بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 148

صور و ميراندن و زنده كردن مردگان در قيامت ; "عزرائيل"، مسؤول قبض ارواح انسانها در دنيا; (قل يتوفاكم ملك الموت الذي وكل بكم ).[1]فرشتگاني وجود دارند كه در اطراف عرش الهي به تسبيح و ذكر و ايفاي مسؤوليت مشغولند; (و تري الملا ئكة حافين من حول العرش يسبحون بحمد ربهم ).[2]ملائكه موجودات مجردي هستند كه از آنها خطا و گناهي سر نمي زند; (لا يعصون الله ما أمرهم و يفعلون ما يؤمرون )[3]"آن ملائكه كساني هستند كه از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچي نمي كنند و آنچه را كه فرمان داده شده انجام مي‌دهند." در عين اين كه خدا سر رشته دار عالم هستي است، با اذن خود او كارهايي در اين عالم رخ مي‌دهد كه به حسب ظاهر عوامل ديگري غير از ذات خدا دارند. وجود اسباب مادي در عالم كه به وضوح نقش خود را ايفا مي‌كنند، حكايت از اين واقعيت دارد كه خداوند عالم، امور اين عالم را در دستان خود دارد، اما با اسباب و علل خاص خود آن را مي‌چرخاند. چنين كارگزاراني در راستاي مشيت خدا و خواست او انجام وظيفه مي‌كنند. كارگزاران اعم از موجودات مادي و يا مجرد، برحسب وظايفي كه به عهده آنها گذاشته شده كار انجام مي‌دهند، اما همه را با اذن و فرمان خدا; و اين عين توحيد است .

لوح محفوظ و لوح محو و اثبات

براي اداره عالم دو نوع لوح و صفحه ثبت كارها - مناسب با عالم غيب و قابل تعبير براي فهم ما - وجود دارد، كه كارهاي عالم در آنجا ثبت مي‌شود. يكي از آن دو "لوح محفوظ" است ; در اين لوح تغييري وجود ندارد و مطابق علم خدا مي‌باشد. ديگري "لوح محو و اثبات" است ; در اين لوح ممكن است در آغاز چيزي ثبت شود
[1]سوره سجده (32)، آيه 11) .
[2]سوره زمر (39)، آيه 75 .
[3]سوره تحريم (66)، آيه 6 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :148

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 149

و آنگاه بر اثر تحولاتي محو گردد. خداوند طبق سنت هايي عالم را اداره مي‌كند. اين سنت ها در مرحله اجرا و عمل، تابع شرايط و مقتضياتي است . در علم الهي هم سنت ها و هم شرايط و مقتضيات معلوم است و در نتيجه تغييري در آن ايجاد نمي شود. اين لوح محفوظ است . اما در مرحله اجرا شدن سنت ها، تابع تحقق شرايطي اند كه ممكن است به حسب ظاهر تغييري در آنها مشاهده شود; ممكن است سنت مطابق شرطي، در جايي به گونه اي اجرا شود كه در شرايط ديگر جواب ديگري داشته باشد و يا چون شرط دقيقش به وجود نيامده باشد اصلا به حسب ظاهر تحقق نيابد. در اين صورت است كه گفته مي‌شود در اين لوح تغيير حاصل مي‌شود. اگر براي مردمي عذاب مقدر شده، تا به مرحله عمل در آمدن آن مقتضياتي لازم است . ممكن است آن قوم به حسب ظاهر شرايط عذاب شدن را داشته باشند اما تنها يك شرط از تحقق آن مانده باشد كه براي انسانها پنهان مانده است، در اين صورت عذاب وعده داده شده رخ نمي دهد. اين از نگاه ناظر تغيير در سنت است، اگر چه به حسب واقع مي‌توان گفت : شرايط وقوع عذاب تحقق پيدا نكرده است . همچنين حادثه اي بايد پديد آيد، اما شخص كاري انجام مي‌دهد كه مانع وقوع آن حادثه مي‌گردد. به عبارت ديگر انجام امور و تحقق پديده ها و حوادث، تابع مقتضيات و شرايط هستند، كه از ديد ناظران ممكن است پنهان باشند و آنها تنها ظواهر امور را ببينند. در اين صورت ممكن است حوادثي در حال وقوع باشند ولي تحقق پيدا نكنند; يعني شرطي كه جزء العله تحقق آن بوده، هنوز فراهم نشده و در نتيجه تغييري در حادثه رخ مي‌دهد.

قانون مندي افعال خدا

آيا خداوند افعال خود را به صورت قانون مند انجام مي‌دهد و يا خارج از قانون است ؟ اگر خداوند افعال خود را به صورت قانون مند به انجام مي‌رساند، با تدبير لحظه به لحظه عالم و اين كه كارها بر اساس اراده خدا صورت مي‌گيرد، چگونه سازگار است ؟


صفحه 150

از آيات و روايات و ادله عقلي استفاده مي‌شود كه خداوند عالم را آفريده است و آن را مديريت مي‌كند و در عين حال براي فعل خود از اسباب هم استفاده مي‌نمايد. چنين چيزي يك سنت و به تعبيري يك قاعده است . آيات متعددي در قرآن وجود دارد كه در آنها از سنت هاي خدا سخن گفته شده است . خداوند به اقوامي از طريق اعلام وجود سنت ها و قوانين ثابت در عالم هشدار داده است : (قل للذين كفروا ان ينتهوا يغفر لهم ما قد سلف و ان يعودوا فقد مضت سنة الاولين )[1]"به كافران بگو: اگر [از دشمني با خدا و رسولش ] دست بردارند، گذشته شان آمرزيده مي‌شود; و اگر از سر گيرند، به درستي كه سنت هاي پيشينيان قطعي است ." (سنة الله في الذين خلوا من قبل و لن تجد لسنة الله تبديلا)[2]"سنت هاي خدا درباره كساني كه پيشتر بوده اند [جاري بوده ]، و در سنت خدا هيچ تبديلي وجود ندارد." عالم با اسباب و علل اداره مي‌شود، در عين اين كه گرداننده اصلي عالم خداوند است . مثلا درباره فروفرستادن باران در قرآن آمده است : (الله الذي يرسل الرياح فتثير سحابا فيبسطه في السماء كيف يشاء و يجعله كسفا فتري الودق يخرج من خلا له ...)[3]"خداست كه بادها را مي‌فرستد و ابرها را برمي انگيزاند و آنها را در آسمان هر گونه كه بخواهد مي‌پراكند، و آن را به صورت قطعه هايي متراكم مي‌كند; و سپس مي‌بيني از لابلاي آنها باران بيرون مي‌آيد." همين طور وقتي سخن از سيراب كردن تشنگان به ميان آورده، آن را به خود نسبت مي‌دهد و در عين حال از طريق بادها و ابرها و فرستادن آب آن را انجام مي‌دهد. (و أرسلنا الرياح لواقح فأنزلنا من السماء ماء فأسقيناكموه و ما أنتم له بخازنين )[4]"و ما بادها را باردار [باردار كننده ] فرستاديم، پس آبي را از آسمان فرستاديم و شما را با آن سيراب كرديم و شما خزانه دار آن نيستيد." آيات فراواني در قرآن وجود دارد كه نشان مي‌دهد خداوند كارهاي خود را از
[1]سوره انفال (8)، آيه 38 .
[2]سوره احزاب (33)، آيه 62 .
[3]سوره روم (30) آيه 48 .
[4]سوره حجر (15)، آيه 22 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :150

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 151

طريق اسباب و علل انجام مي‌دهد. يعني راه تحقق خواست خداوند اسبابي است كه خود او آفريده و آنها را براي ايجاد خواسته اش به كار مي‌گيرد; و اين از سويي سنت مداري و قانون مندي و از سوي ديگر تدبير همه چيز از سوي اوست . بنابراين چيزي نمي تواند خارج از عليت و قانون باشد; و هر آنچه رخ مي‌دهد كاملا هماهنگ با تدبير و اراده خداوند است .

هدفداري افعال خدا

براي افعال خداوند از حيث فاعلي نمي توان غرض و هدفي فرض كرد. يعني نمي توان گفت : خداوند در طلب چيزي اقدام به انجام كاري كرده است ; زيرا در اين صورت، خارج از ذات خدا بايد چيزي باشد كه خدا در پي آن است، و اين با بي نيازي ذات خداوند ناسازگار است . ولي براي فعلي كه انجام مي‌گيرد، از آن حيث كه از خالق حكيم صادر مي‌شود، مي‌توان هدف و منظوري لحاظ كرد. فعل و آنچه انجام مي‌گيرد و به وجود آورده مي‌شود، نمي تواند عبث و بيهوده باشد. (و ما خلقنا السماء و الارض و ما بينهما لا عبين )[1]"ما آسمان و زمين و آنچه ميان آن دو مي‌باشد را به بازي و بيهوده نيافريديم ." حكمت خداوندي اقتضا مي‌كند كه كارهايش را حكيمانه انجام بدهد. از طرفي هم بي نيازي او حكم مي‌كند كه كارها را براساس نياز خود انجام ندهد. حكمت اقتضا مي‌كند كه افعال پوچ و بيهوده انجام نگيرد. (و هو الذي خلق السموات و الارض بالحق ... و هو الحكيم الخبير)[2]"و اوست كه آسمان و زمين را به حق آفريده است ... و او حكيم و آگاه است ." بنابراين افعال خداوند بيهوده تحقق پيدا نمي كنند. آنچه در عالم رخ مي‌دهد بر اساس سنت و قانوني است و تجلي و ظهور يكي از اسماي الهي است و اين خود براي برآورده شدن منظوري مهم در پيدايش جهان و موجودات و حوادث عالم است .
[1]سوره انبياء (21)، آيه 16) .
[2]سوره انعام (6)، آيه 73 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :151

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 152

مشيت خدا

خداوند قبل از اين كه خلق كند و يا چيزي را به عرصه وجود آورد، آن را تمشيت و برنامه ريزي مي‌كند. همه رخدادها و تحولات عالم بسته به مشيت خداست . چنين امري از صفات فعل خداست ; و بنابراين بسته به انجام امور مي‌باشد. از يك سو خداوند براي انجام افعالش آنها را رقم مي‌زند و بعد به وجود مي‌آورد; و از ديگر سو اعمال بندگان تحت مشيت و اذن اوست و بدون آن امكان وقوع ندارد. از امام صادق (ع) نقل شده است كه : "خلق الله المشية قبل الاشياء ثم خلق الاشياء بالمشية"[1]"خداوند پيش از آن كه جهان را بيافريند مشيت و برنامه و تدبير را آفريد، و سپس جهان را بر اساس همان مشيت خلق كرد." به عبارت ديگر كارهاي خدا در جهان بر اساس برنامه ريزي است و اين برنامه ريزي است كه تحقق و عينيت پيدا مي‌كند و در مرحله عمل نظارت مي‌كند.

قضا و قدر

"قضا" در لغت فيصله دادن است . اين كلمه در قضاوت زياد استعمال مي‌شود; براي اين كه فيصله پيدا كردن اختلافات به وسيله قضاوت است . در عين حال واژه "قضا" وقتي با "قدر" به كار مي‌رود، معناي قضاوت را ندارد. قضا در قرآن گاهي به معناي الزام و تشريع است[3]و گاهي معناي قضاوت مي‌دهد[2]و به معناي تمام شدن شرايط و علل[5]و تمام شدن نيز آمده است .[4]در قرآن اين كلمه و مشتقاتش بيشتر در نهايي كردن و قطعي ساختن به كار رفته است . (و اذا قضي أمرا فانما يقول له كن فيكون )[6]"و چون خداوند به كاري اراده فرمايد فقط مي‌گويد موجود باش،
[1]صدوق، التوحيد، ص 339، حديث 8 .
[2]سوره اسراء (17)، آيه 23 .
[3]سوره غافر (40)، آيه 20 .
[4]سوره بقره (2)، آيه 117) .
[5]سوره قصص (28)، آيه 29 .
[6]سوره بقره (2)، آيه 117) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :152

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 153

پس موجود مي‌شود." (... و لولا كلمة سبقت من ربك لقضي بينهم ...)[1]"و اگر وعده اي از جانب پروردگار پيشي نگرفته بود، قطعا ميان آنان داوري شده بود." قضاي الهي به معناي قطعي شدن امري از سوي خداوند است . و همه چيز عالم حتي اعمال انسانها را شامل مي‌شود. "قدر" اندازه گيري يا سنجش است . قدر الهي به معناي نسبت حدود اشيا با ذات باري تعالي است . (و خلق كل شئ فقدره تقديرا).[2]در روايتي از امام كاظم (ع) نقل شده است كه فرمود: "قدر" تقدير چيزي در طول و عرض آن است، و "قضاء" امضا و حكم قطعي است .[3]تفاوت تقدير با قضا در اين است كه تقدير برنامه ريزي و تهيه مقدمات است، و قضا علت تام پديد آمدن اشيا است . "قدر" برنامه ريزي و اندازه گيري كار، و "قضا" حتميت آن را مي‌رساند. چنين اندازه گيري شامل همه چيز[7]و پديده هاي خاص مانند خورشيد،[6]ماه،[5]نزول باران[4]و... است و شامل افعال انسان و حوادث عالم نيز مي‌شود. تقدير اندازه گيري هر چيزي است كه خدا براي آنها در نظر گرفته و اندازه داراي مقدماتي است، و بنابراين با تغيير آنها اندازه نيز ممكن است تغيير كند. مثلا صدقه، دعا، احسان و صله رحم موجب تغييراتي در تقديرات مي‌شود. رتبه تقدير پيش از قضا است . هركاري اول بررسي و اندازه گيري مي‌شود و سپس مورد تصميم گيري نهايي قرار مي‌گيرد. قضا و قدر همان گونه كه در روايات آمده، راهي تاريك و درياي عميقي است كه نبايد چندان در آن غور كرد. شيخ صدوق (ره) در روايتي آورده است : "مردي نزد امام علي (ع) آمد و از آن حضرت درباره قدر پرسيد. امام جواب داد: قدر درياي
[1]سوره هود (11)، آيه 110) .
[2]سوره فرقان (25)، آيه 2 ; "و هر چيزي را بيافريد و آن را اندازه نهاد، اندازه اي درست و تمام ."
[3]كليني، كافي، ج 1، ص 150، حديث 1) .
[4]سوره قمر (54)، آيه 49 .
[5]سوره يس (36)، آيه 38 .
[6]سوره يس (36)، آيه 39 .
[7]سوره مؤمنون (23)، آيه 18) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :153

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 154

ژرفي است ; وارد آن نشو. مجددا پرسيد و امام جواب داد: راه تاريكي است ; در آن طي طريق نكن . بار سوم پرسيد، امام پاسخ داد: راز خداست، خود را در آن به زحمت نينداز".[1]البته درك و توان و دريافت انسانها متفاوت است . چه بسا كساني كه توان هضم درست مسائل را ندارند، به جاي اين كه به حقيقت برسند، شبهات ديگري براي آنها ايجاد مي‌شود; لذا حضرت مي‌فرمايد: اين درياي ژرف است، تاريك است، راز است . اما با رسوخ در علم، افرادي مي‌توانند به ابعادي از قدر الهي پي ببرند، لذا امام در همين روايت يادشده پرسش هايي مي‌كند و سؤال كننده را به گوشه هايي از معناي آن آشنا مي‌سازد. اجمالا اين را مي‌توان گفت كه خداوند براي بندگانش پيشاپيش بر اساس مشيت خود برنامه اي تدارك ديده است كه قدر نام دارد. او انسانها را آفريده و به تناسب روح و جسم آنان، برايشان مقدراتي وضع كرده كه چه بكنند و چگونه خود را اداره كنند و تأمين نمايند و بدانند كه از دايره اراده الهي هيچ گاه بيرون نيستند و نخواهند شد. از امام سجاد(ع) روايت شده است : "قدر و عمل، به منزله روح و جسم است و هر يك ديگري را تكميل مي‌كند. عمل بدون قدر همانند جسد بدون روح است، و قدر بدون عمل همانند روح بي جسد مي‌باشد كه احساسي ندارد. وقتي اين دو با هم جمع شدند مناسب خواهند شد. عمل بدون قدر ممكن نيست و قدر بدون عمل نيز. اگر قدر با عمل همراه نباشد، خالق از مخلوق شناخته نمي شود و قدر قابل احساس نيست . و اگر عمل بر وفق قدر نباشد محقق نمي شود، و لذا اين دو با هم قوام مي‌يابند."[2]قضا و قدر هر يك به علم سابق الهي به اشيا مربوط است . علم الهي از آن جهت كه وجود اشيا را براي پيدايش قطعي مي‌كند قضاست، و از آن جهت كه حدود و
[1]صدوق، التوحيد، ص 365، حديث 3 .
[2]صدوق، التوحيد، ص 366 و 367، حديث 4 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :154

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 155

اندازه اشيا را معين مي‌كند قدر است . طبق اين معنا بايد هر آنچه در عالم اتفاق مي‌افتد اتفاق بيفتد و گريزناپذير است . و اعمال و افعال انسان هم از اين امر مستثنا نيستند، و بنابراين چنين شايبه اي پيش مي‌آيد كه انسانها مجبورند و از خود اراده اي ندارند. در كتاب كافي آورده شده است كه روزي امام علي (ع) پس از بازگشت از جنگ صفين در كوفه نشسته بود، پيرمردي روبروي آن حضرت نشست و پرسيد: آيا رفتن ما به شام با قضا و قدر الهي بود؟ امام جواب داد: اي پير! هيچ دره اي را پايين نرفتيد و هيچ تپه اي را بالا نرفتيد، مگر به قضا و قدر خدا. - رنجي را كه متحمل شده ام به حساب خدا مي‌گذارم . - آري اي شيخ ! به خدا سوگند كه خدا پاداش كارتان را با عظمت خواهد داد و شما در هيچ يك از اعمالي كه انجام داديد مجبور و مضطر نبوديد. - چگونه ممكن است در كار ما اكراه و اضطراري نباشد در حالي كه با قضا و قدر الهي اين مسير را طي مي‌كنيم ؟ - آيا تصور مي‌كني كه اين قضايي حتمي است و قدري ضروري است ؟ اگر چنين باشد ثواب و عقاب و امر و نهي و بازداشتن از سوي خدا لغو خواهد بود و وعده و وعيد بي معنا مي‌شود; گناهكار نبايد سرزنش شود و نيكوكار نبايد ستايش گردد; و در اين صورت گناهكار به احسان شدن اولويت دارد، و نيكوكار به عذاب . در حالي كه اينها سخن بت پرستان و دشمنان خدا و حزب شيطان و جبريه اين امت است . خداوند بندگان را همراه با اختيار آنها مكلف كرده، و با هشدار نهي كرده است . در برابر كم زياد مي‌دهد. از راه مغلوب شدن، معصيت نمي شود و با اكراه اطاعت نمي گردد. مالكي نيست كه كارهايش را به ديگران تفويض كند. او آسمانها و زمين را بيهوده نيافريده و پيامبران را براي بشارت و انذار، بيهوده مبعوث نكرده است . اين گمان كساني است كه كافر شدند.[1]
[1]كليني، كافي، ج 1، ص 155، حديث 1) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :155

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست