بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 206

خوشرو، خوشخو و نرم بود، و خشن، درشتخو، سبكسر، فحاش و عيبجو نبود. خود را از سه چيز دور مي‌داشت : جدال، پرحرفي و گفتن مطالب بي فايده .[1]آن حضرت با فقيران نشست و برخاست مي‌كرد، با آنان هم سفره مي‌شد، و با دست خود به آنان غذا مي‌داد.[2]اگر سه روز يكي از اصحاب خود را نمي ديد از حال وي جويا مي‌شد. اگر در مسافرت بود در حقش دعا مي‌كرد و اگر در منزل بود به ديدارش، و اگر بيمار بود به عيادتش مي‌رفت .[3]پيامبر6هنگامي كه معاذبن جبل را به يمن فرستاد، اموري را به وي سفارش فرمود. از جمله اين كه مبادا مسلماني را دشنام دهي .[4]در خطبه حجة الوداع خطاب به مردم فرمود: چنان كه اين ايام (ايام حج) و اين شهر مكه محترم است، خون و عرض و آبروي شما محترم است . حق ريختن خون و هتك آبروي يكديگر را نداريد; تا آنگاه كه به ديدار خداوند نايل شويد.[5]

نظافت و آراستگي

پيامبر6به نظافت و پاكيزگي اهتمامي ويژه داشت . عادتش اين بود كه به آينه نگاه مي‌كرد، موي سرش را شانه مي‌زد و چه بسا اين كار را در برابر آب انجام مي‌داد و موي سر خود را منظم مي‌كرد. نه تنها براي خانواده خود بلكه براي اصحابش نيز خود را مي‌آراست و مي‌فرمود: خدا دوست دارد كه وقتي بنده اش براي ديدن برادرانش از خانه بيرون مي‌رود، خود را مهيا و زينت كند.[6]هر شب سه بار مسواك مي‌زد، قبل از خواب و پس از خواب و براي عبادت و هنگام رفتن براي نماز صبح .[7]در مسافرتها چند چيز را هميشه همراه خود داشت . ظرف روغني كه با آن
[1]همان، ص 152) و 153) ; صدوق، عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 318 و 319 .
[2]مجلسي، بحارالانوار، ج 16، ص 228، حديث 34 .
[3]همان، ص 233 .
[4]حراني، تحف العقول، ص 26 .
[5]همان، ص 31 .
[6]مجلسي، بحارالانوار، ج 16، ص 249 .
[7]همان، ص 254 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :206

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 207

بدنش را روغن مالي كند، سرمه دان، قيچي، مسواك و شانه .[1]از امام صادق (ع) نقل شده كه رسول خدا6بيش از آن مقداري كه براي خوراك هزينه مي‌كرد، براي عطر خرج مي‌كرد. افراد آن حضرت را در تاريكي شب به وسيله بوي خوشي كه از وجود شريفش به مشام مي‌رسيد مي‌شناختند.[2]

اعتدال

قرآن كريم امت اسلامي را امت وسط معرفي كرده است : (و كذلك جعلناكم أمة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا)[3]"و اين چنين شما را امتي وسط قرار داديم تا گواهاني بر مردم باشيد و رسول خدا بر شما گواه باشد." امت وسط، يعني امتي معتدل و ميانه رو. امام باقر(ع) از قول رسول خدا6نقل كرده است : "هر كسي رغبت و نشاطش به عبادت طبق سنت من باشد هدايت شده است، و اگر مخالف سنت من باشد گمراه شده و عملش تباه خواهد شد. اي مردم ! بدانيد من نماز مي‌خوانم و مي‌خوابم، روزه مي‌گيرم و افطار مي‌كنم، مي‌خندم و گريه مي‌كنم ; پس هر كس از راه روشن من روي بگرداند از من نيست ."[4]آن حضرت از عظمت و مقام معنوي وصف ناشدني برخوردار بود، به او وحي مي‌شد و در تبليغ دين خدا جدي بود و هيچ ملاحظه اي نداشت ; اما در معاشرت با مردم خيلي متواضع بود و گاهي نيز با اصحاب خود شوخي مي‌كرد. امام صادق (ع) درباره رسول خدا6مي‌فرمايد: "رسول خدا6شوخي مي‌كرد و جز حق نمي گفت ."[5]نقل است كه عربي باديه نشين براي آن حضرت هديه آورد و همانجا به حضرت عرض كرد: پول هديه ما را بپرداز! پيامبر6خنديد; و براي آن حضرت اين ماجرا به قدري جالب بود كه وقتي اندوهگين مي‌شد مي‌فرمود: آن اعرابي كجاست ؟ كاش پيش ما مي‌آمد.[6]
[1]همان، ص 250 .
[2]همان، ص 248 .
[3]سوره بقره (2)، آيه 143) .
[4]كليني، كافي، ج 2، ص 85، حديث 1) .
[5]نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، باب 66 از احكام عشرة، ج 8، ص 408، حديث 2 .
[6]حر عاملي، وسائل الشيعة، باب 80 از احكام عشرة، حديث 1، ج 12، ص 112) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :207

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 208

برخورد با دشمن

از امام صادق (ع) نقل شده است كه هرگاه رسول خدا6تصميم مي‌گرفت لشگري را براي جهاد گسيل دارد، عموم لشگر و خصوصا فرماندهان را به تقوا و ترس از خدا سفارش مي‌كرد و مي‌فرمود: "به نام خدا و در راه خدا با كافران بجنگيد، به آنان مكر نورزيد، خيانت نكنيد، بيني كشته ها را نبريد، كودكان را و كساني را كه در كوهها (ديرها) به عبادت مشغولند نكشيد، درختان خرما را آتش نزنيد و هيچ درخت ميوه داري را قطع نكنيد، زراعتي را آتش نزنيد... هيچ حيوان حلال گوشتي را پي نكنيد."[1]پيامبراسلام6از بي ايماني قومش به شدت اندوهگين بود تا خدايش فرمود: (فلعلك باخع نفسك علي آثارهم ان لم يؤمنوا بهذا الحديث أسفا)[2]"گويي اگر به اين سخن ايمان نياورند تو جان خود را از اندوه در پيگيري كارشان تباه كني ." در فتح مكه رو به قريش كرد و فرمود: فكر مي‌كنيد با شما چه رفتاري خواهم داشت ؟ آنان گفتند: ما جز نيكي از تو سراغ نداريم و جز نيكي گماني به تو نمي بريم . تو برادري مهربان و كريم و فرزند برادري كريم هستي ! سپس پيامبر6فرمود: برويد كه همه شما آزاديد.[3]

زهد و ساده زيستي

از علي (ع) نقل است كه زيرانداز پيامبر6عبايش بود. متكايش هم پوستي بود كه داخل آن به جاي پشم و پنبه، برگ خرما قرار داده شده بود. نيز از او روايت است : شبي عباي پيامبر6و يا چيز ديگري را چند لايه كردند و زير آن حضرت انداختند، براي اين كه وقتي مي‌خواهد بخوابد جايش نرم باشد و پهلو و كمرش صدمه نبيند. صبح كه شد حضرت فرمود: اين فراش نرمي كه امشب براي من مهيا
[1]كليني، كافي، ج 5، ص 29، حديث 8 .
[2]سوره كهف (18)، آيه 6 .
[3]مسعودي، مروج الذهب، ج 2، ص 297 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :208

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 209

كردند مرا از نماز شب بازداشت . و آنگاه دستور داد تا آن را به صورت يك لا كنند تا آن حضرت احساس راحتي نداشته باشد.[1]امام باقر(ع) درباره پيامبر6فرمود: "رسول الله هيچ درهم و ديناري و عبد و كنيزي را به ارث، و هيچ گوسفند و شتري را بر جاي نگذاشت . موقعي كه رحلت كرد، زره آن حضرت نزد يك يهودي به خاطر بيست صاع جو كه براي خرجي خانواده اش گرفته بود گرو بود."[2]و نيز از علي (ع) نقل شده كه پيامبراسلام6تا زنده بود سه روز از نان گندم خود را سير نكرد.[3]امام باقر(ع) از قول آن حضرت نقل كرده است كه از پنج خصلت دست بردار نيستم : غذا خوردن با بردگان در روي زمين، سوار شدن بر الاغ كه تنها پلاسي برگرده دارد، دوشيدن بز، پوشيدن جامه پشمين و سلام كردن به كودكان .[4]

معجزه پيامبراسلام6

همان طور كه پيشتر گفتيم هر پيامبري براي اثبات نبوت و حقانيت خود، معجزه اي داشته است . پيامبراكرم6از آن جهت كه خاتم انبياست، بايد معجزه اي به تناسب خاتميت خود ارائه مي‌داد كه تا پايان عالم، اين معجزه ماندگار و اثبات كننده حقانيت آيين و نبوت او باشد; و چنين نيز كرد. در عصري كه عرب به شيوايي گفتارش مي‌باليد و قبايل مختلف در عرصه فصاحت و بلاغت، در شعر و گفتار به رقابت مي‌پرداختند، و در همان دوره اي كه عرب جاهلي با افتخار معلقات هفتگانه[5]را به ديوار كعبه آويزان كرده بود، و در
[1]مجلسي، بحارالانوار، ج 16، ص 217، حديث 5 .
[2]همان، ص 219، حديث 8 .
[3]همان، ص 220، حديث 15) .
[4]همان، ص 215، حديث 2 ; و ص 220، حديث 11) .
[5]نام هفت قصيده از شاعران عرب است كه به رسم تفاخر به ديوار كعبه آويزان كرده بودند تا واردان آنها را تماشا كنند.نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :209

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 210

شرايطي كه نبوغ آنان در اين زمينه فوق العاده رشد كرده بود و گمان مي‌كردند هنرآفريني در اين موضوع به بالاترين حد خود رسيده است، پيامبر بدون هيچ سابقه اي در فصاحت و بلاغت و خواندن و نوشتن سخناني را عرضه كرد كه همگان را در بهت و حيرت فرو برد. به گونه اي كه جاذبه و كشش آن قابل انكار نبود. اين سخنان آن چنان شيوا و نافذ بود كه بي اختيار افراد تحت تأثير آن قرار مي‌گرفتند. نظم و آهنگ، تمثيل و كنايه، تشبيهات و استعارات و ايجازگويي در آن موج مي‌زد; اما نخوت و غرور و عصبيت جاهلي عده اي از آنان اجازه نمي داد تا تسليم آن شوند. گاهي مي‌گفتند شعر،[2]و گاهي اظهار مي‌داشتند سحر است .[1]عده اي آن را افسانه دانستند،[4]و جمعي آن را سخن يك كاهن[3]پنداشتند. عده اي از ترس تأثير شگفت آن دستور مي‌دادند كه مردم گوشهاي خود را بگيرند. در همه اين گفته ها و رفتارها يك حقيقت نهفته بود; و آن اعتراف ضمني به فوق العاده بودن و برتري قرآن در عرصه فصاحت و بلاغت نسبت به همه خطبه ها و شعرهاي عصر خود بود. آن موضع گيري ها، در ضمن مخالفت، اظهار عجز از رويارويي با قرآن نيز بود. پيامبر6از آنان درخواست كرد و به مبارزه طلبيد كه اگر قبول نداريد اين گفته ها سخن خداست مانندش را بياوريد. (و ان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فأتوا بسورة من مثله و ادعوا شهداءكم من دون الله ان كنتم صادقين )[5]"اگر در آنچه بر بنده خود (محمد(ص" نازل كرده ايم شك داريد، يك سوره مانند آن را بياوريد و گواهان خود را به جز خدا بخوانيد، اگر راست مي‌گوييد." البته اين همتاطلبي در سه مرحله انجام گرفت ; در مرحله اي درخواست مبارزه نسبت به تمام قرآن،[7]در مرحله اي ديگر نسبت به ده سوره،[6]و در آخرين مرحله
[1]سوره انبيا (21)، آيه 5 .
[2]سوره سباء (34)، آيه 43 .
[3]سوره انعام (6) آيه 25 .
[4]سوره طور (52)، آيه 29 ; سوره حاقه (69)، آيه 42 .
[5]سوره بقره (2)، آيه 23 ; و نيز ر.ك : سوره يونس (10)، آيه 38 .
[6]سوره اسراء (17)، آيه 88 .
[7]سوره هود (11)، آيه 13) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :210

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 211

نسبت به يك سوره[2]يا آوردن كلامي مشابه .[1]خيلي ها به فكر معارضه افتادند. چه بسا در خلوت با خود انديشيدند كه چيزهايي را سرهم بندي كنند و چنان هم كردند، اما وقتي با قرآن مقايسه مي‌كردند جرأت اعلام نداشتند. عده اي كه به خود جرأت دادند تا معارضه خود را علني كنند، آنچه ساختند و عرضه كردند هيچ گاه نتوانست كاري از پيش ببرد و ناتواني آنان را از رويارويي در برابر قرآن آشكار كرد. قرآن پيشاپيش اين تعجيز را بدين گونه اعلام داشته است : (قل لئن اجتمعت الانس و الجن علي أن يأتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيرا)[3]"بگو: اگر انس و جن متحد شوند كه مانند اين قرآن كتابي بياورند، هرگز نمي توانند; هرچند همه پشتيبان يكديگر باشند." آنچه مخالفان پيامبر6دنبال مي‌كردند، ظاهرا امر فصاحت و بلاغت قرآن بود و در اين زمينه شكست خوردند. بي گمان آنچه قرآن را به عنوان كتاب آسماني برتر و برجسته كرده، محتواي ماندگار و كارساز او براي بشريت است . و از اين رو اعجاز قرآن منحصر در جنبه هاي ادبي آن نيست . در قرآن اخبار غيبي فراواني مطرح شده و از حوادث آينده خبر داده شده است . قصه هاي گذشتگان اعم از انبيا و شخصيت هاي تاريخي همانند لقمان، فرعون، نمرود و ملكه سبا بازگو شده است . از تصميماتي كه مخالفان پيامبر6مي‌گرفتند پرده برداشته مي‌شد; مثل آنچه در دارالندوه درباره قتل و يا تبعيد پيامبر6اتفاق افتاد: (و اذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوك أو يقتلوك أو يخرجوك ).[4]و نيز محفل منافقان كه در آن بر ضد پيامبر6تصميم گيري مي‌شد: (اذ يبيتون ما لا يرضي من القول ).[6]همچنين قرآن از پيروزي قريب الوقوع روميان بر ايرانيان خبر داد.[5]اين پيشگويي زماني بود كه پيامبر يار و ياوري نداشت و چنين پيشگويي با جار و
[1]سوره بقره (2)، آيه 23 .
[2]سوره طور (52)، آيه 34 .
[3]سوره اسراء (17)، آيه 88 .
[4]سوره انفال (8)، آيه 30 .
[5]سوره نساء (4)، آيه 108) .
[6]سوره روم (30)، آيات 1) - 6 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :211

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 212

جنجال تبليغاتي شديدي مواجه مي‌شد و ظاهرا حربه اي بر ضد پيامبر بود. وجود خبرهايي از واقعيت هاي علمي عالم كه صدها سال بعد بشر به آنها پي برد، نيز از جمله ويژگي هاي اعجاز قرآن كريم است . زماني قرآن از حقايقي سخن مي‌گفت كه ابزار علمي براي اثبات آنها وجود نداشت . مثل حركت زمين،[1]بادهاي باروركننده ابرها،[4]چگونگي تشكيل ابر،[3]وجود توده هاي يخي در آسمانها،[2]حركت اجرام آسماني در مداري معين[7]و زوجيت اشياء[6]و گياهان[5]همه و همه حاكي از واقعيتي انكارناپذير است ; و آن اين است كه قرآن كتاب ساخته بشر و در رديف كتابهاي معمولي نيست .

قرآن و اسلوب آن

روشي كه در قرآن به كار رفته، در انتخاب كلمات، جمله سازي ها، رعايت لفظ با موضوع، ايجاز و اطناب، روشي بديع است ; نه سابقه دارد و نه لاحقه . حتي سخنان خود پيامبر6از نظر سبك و اسلوب با قرآن تفاوتي اساسي دارد. سبك آن هم بشارت است هم انذار، هم پند است و هم قانونگذاري . گاهي روش پند را انتخاب مي‌كند و زماني طريق استدلال را برمي گزيند، گاهي چنان تند و تيز سخن مي‌گويد كه گويي شلاق مي‌زند، و گاهي دست نوازش مي‌كشد و آرامش مي‌دهد. و با هر مخاطبي به فراخور حالش سخن مي‌گويد. حفظ اسلوب قرآن در طول بيست و سه سال، آن هم در شرايطي مختلف و در بيان موضوعات متنوع، نشان مي‌دهد كه منشاء و پديد آورنده آن حكيم و عالم مطلق
[1]سوره نباء (78)، آيه 6 .
[2]سوره حجر (15)، آيه 22 .
[3]سوره روم (30)، آيه 48 .
[4]سوره نور (24)، آيه 43 .
[5]سوره يونس (10)، آيه 5 ; سوره يس (36)، آيه 40 .
[6]سوره رعد (13)، آيه 3 ; سوره ذاريات (51)، آيه 49 .
[7]سوره طه (20)، آيه 53 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :212

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 213

است و فراتر از كار بشر است . عرب در آن روزگار به اسلوب هاي مختلف كلام آشنا بود. زيبايي هاي يك سخن را خوب مي‌شناخت . اگر در قرآن يك مورد از ابتذال در سبك سراغ داشت، يقينا آن را به رخ مي‌كشيد و برجسته مي‌كرد; چرا كه آنان از هر وسيله اي براي مقابله با پيامبر6استفاده مي‌كردند. وليد بن مغيره كه سخن شناس عصر خود بود در انجمن قريش راجع به قرآن چنين گفت : به خدا سوگند كلامي كه از محمد شنيدم شباهتي به كلام هيچ انسان و جني ندارد. سخنش برتري و زيبايي ويژه اي دارد. شاخسارش پر ميوه و دامنه اش ريشه هاي فراوان و پر بركتي دارد. گفتاري برجسته است و هيچ سخني از آن برجسته تر نيست . و برتر از آن است كه بتوان با آن به معارضه پرداخت .[1]مهمتر اين كه تعليمات عرضه شده با اين قالب و اسلوب، از آسمانها و افلاك و كرات آسماني تا موجودات زميني، از اعماق درياها و امور كشتيراني تا پديده هاي جوي و بارش باران و برف و وزش بادها، از شگفتي هاي جهان جانوران تا عجايب رويش گياهان و پديد آمدن چشمه ها و باغ ها، از رموز خلقت انسان تا پيدايش كوهها و بالاخره از اخلاق تا اقتصاد و جامعه، از معنويات و ماديات، ماهيت گروههاي مختلف اجتماعي، آينده جهان و بشريت و هزاران موضوع ريز و درشت، در آن گرد آمده است و هرچه زمان بگذرد موضوعات جديدتري از آن استنباط مي‌شود.

متواتر و قطعي بودن نص قرآن

در ميان تمام مسلمانان اجماع است كه قرآن زبان به زبان و سينه به سينه با تواتر از پيامبراكرم6رسيده و از هر تصرف و دستبردي مصون مانده است . بزرگان شيعه از شيخ صدوق و شيخ مفيد و شيخ طوسي و سيد مرتضي و طبرسي گرفته تا دانشمندان معاصر همگي و به نمايندگي علماي شيعه اعلام كرده اند كه قرآن كنوني
[1]طبرسي، مجمع البيان، ج 5، ص 387، ذيل آيه 11، از سوره مدثر.نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :213

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست