بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 242

اولياءالله به تناسب تعالي روحي آنان در علم و قدرت نفساني و ارتباطي كه با خداوند دارند، وجود دارد. زيرا معجزات انبيا و ائمه (ع) و كرامات اولياءالله، نوعي تصرف در تكوين است ; گرچه آنان آن امور را در طول مشيت الهي و با اذن او به انجام مي‌رسانند. زنده شدن پرندگان به امر ابراهيم (ع)،[1]اژدها شدن عصاي موسي (ع)،[2]ساختن پرنده از گل و دميدن در آن و زنده شدن مردگان از سوي عيسي (ع)،[4]احضار تخت ملكه سبا در يك لحظه از سوي آصف بن برخيا،[3]نمونه هايي از ولايت تكويني است كه در قرآن از آنها ذكري به ميان آمده است . ولايت تشريعي، حق تشريع احكام الهي براي مردم - و به تعبير ديگر قانون گذاري - است كه اين حق اولا و بالذات متعلق به خداوند است ; و از طرف خدا به پيامبر6و سپس ائمه (ع) تفويض شده است . در روايتي حضرت امام رضا(ع) در تفسير اولي الامر[5]به آل محمد(ع) مي‌فرمايد: "اينان همان كساني هستند كه از قرآن، احكام خدا را استنباط مي‌كنند و حلال و حرام خدا را مي‌شناسند."[6]در روايت ديگري منزلت آنان منزلت انبيا قلمداد شده، غير از اين كه ائمه (ع) (از پيش خود) حكم حلال و حرام صادر نمي كنند.[7]ولايت تكويني و تشريعي اجمالا براي ائمه (ع) ثابت است ;[8]البته اختيارات آنان در اين مورد در شعاع احكام الهي است و ولايت آنان برخاسته از ولايت خداوند است . اين نكته نيز بر اهل فن پوشيده نيست كه ثبوت ولايت تشريعي براي ائمه (ع) هيچ گاه با خاتميت دين اسلام در تعارض نمي باشد. زيرا اولا: ثبوت اين ولايت، مصرح در بطن دين اسلام و مستفاد از آيات قرآن كريم و سخنان پيامبراكرم6
[1]سوره بقره (2)، آيه 260 .
[2]سوره اعراف (7)، آيه 107) .
[3]سوره آل عمران (3)، آيه 49 .
[4]سوره نمل (27)، آيه 40 .
[5]سوره نساء (4)، آيه 83 .
[6]حويزي، نور الثقلين، ج 1، ص 523، حديث 429 .
[7]همان، ج 1، ص 500، حديث 334 .
[8]براي تفصيل، ر.ك : دراسات في ولاية الفقيه، ج 1، ص 74 - 76 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :242

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 243

- از جمله در حديث متواتر ثقلين -[1]است . و ثانيا: بنابر تصريح امامان معصوم (ع) حديث آنان، حديث پيامبر و متصل به كلام خداي متعال است ; چنان كه هشام بن سالم و حمادبن عثمان و چند تن ديگر از امام صادق (ع) روايت كرده اند كه مي‌فرمود: "حديث من حديث پدرم، و حديث پدرم حديث جدم، و حديث جدم حديث حسين، و حديث حسين حديث حسن، و حديث حسن حديث اميرالمؤمنين، و حديث اميرالمؤمنين حديث رسول خدا، و حديث رسول خدا گفتار خداوند عزوجل مي‌باشد."[2]از اين رو نقش اهل بيت انتقال گفته هاي پيامبر، تفسير قرآن، ايستادگي در برابر انحرافها، اسوه قرار گرفتن و تجسم بخشيدن به تعاليم و تشريح و تفصيل جزئيات سنت مي‌باشد. چنان كه پيامبراكرم6انتقال كلام و وحي الهي و تبيين آن براي مردم را برعهده داشت : (و ما ينطق عن الهوي ‌ ان هو الا وحي يوحي )[3]"و او از روي هوا[ي نفس ] سخن نمي گويد; و آنچه مي‌گويد جز وحي نيست ." (و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم )[4]"و ما قرآن را به سوي تو فرو فرستاديم تا آنچه را كه به سوي مردم نازل شده است براي آنها تبيين نمايي ." و با توجه به دارا بودن مقام عصمت، قول و فعل و تقرير آن بزرگواران حجت و مطابق با واقع مي‌باشد.

امامت امام علي (ع) در روايات

پيامبر6درباره امامت امام علي بن ابي طالب (ع) هم نص صريح دارد و هم اقدام عملي كرده است . برخورد عملي پيامبرخدا6با علي (ع) و مسؤوليت هايي كه به او داد به گونه اي بوده كه او را شخصيتي ممتاز مي‌دانسته است . مانند عقد مؤاخاة (برادري) بين خود و علي (ع)، به ازدواج درآوردن فاطمه زهرا(س) براي او،
[1]"اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي ما ان تمسكتم بهما لن تظلوا أبدا"; "من دو چيز ارزشمند را ميان شما برجاي مي‌گذارم : كتاب خدا و عترتم را; تا زماني كه به اين دو چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهيد شد."
[2]كليني، كافي، ج 1، ص 53، حديث 14) .
[3]سوره نجم (53)، آيات 3 و 4 .
[4]سوره نحل (16)، آيه 44 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :243

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 244

قرار ندادن او زيردست هيچ كس، و بستن درهاي خانه هاي همگان به مسجد خود جز خانه علي (ع).[1]پيامبر6در مقام معرفي علي (ع) درباره آن حضرت تعابير بلندي دارد: پيشواي نيكان، آقاي مسلمانان، امام متقين، پيشواي سفيدرويان، امير دين، برادر رسول الله، پرچم هدايت، نور پيروان محمد6، اولين مسلمان، جهاد كننده براي تأويل قرآن، صديق اكبر، باب علم پيامبر6، نفس پيامبر[2]و... فضايلي است كه از زبان پيامبر6در حق علي (ع) گفته شده است . اين تعبيرها اگر صراحت درباره امامت علي (ع) نداشته باشند، حداقل كاشف از شايستگي هاي بسياري براي آن حضرت هستند.[3]اميرمؤمنان (ع) نيز در احتجاج با اعضاي شوراي شش نفره تعيين شده از سوي عمر براي تعيين خليفه، موقعيت خود را برمي شمارد و از حاضران نيز اعتراف مي‌گيرد.[4]از جمله برادري خود با رسول خدا6، داشتن برادري چون جعفر طيار (رضوان الله عليه)، عمويي مثل حمزه (رضوان الله عليه)، پرچمدار رسول خدا6، هلاك كننده مشركان، جانشين رسول خدا6در مدينه هنگام غزوه تبوك، جان دادن پيامبر6در دامان او و غسل و كفن كردن آن حضرت با همكاري ملائكه، قصه خيبر و فرار ديگران، پايداري در جنگ هاي احد، خندق و مقابله با عمرو بن عبدود، و كسي كه آيات (و السابقون السابقون )[7]مباهله،[6]ولايت[5]و
[1]طبرسي، اعلام الوري باعلام الهدي، باب 2 از ركن 2، ج 1، ص 315 - 321 ; و باب 4، ص 362 - 364 .
[2]سيد شرف الدين، المراجعات، ص 240 - 254 ; مظفر، دلايل الصدق، ج 2، ص 349 - 494 .
[3]سيد شرف الدين، المراجعات، ص 256 .
[4]طبري، ابن رستم، المسترشد، ص 332 - 364 ; طبرسي، اعلام الوري باعلام الهدي ، ج 1، ص 360 - 373 ; عسقلاني، الصواعق المحرقة، ص 120) .
[5]سوره واقعه (56)، آيه 10) .
[6](فمن حاجك فيه من بعد ما جأك من العلم فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم و نساءنا و نساءكم و أنفسنا و أنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علي الكذبين )، سوره آل عمران (3)، آيه 61 .
[7](انما وليكم الله و رسوله والذين ءامنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكاة و هم راكعون )، سوره مائده (5)، آيه 55 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :244

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 245

آيه (أجعلتم سقاية الحاج و عمارة المسجد الحرام كمن آمن بالله واليوم الاخر و جاهد في سبيل الله )[1]در شأن او نازل شده است و... . رديف كردن اين فضايل در آن جلسه سرنوشت ساز صرفا يادآوري گذشته و داستان سرايي نبوده است ; بلكه براي زنده كردن امري مغفول و فراموش شده و تصاحب شده بوده و آن همانا امامت و زمامداري مسلمين است . در نهج البلاغه آمده است كه شخصي به حضرت علي (ع) در مقام اعتراض گفت : چقدر حريص حكومت هستي ؟ حضرت پس از توضيح هايي در مورد شايستگي ها و تفاوت خود با ديگران، فرمود: "من دنبال حقي بودم كه براي من بود."[2]در جاي ديگري فرمود: "اري تراثي نهبا"[3]"حق خود را به غارت رفته مي‌بينم"; و يا فرمود: "مي دانيد كه شايسته ترين مردم نسبت به امر خلافت من هستم ."[4]و يا فرمود: "جايگاه من نسبت به خلافت همان جايگاهي است كه قطب نسبت به سنگ آسياب دارد."[5]

پيش بيني پيامبر6

ظاهرا قابل پيش بيني بود كه قريش زير بار امامت و خلافت علي (ع) نروند. پيامبر6نيز از اين امر آگاه بود و نگراني خود را از آن پنهان نمي كرد. شواهد تاريخي نشان مي‌دهد كه پيامبر6در مناسبت هاي مختلف درباره آن اظهارنظر كرده و تلاش كرده است ولايت و امامت علي (ع) را تحكيم نمايد. پس از خروج عايشه بر ضد امام علي (ع) در جنگ جمل، ام سلمه در اعتراض به وي قضايايي را براي او گوشزد كرد. از جمله به عايشه گفت : يادت هست در مسافرتي كه من و تو همراه پيامبر6بوديم ... پدرت و عمر به رسول خدا6عرض كردند: نمي دانيم تا چه زماني در قيد حيات هستي، اگر ممكن است جانشين خود را معرفي كن ;
[1]سوره توبه (9)، آيه 19) .
[2]سيد رضي، نهج البلاغه، خطبه 172، ص 246 .
[3]همان، خطبه 3، ص 48 .
[4]همان، خطبه 74، ص 102) .
[5]همان، خطبه 3، ص 48 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :245

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 246

حضرت فرمود: آري من جاي او را مي‌دانم و اگر اين كار را بكنم از او فاصله مي‌گيريد، همان گونه كه بني اسرائيل از هارون فاصله گرفتند. آن دو ساكت شدند و بيرون رفتند. ما دو نفر مانديم ... از رسول خدا6پرسيدي چه كسي را جانشين خود قرار مي‌دهي ؟ فرمودند: "آن كه مشغول پينه زدن به كفش است ." نگاه كرديم جز علي (ع) كسي نبود. عرض كردي يا رسول الله6به غير از علي (ع) كسي را نمي بينيم . حضرت فرمود: هم اوست .[1]

نگراني پيامبر6از عصبيت جاهلي

تعصبات قبيلگي در جامعه قبايلي جزيرة العرب ريشه دار بود و پيامبر6به رغم مبارزه اي طولاني براي ريشه كن كردن آن و به دست آوردن موفقيت هايي در آن زمينه، همچنان از آن نگران بود. هر سياستمدار هوشمندي مي‌توانست حدس بزند كه اگر پيامبر6جواني سي و سه ساله را براي پيشوايي مسلمين براي پس از خود تعيين كند، چه غوغايي برپا خواهد شد، و چه كينه ها و نفرتهايي بروز خواهد كرد; جواني با سابقه و فضايل استثنايي كه طبعا حسادت افرادي را برمي انگيخت . نگراني پيامبر6در حدي بود كه مي‌دانست اگر موضوع جانشيني را مطرح كند زحمت هايش هدر مي‌رود، اما خداوند پيامبر را دلداري داد كه او را حفظ خواهد كرد: (والله يعصمك من الناس )[2]"و خدا تو را از گزند مردم نگاه مي‌دارد." بر فرض نگذارند خلافت ظاهري به دست اهلش بيفتد، اما كانون نور و معرفتي كه متصل به مركز وحي و رسالت بود خاموش نمي شود. معارف الهي، تفسير قرآن و پاسخگويي به شبهات از سوي خاندان پيامبر به همه جا مي‌رسد و تشنگان حقيقت را سيراب مي‌سازد. علي (ع) و فرزندانش چند صباحي خلافت ظاهري را عهده دار مي‌شدند يا
[1]ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 218، شرح خطبه 79 ; و مراجعه شود به سنن ابن ماجه، ج 5، ص 592، حديث 3715، باب 20 مناقب علي بن ابي طالب (ع) .
[2]سوره مائده (5)، آيه 67 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :246

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 247

نمي شدند، به هر حال مي‌گذشت، اما آنچه مي‌ماند حق و فرهنگ غني اسلام و تشيع بود و چنين شد. آنان مي‌توانند حركت معنوي جامعه را سامان داده و به هدفهاي متعالي سوق دهند; تا در ميان بگومگوها و مذاهب ساختگي، حقيقت اسلام بماند; و اگر جز اين بود، اكمال دين و اتمام نعمت و اتمام حجت معنا نداشت .

امام علي (ع) و خلافت

امام و دوستانش سرگرم مصيبت بزرگ رحلت پيامبر6بودند كه اهل سقيفه گرد هم آمدند و براي پيامبر خليفه تعيين كردند. آنان پس از اقدام خود، در برابر هر اقدامي متفقا ايستادگي كردند و با زيركي و جوسازي و امتياز دادن به اين و آن، و ساكت كردن مخالفان صاحب نام و سركوب عده اي ديگر، توانستند زمام امور را به دست گيرند، و چنان شد كه نه علي (ع) و نه غير او نمي توانستند كاري از پيش ببرند. امام نتيجه اي هم براي اقدام و احتجاج خود نمي ديد و جز اين كه فتنه و آشوب برپا مي‌شد و كيان دين و مؤمنان را ريشه كن مي‌كرد، حاصلي به بار نمي نشست . امام (ع) در آن شرايط ترجيح داد امر خلافت را رها كند تا شر و آشوبي برپا نگردد. علي (ع) به خوبي خطرهايي كه دين اسلام را تهديد مي‌كرد مي‌شناخت . منافقان و مدعيان نبوت كه هر يك در گوشه و كنار جزيرة العرب سر برآوردند و ذهن ها را مشوش ساختند، خطرهاي جدي بودند كه در كانون اسلام حضور داشتند و هر آن براي اقدام بر ضد آن كانون لحظه شماري مي‌كردند. آري ! در چنين شرايطي اقدام علي (ع) براي امر خلافت، كلاف سر در گمي را ايجاد مي‌كرد كه به هيچ تدبيري نمي شد آن را باز كرد. امام براي حفظ حق و دين خدا در خانه نشست تا موجب شق عصاي مسلمين نشود.[1]
[1]سيد شرف الدين، المراجعات، ص 385 - 387 ; ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 21 به بعد، شرح خطبه 26 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :247

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 248

امام علي (ع) هر جا كه زمينه مساعدي وجود داشت، تلاش كرد تا معارف دين و تفسير كتاب خدا را بيان كند، و در عين حال براي برگرداندن امر خلافت و امامت به مسير خود تلاش مي‌كرد. امام كوشيد تا اجازه ندهد دين در زير غبار حكومت و انديشه هاي ناروا مدفون شود، و در عين حال تا جايي كه ممكن بود بر حق خود در امر خلافت پافشاري كرد. آن حضرت در پاسخ به ايراد خوارج كه مي‌گفتند ما قبول داريم كه تو وصي هستي ولي حق آن را به جا نياورده اي، فرمودند: "اين شما بوديد كه با مقدم داشتن ديگري بر من كافر شديد و باعث شديد كه حاكميت من خدشه دار شود... بر اوصيا لازم نيست كه دعوت كننده به خود باشند... . خداوند مي‌فرمايد: (و لله علي الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا).[1]اگر مردم حج را تعطيل كردند، بيت (تقصير ندارد و) كافر نشده و اين مردم هستند كه با اين كار خود كافر شده اند. چون خداوند كعبه را براي آنان نشانه قرار داده ; مرا هم همين طور نشانه قرار داده است، آنجا كه رسول خدا6فرمود: اي علي، تو به مانند كعبه هستي كه به سوي او مي‌آيند، نه اين كه تو به سوي آنها بروي ."[2]

دوازده امام

تعداد اوصياي پيامبر6و جانشينان معصوم آن حضرت دوازده نفرند; و بر اين عقيده، دو دسته دليل در روايات وجود دارد: دسته اي كه به صورت كلي بر وجود امام در جامعه تأكيد دارند; و از جمله روايتي كه در آن از رسول خدا6نقل شده كه زمين از حجت خالي نيست .[3]
[1]سوره آل عمران (3)، آيه 97 .
[2]طبري، ابن رستم، المسترشد، ص 387 و 394 ; ابن اثير، اسد الغابة في معرفة الصحابة، ج 4، ص 31، چاپ مصر.
[3]يا مثل اين حديث : "لايزال هذا الامر في قريش ما بقي من الناس اثنان ." صحيح مسلم، كتاب الامارة، ج 12، ص 201 ; طبري، ابن رستم، المسترشد، ص 387، ذيل رقم 130) ; و ص 394، ذيل رقم 132) .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :248

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست


صفحه 249

اين قبيل روايات دلالت مي‌كنند كه در هر زماني بايد امام به حق وجود داشته باشد، تا زمين از حجت خدا خالي نبوده و مردم با شناخت وي از جاهليت نجات يابند. دسته دوم رواياتي اند كه در آنها تعداد و هويت جانشينان و اوصياي پيامبر6معرفي شده اند. سيصد روايت درباره تعداد خلفاي پيامبر6از طرق مختلف وارد شده كه در همه اينها بر عدد دوازده تأكيد شده است . اگر اخبار ديگري برخلاف عدد ياد شده باشد، يا بايد تأويل شود و يا كنار گذاشته شود; زيرا روايات متواتر دلالت دارند كه ائمه (ع) با امام علي (ع) مجموعا دوازده نفرند. در منابع اهل سنت نيز رواياتي قريب به يك مضمون از رسول خدا6درباره دوازده تن بودن خلفاي پيامبر نقل شده است . مثل : "يكون من بعدي اثني عشر اميرا"[1]"پس از من دوازده امير خواهد بود"; و يا "لايزال هذا الامر عزيزا الي اثني عشر خليفة"[2]"اين امر همواره عزيز است تا دوازده خليفه ." منظور از دوازده نفر كساني هستند كه مستحق امر خلافت هستند. يعني شرايط امامت را از قبيل عدالت، علم و... دارا هستند.[3]در كتاب شريف اصول كافي سيزده باب درباره معرفي ائمه (ع) با نام و مشخصات آنان وجود دارد. يك باب از آن مربوط به نص بر امامت ائمه (ع) است و دوازده باب آن به معرفي يكايك امامان دوازده گانه (از حضرت علي (ع) تا حضرت مهدي (عج" توسط امام يا امامان پيشين يا از سوي پيامبر6اختصاص دارد.[4]
[1]سنن ترمذي، كتاب الفتن، باب 46، ج 4، ص 434، حديث 2223 .
[2]صحيح مسلم، كتاب الامارة، ج 12، ص 202 ; نعماني، كتاب الغيبة، ص 175) ; چاپ ديگر، ص 125، باب 6 ; طبرسي، اعلام الوري بأعلام الهدي، ج 2، ص 157) - 165) .
[3]براي تفصيل، ر.ك : دراسات في ولاية الفقيه، ج 1، ص 377 .
[4]كليني، كافي، ج 1، كتاب الحجة، ص 286 - 329 .نام کتاب :اسلام دين فطرتنویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :249

««صفحه‌اول«صفحه‌قبلیجلد :1صفحه‌بعدی»صفحه‌آخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»

فرمت PDF

شناسنامهفهرست