجه داده است كه اعطاي كتاب آسماني، مقام داوري در ميان مردم، مقام نبوت و وحي، هرگز نمي تواند براي آنان مجوزي باشد كه مردم را بنده خود قرار دهند و به اطاعت از خود در كنار اطاعت از خدا فرا بخوانند. (ما كان لبشر أن يؤتيه الله الكتاب و الحكم و النبوة ثم يقول للناس كونوا عبادا لي من دون الله و لكن كونوا ربانيين ...)[2]"براي هيچ بشري كه خدا به او كتاب و داوري و نبوت داده است، اين حق وجود نداشت كه بگويد بنده من باشيد و نه بنده خدا. ولي [تنها چيزي كه وظيفه او بود اين كه بگويد:] موحد خداشناس باشيد." در شأن نزول اين آيه آمده است كه ابورافع قرظي يهودي همراه رئيس هيئت نصاراي نجران، به پيامبر اسلام6گفتند: آيا ميخواهي تو را بپرستيم و معبود و خدا قرارت بدهيم ؟ پيامبر6فرمود: "به خدا پناه ميبرم كه غير خدا را بپرستم يا به عبادت غير خدا فرمان بدهم . مرا براي چنين امري مبعوث نكرده و فرمان نداده است ."[3]ممكن است آيه درباره مسيحيان باشد كه الوهيت براي عيسي (ع) قائل بودند; چنان كه در تفسير علي بن ابراهيم قمي آمده است : مراد اين است كه عيسي (ع) هرگز نگفت : من شما را آفريده ام، پس بنده من باشيد و خدا را بندگي نكنيد; آنچه عيسي (ع) به آنان گفت اين بود كه رباني باشيد.[4]در قرآن به صراحت از اين كه كساني پيامبران خدا را ارباب و در مقام الوهيت قرار دهند نهي شده است . (و لا يأمركم أن تتخذوا الملا ئكة والنبيين أربابا أيأمركم بالكفر
[1]سوره ابراهيم (14)، آيه 22 .
[2]سوره آل عمران (3)، آيه 79 .
[3]طبرسي، مجمع البيان، ج 1، ص 466، ذيل آيه .
[4]علي بن ابراهيم قمي، تفسير القمي، ج 1، ص 106) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :142
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
بعد اذ أنتم مسلمون )[1]"و [هيچ پيامبري ] شما را فرمان نخواهد داد كه فرشتگان و پيامبران را خدايان خود بگيريد. آيا او پس از آن كه سر به فرمان خدا نهاده ايد باز شما را به كفر وا ميدارد؟." با سيري اجمالي در آيات قرآن اين حقيقت آشكار ميشود كه رسالت انبيا عمدتا دعوت به خداپرستي است . و خداپرستي در مقام توحيد عبادي، پرهيز از شرك و تنها اطاعت از خداوند و تقواي اوست . (قال يا قوم اني لكم نذير مبين أن اعبدوا الله واتقوه و أطيعون ).[2]توحيد مبارزه با خدايان مجعول و بت هاي ساختگي و الهه هاي بي هويتي بوده است كه فرمانروايان طاغوتي براي مردم، جهت به بردگي كشاندن آنان ساخته بودند. (... أتتخذ أصناما آلهة ...).[3]در يك كلام ميتوان گفت كه هدف پيامبران الهي رواج توحيد عبادي و مبارزه با الوهيت غير خدايان بوده است . (واسأل من أرسلنا من قبلك من رسلنا أجعلنا من دون الرحمن آلهة يعبدون )[4]"[اي پيامبر!] از پيامبران پيش از خود سؤال كن كه آيا معبوداني جز خداي رحمان را قرار داده ايم تا پرستش شوند؟." انسانها و موجوداتي در عالم هستي وجود دارند كه از جايگاه ممتازي برخوردارند و در پيشگاه خداوند نيز قرب و منزلتي ويژه دارند. خداوند خود براي آنان مقام و موقعيتي خاص قرار داده و از مؤمنان در درجه نخست خواسته است تا به آنها احترام كنند و حرمت آنان را پاس دارند. گاه اين موقعيت در حدي است كه بايد به آنها ايمان آورد و كفر به آنها عقوبت سخت دنيوي و اخروي را در پي دارد. به رغم چنين واقعيتي احترام به آنها و تكريمشان هرگز نبايد به گونه اي باشد كه جنبه عبوديت پيدا كند و با توحيد منافات داشته باشد. تكريم آنان و حتي متوسل شدن به آنان بايد در حدي باشد كه خداوند اجازه داده است . خداوند درباره اهل كتاب از
[1]سوره آل عمران (3)، آيه 80 .
[2]سوره نوح (71)، آيات 2 و 3 .
[3]سوره انعام (6)، آيه 74 .
[4]سوره زخرف (43)، آيه 45 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :143
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
گزافه گويي آنان درباره پيامبرشان پرده برمي دارد كه به چه حقي درباره او دچار غلو شده اند و او را بيش از آن كه هست ميستايند و برايش جايگاهي برتر از آنچه هست قائل اند. (يا أهل الكتاب لا تغلوا في دينكم و لا تقولوا علي الله الا الحق انما المسيح عيسي ابن مريم رسول الله و كلمته ألقاها الي مريم و روح منه فآمنوا بالله و رسله و لا تقولوا ثلا ثة انتهوا خيرا لكم انما الله اله واحد سبحانه أن يكون له ولد ...)[1]"اي اهل كتاب ! در دينتان غلو نكنيد و درباره خدا به جز حق نگوييد. مسيح، عيسي، پسر مريم، فقط فرستاده خدا و كلمه اوست كه به مريم القا كرد و روحي از جانب اوست ; پس به خدا و پيامبرانش ايمان بياوريد و نگوييد خدا سه است . [اين عقيده را] پايان بدهيد كه برايتان خير است . خدا همان خداي يگانه است . منزه است او از اين كه فرزندي داشته باشد." در روايتي آمده است كه شخصي به رسول خدا6عرض كرد: اي پيامبر خدا! آيا ما به تو سلام كنيم همان گونه كه به يكديگر سلام ميكنيم ؟ آيا در برابر تو سجده نكنيم ؟ پيامبر6فرمود: "سجده كردن براي احدي جز در برابر خدا روا نيست ; ولي پيامبرتان را احترام كنيد، و حق را با اهلش بشناسيد."[2]انبيا و اولياي الهي بيش از هر كسي در برابر خدا سر تسليم فرود ميآوردند و در اين زمينه پيشگام و الگوي مردم بوده اند، خود را عبد و بنده خدا معرفي و به اين افتخار ميكرده اند. پيامبران از اين كه براي آنان مقامي فوق آنچه داشته اند قائل شوند به شدت پرهيز ميكرده اند. آنان از هر گونه رفتاري كه موجب شود توحيد مردم تضعيف شود و شايبه شرك پيش بيايد، اجتناب كرده و از چنين اعمالي اعلام برائت ميكرده اند. از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده است : "دو گروه درباره من به هلاكت رسيدند - و گناهشان به عهده من نيست - دسته اول دوستان افراطي و دسته دوم دشمنان افراطي .
[1]سوره نساء (4)، آيه 171) .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 25، ص 262 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :144
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
و من در برابر خدا بيزاري ميجويم از كساني كه درباره ما غلو ميكنند و ما را فوق حد خودمان بالا ميبرند; مانند بيزاري عيسي بن مريم از نصارا. خداوند فرمود: اي عيسي بن مريم ! آيا تو به مردم گفته اي كه مرا و مادرم را دو خدا بگيريد... خداوند فرمود: مسيح از اين كه بگويد بنده خداست ابايي ندارد. و خداوند گفته است : مسيح پسر مريم، جز پيامبري از پيامبران خدا نيست . پيش از او پيامبراني آمده اند. او و مادرش غذا ميخوردند. بنابراين هر كس براي انبيا ادعاي ربوبيت كند و يا براي پيشوايان آسماني چنين ادعايي بنمايد و يا مدعي فرزندي آنان براي خدا باشد، و يا براي غير آنان چنين مقامي را قائل باشد، ما از او در دنيا و آخرت بيزاريم ."[1]حاصل اين كه توحيد عبادي به قدري مهم است كه خداوند در آيات متعددي در قرآن به آن توصيه كرده و هشدار داده است كه مبادا بندگان از آن سر بپيچند و ديگري را به جاي خدا بگيرند و مشرك شوند. ملاك معبود حقيقي در آيات قرآن معرفي شده تا بر اساس درك درست و شناخت قابل قبول، انسانها بندگي كنند. خالقيت، رازقيت، منشاء افعال جهان بودن، اجابت دعاي مضطرين، هدايت بندگان، رحمت و علام الغيوب بودن، توانمندي بر خلق نخستين و ميراندن و تجديد حيات، از صفات يك معبود حقيقي است .[2]
افعال خدا
نظام فعل خدا
تحقق افعال خداوند دايرمدار اراده اوست . هرگاه بخواهد چيزي پديد آيد و مشيتش بر انجام آن باشد، اراده ميكند كه آن هستي پيدا كند و آن هم پديد ميآيد. (... و اذا قضي أمرا فانما يقول له كن فيكون ).[3]اراده خداوند همان، و تحقق چيز
[1]همان، ج 25، ص 134) و 135، حديث 6 ; و ص 272، حديث 17) .
[2]سوره نمل (27)، آيات 60 - 65 .
[3]سوره بقره (2)، آيه 117) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :145
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست