بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 143

بعد اذ أنتم مسلمون )[1]"و [هيچ پيامبري ] شما را فرمان نخواهد داد كه فرشتگان و پيامبران را خدايان خود بگيريد. آيا او پس از آن كه سر به فرمان خدا نهاده ايد باز شما را به كفر وا مي‌دارد؟." با سيري اجمالي در آيات قرآن اين حقيقت آشكار مي‌شود كه رسالت انبيا عمدتا دعوت به خداپرستي است . و خداپرستي در مقام توحيد عبادي، پرهيز از شرك و تنها اطاعت از خداوند و تقواي اوست . (قال يا قوم اني لكم نذير مبين ‌ أن اعبدوا الله واتقوه و أطيعون ).[2]توحيد مبارزه با خدايان مجعول و بت هاي ساختگي و الهه هاي بي هويتي بوده است كه فرمانروايان طاغوتي براي مردم، جهت به بردگي كشاندن آنان ساخته بودند. (... أتتخذ أصناما آلهة ...).[3]در يك كلام مي‌توان گفت كه هدف پيامبران الهي رواج توحيد عبادي و مبارزه با الوهيت غير خدايان بوده است . (واسأل من أرسلنا من قبلك من رسلنا أجعلنا من دون الرحمن آلهة يعبدون )[4]"[اي پيامبر!] از پيامبران پيش از خود سؤال كن كه آيا معبوداني جز خداي رحمان را قرار داده ايم تا پرستش شوند؟." انسانها و موجوداتي در عالم هستي وجود دارند كه از جايگاه ممتازي برخوردارند و در پيشگاه خداوند نيز قرب و منزلتي ويژه دارند. خداوند خود براي آنان مقام و موقعيتي خاص قرار داده و از مؤمنان در درجه نخست خواسته است تا به آنها احترام كنند و حرمت آنان را پاس دارند. گاه اين موقعيت در حدي است كه بايد به آنها ايمان آورد و كفر به آنها عقوبت سخت دنيوي و اخروي را در پي دارد. به رغم چنين واقعيتي احترام به آنها و تكريمشان هرگز نبايد به گونه اي باشد كه جنبه عبوديت پيدا كند و با توحيد منافات داشته باشد. تكريم آنان و حتي متوسل شدن به آنان بايد در حدي باشد كه خداوند اجازه داده است . خداوند درباره اهل كتاب از
[1]سوره آل عمران (3)، آيه 80 .
[2]سوره نوح (71)، آيات 2 و 3 .
[3]سوره انعام (6)، آيه 74 .
[4]سوره زخرف (43)، آيه 45 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :143

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 144

گزافه گويي آنان درباره پيامبرشان پرده برمي دارد كه به چه حقي درباره او دچار غلو شده اند و او را بيش از آن كه هست مي‌ستايند و برايش جايگاهي برتر از آنچه هست قائل اند. (يا أهل الكتاب لا تغلوا في دينكم و لا تقولوا علي الله الا الحق انما المسيح عيسي ابن مريم رسول الله و كلمته ألقاها الي مريم و روح منه فآمنوا بالله و رسله و لا تقولوا ثلا ثة انتهوا خيرا لكم انما الله اله واحد سبحانه أن يكون له ولد ...)[1]"اي اهل كتاب ! در دينتان غلو نكنيد و درباره خدا به جز حق نگوييد. مسيح، عيسي، پسر مريم، فقط فرستاده خدا و كلمه اوست كه به مريم القا كرد و روحي از جانب اوست ; پس به خدا و پيامبرانش ايمان بياوريد و نگوييد خدا سه است . [اين عقيده را] پايان بدهيد كه برايتان خير است . خدا همان خداي يگانه است . منزه است او از اين كه فرزندي داشته باشد." در روايتي آمده است كه شخصي به رسول خدا6عرض كرد: اي پيامبر خدا! آيا ما به تو سلام كنيم همان گونه كه به يكديگر سلام مي‌كنيم ؟ آيا در برابر تو سجده نكنيم ؟ پيامبر6فرمود: "سجده كردن براي احدي جز در برابر خدا روا نيست ; ولي پيامبرتان را احترام كنيد، و حق را با اهلش بشناسيد."[2]انبيا و اولياي الهي بيش از هر كسي در برابر خدا سر تسليم فرود مي‌آوردند و در اين زمينه پيشگام و الگوي مردم بوده اند، خود را عبد و بنده خدا معرفي و به اين افتخار مي‌كرده اند. پيامبران از اين كه براي آنان مقامي فوق آنچه داشته اند قائل شوند به شدت پرهيز مي‌كرده اند. آنان از هر گونه رفتاري كه موجب شود توحيد مردم تضعيف شود و شايبه شرك پيش بيايد، اجتناب كرده و از چنين اعمالي اعلام برائت مي‌كرده اند. از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده است : "دو گروه درباره من به هلاكت رسيدند - و گناهشان به عهده من نيست - دسته اول دوستان افراطي و دسته دوم دشمنان افراطي .
[1]سوره نساء (4)، آيه 171) .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 25، ص 262 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :144

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 145

و من در برابر خدا بيزاري مي‌جويم از كساني كه درباره ما غلو مي‌كنند و ما را فوق حد خودمان بالا مي‌برند; مانند بيزاري عيسي بن مريم از نصارا. خداوند فرمود: اي عيسي بن مريم ! آيا تو به مردم گفته اي كه مرا و مادرم را دو خدا بگيريد... خداوند فرمود: مسيح از اين كه بگويد بنده خداست ابايي ندارد. و خداوند گفته است : مسيح پسر مريم، جز پيامبري از پيامبران خدا نيست . پيش از او پيامبراني آمده اند. او و مادرش غذا مي‌خوردند. بنابراين هر كس براي انبيا ادعاي ربوبيت كند و يا براي پيشوايان آسماني چنين ادعايي بنمايد و يا مدعي فرزندي آنان براي خدا باشد، و يا براي غير آنان چنين مقامي را قائل باشد، ما از او در دنيا و آخرت بيزاريم ."[1]حاصل اين كه توحيد عبادي به قدري مهم است كه خداوند در آيات متعددي در قرآن به آن توصيه كرده و هشدار داده است كه مبادا بندگان از آن سر بپيچند و ديگري را به جاي خدا بگيرند و مشرك شوند. ملاك معبود حقيقي در آيات قرآن معرفي شده تا بر اساس درك درست و شناخت قابل قبول، انسانها بندگي كنند. خالقيت، رازقيت، منشاء افعال جهان بودن، اجابت دعاي مضطرين، هدايت بندگان، رحمت و علام الغيوب بودن، توانمندي بر خلق نخستين و ميراندن و تجديد حيات، از صفات يك معبود حقيقي است .[2]

افعال خدا

نظام فعل خدا

تحقق افعال خداوند دايرمدار اراده اوست . هرگاه بخواهد چيزي پديد آيد و مشيتش بر انجام آن باشد، اراده مي‌كند كه آن هستي پيدا كند و آن هم پديد مي‌آيد. (... و اذا قضي أمرا فانما يقول له كن فيكون ).[3]اراده خداوند همان، و تحقق چيز
[1]همان، ج 25، ص 134) و 135، حديث 6 ; و ص 272، حديث 17) .
[2]سوره نمل (27)، آيات 60 - 65 .
[3]سوره بقره (2)، آيه 117) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :145

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 146

خواسته شده همان . هيچ چيزي نمي تواند مانع تحقق خواست خداوند بشود. و هر آنچه به وقوع مي‌پيوندد به اذن و اراده الهي است . (والبلد الطيب يخرج نباته باذن ربه ...)[1]"و سرزمين پاك گياهش بيرون مي‌آيد به اذن پروردگارش ." (و ما هم بضارين به من أحد الا باذن الله ...)[2]"و آنان [جادوگران ] به احدي نمي توانند ضرر وارد كنند مگر به اذن الهي ." (و ما كان لنفس أن تموت الا باذن الله كتابا مؤجلا...)[3]"و هيچ كس نمي ميرد مگر به اذن خدا; كتابي است مدت دار." (ما أصاب من مصيبة الا باذن الله و من يؤمن بالله يهد قلبه ...)[4]"و هيچ مصيبتي به كسي نمي رسد مگر به اذن الهي، و هر كس به خداوند ايمان بياورد قلبش را هدايت مي‌كند." خدا براي انجام مشيتش از چيزي كمك نمي گيرد. چيزي در تحقق خواست خدا تأثيري ندارد. فعل او كه عامل ايجاد جهان است يك لحظه است . (و ما أمرنا الا واحدة كلمح بالبصر)[5]"امر ما نيست مگر يكي همانند چشم بر هم زدن ." فعل خدا براي هميشه به يك باره انجام نمي شود تا مخلوق پس از آفريده شدن به حال خود رها گردد، بلكه در عين آفريدن مدام با مخلوقات هست و تدبيرش تفكيك ناپذير از خلق اوست . چنين نيست كه فقط خلق جهان به خدا بسته باشد. ادامه لحظه به لحظه آن نيز وابسته به خداست . به گونه اي كه اگر خدا از آن نظر بردارد، از هم فرو خواهد ريخت . به عبارتي خداوند نه تنها آفريننده كل جهان است، كه يكايك موجودات درون عالم را نيز او آفريده و مي‌آفريند و مدام و لحظه به لحظه تدبير مي‌كند. (ذلكم الله ربكم لا اله الا هو خالق كل شئ فاعبدوه و هو علي كل شئ وكيل )[6]"اين است خداي شما كه پروردگارتان است ; نيست هيچ خدايي به جز او; آفريننده هر چيزي است ; او را بپرستيد; و او عهده دار همه چيز است ."
[1]سوره اعراف (7)، آيه 58 .
[2]سوره بقره (2)، آيه 102) .
[3]سوره آل عمران (3)، آيه 145) .
[4]سوره تغابن (64)، آيه 11) .
[5]سوره قمر (54)، آيه 50 .
[6]سوره انعام (6)، آيه 102) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :146

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 147

در بينش توحيدي تحقق همه امور در عالم تحت اراده و مشيت اوست و تا او نخواهد به وجود نخواهد آمد; حتي افعال بندگان . (و ما رميت اذ رميت و لكن الله رمي ...)[1]"اي پيامبر! هنگامي كه تير انداختي، تو نبودي كه تير انداختي، بلكه خدا بود كه تير انداخت ." فعل خدا بر همه چيز حتي بر اسباب و علل احاطه دارد. همه سبب ها با اراده خداوند مؤثرند و هيچ يك بدون خواست خدا مؤثر نيستند. علت در عين اين كه علت است، از ناحيه خداست و استقلال ندارد. تأثير علت در معلول خود، معلول مشيت خداست ; به نحوي كه اگر مشيت و اراده او تعلق نمي گرفت، علت نمي توانست نقش علت را داشته باشد. اين است كه همه چيز در عالم به خدا نسبت داده مي‌شود. در قرآن كريم نيز همه چيز به خدا نسبت داده شده است ; در عين اين كه گاهي از علت مادي و جز آن نيز سخن به ميان آمده است . و همين طور گاهي از كارگزاران عالم سخن مي‌گويد كه در تحولات آن نقش دارند: (قل يتوفاكم ملك الموت الذي وكل بكم ...)[2]و در عين حال همان كار را به خدا نسبت مي‌دهد. (الله يتوفي الانفس حين موتها...).[3]

نقش كارگزاران خداوند

در آيات قرآن و روايات، از موجوداتي به نام "ملائكه" ياد شده است كه در انجام اموري محول شده از ناحيه خدا نقش ايفا مي‌كنند. "جبرئيل" فرشته اي كه مأمور ابلاغ وحي از جانب خداست ; (قل من كان عدوا لجبريل فانه نزله علي قلبك باذن الله ...).[4]"ميكائيل" ملكي كه متولي امور ارزاق است ; "اسرافيل" مسؤول نفخ
[1]سوره انفال (8)، آيه 17) .
[2]سوره سجده (32)، آيه 11) . "اي پيامبر! به مردم بگو: فرشته مرگي كه بر شما گمارده شده، جان شما را مي‌گيرد."
[3]سوره زمر (39)، آيه 42 . "خداوند در زمان مرگ انسانها، جانشان را مي‌ستاند."
[4]سوره بقره (2)، آيه 97 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :147

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 148

صور و ميراندن و زنده كردن مردگان در قيامت ; "عزرائيل"، مسؤول قبض ارواح انسانها در دنيا; (قل يتوفاكم ملك الموت الذي وكل بكم ).[1]فرشتگاني وجود دارند كه در اطراف عرش الهي به تسبيح و ذكر و ايفاي مسؤوليت مشغولند; (و تري الملا ئكة حافين من حول العرش يسبحون بحمد ربهم ).[2]ملائكه موجودات مجردي هستند كه از آنها خطا و گناهي سر نمي زند; (لا يعصون الله ما أمرهم و يفعلون ما يؤمرون )[3]"آن ملائكه كساني هستند كه از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچي نمي كنند و آنچه را كه فرمان داده شده انجام مي‌دهند." در عين اين كه خدا سر رشته دار عالم هستي است، با اذن خود او كارهايي در اين عالم رخ مي‌دهد كه به حسب ظاهر عوامل ديگري غير از ذات خدا دارند. وجود اسباب مادي در عالم كه به وضوح نقش خود را ايفا مي‌كنند، حكايت از اين واقعيت دارد كه خداوند عالم، امور اين عالم را در دستان خود دارد، اما با اسباب و علل خاص خود آن را مي‌چرخاند. چنين كارگزاراني در راستاي مشيت خدا و خواست او انجام وظيفه مي‌كنند. كارگزاران اعم از موجودات مادي و يا مجرد، برحسب وظايفي كه به عهده آنها گذاشته شده كار انجام مي‌دهند، اما همه را با اذن و فرمان خدا; و اين عين توحيد است .

لوح محفوظ و لوح محو و اثبات

براي اداره عالم دو نوع لوح و صفحه ثبت كارها - مناسب با عالم غيب و قابل تعبير براي فهم ما - وجود دارد، كه كارهاي عالم در آنجا ثبت مي‌شود. يكي از آن دو "لوح محفوظ" است ; در اين لوح تغييري وجود ندارد و مطابق علم خدا مي‌باشد. ديگري "لوح محو و اثبات" است ; در اين لوح ممكن است در آغاز چيزي ثبت شود
[1]سوره سجده (32)، آيه 11) .
[2]سوره زمر (39)، آيه 75 .
[3]سوره تحريم (66)، آيه 6 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :148

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 149

و آنگاه بر اثر تحولاتي محو گردد. خداوند طبق سنت هايي عالم را اداره مي‌كند. اين سنت ها در مرحله اجرا و عمل، تابع شرايط و مقتضياتي است . در علم الهي هم سنت ها و هم شرايط و مقتضيات معلوم است و در نتيجه تغييري در آن ايجاد نمي شود. اين لوح محفوظ است . اما در مرحله اجرا شدن سنت ها، تابع تحقق شرايطي اند كه ممكن است به حسب ظاهر تغييري در آنها مشاهده شود; ممكن است سنت مطابق شرطي، در جايي به گونه اي اجرا شود كه در شرايط ديگر جواب ديگري داشته باشد و يا چون شرط دقيقش به وجود نيامده باشد اصلا به حسب ظاهر تحقق نيابد. در اين صورت است كه گفته مي‌شود در اين لوح تغيير حاصل مي‌شود. اگر براي مردمي عذاب مقدر شده، تا به مرحله عمل در آمدن آن مقتضياتي لازم است . ممكن است آن قوم به حسب ظاهر شرايط عذاب شدن را داشته باشند اما تنها يك شرط از تحقق آن مانده باشد كه براي انسانها پنهان مانده است، در اين صورت عذاب وعده داده شده رخ نمي دهد. اين از نگاه ناظر تغيير در سنت است، اگر چه به حسب واقع مي‌توان گفت : شرايط وقوع عذاب تحقق پيدا نكرده است . همچنين حادثه اي بايد پديد آيد، اما شخص كاري انجام مي‌دهد كه مانع وقوع آن حادثه مي‌گردد. به عبارت ديگر انجام امور و تحقق پديده ها و حوادث، تابع مقتضيات و شرايط هستند، كه از ديد ناظران ممكن است پنهان باشند و آنها تنها ظواهر امور را ببينند. در اين صورت ممكن است حوادثي در حال وقوع باشند ولي تحقق پيدا نكنند; يعني شرطي كه جزء العله تحقق آن بوده، هنوز فراهم نشده و در نتيجه تغييري در حادثه رخ مي‌دهد.

قانون مندي افعال خدا

آيا خداوند افعال خود را به صورت قانون مند انجام مي‌دهد و يا خارج از قانون است ؟ اگر خداوند افعال خود را به صورت قانون مند به انجام مي‌رساند، با تدبير لحظه به لحظه عالم و اين كه كارها بر اساس اراده خدا صورت مي‌گيرد، چگونه سازگار است ؟


صفحه 150

از آيات و روايات و ادله عقلي استفاده مي‌شود كه خداوند عالم را آفريده است و آن را مديريت مي‌كند و در عين حال براي فعل خود از اسباب هم استفاده مي‌نمايد. چنين چيزي يك سنت و به تعبيري يك قاعده است . آيات متعددي در قرآن وجود دارد كه در آنها از سنت هاي خدا سخن گفته شده است . خداوند به اقوامي از طريق اعلام وجود سنت ها و قوانين ثابت در عالم هشدار داده است : (قل للذين كفروا ان ينتهوا يغفر لهم ما قد سلف و ان يعودوا فقد مضت سنة الاولين )[1]"به كافران بگو: اگر [از دشمني با خدا و رسولش ] دست بردارند، گذشته شان آمرزيده مي‌شود; و اگر از سر گيرند، به درستي كه سنت هاي پيشينيان قطعي است ." (سنة الله في الذين خلوا من قبل و لن تجد لسنة الله تبديلا)[2]"سنت هاي خدا درباره كساني كه پيشتر بوده اند [جاري بوده ]، و در سنت خدا هيچ تبديلي وجود ندارد." عالم با اسباب و علل اداره مي‌شود، در عين اين كه گرداننده اصلي عالم خداوند است . مثلا درباره فروفرستادن باران در قرآن آمده است : (الله الذي يرسل الرياح فتثير سحابا فيبسطه في السماء كيف يشاء و يجعله كسفا فتري الودق يخرج من خلا له ...)[3]"خداست كه بادها را مي‌فرستد و ابرها را برمي انگيزاند و آنها را در آسمان هر گونه كه بخواهد مي‌پراكند، و آن را به صورت قطعه هايي متراكم مي‌كند; و سپس مي‌بيني از لابلاي آنها باران بيرون مي‌آيد." همين طور وقتي سخن از سيراب كردن تشنگان به ميان آورده، آن را به خود نسبت مي‌دهد و در عين حال از طريق بادها و ابرها و فرستادن آب آن را انجام مي‌دهد. (و أرسلنا الرياح لواقح فأنزلنا من السماء ماء فأسقيناكموه و ما أنتم له بخازنين )[4]"و ما بادها را باردار [باردار كننده ] فرستاديم، پس آبي را از آسمان فرستاديم و شما را با آن سيراب كرديم و شما خزانه دار آن نيستيد." آيات فراواني در قرآن وجود دارد كه نشان مي‌دهد خداوند كارهاي خود را از
[1]سوره انفال (8)، آيه 38 .
[2]سوره احزاب (33)، آيه 62 .
[3]سوره روم (30) آيه 48 .
[4]سوره حجر (15)، آيه 22 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :150

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست