و من در برابر خدا بيزاري ميجويم از كساني كه درباره ما غلو ميكنند و ما را فوق حد خودمان بالا ميبرند; مانند بيزاري عيسي بن مريم از نصارا. خداوند فرمود: اي عيسي بن مريم ! آيا تو به مردم گفته اي كه مرا و مادرم را دو خدا بگيريد... خداوند فرمود: مسيح از اين كه بگويد بنده خداست ابايي ندارد. و خداوند گفته است : مسيح پسر مريم، جز پيامبري از پيامبران خدا نيست . پيش از او پيامبراني آمده اند. او و مادرش غذا ميخوردند. بنابراين هر كس براي انبيا ادعاي ربوبيت كند و يا براي پيشوايان آسماني چنين ادعايي بنمايد و يا مدعي فرزندي آنان براي خدا باشد، و يا براي غير آنان چنين مقامي را قائل باشد، ما از او در دنيا و آخرت بيزاريم ."[1]حاصل اين كه توحيد عبادي به قدري مهم است كه خداوند در آيات متعددي در قرآن به آن توصيه كرده و هشدار داده است كه مبادا بندگان از آن سر بپيچند و ديگري را به جاي خدا بگيرند و مشرك شوند. ملاك معبود حقيقي در آيات قرآن معرفي شده تا بر اساس درك درست و شناخت قابل قبول، انسانها بندگي كنند. خالقيت، رازقيت، منشاء افعال جهان بودن، اجابت دعاي مضطرين، هدايت بندگان، رحمت و علام الغيوب بودن، توانمندي بر خلق نخستين و ميراندن و تجديد حيات، از صفات يك معبود حقيقي است .[2]
افعال خدا
نظام فعل خدا
تحقق افعال خداوند دايرمدار اراده اوست . هرگاه بخواهد چيزي پديد آيد و مشيتش بر انجام آن باشد، اراده ميكند كه آن هستي پيدا كند و آن هم پديد ميآيد. (... و اذا قضي أمرا فانما يقول له كن فيكون ).[3]اراده خداوند همان، و تحقق چيز
[1]همان، ج 25، ص 134) و 135، حديث 6 ; و ص 272، حديث 17) .
[2]سوره نمل (27)، آيات 60 - 65 .
[3]سوره بقره (2)، آيه 117) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :145
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
خواسته شده همان . هيچ چيزي نمي تواند مانع تحقق خواست خداوند بشود. و هر آنچه به وقوع ميپيوندد به اذن و اراده الهي است . (والبلد الطيب يخرج نباته باذن ربه ...)[1]"و سرزمين پاك گياهش بيرون ميآيد به اذن پروردگارش ." (و ما هم بضارين به من أحد الا باذن الله ...)[2]"و آنان [جادوگران ] به احدي نمي توانند ضرر وارد كنند مگر به اذن الهي ." (و ما كان لنفس أن تموت الا باذن الله كتابا مؤجلا...)[3]"و هيچ كس نمي ميرد مگر به اذن خدا; كتابي است مدت دار." (ما أصاب من مصيبة الا باذن الله و من يؤمن بالله يهد قلبه ...)[4]"و هيچ مصيبتي به كسي نمي رسد مگر به اذن الهي، و هر كس به خداوند ايمان بياورد قلبش را هدايت ميكند." خدا براي انجام مشيتش از چيزي كمك نمي گيرد. چيزي در تحقق خواست خدا تأثيري ندارد. فعل او كه عامل ايجاد جهان است يك لحظه است . (و ما أمرنا الا واحدة كلمح بالبصر)[5]"امر ما نيست مگر يكي همانند چشم بر هم زدن ." فعل خدا براي هميشه به يك باره انجام نمي شود تا مخلوق پس از آفريده شدن به حال خود رها گردد، بلكه در عين آفريدن مدام با مخلوقات هست و تدبيرش تفكيك ناپذير از خلق اوست . چنين نيست كه فقط خلق جهان به خدا بسته باشد. ادامه لحظه به لحظه آن نيز وابسته به خداست . به گونه اي كه اگر خدا از آن نظر بردارد، از هم فرو خواهد ريخت . به عبارتي خداوند نه تنها آفريننده كل جهان است، كه يكايك موجودات درون عالم را نيز او آفريده و ميآفريند و مدام و لحظه به لحظه تدبير ميكند. (ذلكم الله ربكم لا اله الا هو خالق كل شئ فاعبدوه و هو علي كل شئ وكيل )[6]"اين است خداي شما كه پروردگارتان است ; نيست هيچ خدايي به جز او; آفريننده هر چيزي است ; او را بپرستيد; و او عهده دار همه چيز است ."
[1]سوره اعراف (7)، آيه 58 .
[2]سوره بقره (2)، آيه 102) .
[3]سوره آل عمران (3)، آيه 145) .
[4]سوره تغابن (64)، آيه 11) .
[5]سوره قمر (54)، آيه 50 .
[6]سوره انعام (6)، آيه 102) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :146
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
در بينش توحيدي تحقق همه امور در عالم تحت اراده و مشيت اوست و تا او نخواهد به وجود نخواهد آمد; حتي افعال بندگان . (و ما رميت اذ رميت و لكن الله رمي ...)[1]"اي پيامبر! هنگامي كه تير انداختي، تو نبودي كه تير انداختي، بلكه خدا بود كه تير انداخت ." فعل خدا بر همه چيز حتي بر اسباب و علل احاطه دارد. همه سبب ها با اراده خداوند مؤثرند و هيچ يك بدون خواست خدا مؤثر نيستند. علت در عين اين كه علت است، از ناحيه خداست و استقلال ندارد. تأثير علت در معلول خود، معلول مشيت خداست ; به نحوي كه اگر مشيت و اراده او تعلق نمي گرفت، علت نمي توانست نقش علت را داشته باشد. اين است كه همه چيز در عالم به خدا نسبت داده ميشود. در قرآن كريم نيز همه چيز به خدا نسبت داده شده است ; در عين اين كه گاهي از علت مادي و جز آن نيز سخن به ميان آمده است . و همين طور گاهي از كارگزاران عالم سخن ميگويد كه در تحولات آن نقش دارند: (قل يتوفاكم ملك الموت الذي وكل بكم ...)[2]و در عين حال همان كار را به خدا نسبت ميدهد. (الله يتوفي الانفس حين موتها...).[3]
نقش كارگزاران خداوند
در آيات قرآن و روايات، از موجوداتي به نام "ملائكه" ياد شده است كه در انجام اموري محول شده از ناحيه خدا نقش ايفا ميكنند. "جبرئيل" فرشته اي كه مأمور ابلاغ وحي از جانب خداست ; (قل من كان عدوا لجبريل فانه نزله علي قلبك باذن الله ...).[4]"ميكائيل" ملكي كه متولي امور ارزاق است ; "اسرافيل" مسؤول نفخ
[1]سوره انفال (8)، آيه 17) .
[2]سوره سجده (32)، آيه 11) . "اي پيامبر! به مردم بگو: فرشته مرگي كه بر شما گمارده شده، جان شما را ميگيرد."
[3]سوره زمر (39)، آيه 42 . "خداوند در زمان مرگ انسانها، جانشان را ميستاند."
[4]سوره بقره (2)، آيه 97 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :147
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
صور و ميراندن و زنده كردن مردگان در قيامت ; "عزرائيل"، مسؤول قبض ارواح انسانها در دنيا; (قل يتوفاكم ملك الموت الذي وكل بكم ).[1]فرشتگاني وجود دارند كه در اطراف عرش الهي به تسبيح و ذكر و ايفاي مسؤوليت مشغولند; (و تري الملا ئكة حافين من حول العرش يسبحون بحمد ربهم ).[2]ملائكه موجودات مجردي هستند كه از آنها خطا و گناهي سر نمي زند; (لا يعصون الله ما أمرهم و يفعلون ما يؤمرون )[3]"آن ملائكه كساني هستند كه از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچي نمي كنند و آنچه را كه فرمان داده شده انجام ميدهند." در عين اين كه خدا سر رشته دار عالم هستي است، با اذن خود او كارهايي در اين عالم رخ ميدهد كه به حسب ظاهر عوامل ديگري غير از ذات خدا دارند. وجود اسباب مادي در عالم كه به وضوح نقش خود را ايفا ميكنند، حكايت از اين واقعيت دارد كه خداوند عالم، امور اين عالم را در دستان خود دارد، اما با اسباب و علل خاص خود آن را ميچرخاند. چنين كارگزاراني در راستاي مشيت خدا و خواست او انجام وظيفه ميكنند. كارگزاران اعم از موجودات مادي و يا مجرد، برحسب وظايفي كه به عهده آنها گذاشته شده كار انجام ميدهند، اما همه را با اذن و فرمان خدا; و اين عين توحيد است .
لوح محفوظ و لوح محو و اثبات
براي اداره عالم دو نوع لوح و صفحه ثبت كارها - مناسب با عالم غيب و قابل تعبير براي فهم ما - وجود دارد، كه كارهاي عالم در آنجا ثبت ميشود. يكي از آن دو "لوح محفوظ" است ; در اين لوح تغييري وجود ندارد و مطابق علم خدا ميباشد. ديگري "لوح محو و اثبات" است ; در اين لوح ممكن است در آغاز چيزي ثبت شود
[1]سوره سجده (32)، آيه 11) .
[2]سوره زمر (39)، آيه 75 .
[3]سوره تحريم (66)، آيه 6 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :148
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
و آنگاه بر اثر تحولاتي محو گردد. خداوند طبق سنت هايي عالم را اداره ميكند. اين سنت ها در مرحله اجرا و عمل، تابع شرايط و مقتضياتي است . در علم الهي هم سنت ها و هم شرايط و مقتضيات معلوم است و در نتيجه تغييري در آن ايجاد نمي شود. اين لوح محفوظ است . اما در مرحله اجرا شدن سنت ها، تابع تحقق شرايطي اند كه ممكن است به حسب ظاهر تغييري در آنها مشاهده شود; ممكن است سنت مطابق شرطي، در جايي به گونه اي اجرا شود كه در شرايط ديگر جواب ديگري داشته باشد و يا چون شرط دقيقش به وجود نيامده باشد اصلا به حسب ظاهر تحقق نيابد. در اين صورت است كه گفته ميشود در اين لوح تغيير حاصل ميشود. اگر براي مردمي عذاب مقدر شده، تا به مرحله عمل در آمدن آن مقتضياتي لازم است . ممكن است آن قوم به حسب ظاهر شرايط عذاب شدن را داشته باشند اما تنها يك شرط از تحقق آن مانده باشد كه براي انسانها پنهان مانده است، در اين صورت عذاب وعده داده شده رخ نمي دهد. اين از نگاه ناظر تغيير در سنت است، اگر چه به حسب واقع ميتوان گفت : شرايط وقوع عذاب تحقق پيدا نكرده است . همچنين حادثه اي بايد پديد آيد، اما شخص كاري انجام ميدهد كه مانع وقوع آن حادثه ميگردد. به عبارت ديگر انجام امور و تحقق پديده ها و حوادث، تابع مقتضيات و شرايط هستند، كه از ديد ناظران ممكن است پنهان باشند و آنها تنها ظواهر امور را ببينند. در اين صورت ممكن است حوادثي در حال وقوع باشند ولي تحقق پيدا نكنند; يعني شرطي كه جزء العله تحقق آن بوده، هنوز فراهم نشده و در نتيجه تغييري در حادثه رخ ميدهد.
قانون مندي افعال خدا
آيا خداوند افعال خود را به صورت قانون مند انجام ميدهد و يا خارج از قانون است ؟ اگر خداوند افعال خود را به صورت قانون مند به انجام ميرساند، با تدبير لحظه به لحظه عالم و اين كه كارها بر اساس اراده خدا صورت ميگيرد، چگونه سازگار است ؟
از آيات و روايات و ادله عقلي استفاده ميشود كه خداوند عالم را آفريده است و آن را مديريت ميكند و در عين حال براي فعل خود از اسباب هم استفاده مينمايد. چنين چيزي يك سنت و به تعبيري يك قاعده است . آيات متعددي در قرآن وجود دارد كه در آنها از سنت هاي خدا سخن گفته شده است . خداوند به اقوامي از طريق اعلام وجود سنت ها و قوانين ثابت در عالم هشدار داده است : (قل للذين كفروا ان ينتهوا يغفر لهم ما قد سلف و ان يعودوا فقد مضت سنة الاولين )[1]"به كافران بگو: اگر [از دشمني با خدا و رسولش ] دست بردارند، گذشته شان آمرزيده ميشود; و اگر از سر گيرند، به درستي كه سنت هاي پيشينيان قطعي است ." (سنة الله في الذين خلوا من قبل و لن تجد لسنة الله تبديلا)[2]"سنت هاي خدا درباره كساني كه پيشتر بوده اند [جاري بوده ]، و در سنت خدا هيچ تبديلي وجود ندارد." عالم با اسباب و علل اداره ميشود، در عين اين كه گرداننده اصلي عالم خداوند است . مثلا درباره فروفرستادن باران در قرآن آمده است : (الله الذي يرسل الرياح فتثير سحابا فيبسطه في السماء كيف يشاء و يجعله كسفا فتري الودق يخرج من خلا له ...)[3]"خداست كه بادها را ميفرستد و ابرها را برمي انگيزاند و آنها را در آسمان هر گونه كه بخواهد ميپراكند، و آن را به صورت قطعه هايي متراكم ميكند; و سپس ميبيني از لابلاي آنها باران بيرون ميآيد." همين طور وقتي سخن از سيراب كردن تشنگان به ميان آورده، آن را به خود نسبت ميدهد و در عين حال از طريق بادها و ابرها و فرستادن آب آن را انجام ميدهد. (و أرسلنا الرياح لواقح فأنزلنا من السماء ماء فأسقيناكموه و ما أنتم له بخازنين )[4]"و ما بادها را باردار [باردار كننده ] فرستاديم، پس آبي را از آسمان فرستاديم و شما را با آن سيراب كرديم و شما خزانه دار آن نيستيد." آيات فراواني در قرآن وجود دارد كه نشان ميدهد خداوند كارهاي خود را از
[1]سوره انفال (8)، آيه 38 .
[2]سوره احزاب (33)، آيه 62 .
[3]سوره روم (30) آيه 48 .
[4]سوره حجر (15)، آيه 22 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :150
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
طريق اسباب و علل انجام ميدهد. يعني راه تحقق خواست خداوند اسبابي است كه خود او آفريده و آنها را براي ايجاد خواسته اش به كار ميگيرد; و اين از سويي سنت مداري و قانون مندي و از سوي ديگر تدبير همه چيز از سوي اوست . بنابراين چيزي نمي تواند خارج از عليت و قانون باشد; و هر آنچه رخ ميدهد كاملا هماهنگ با تدبير و اراده خداوند است .
هدفداري افعال خدا
براي افعال خداوند از حيث فاعلي نمي توان غرض و هدفي فرض كرد. يعني نمي توان گفت : خداوند در طلب چيزي اقدام به انجام كاري كرده است ; زيرا در اين صورت، خارج از ذات خدا بايد چيزي باشد كه خدا در پي آن است، و اين با بي نيازي ذات خداوند ناسازگار است . ولي براي فعلي كه انجام ميگيرد، از آن حيث كه از خالق حكيم صادر ميشود، ميتوان هدف و منظوري لحاظ كرد. فعل و آنچه انجام ميگيرد و به وجود آورده ميشود، نمي تواند عبث و بيهوده باشد. (و ما خلقنا السماء و الارض و ما بينهما لا عبين )[1]"ما آسمان و زمين و آنچه ميان آن دو ميباشد را به بازي و بيهوده نيافريديم ." حكمت خداوندي اقتضا ميكند كه كارهايش را حكيمانه انجام بدهد. از طرفي هم بي نيازي او حكم ميكند كه كارها را براساس نياز خود انجام ندهد. حكمت اقتضا ميكند كه افعال پوچ و بيهوده انجام نگيرد. (و هو الذي خلق السموات و الارض بالحق ... و هو الحكيم الخبير)[2]"و اوست كه آسمان و زمين را به حق آفريده است ... و او حكيم و آگاه است ." بنابراين افعال خداوند بيهوده تحقق پيدا نمي كنند. آنچه در عالم رخ ميدهد بر اساس سنت و قانوني است و تجلي و ظهور يكي از اسماي الهي است و اين خود براي برآورده شدن منظوري مهم در پيدايش جهان و موجودات و حوادث عالم است .
[1]سوره انبياء (21)، آيه 16) .
[2]سوره انعام (6)، آيه 73 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :151
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
مشيت خدا
خداوند قبل از اين كه خلق كند و يا چيزي را به عرصه وجود آورد، آن را تمشيت و برنامه ريزي ميكند. همه رخدادها و تحولات عالم بسته به مشيت خداست . چنين امري از صفات فعل خداست ; و بنابراين بسته به انجام امور ميباشد. از يك سو خداوند براي انجام افعالش آنها را رقم ميزند و بعد به وجود ميآورد; و از ديگر سو اعمال بندگان تحت مشيت و اذن اوست و بدون آن امكان وقوع ندارد. از امام صادق (ع) نقل شده است كه : "خلق الله المشية قبل الاشياء ثم خلق الاشياء بالمشية"[1]"خداوند پيش از آن كه جهان را بيافريند مشيت و برنامه و تدبير را آفريد، و سپس جهان را بر اساس همان مشيت خلق كرد." به عبارت ديگر كارهاي خدا در جهان بر اساس برنامه ريزي است و اين برنامه ريزي است كه تحقق و عينيت پيدا ميكند و در مرحله عمل نظارت ميكند.
قضا و قدر
"قضا" در لغت فيصله دادن است . اين كلمه در قضاوت زياد استعمال ميشود; براي اين كه فيصله پيدا كردن اختلافات به وسيله قضاوت است . در عين حال واژه "قضا" وقتي با "قدر" به كار ميرود، معناي قضاوت را ندارد. قضا در قرآن گاهي به معناي الزام و تشريع است[3]و گاهي معناي قضاوت ميدهد[2]و به معناي تمام شدن شرايط و علل[5]و تمام شدن نيز آمده است .[4]در قرآن اين كلمه و مشتقاتش بيشتر در نهايي كردن و قطعي ساختن به كار رفته است . (و اذا قضي أمرا فانما يقول له كن فيكون )[6]"و چون خداوند به كاري اراده فرمايد فقط ميگويد موجود باش،
[1]صدوق، التوحيد، ص 339، حديث 8 .
[2]سوره اسراء (17)، آيه 23 .
[3]سوره غافر (40)، آيه 20 .
[4]سوره بقره (2)، آيه 117) .
[5]سوره قصص (28)، آيه 29 .
[6]سوره بقره (2)، آيه 117) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :152
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست